سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ - 7 Feb 2023
 
۰
۱
کرملین به دنبال چیست؟

احیای امپراتوری تزارها یا جایابی در نظم جدید جهانی

سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۴۱
کد مطلب: 500798
این روزها همه از "بازگشت روسها" سخن می گویند، از غرب آسیا تا قلب اروپا مسکو در حال بازی گردانی است. دستگاه اطلاعاتی آمریکا اخیرا از مداخله روسیه در انتخابات ریاست جمهوری امریکا خبر داده اند، بحث رابطه ترامپ و پوتین تا آنجا پیش رفته که خیلی ها او را آدم روسها در کاخ سفید نا میده اند. بی جهت نیست که در نظر سنجی های اخیر ترامپ بیشترین محبوبیت را در روسیه دارد حتی بیشتر از آمریکا. در اروپا هم وضع بهتر از آمریکا نیست، جنبش های راست افراطی که این روزها سرخط اخبار قاره سبز را در اختیار دارند همه از هواداران کرملین هستند. کرملین دارد کم کم به روزها خوش قدیمی باز می گردد و همه جا صحبت از ردپای روسهاست. حالا خیلی ها نگران بازگشت روسها هستند.
احیای امپراتوری تزارها یا جایابی در نظم جدید جهانی
به گزارش جهان نيوز، این روزها همه از "بازگشت روسها" سخن می گویند، از غرب آسیا تا قلب اروپا مسکو در حال بازی گردانی است. دستگاه اطلاعاتی آمریکا اخیرا از مداخله روسیه در انتخابات ریاست جمهوری امریکا خبر داده اند، بحث رابطه ترامپ و پوتین تا آنجا پیش رفته که خیلی ها او را آدم روسها در کاخ سفید نا میده اند. بی جهت نیست که در نظر سنجی های اخیر ترامپ بیشترین محبوبیت را در روسیه دارد حتی بیشتر از آمریکا. در اروپا هم وضع بهتر از آمریکا نیست، جنبش های راست افراطی که این روزها سرخط اخبار قاره سبز را در اختیار دارند همه از هواداران کرملین هستند. کرملین دارد کم کم به روزها خوش قدیمی باز می گردد و همه جا صحبت از ردپای روسهاست. حالا خیلی ها نگران بازگشت روسها هستند.

"روسیه برگشته است". این جمله را اخیرا ژنرال کورتیس اسکاپاروتی فرمانده عالی ناتو بیان کرده است. نیوزویک می
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جامعه روسیه به سمت آن چه افول روسی نامیده می شود، رفت و ارزش های غربی، امریکایی همه جا را فرا گرفت. کشور شاهد بحران های اقتصادی شد، خطرناک ترین آن "سختی دهه نود" بود، نامی که روس ها به آن می دهند، که سیاست های شدید سرمایه داری سبب فقر مفرط شد و جرم و جنایت به حد طغیان رسید.
نویسد
، به لطف بودجه نظامی در حال رشد و افزایش نگران‌کننده میزان تمرینات نظامی در نزدیکی مرزهای ناتو، روسیه بعد از یک وقفه بیست‌وپنج ساله، باری دیگر به بازی قدرت سیاسی بازگشته است. پس از الحاق کریمه و شروع جنگ در دونباس در آوریل 2014، سیلی از کتاب‌ها نوشته شد که سیاست خارجی روسیه را در این منطقه تحلیل می‌کردند. با این حال، باوجود شایستگی، هیچ یک از این کتاب‌ها توجه کافی به ارتباط و معاملات روسیه با به‌اصطلاح هم وطنانش نکرده اند: روس های نژادی، روس زبان‌ها و کسانی که خود را از لحاظ فرهنگی مرتبط با روسیه می دانند. در این زمینه کتاب جدید اگنیا گریگاس به نام "فراتر از کریمه: امپراطوری جدید روسیه" نسبت به دیگر کتاب‌ها برتری دارد. این کتاب نگاه دقیقی بر روش هایی دارد که کرملین از این 35 میلیون هم وطن که در سراسر منطقه شوروی سابق پراکنده اند، برای اهداف ژئوپلیتیکی خود استفاده میکند. در مقابل پوتین می گوید قصد احیای امپراتوری در روسیه را ندارد و ادعاهایی که در غرب در این مورد مطرح می شود بی اساس است. اما در غرب کسی این سخنان پوتین را باور ندارد. رئیس جمهور روسیه می گوید: می خواهیم با همسایگان خود روابط خوبی داشته باشیم و این امری عادی است. امروز شاهدیم کشورهای قاره آمریکا در قالب تشکیلات منطقه ای با یکدیگر همکاری می کنند؛ در آسیا نیز چنین اتحادیه منطقه ای برای تعامل کشورها با یکدیگر وجود دارد. اما در مورد روسیه با چنین همگرایی با کشورهای همسایه اش که البته با بسیاری از آنها از نظر فرهنگ و تاریخ اشتراکاتی دارد، مخالفت می کنند." این که پوتین
پس از الحاق کریمه و شروع جنگ در دونباس در آوریل 2014، سیلی از کتاب‌ها نوشته شد که سیاست خارجی روسیه را در این منطقه تحلیل می‌کردند. با این حال، باوجود شایستگی، هیچ یک از این کتاب‌ها توجه کافی به ارتباط و معاملات روسیه با به‌اصطلاح هم وطنانش نکرده اند: روس های نژادی، روس زبان‌ها و کسانی که خود را از لحاظ فرهنگی مرتبط با روسیه می دانند
می خواهد تزار جدید روسیه شده و شکوه امپراتوری تزارها را به روسیه بازگرداند، امری قطعی نیست و بیشتر یک گمانه زنی و پیشبینی محسوب می شود با این حال آن چه امروز یک واقعیت غیر قابل کتمان است تلاش مسکو برای ایجاد یک اتحادیه اوراسیایی "عظیم" است. اتحادیه ای که می تواند مقدمه جاه طلبی های بعدی کرملین باشد.

انتقام از "بزرگترین فاجعه ژئوپلتیک قرن بیستم"
 روزنامه العرب در این رابطه می نویسد: بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جامعه روسیه به سمت آن چه افول روسی نامیده می شود، رفت و ارزش های غربی، امریکایی همه جا را فرا گرفت. کشور شاهد بحران های اقتصادی شد، خطرناک ترین آن "سختی دهه نود" بود، نامی که روس ها به آن می دهند، که سیاست های شدید سرمایه داری سبب فقر مفرط شد و جرم و جنایت به حد طغیان رسید. از سال 2000 ثبات به کشور بازگشت، تحت حکومت رئیس جمهور ولادیمیر پوتین که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را "بزرگترین فاجعه ژئوپلتیک قرن بیستم" توصیف می کرد. این اظهار نظر در کنار سیاست خارجی اش سبب شد تا تحولات بسیاری در سال های اخیر ایجاد شود و به مداخله نظامی روسیه در سوریه انجامید، به گونه ای که این گونه برداشت شد که رئیس جمهوری روسیه بلندپروازی بازسازی افتخارات سابق اتحاد جماهیر شوروی را در سر می پروراند، به ویژه که امروزه روشن شده که سیاست روسیه، میراث اتحاد جماهیر شوروی است، که عملا در موازنه های موجود جهانی مبتنی بر نظام تک قطبی، خلل وارد کرده است. پوتین تلاش می کند به شکل سنتی به دوران اتحاد جماهیر شوروی بازگردد، و این اتفاق نمی تواند رخ دهد مگر این که اتحادیه اوراسیایی "عظیم" را احیا کند. 

جایابی
امپراطوری روسیه درصدد بازگشت نیست، اما نمی خواهد به گونه ای باشد که در درگیری های قدرت های جهانی به آن توجه نشود. شاید پوتین تحرکاتی انجام دهد تا وقتی پشت میز مذاکره می نشیند تضمینی داشته باشد اما در عین حال هم می خواهد همه به دقت به او توجه کنند.
در نظم جدید

دیمیتری ترینین، مدیر مرکز کارنگی در مسکو در این باره می گوید: «بعد از بیست و پنج سال، روسیه تلاش می کند خود را به عنوان ابرقدرت جهانی بازیابد، روسیه درک می کند که نمی تواند به ایجاد امپراطوری تحت عناوین مختلف فکر کند.» ترینین که خود از سال 1972 تا 1993 در نیروهای مسلح اتحاد جماهیر شوروی و روسیه کار کرده است، تایید نمی کند که ایده نظام دو قطبی جهانی قابل تحقق باشد، او می گوید وضعیت فعلی به گونه ای است که نوع متفاوتی از نظامی سیاسی غیرسلطه ای از قبل یک قدرت واحد تشکیل شود. شاید این نوع نظام با بودن ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت پیچیده تر باشد، اما ایالات متحده قدرتی نیست که نتوان در برابر آن ایستاد. این پژوهشگر روسی، در کتاب اخیر خود با عنوان "آیا باید از روسیه بترسیم"، تاکید می کند که امپراطوری روسیه درصدد بازگشت نیست، اما نمی خواهد به گونه ای باشد که در درگیری های قدرت های جهانی به آن توجه نشود. شاید پوتین تحرکاتی انجام دهد تا وقتی پشت میز مذاکره می نشیند تضمینی داشته باشد اما در عین حال هم می خواهد همه به دقت به او توجه کنند. وی در ادامه به نقش روسیه در سوریه اشاره می کند و می گوید که هدف نهایی مسکو "به رسمیت شناختن قدرتش از سوی ایالت متحده است، این همه هدف روسیه در سوریه است،" روسیه تلاش می کند سهم خود را در نظم جدید آینده مشخص کند. اما آینده روسیه بستگی به عملکرد اقتصادی و پیشرفت در سیاست خارجی به عنوان وسیله ای برای تحول داخلی دارد.
 
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


جواد
Iran, Islamic Republic of
روسها هیچ وقت قابل اطمینان نبوده و نیستن ..پوتین فقط به دنبال منافع خودش هست و اگر بتونه ایران رو هم مثل اوکراین اشغال می کنه