اقای م.خ سالها در بازار فروشنده بوده که در پی ورشکستگی تمام اموال و زندگی خود را از دست داده و با خانواده اش نزد پدر و مادرش رفته و با آنها زندگی می کرده است. پدر مدتی قبل بطور ناگهانی فوت می کند در حالیکه بخش عمده ای از بدهی ها و مطالبات از وی باقیمانده و برخی طلبکاران حتی در مراسم ختم ایشان حضور یافته و طلب حق میکنند.













