رویکرد رهبر انقلاب در مورد مذاکره با آمریکا و ترامپ براساس تجربه و استدلال و در یک ساختار فکری منسجم و برآمده از مبانی اصیل دینی ارائه می شود؛ به گونه ای نیست که با یک نامه نوشتن و یا بازی رسانهای و حاشیه سازی، دچار اعوجاج شود؛ از همین رو، نامه ترامپ پیش از آنکه به طور رسمی به دست رهبر انقلاب برسد، یک جواب محکم گرفت و توهمات ترامپ را تار و مار کرد!
گروه سیاسی جهان نیوز: پاسخ رهبر انقلاب به برخی حاشیه سازی ها پیرامون مذاکره با آمریکا و یا به موضوع نامه نوشتن ترامپ، به صورت منطقی و به نوعی با مدل جهاد تبیین ارائه شده است. در واقع، اینگونه نبوده است که ایشان فوراً به یک جواب «نه» بسنده کند. ایشان همواره به برخی از تجربیات گذشته اشاره کرده اند و یا با شفاف کردن موضوع، به عنوان یک عالم و رهبر دینی و سیاسی در قامت یک جهادگر عرصه تبیین نیز ظاهر شده اند.
از بیانیه الجزایر تا برجام
رهبر انقلاب، آذرماه سال 401 در دیدار با بسیجیان به دو تجربه مذاکره با آمریکا اشاره کردند و فرمودند: «در قضیهی بیانیهی الجزایر، سر قضیهی آزادی گروگانها در سال ۶۰، شما نشستید با آمریکا صحبت کردید. بنده آن وقت نمایندهی مجلس بودم ــ البته در مجلس نبودم، در جبهه بودم، اهواز بودم ــ همان وقت اینجا در تهران همین حضرات نشستند به واسطهی الجزایر و بدون رودررویی با آمریکاییها صحبت کردند ــ البته مصوبهی مجلس بود، کار غیر قانونیای نبود ــ قرارداد گذاشتند، تعهدهای متعددی گرفتند که ثروتهای ما را آزاد کنید، تحریمهای ما را بردارید، در امور داخلی کشور ما دخالت نکنید، و ما هم از این طرف گروگانها را آزاد می کنیم. گروگانها را آزاد کردیم، آیا آمریکا به آن تعهدات عمل کرد؟ آیا آمریکا تحریم را برداشت؟ آیا آمریکا ثروتهای مسدودشدهی ما را به ما پس داد؟ نه، آمریکا به تعهد عمل نمی کند؛ خیلی خب، این هم مذاکره و نشستن با آمریکا. یا در برجام؛ گفتند که [اگر] شما فعالیت صنعتی هستهای را کم کنید ــ حالا جرئت نکردند بگویند تعطیلِ تعطیل ــ به این مقدار فروکاهی کنید، ما این کارها را انجام می دهیم؛ تحریمها را برمی داریم، این کار را می کنیم، آن کار را می کنیم؛ کردند این کارها را؟ نکردند دیگر. مذاکره مشکل ما را با آمریکا حل نمی کند».
تنها در این صورت است که آمریکا با شما کاری ندارد!
رهبر انقلاب در همان دیدار با بسیجیان به این موضوع نیز پرداختند که با باج دادن های پشت سر هم و عبور از همه خطوط قرمز در مسائل اساسی، آمریکا دیگر با ما کاری ندارد! ایشان فرمودند: «امروز می گویند هستهای را تعطیل کنید ــ اول می گویند بیست درصد را تعطیل کنید، بعد می گویند پنج درصد را تعطیل کنید، بعد می گویند بساط هستهای را برچینید ــ بعد می گویند قانون اساسی را عوض کنید، بعد می گویند شورای نگهبان را بردارید؛ آمریکاییها باج می گیرند. اگر بخواهید مشکلتان با آمریکا حل بشود، باید این کار را بکنید؛ مرتب باج بدهید. آمریکا اینها را می خواهد: پشت مرزهای خودتان، خودتان را محبوس کنید، دستتان را خالی کنید، صنایع دفاعیتان را تعطیل کنید. کدام ایرانی باغیرتی حاضر است که یک چنین باجی بدهد؟ ... مذاکرهی با آمریکا مشکلی را حل نمی کند. اگر حاضرید باج بدهید، نه یک بار، نه دو بار، پشت سر هم، در همهی مسائل اساسی، و از همهی خطوط قرمزتان عبور کنید، بله، آن وقت آمریکا با شما دیگر کاری ندارد، مثل دوران پهلوی».
مذاکره با چنین دولتی، عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست
در روزهایی که ترامپ برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید، آمریکایی ها باز هم از یک طرف سیاست فشار حداکثری را دنبال کردند و از یک طرف به دنبال این بودند که ایران دوباره پای میز مذاکره بنشیند و امتیاز دهد. رهبر انقلاب در دیدار 19 بهمن امسال که با جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش بود، فرمودند: «از مذاکرهی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمی شود. دلیل: تجربه. ما در دههی ۹۰ نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم ــ البته آمریکا تنها نبود؛ چند کشور دیگر هم بودند، لکن محور آمریکا بود، عمدتاً آمریکا بود ــ دولت آن روز ما نشست مذاکره کرد، رفتند، آمدند، نشستند، برخاستند، مذاکره کردند، گفتگو کردند، خندیدند، دست دادند، رفاقت کردند، همهکار کردند، یک معاهدهای هم تشکیل شد؛ در این معاهده، طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل، اما همان معاهده را آمریکاییها عمل نکردند؛ همین شخصی که حالا الان سر کار است، این معاهده را پاره کرد؛ گفت پاره می کنم و کرد؛ عمل نکردند. قبل از این هم که او بیاید، همانهایی که این معاهده با آنها انجام گرفته بود به معاهده عمل نکردند؛ معاهده برای این بود که تحریمهای آمریکا برداشته بشود، [اما] تحریمهای آمریکا برداشته نشد. در مورد سازمان ملل هم یک استخوانی لای زخم گذاشتند که مثل تهدیدی همیشه بالای سر ایران وجود داشته باشد.... مذاکره کردیم، امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، اما نتیجهای را که مقصودمان بود به دست نیاوردیم؛ همین معاهده را هم با همهی این نقصهایی که داشت، طرف مقابل باز خراب کرد، نقض کرد، پاره کرد. با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست».
این مذاکره نیست؛ تحکم و تحمیل است
ایشان اواسط اسفندماه در دیدار با مسئولان نظام تصریح کردند که اصرار مذاکره از سوی برخی دولت های قلدر برای حل مسائل نیست: «اینکه بعضی از دولت های قلدر ــ واقعاً بنده هیچ تعبیری مناسبتر برای بعضی از شخصیتها و رؤسای خارجی، جز همین کلمهی «قلدر» سراغ ندارم ــ اصرار به مذاکره می کنند، مذاکرهی آنها برای حل مسائل نیست، برای تحکم است.... مذاکره برای آنها راهی است، مسیری است برای طرح توقعات جدید. مسئله فقط مسئلهی هستهای نیست که حالا راجع به مسائل هستهای صحبت کنند؛ توقعات جدیدی را مطرح می کنند که این توقعات جدید از طرف ایران قطعاً برآورده نخواهد شد؛ [مثلاً] راجع به امکان دفاعی کشور، راجع به تواناییهای بینالمللی کشور، که فلان کار را نکنید، فلان کس را نبینید، فلان جا نروید، فلان چیز را تولید نکنید، برد موشکتان از آن فلان قدر بیشتر نباشد! مگر کسی می تواند اینها را قبول کند؟ مذاکره برای این چیزها است و البته اسم مذاکره را هم تکرار می کنند برای اینکه حالا در افکار عمومی یک فشاری ایجاد کنند که بله، [این] طرف حاضر است برای مذاکره، شما چرا حاضر نیستید؟ [این] مذاکره نیست؛ تحکم است، تحمیل است».
وقتی می دانیم عمل نمیکند، چه مذاکرهای؟
چند روز بعد (یعنی 22 اسفند) و در دیدار با دانشجویان، رهبر انقلاب بار دیگر به موضوع مذاکره با آمریکا اشاره کردند: «اینکه رئیسجمهور آمریکا می گوید ما آماده هستیم با ایران مذاکره کنیم و به مذاکره دعوت [می کند] و ادعا می کند که نامهای فرستاده ــ که البته به ما نرسیده؛ یعنی به من نرسیده ــ به نظر من این فریب افکار عمومی دنیا است؛ این معنایش آن است که ما اهل مذاکرهایم، می خواهیم مذاکره کنیم، صلح کنیم، دعوا نباشد، ایران حاضر به مذاکره نیست. خب، ایران چرا حاضر به مذاکره نیست؟ به خودتان برگردید. ما چند سال نشستیم مذاکره کردیم، همین شخص، مذاکرهی تمامشدهی کاملشدهی امضاشده را از میز بیرون انداخت و پاره کرد؛ با این آدم چه جور می شود مذاکره کرد؟ در جواب این حرف من، عنصرِ داخلیِ مقالهنویسِ فلان روزنامه می گوید: «خب آقا! دو نفری که با همدیگر جنگ دارند و مینشینند برای صلح مذاکره می کنند، اینها هم به هم اعتماد ندارند؛ نداشتن اعتماد مانع مذاکره نیست»؛ این اشتباه است؛ همان دو نفری که برای صلح دارند مذاکره می کنند، اگر به وفای به آنچه قرارداد می شود مطمئن نباشند، مذاکره نمی کنند؛ چون می دانند کار بیهودهای است، کار مهملی است. در مذاکره باید انسان مطمئن باشد که طرف مقابل به آنچه متعهد شد عمل خواهد کرد. وقتی می دانیم عمل نمی کند، چه مذاکرهای؟ بنابراین، دعوت به مذاکره و اظهار مذاکره فریب افکار عمومی است».
براین اساس، رویکرد رهبر انقلاب در مورد مذاکره با آمریکا و ترامپ براساس تجربه و استدلال و در یک ساختار فکری منسجم و برآمده از مبانی اصیل دینی ارائه می شود؛ به گونه ای نیست که با یک نامه نوشتن و یا بازی رسانهای و حاشیه سازی، دچار اعوجاج شود؛ از همین رو، نامه ترامپ پیش از آنکه به طور رسمی به دست رهبر انقلاب برسد، یک جواب محکم گرفت و توهمات ترامپ را تار و مار کرد!