دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ - 3 Oct 2022
 
۰
۲

جنگ‌ فرارسانه‌ای به‌ نام جنگ شناختی

سه شنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۱ ساعت ۱۲:۰۱
کد مطلب: 812872
ما درگیر یک جنگ‌ فرارسانه‌ای به‌نام جنگ شناختی هستیم. قربانی این جنگ بی‌امان، فرهنگ و هویت و تاریخ این‌کشور است.
جنگ‌ فرارسانه‌ای به‌ نام جنگ شناختی
گروه سیاسی جهان نيوز، سید رامین موسوی: یک: بدون تعارف؛ آموزش جدی سواد رسانه ای در بین عموم مردم واقعا لازم است. بسیاری از افراد، هر خبر، حادثه و یا رخدادی را بی آنکه پیگیر حقیقت ماجرا شوند نشر می دهند چرا؟ چون به دلیل کارکرد نسبتا ضعیف صدا و سیما و برخی محدودیت های تنگ نظرانه، روایت اول را رسانه های عبری عربی غربی همواره منتشر می کنند و به خورد مخاطب می دهند و آنها هم همان را باور می کنند و منتشر می کنند.

در جنگ رسانه ای آن کسی پیروز است که روایت اول را منتشر کند.  مردم دیگر پیگیر تکذیبیه ها نمی شوند و اصلا اصلِ صحت خبر را دیگر دنبال نمی کنند. همین یک مسئله را...

صدا و سیما و افراد رسانه ای شاخص فهم کنند بسیاری از ماجراها حل می شود، نمونه اش ماجرای هک پمپ بنزین ها در سال گذشته! ورود به موقع و سریع صداوسیما و دولت؛ رسانه های آن ور آبی را قطع الید کرد. از طرفی قاطبه حاضران کابینه دولت هم افراد رسانه ای نیستند و حضورشان در مواجهه با حوادث عمدتأ حضور پسا رخداد است. نقطه ضعف اصلی دولت فعلی نداشتن شبکه رسانه ای منسجم است، مسئله ای که دقیقا نقطه قوت دولت قبل بود.

ماجراهایی نظیر نوید افکاری، دختر آبی و مهسا امینی نشان می دهد که روایت مردم در پیشامدها تابع روایت اول رسانه هاست. نوید افکاری با ضربات متعدد چاقو یک نفر را به قتل رساند رسانه ها آنقدر مخاطبان را ساده پنداشتند که گفتند افکاری اعدام شد! در حالیکه حکم قصاص از طرف خانواده مقتول انجام می شود و رضایت و عدم رضایت به خانواده مقتول مربوط است، نه نظام قضایی! اما برخی مردم همین امر بدیهی را هم دنبال نکردند که اعدام با قصاص فرق دارد! سوار بر موج شدند بی تفاوت به احساسات خانواده مقتول، از او یک قهرمان ساختند!

و یا ماجرای سحر خدایاری ملقب به دختر آبی! او خودکشی می کند حالا رسانه های بیگانه باید به یک موردی ربطش دهند که آن را در ایران دنبال می کنند!  چه موردی؟  ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه! گفتند؛ چون اجازه ورود پیدا نکرد خودکشی کرد! زرادخانه عظیم رسانه های خارجی هم وارد عمل شدند فوتبالیست معلوم الحالی هم آن را استارت میزند و سلبریتی هم سوار این موج می شوند!  آش آنها آنقدر شور می شود که پدر سحر خدایاری هم از این جماعت سوءاستفاده گر اعلام برائت می کند. اما طبق معمول؛ گروهی که عقل خود را به رسانه های بیگانه اجاره داده اند، هیچوقت حرف پدر این دختر را نشیدند و نشر ندادند و روایت رسانه ها و سلبریتی ها را پذیرفتند...

و یا مهسا امینی! دختری که در متروی حقانی مورد برخورد پلیس امنیت اخلاقی قرار میگیرد و برای کلاس آموزشی و ارشاد لسانی دعوت می شود، آنجا ایست قلبی می کند و پس از چهار بار احیای قلبی دار فانی را وداع می کند! پزشکی نوشت؛ به دلیل ضرب و شتم این اتفاق افتاد!  همین حرف دستاویزی شد که حمله همه جانبه شروع شود و مجددا زرادخانه هایشان فعال شد، برخی سلبریتی ها هم به ماجرا ضریب دادند!  بعد که پلیس فیلم را منتشر کرد مشخص شد که ایست قلبی در سالن انتظار عامل فوت ایشان بود! آن پزشک هم خیلی آرام و بی سر و صدا توییت ش را حذف کرد و نوشت که اطلاعات پزشکی من کامل نبود!  حالا آیا این حرف آخر پزشک دیده شد؟ آیا حاضرند از مخاطبان عذرخواهی کنند؟ نه،  قطعأ نه...  چون نانشان آجر می شود و از مرجعیت و ملجأیت رسانه اصطلاحا می افتند و در موارد بعدی مردم حرف آنها را باور نمی کنند! پس همچنان به موج سازی و دروغ پردازی های دنباله دار ادامه می دهند و جماعتی هم که در بستر در فضای مجازی اهل اندیشه و حقیقت نیست را با خود همراه می کنند!

و اما گشت ارشاد؛ واقعیت آن است که گشت فعلی نیاز به اصلاحات و یک بازنگری عمیق تری دارد،  اما اینکه برخورد یک نفر منجر به حذف آن شود قطعأ خطاست. مگر پزشکی که با خطای علمی به انسانی صدمه می رساند،  باید جامعه پزشکی تعطیل شود!  یا کارمندی که رشوه می گیرد باید کل آن ساختار حذف شود؟ مع الاسف حساب شده و با برنامه در کلانشهرها می خواهند برهنگی را باب کنند، خب وظیفه پلیس است جهت برقراری امنیت روانی جامعه برخورد کند! گشت ارشاد حتمأ لازم است اما شیوه های دیگری که اثرگذار تر است را باید پیاده و امتحان کنند! توجیه اینکه چون اوضاع اقتصادی خوب نیست به روسری دختران گیر ندهید و یا اگر راست می گویید با مسئولان فاسد برخورد کنید، هم حتمأ قیاس اشتباه و آدرس غلط است!

هیتلر در کتاب نبرد من، می‌گوید مردم شکست آلمان در جنگ جهانی اول را به این دلیل پذیرفتند که یهودی‌های دارای نفوذ در مطبوعات از تکنیک دروغ بزرگ استفاده کردند. تئوری دروغ بزرگ، دروغی است که آنچنان عظیم به جامعه تزریق شود که هیچ‌کس توانایی انکار آن را نداشته باشد. بعدها گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر با شاخ و برگ دادن به این تئوری نبض رسانه ها و فضای افکار عمومی را در دست گرفت...
حالا حکایت جامعه ما همین است،  دروغ های بزرگی را با ضرب آهنگ بسیط به جامعه نشر می دهند تا کسی جرأت انکار آن را نداشته باشد هرکس هم که انکار کند، نزد جامعه دروغگو معرفی شود. این جنگ رسانه ای را فهم نکنیم، صدمات جبران ناپذیری را باید به انتظار بنشینبم...

ما درگیر یک جنگ‌ فرارسانه‌ای به‌نام جنگ شناختی هستیم. قربانی این جنگ بی‌امان، فرهنگ و هویت و تاریخ این‌کشور است. مادامی که در حصر رسانه ای باشیم و دشمن با تکیه بر اصول جنگ شناختی بر پیکره هویتی این مرز و بوم بتازد، ما هم‌چون شکست‌خوردگان جنگ باید در میدان دشمن اسیر باشیم و مطابق با نقشه او عمل کنیم.
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


Iran, Islamic Republic of
...
محمدحسین
Iran, Islamic Republic of
اسمش رو هر چی میزاری بگذار مهم اینه که این جنگ ابزارش رسانه هست و ابداع واژه تاثیری درش نداره