سید! با لباس نظامی خریدن و ... به شهادت نایل نمی شی. باید از پایه کار کنی. خودسازی کن، شهادت خودش می آد!
گروه فرهنگی جهان نیوز: جوانتر بود. یک پیراهن آبی آسمانی و یک شلوار نظامی پوشیده بود. توی هیئتی داشت چایی می داد و خدمت می کرد. گفتم: «عباس تویی؟» گفت: «خودمم!» نشستیم. بهم گفت: «سید! با لباس نظامی خریدن و ... به شهادت نایل نمی شی. باید از پایه کار کنی. خودسازی کن، شهادت خودش می آد!» گفتم: «عباس چه کنیم؟» گفت: « به همین اهل محله خودت خدمت کن. دست پیرمردها رو بگیر و دسته جمعی ببرشون زیارت علی بن مهزیار.» داشت می رفت. گفتم: «عباس می ری؟» گفت: «می رم، باید به دوستان برسم.» گفتم: «کی تو رو می بینم؟» گفت: «به شما سر می زنم.» ناگهان از خواب بیدار شدم. برگرفته از کتاب «کتاب آخرین نماز در حلب»؛ روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر راوی: حجت الاسلام سید اسماعیل موسوی؛ دوست شهید از شهرستان اهواز بیشتر بخوانید: گره گشایی شهید مدافع حرم در عالم رویا دلنوشته شهید مدافع حرم برای کودکان یمنی و سوری تعداد ویژگیهای خوب شما مهم است؟ شهید مدافع حرمی که برای ساخت فیلم زندگیاش کمک کرد توصیه شهید مدافع حرم به یک خانم در خواب! شهیدی که خودش سخنران مراسم تشییع را انتخاب کرد شهیدی که دوست داشت مردم بیشتر آن را بشناسند هدیهای که یک شهید به حاضران در تشییع پیکرش داد