پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ - 11 Aug 2022
 
۲
۵

تعبیر عجیب شهید آوینی درباره شخصیت خودش

يکشنبه ۱۲ تير ۱۴۰۱ ساعت ۰۸:۴۰
کد مطلب: 804564
مرتضی همیشه نگران این بود که گوشه ای بماند و از جهاد فاصله بگیرد.البته سال قبل از شهادتش خیلی خسته شده بود. مدام نگران بود.
تعبیر عجیب شهید آوینی درباره شخصیت خودش
گروه فرهنگی جهان نيوز: من هر آن چه در کارهایم گفته ام و انجام داده ام، از آوینی آموخته ام، اولین باری که «روایت فتح» را دیدم، احساس کردم این مدرن ترین کاری است که در این زمینه انجام شده است. یادم هست در سال های ۶۷ به بعد، به هر کسی که می رسیدم می گفتم که بهترین فیلم ساز ایران، آوینی است، درحالی که آن زمان اصلا کسی اسم آوینی را نشنیده بود. همه فکر می کردند که او فقط مستند ساز است، ولی من واقعا باور داشتم که او بهترین فیلم ساز است. در حالی که او یک فیلم داستانی هم نساخته بود، ولی در وافقع برجسته ترین کارهای تصویری او در روایت فتح  نمود داشت.

مجموع ویژگی های او در هرکسی که باشد، طبیعتا در فضای اداری و سازمانی، حسادت آدم های ناپاک و ناپخته را بر می انگیزد. شخصیتش حسد برانگیز بود. در حالی که در تمام سازمان تلویزیون هیچ جایی را اشغال نکرده بود و اصلا جایی را هم برای خود نمی خواست، چه از طرف تلویزیون و چه از جانب مدیران ارشد فرهنگی کشور، مظلوم واقع می شد. آوینی دائما در سیر و سلوک و مدام رو به تکامل بود. مرتضی واقعا سید و شاهزاده ی طیف آدم های بود که می خواستند در وادی هنر و انقلاب و تلفیق این دو قدم بردارند. من قصد داشتم که سفری با او داشته باشم و در حین سفر مستندی درباره ی او بسازم. چون تمام لحظات و رفتارهای او در هر لحظه جذاب بود.

کاریزمای خیلی خیلی بالایی داشت که به او ابعادی جذاب می داد. مثلا وقتی حرف می زد، حرفش پِرتی نداشت و این نکتهی خیلی مهمی است. مثل امام خمینی؛ انسان وقتی دوربین را مقابل امام روشن می کند، همه ی حرکات و رفتارهای او قابل دریافت و الگو گرفتن بود.این تعبیر را خیلی جاها به کار برده ام و دوباره می گویم که آوینی مدل کوچک شده و کپی برابر اصل امام خمینی بود.

از سوی دیگر ویژگی های رفتاری و اخلاقی خاصی هم داشت که شما مثلا در خیلی از هنرمندان و مدیران فرهنگی نمی بینید. اولا همه را جذب می کرد. هر کس با هر تیپی و منشی اگر عناد نداشت و حتی اگر نظر مخالف داشت می پذیرفت و شاید ساعت ها به صورت صمیمی با او گفتگو می‌کرد و پاسخ سوال شان را می داد.

او واقعا هدف شناس بود. تمرکز فئق العاده ای روز مسائل داشت و پیچ و خم های مسائل را که برای خیلی از ما مجهول بود می فهمید. گاهی که حرف می زدیم، جواب خیلی از سوالاتم را پیش از طرح سوال می گرفتم و گاهی خیلی  سوالات بود که از خیلی ها می پرسیدم، اما می‌دیدم که تنها مرتضی بهترین پاسخ را داده است.

آوینی علائم راه را به ما نشان می داد و روشنایی ایجاد می کرد، چون فرزند زمان خویش شده بود و زمان را خوب شناخته بود.

جستجوگری ها او را در مسائل و پی گیری هایش را در هیچ آدمی ندیدم من خیلی از او استفاده کردم و پنج، شش سال قبل از شهادتش قدرش را فهمیدم. مثلا او را در تحلیل غرب قدرت بالایی داشت و غرب شناسی او تعارفی و شعاری نبود، چون خودش از مسیر این تمدن گذر کرده بود. به همین دلیل پیچ های تاریک تاریخ را می شناخت و می دانست چگونه باید روی این پیچ ها نور انداخت تا آگاهی و روشنایی ایجاد گردد.

واقعا پر کار و فعال بود و تنها آینده را می دید. از بیست و چهار ساعت روز، بیست ساعتش را مشغول کار بود. من همیشه عجب می کردم که چطور مرتضی این همه ساعت کار می کند. هر وقت هم که ما می رفتیم، با روی باز استقبال می کرد و با همه حرف می زد. این که مثلا بخواهیم پشت در اتاقش وقت بگیریم و ساعت ها معطل شویم، نبود و همین ها بود که زبان او در روح و جان مردم اثر می کرد. کاملا هم به وضع موجود معترض بود و با کسی هم تعارف نداشت و محکم حرفش را می گفت و می نوشت و نوشته هایش تاثیر گذار بود.

مرتضی همیشه نگران این بود که گوشه ای بماند و از جهاد فاصله بگیرد. البته سال قبل از شهادتش خیلی خسته شده بود. مدام نگران بود. یکی از روزهای قبل از شهادتش که با هم گفتگو می کردیم، به من گفت: «خیلی نگرانم، چون حس می کنم مانند یک کرم شده ام و در لجن مانده و دارم چاق تر می شوم». برای من تعبیر عجیبی بود که یک آدم چقدر به خودش نهیب می زند.

منظور از لجن، وضع فرهنگی مملکت بود، که از جهاد اصغر فاصله گرفته و در جهاد اکبر درمانده است.

آن چیزی که انقلاب را نگه داشته، آدم هایی از جنس مرتضی است که همه جا گمنام هستند. بالاخره انقلاب با این مشکلاتی که دارد، کسانی دارند جلو می برندش.

مرتضی آن سال های آخر خیلی کلافه بود. به خاطر همین چیزهایی که در انقلاب و مسائل فرهنگی می دید. در تلویزیون و در کل فرهنگ رسانه ها،مطبوعات و سینمای ما می دید و کلافگی اش را ابراز می کرد. من فکر می کردم که ایشان در ادامه به انفجار برسد. یعنی هیچ جور کنار نمی آمد و با این جو تناقض داشت.

خاطره ای از «نادر طالب زاده»
برگرفته از کتاب «تکرار یک تنهایی»؛ جستارهای از حیات سید مرتضی آوینی

بیشتر بخوانید:
ماجرای حساسیت شهید آوینی روی کلمه «خالق»

*نادر طالب زاده هم پس از عمری مجاهدت و خدمات باارزش فرهنگی و رسانه ای، نهم اردیبهشت ماه امسال دار فانی را وداع گفت و به همجواری با شهدایی که با آنان زیست کرده بود، شتافت. برخی افراد از جمله استاد رحیم پور ازغدی از او با عنوان «شهید» یاد کردند. ترور بیولوژیکی این چهره رسانه ای ضد آمریکا و ضد صهیونیستی هم امری بود که هم از زبان خود او بیان شده بود و هم برخی کارشناسان به آن اعتقاد داشتند.
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


Iran, Islamic Republic of
ای کاش الان در فضای سینما و هنر این جامعه آدم هایی مثل شهید آوینی بودند.
Iran, Islamic Republic of
عزیز جان الان هم هستند ولی مثل خود شهید آوینی در زمان حیاتشان گمنام هستند
Iran, Islamic Republic of
سوره مبارکه الأحزاب آیه ۲۳
مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
Iran, Islamic Republic of
🌷نثار ارواح طیبه همه شهدا، در طول همه زمانها ،صلوات:

🌹اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ‌ فَرَجَهُمْ‌ وَ رُوحَهُمْ وَ

رَاحَتَهُمْ وَ سُرُورَهُمْ وَ أَذِقْنِی طَعْمَ فَرَجِهِمْ وَ أَهْلِکْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ

الْجِنِّ وَ الْإِنس..🌷
Iran, Islamic Republic of
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم