ریانات فکری و سیاسی همه به یک شکل به «ایران» نمینگرند و در تبیین مفهوم ایراندوستی و ملیگرایی در گستره میهن ما، سه رهیافت متمایز قابلتشخیص است که هر یک از منظری خاص به واکاوی معنای دلبستگی به ایران و هویت ملی میپردازد.

سه نوع ایراندوستی متمایز
محمدجواد اخوان
27 آبان 1404 ساعت 10:14
ریانات فکری و سیاسی همه به یک شکل به «ایران» نمینگرند و در تبیین مفهوم ایراندوستی و ملیگرایی در گستره میهن ما، سه رهیافت متمایز قابلتشخیص است که هر یک از منظری خاص به واکاوی معنای دلبستگی به ایران و هویت ملی میپردازد.
جهان نیوز - محمد جواد اخوان: در دوره جنگ ۱۲ روزه و ایام پس از آن موضوع ملیگرایی و ایراندوستی در سطح جامعه بهگونهای برجسته شد که مورد بررسی و مداقه صاحبنظران و تحلیلگران نیز قرار گرفت، اما جریانات فکری و سیاسی همه به یک شکل به «ایران» نمینگرند و در تبیین مفهوم ایراندوستی و ملیگرایی در گستره میهن ما، سه رهیافت متمایز قابلتشخیص است که هر یک از منظری خاص به واکاوی معنای دلبستگی به ایران و هویت ملی میپردازد.
نخست: نگاه حداقلی باستانگرایانه
این نگاه، دایره هویت ایرانی را تنها به برههای خاص از تاریخ این سرزمین محدود میسازد؛ از سپیدهدم دوران هخامنشی تا فرجام عصر ساسانی. در این دیدگاه، ایران واقعی، منحصراً ایران باستان تصور میشود و گاه این محدودنگری تا مرز افراط پیش میرود. از نقاط ضعف بنیادین این نگرش، غفلت از ایران دوران اسلامی و نادیده انگاشتن شکوفایی تمدن ایرانی در این عصر طلایی است. از این منظر ایران چندهزارساله محدود به دوره محدودی از تاریخ خود میشود و شکوهمندی تمدن اسلامی ایرانی نادیده گرفته میشود. این رویکرد، نهتنها مفاخر و مظاهر بزرگ تمدنی دوره اسلامی را انکار میکند یا کماهمیت میشمرد، بلکه نسبت به باورهای دینی و اعتقادات اکثریت مردم ایران که ریشه در همین دوره دارد، بیتوجهی نشان میدهد. این قرائت در حد افراطی آن در دوره پهلوی اول و دوم و عمدتاً با هدف شکلدهی به عقبه گفتمانی سلطنت از سوی برخی روشنفکران و نیز رژیم وقت ترویج میشد.
کد مطلب: 959253