مثل یک گربه که از درخت بالا میرود؛ البته یک صندلی یا چهارپایه کوچک همیشه همراهم بود. ورزشکار بودن و داشتن استخوانهای نرم هم در انجام سرقتهایم بیتأثیر نبودهاست.

سارق حرفهای: مثل گربه از تیر بالا میرفتم
6 شهريور 1404 ساعت 11:01
مثل یک گربه که از درخت بالا میرود؛ البته یک صندلی یا چهارپایه کوچک همیشه همراهم بود. ورزشکار بودن و داشتن استخوانهای نرم هم در انجام سرقتهایم بیتأثیر نبودهاست.
به گزارش جهان نیوز به نقل از همشهری، ناصر 43ساله سارق حرفه ای میگوید: مانند عقاب، چشمان تیزبینی دارد و مانند گربه میتواند از دیوار یا تیرهای چراغ راهنمایی و رانندگی بالا برود و نقشه سرقتهایش را عملی کند.
چه چیزی سرقت میکردی؟
چراغ راهنمایی و رانندگی. یک روز که از کنار چراغ راهنمایی رد میشدم، چشمم به آن بالا افتاد. دیدم در چراغ باز است و باتریاش را دیدم. از تیر چراغ برق بالا رفتم و آن را سرقت کردم. راستش چشمان عقابیام، چیزی را دیده بود که دیگران نمیدیدند. به هر حال این کشف، جرقهای در ذهن من زد؛ جرقهای که به سرقتهای زنجیرهای تبدیل شد.
چطور از تیر بالا میرفتی؟
مثل یک گربه که از درخت بالا میرود؛ البته یک صندلی یا چهارپایه کوچک همیشه همراهم بود. ورزشکار بودن و داشتن استخوانهای نرم هم در انجام سرقتهایم بیتأثیر نبودهاست.
در کدام محدوده سرقت میکردی؟
غرب تهران.
با اموال سرقتی چه میکردی؟
در فضای مجازی و سایت دیوار بین یک تا 2میلیون تومان میفروختم.
چند وقت است سرقت میکنی؟
یکی دو ماهی میشود.
چند مورد سرقت در این مدت انجام دادهای؟
حدود 30مورد.
تا به حال کسی موقع سرقت، مچت را نگرفته است؟
مردم که حواسشان نبود؛ چون در ساعتهای خلوت سرقت میکردم، اما خب در نهایت مأموران پلیس، سر بزنگاه مچم را گرفتند و داستان سرقتهایم به پایان رسید.
انگیزهات از این سرقتها چه بود؟
تجربه هیجان. من مشکل مالی ندارم. درواقع برای تفریح و سرگرمی، این سرقتهای عجیب را انجام میدادم
کد مطلب: 946966