پنجشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۴۶
تعداد نظر۵
داغ کنيد+ ۰

سطح چهارم جنگ

عبدالله گنجی
جنگ رمضان دارای چهار سطح یا چهار نوع بود. ۱- بعد اخلاقی ۲-امنیتی ۳- نظامی ۴- اقتصادی. اکنون آتش‌بس نظامی است، اما جنگ در حوزه اقتصادی ادامه دارد. 
۱- در جنگ اخلاقی امریکایی‌ها (صهیونیست‌ها همیشه شکست خورده اخلاق در جنگ هستند) با بمباران مدرسه میناب، ورزشگاه زنانه لامرد، پل‌ها، راه‌آهن، بیمارستان و دانشگاه‌ها و حتی تهدید تمدنی در افکار عمومی جهان شکست خوردند و ملت‌ها در کنار ایران ایستادند، هیچ فریاد یا تجمعی در جهان به نفع ترامپ و امریکا بلند نشد یا به میدان حمایت نیامد. 
۲- در بعد امنیتی دشمن به ما خسارات مهمی وارد کرد (ترور)، اما استحکام و فرد‌محور نبودن نظام و نیرو‌های مسلح ایران باعث شد هیچ خللی در روند اداره کشور و جنگ رخ ندهد و تصویری جدید از ایران برای دشمن و اپوزیسیون و حتی طیفی از اصلاح‌طلبان تولید شد. البته این مهم قبل از اینکه به جمهوری اسلامی مرتبط باشد به انقلاب اسلامی به عنوان مظروف جمهوری اسلامی برمی‌گردد که در این باره به صورت مجزا خواهم نوشت. 
۳- در بعد نظامی، ایرانی که به جهان سومی موصوف است، دو قدرت نظامی برتر و پرمدعای جهان را سر جای خود نشاند. در ۴۰ روز جنگ نتوانستند آتش ایران را که مبتنی بر سلاح بومی بود، خاموش کنند و جنگ سه‌روزه مدنظر ترامپ ۴۰ روزه شد و برای فرار از آن، شرایط دهگانه ایران را منافقانه پذیرفتند و اکنون هم ایران توان ادامه جنگ را باورپذیر کرده است و حمایت بی‌نظیر ملت از نیرو‌های مسلح روحبخش و انگیزه‌ساز بوده است. 
۴- اکنون در مرحله چهارم جنگ یا جنگ اقتصادی هستیم. اینجا جنگ پیچیده‌تر خواهد شد، چرا که زندگی ملت‌های دیگر را نیز درگیر جنگ می‌کند. شاید اکنون مشغول درک عبارت معروف امام هستیم که: «اگر بخواهید در مقابل دین ما بایستید در مقابل تمام دنیای‌تان خواهیم ایستاد.» بنابراین ما مدیریت سوخت جهان را در دست گرفتیم و همه دنیا از آن متأثر شد و این روند انتخابات آینده امریکا را نیز متأثر کرده است. محاصره دریایی ایران از یک سو و سوءاستفاده داخلی در رشد قیمت‌ها از سوی دیگر رخ‌نمایی می‌کند که بعضاً بسیار غیرطبیعی است و گویی دستی در کار است تا آن شیرینی پیروزی در جنگ نظامی را به ناراحتی درونی تبدیل کند. مسئولین باید مراقبت کنند و با راه‌های جایگزین در واردات و نظارت شدید مانع آن شوند که بعد از پیروزی نظامی، در حوزه اقتصادی در چشم و ذهن ملت ضعیف جلوه نماییم. دولت حتماً باید به این باور برسد که قاعده عرضه-تقاضا در کشف قیمت مربوط به محاصره و جنگ نیست و باید با اقتدار به اوضاع مسلط باشد. اکنون هر کس هر قیمتی بخواهد می‌فروشد و آزادی در این زمینه مطلق است. اطلاع‌رسانی از چرایی وضع موجود و راه‌های در دست برای حل مسئله دیده نمی‌شود. ملت ایران در جنگ اقتصادی ۴۶ساله، دشمن را ناکام گذاشته است. اکنون نیز باید حاکمیت تلاش نماید همان ناکامی ادامه یابد.
https://jahannews.com/vdcfted1vw6deja.igiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما

مهین خامسی
خواندنی
زیبا
محمد
بديهي است در شرايط جنگي بايد نظارت مضاعف بر روي تمامي قيمت كالاها و خدمات باشد ،
یاشار
تصحیح.

نویسنده ها و متفکران و طبقه روشنفکر ایران خیلی ضعیف و غیر علمی عمل می کنند در ایران نسل جدید و رسانه ها و آموزش دادن به مردم را باخته اند؟
بیماری روانی دونالد ترامپ میمون صهیونیست ها و اپستیمست ها و تیم خونخوار ترامپ در کاخ دیکتاتوری آمریکا را بشناسید.
ــــ
روان‌آزاری

 نوعی اختلال شخصیت است که مهم‌ترین نشانه‌های آن عدم حس پشیمانی، نداشتن همدلی، جسارت بالا و نترس بودن، کاریزماتیک بودن و جذابیت سطحی می‌باشد. این افراد از کاریزما و جذابیت سطحی خود استفاده می‌کنند تا وارد انواع جمع شوند و دیگران را مورد هدف قرار داده و برای منفعت شخصی از آنان سوءاستفاده کنند. این افراد بسیار حساب شده عمل می‌کنند تا به خواسته خود برسند و اگر کار غیرقانونی می‌کنند توسط قانون دستگیر یا محاکمه نشوند و برخلاف تصور عام، سایکوپاتی همیشه با خشونت همراه نیست و عده کمی با خشونت آنچه می‌خواهند به دست میآورند اما مجرمان مکرر متخلف خشونت خانگی و قتل عمد، نشانه‌های سایکوپاتی را به همراه دارند.
بیماری روانی دوم که چرا ترامپ هذیان می گوید.
ترس شدید یا بیمارگونه که در روان‌شناسی به هَراس یا فوبیا
 (به انگلیسی: phobia) شهرت دارد که
عبارت است از نوعی بیمارگونه و پایدار از ترس در فرد که باعث اختلال در زندگی روزمرۀ وی می‌شود. برخلاف ترس معمولی که واکنشی زودگذر و طبیعی به یک عامل خطرناک خارجی است، هراس بیشتر ترس از قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناک است مانند ترس از پرواز یا ماشین‌سواری. در برخی موارد، فرد هرگز در تماس با چیزی که از آن می‌ترسد نبوده‌است.
قدرت در اختیار افراد و کشورهایی خواهد بود که بیشترین و مهم‌ترین داده‌ها را در اختیار دارند. اهمیت و ارزش مدیریت داده ها کمتر از مدیریت انرژی (نفت و...) نمی باشد.