راههای فراوانی ما را به راست و چپ میکشانند، اما میراث حیاتبخش ائمه ما را به صراط مستقیم باز میگرداند.
اگر اهلبیت علیهمالسلام به ما میآموزند به ساحران و مدعیان امور غیبی مراجعه نکنیم، آداب معاشرت خود را اصلاح کنیم، صله رحم داشته باشیم، نماز را با هفده رکعت به جا آوریم، مسواک بزنیم، از اهل تصوف دوری کنیم و صدها دستور روشن اخلاقی، اعتقادی و عملی دیگر را بیان میکنند، آیا واقعاً میتوان گفت این سخنان برای فهمیدن بهقدری صعب و پیچیدهاند که گویی صرفاً برای اهل تفنن و بحثهای انتزاعی بیان شدهاند؟ مگر عترت علیهمالسلام سخنان خود را برای هدایت مردم نگفتهاند؟ چگونه میتوان میراثی را که برای هدایت انسان آمده، عملاً از دسترس فهم او خارج دانست؟نتیجه آنکه تلاشی که ابلیس پس از رحلت نبی مکرم صلی الله علیه و آله، در دوران زمامدار دوم، برای منع کتابت و نقل حدیث دنبال کرد و در دوره معاویه (علیهاللعنه) بهشدت تشدید شد، تا آنجا که نقل حدیث میتوانست به تبعید، زندان و مجازات بینجامد، امروز نیز به شکلی متفاوت از سوی برخی جریانهای مشکوک درون جامعه شیعه دنبال میشود. ما موظفیم با بازشناسی و احیای میراث حدیثی اهلبیت علیهمالسلام، جایگاه حدیث را در فهم معارف دینی پاس بداریم و اجازه ندهیم با تضعیف یا بیاعتبارسازی این میراث، آموزههای عترت به حاشیه رانده و میدان برای اندیشههای بیگانه و جریانهای انحرافی فراهم شود و باید این دغدغهی امام صادق علیهالسلام به بار بنشیند که فرمود «بَادِرُوا أَوْلَادَکُمْ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ؛ پیش از آنکه مرجئه در مورد فرزندانتان (جوانانتان) از شما پیشى گیرند، در آموزش حدیث به آنان شتاب کنید.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج6، ص47)