صحبتم تمام نشده بود که حاجآقا، که بهسختی تعادل خود را حفظ میکرد، دستش را روی گلوی من گذاشت و گفت: «اونها گُه خوردند با تو!»

کروبی گفت اونها ...خوردند با تو!
10 آبان 1404 ساعت 16:01
صحبتم تمام نشده بود که حاجآقا، که بهسختی تعادل خود را حفظ میکرد، دستش را روی گلوی من گذاشت و گفت: «اونها گُه خوردند با تو!»
به گزارش جهان نیوز، روایت رنجبران از دیدار با کروبی در پاییز ۸۴ را خواهید خواند:
پاییز ۸۴ بود که به دعوت آقای کروبی به دفتر ایشان در نزدیکی کاخ سعدآباد رفتم. از حدود سال ۸۰ خبرنگار او در مجلس بودم و رابطه نزدیکی با ایشان داشتم. از سر خیرخواهی به او گفتم: «رهبر انقلاب بعد از مجلس ششم به شما حکم عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام دادند، اما بعد از انتخابات ریاستجمهوری در جلسات شرکت نمیکنید؛ این کار خوبی نیست.»
گفت: «دلخورم... من چند ساعت خوابم برد و رأی مرا خوردند و...» گفتم: «حاجآقا، من در ستاد انتخابات بودم. آقای عبدالوند و پسر شما، حسینآقا، به ستاد آمدند. آن موقع نفر دوم بودید. تبریک گفتم، اما صراحتاً به من گفتند: وقتی آرای تهران و اصفهان بیاید، حاجآقا نفر سوم و احمدینژاد نفر دوم خواهد شد.»
صحبتم تمام نشده بود که حاجآقا، که بهسختی تعادل خود را حفظ میکرد، دستش را روی گلوی من گذاشت و گفت: «اونها گُه خوردند با تو!»
حالا اخیراً حاجآقا دوباره لب به سخن گشوده و حرفهای نامربوطی درباره سال ۸۸ و رهبر انقلاب زده است. جناب کروبی، یادتان هست اردیبهشت ۸۸ از من پرسیدید که چقدر شانس دارم؟ گفتم: با وجود آقای احمدینژاد و موسوی، شما شانسی ندارید.
اما آن موقع هم تصمیم نادرستی گرفتید و در مقابل مردم، نظام و رهبری ایستادید و در نهایت هم با بزرگواری نظام و رهبری از حصر بیرون آمدید. آیا فکر کردهاید اگر سعهصدر رهبری نبود، به استناد رفتارتان در انتخابات ۸۴، صلاحیت حضور مجدد در انتخابات ۸۸ را میگرفتید؟
کد مطلب: 956870