يکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۳۵
تعداد نظر۲
داغ کنيد+ ۱
اکبر عبدی برای بسیاری از ایرانی‌ها فقط یک بازیگر نیست؛ او بخشی از حافظه جمعی نسلی است که با نقش‌هایش خندیده، زندگی کرده و خاطره ساخته است. مردی که از جنوب شهر برخاست، اما با مردم ماند و هیچ‌گاه مرام مردم‌داری و سادگی را در مسیر شهرت فرامش نکرد.
قصه «عمو اکبر» شدن اکبر عبدی
به گزارش جهان نیوز، تا به حال از خود پرسیده‌ایم کدام بازیگر آن‌قدر به زندگی ما نزدیک شده که اگر روزی پرده آخر زندگی‌اش فرابرسد، بی‌آنکه نسبت یا آشنایی نزدیکی با او داشته باشیم، دلمان بخواهد در بدرقه‌اش حضور داشته باشیم؟

شاید پاسخ ساده باشد؛ بعضی آدم‌ها فقط بازیگر نیستند، آن‌ها به بخشی از حافظه و خاطرات مشترک یک ملت تبدیل می‌شوند.

اکبر عبدی برای بسیاری از ما از همین جنس بود؛ «عمو اکبر» سینمای ایران. مردی که از کوچه‌های جنوب تهران برخاست؛ نه با کلاس‌های دانشگاهی، نه با مدرک‌های پرزرق‌وبرق و نه با‌ادبیات پیچیده تئوریک. سرمایه‌اش زندگی بود؛ خیابان، مردم، لهجه‌ها، نگاه‌ها و آدم‌هایی که هر روز کنارشان نفس می‌کشید. او پیش از آنکه بازیگری را یاد بگیرد، مردم را یاد گرفته بود.

شاید به همین دلیل شخصیت‌هایی که روی پرده جان می‌گرفتند، برای مخاطب آشنا بودند. انگار همسایه دیواربه‌دیوارمان، راننده تاکسی محله، کاسب بازار، کارمند ساده یا پدر خانواده‌ای معمولی بودند. اکبر عبدی نقش بازی نمی‌کرد؛ زندگی را روایت می‌کرد. از دل مردم آمده بود و هیچ‌وقت هم از مردم فاصله نگرفت.

مرام «عمو اکبر» هم‌رنگ‌وبوی همان جنوب شهر را داشت؛ مرامی که در آن مردم‌داری، رفاقت، خاکی بودن و کنار مردم ماندن ارزش بود. تلاشش این بود که مردم را، حتی اگر فقط برای چند دقیقه، دور یک قاب تلویزیون یا پرده سینما کنار هم جمع کند و لبخندی بر لبشان بنشاند. او خوب می‌دانست خنده، در روزگار سخت، فقط یک احساس نیست؛ گاهی مرهمی است برای ادامه دادن.

شاید به همین دلیل هم هیچ‌وقت با این نگاه که «حال کشور خوب نیست، پس ما هم‌قرار نیست حال خوبی به مردم بدهیم» همراه نشد. باور داشت هنر، درست در روزهای دشوار، بیش از هر زمان دیگری وظیفه دارد امید و لبخند را زنده نگه دارد. این البته به معنای بی‌تفاوتی نبود. هرجا احساس می‌کرد باید صدای مردم باشد، مطالبه‌اش را هم مطرح می‌کرد. ترکیبی که کمتر در میان هنرمندان امروز دیده می‌شود.

اکبر عبدی ثابت کرد برای ماندگار شدن، لازم نیست از برج عاج روشنفکری به مردم نگاه کرد. کافی است از میان خودشان باشی، زبانشان را بفهمی، دردشان را بشناسی و شادی‌شان را جدی بگیری. او از جنوب شهر بالا آمد، اما هرگز جنوب شهر را از دلش بیرون نبرد. ریشه‌هایش را فراموش نکرد و همین ریشه‌ها بود که او را به یکی از مردمی‌ترین چهره‌های تاریخ سینمای ایران تبدیل کرد.

در روز بدرقه «عمو اکبر» جمعیتی که برای خداحافظی می‌آید، فقط برای بدرقه یک بازیگر نیامده است؛ آمده است تا از کسی تشکر کند که سال‌ها در سخت‌ترین روزهای زندگی، بهانه‌ای برای خندیدن به او هدیه داد.
منبع : فارس
https://jahannews.com/vdcd5j0njyt0j96.2a2y.html
نام شما
آدرس ايميل شما

چرا دایی نه.؟؟؟؟!! همش عمو؟؟!!! عمو پورنگ، عمو ترامپ، عمو لیندسی، عمو بی بی، عمو اکبر ، عموهای فیتیله ای، و........هرکی رو میرسه میگید عمو .....خانمها را هم میگید خاله.......از این عمو و خاله بازی دست بکشید همه اسم و مقام و شخصیت خودشان را دارند
روحش شاد