سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۳۷
تعداد نظر۱۱
داغ کنيد+ ۶
در پاسداشت یکصد شب حضور مردم در اجتماعات شبانه و در سومین پرونده ویژه جهان‌نیوز درباره این پدیده اجتماعی، با سجاد صفارهرندی، پژوهشگر مطالعات اجتماعی و عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، گفت‌وگو کرده‌ایم. صفارهرندی در این گفت‌وگو، اجتماعات صد شبه مردم را نوعی بعثت جمعی و رخدادی کم‌نظیر در تاریخ معاصر ایران دانسته و معتقد است خون رهبر شهید انقلاب مرزهای ذهنی جامعه را دگرگون کرده و این اجتماعات به نوعی تراپی جمعی برای مردم تبدیل شده است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.
سجاد صفار هرندی: تجمعات مردمی شبانه نباید به محل اختلاف و منازعه تبدیل شود
جهان: از نگاه شما، مهمترین وجوه جامعه‌شناختی یکصد شب اجتماعات مردمی چیست؟
صفار هرندی:
این واقعیت که اکنون در صدمین شب آن قرار داریم، خود به‌تنهایی گویای عظمت ماجرا است. چندی پیش، دوستی که در فضای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری امنیتی و سیاسی کشور حضور دارد، روایتی از جلسه‌ای در‌ همان شامگاه نخست شهادت حضرت آقا نقل می‌کرد. در آن زمان هنوز خبر شهادت اعلام نشده بود. او می‌گفت در آن جلسه برخی تحلیل می‌کردند که اگر بتوان مردم را سه روز در خیابان نگه داشت، اتفاق مهمی رخ داده است. برخی دیگر می‌گفتند اگر بتوان مردم را یک هفته در خیابان نگه داشت، دستاورد بزرگی حاصل شده است و بخشی از خطرات امنیتی از کشور دور می‌شود. اکنون این حضور مردمی به صدمین روز رسیده است. این مسئله به‌راستی رخدادی حیرت‌انگیز است. این تداوم، این حضور پرنشاط و باانگیزه، این همراهی بدون اغراض منفعت‌طلبانه، و این مایه گذاشتن بخش بزرگی از مردم برای کشور، حقیقتاً پدیده‌ای شگفت‌انگیز محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد سال‌ها باید درباره این رخداد گفت‌وگو شود.

باید درباره آن بحث و تحلیل صورت گیرد. باید درباره آن کتاب و پایان‌نامه نوشته شود. باید درباره آن مستند ساخته شود. حتی ممکن است بر بستر این رخداد، آثار هنری، نمایشی و داستانی نیز تولید شود.


جهان: اجتماعات شبانه چگونه اختلافات اجتماعات را پوشش داده و توانسته محلی از حضور طیف‌های مختلف جامعه شود؟

صفار هرندی:
دو مسئله در شکل‌گیری آنچه اشاره کردید، دخیل بود. نخست، همان معجزه جاودانه خون بود. اساساً خون، به‌ویژه خون انسان والا و متعالی، یعنی رهبر شهید انقلاب، مرزها را تغییر می‌دهد، احوال را دگرگون می‌کند و در درون و بیرون انسان‌ها و جوامع، نوعی انقلاب پدید می‌آورد. از این رو، نمی‌توان این تجمعات را جدا از مسئله شهادت رهبری، سوگواری، کینه‌جویی، انتقام‌خواهی و میل به تداوم‌بخشیدن به راه و مسیر ایشان تحلیل کرد. خون آقا حقیقتی بود که بسیاری از واقعیت‌ها را روشن کرد، بسیاری از مرزها را از نو تعریف کرد و افراد زیادی را تکان داد. همین مسئله در عبور از بخشی از تضادها و تنش‌های پیشین موثر بود و زمینه شکل‌گیری نوعی همبستگی جدید را فراهم کرد. نکته دوم، خود جنگ بود. جنگ‌ها اساساً انسجام‌ساز و وحدت‌آفرین هستند. آنچه در جنگ، وحدت را تثبیت و تقویت می‌کند، آشکارتر شدن هم‌سرنوشت بودن افراد، سرزمین و کشور است. در چنین وضعیتی، روشن‌تر می‌شود که سرنوشت ما با یکدیگر گره خورده است و تهدیدی که متوجه کشور می‌شود، همه افراد را کم‌وبیش متاثر می‌کند.

وقتی زیرساخت‌های کشور مورد تعدی قرار می‌گیرد، دیگر مسئله این نیست که چه کسی چه فکری دارد. حتی اگر حمله متوجه مکان، منزل یا تاسیسات مشخصی باشد، خسارت و آسیبی که وارد می‌شود، میان افراد تمایزی قائل نمی‌شود. فرض کنید حمله‌ای با هدف به شهادت رساندن یک دانشمند هسته‌ای یا موشکی به ساختمانی انجام شود؛ آن حمله دیگر تفکیک نمی‌کند که همسایگان او چه کسانی هستند، کدام‌یک انقلابی هستند یا نیستند و هرکدام چه فکر یا عقیده‌ای دارند. در چنین شرایطی، روشن می‌شود که وقتی جنگ آغاز می‌شود، متوجه همه است و همه نیز خود را در مقابله با آن، هم متحد و هم ذی‌نفع احساس می‌کنند. همین مسئله نیز به شکل‌گیری و تداوم این تجمعات کمک کرد و باعث شد این اجتماعات با حضور قابل توجه بخش‌های مختلف مردم شکل و ادامه پیدا کند.
 

جهان: از نگاه شما، اجتماعات شبانه غیر از امنیت‌آفرینی و تقویت اتحاد مردم، چه کارکردهایی داشته است؟
صفار هرندی:
نکات و کارکردهای دیگری نیز بر این تجمعات مترتب بود. یکی از کارکردها، تاثیر نمادین آن بود. این حضور پرنشاط، پرتعداد و مستمر، پیام‌های روشنی را مخابره می‌کرد. از جمله پیامی بود که به دشمنان ارسال می‌شد. این حضور، محاسبات دشمن را بر هم می‌زد و این تصور را از او می‌گرفت که می‌تواند با وارد کردن یک یا چند ضربه‌ به راس کشور یا مسئولان کشور، شاکله کشور را از هم بپاشد و نظام را ساقط کند. واقعیت این بود که دشمن نه با یک ساختار اداری صرف، بلکه با یک جامعه، یک امت و یک پیکره اجتماعی و سیاسی مواجه بود. جمهوری اسلامی در حقیقت همان مردم هستند و مایه، پایه و جوهره نظام اسلامی را تشکیل می‌دهند. این تجمعات برای دشمنان حامل پیامی روشن و قاطع بود. در عین حال، این حضور به صورت نمادین برای دوستان نیز پیام داشت. برای مسئولان کشور، برای سربازان و رزمندگانی که در میدان حضور داشتند و برای کسانی که درگیر حفظ کشور و پیشبرد امور بودند، مایه دلگرمی ایجاد می‌کرد. این پایداری موجود در متن مردم، برای مسئولان و نیروهای میدان، پشتوانه‌ای روحی و سیاسی فراهم می‌کرد.

همچنین این تجمعات برای خود مردم نیز کارکردی مهم داشت. یعنی برای کسانی که در آن شرکت می‌کردند، نوعی کارکرد درونی و ترمیمی ایجاد می‌کرد. اگر بخواهم با تعبیر امروز بیان کنم، گویی نوعی تراپی جمعی در این اجتماعات رخ می‌داد. برای انسان‌هایی که در آن روزهای التهاب، نگرانی، فشار روانی، اضطراب ناشی از جنگ، اخبار بد و ناامیدکننده و حتی برخی اختلافات و اصطکاک‌های اجتماعی را تجربه می‌کردند، این جمع مردم مانند دریایی بود که انسان می‌توانست روح خود را در آن تطهیر کند، خود را در آن شست‌وشو دهد و با حالی بهتر، استوارتر و آرام‌تر به مسیر ادامه دهد. برای من نیز، به‌ویژه در‌همان روزهای التهاب جنگ و حتی تا امروز، این تجمعات چنین نقشی داشته است. به واسطه مشکلات موجود، اضطراب‌هایی که انباشته می‌شود، خبرهای نا‌گوار و ناامیدکننده‌ای که می‌رسد و اختلافاتی که‌گاه در ساحت اجتماعی بروز می‌کند، این حضور جمعی مردم حالتی از تسلی، بازسازی و آرامش ایجاد می‌کند. فکر می‌کنم این تجربه فقط شخصی نیست، بلکه برای عموم مردم نیز کم‌وبیش رخ می‌دهد.

این اجتماعات به مردم نوعی طمانینه، آرامش و نحوی از تسلی می‌دهد. از همین رو، باید مراقبت شود که این ویژگی ارزشمند در آنها حفظ شود. این نکته همان چیزی است که در فرمایشات و توصیه‌های رهبر معظم انقلاب نیز با قوت و طنین فراوان مورد تاکید قرار گرفته است. تجمعات مردمی نباید به محل دوئیت، اختلاف، منازعه و درگیری تبدیل شود، بلکه باید نقطه اطمینان، پایداری و وحدت باقی بماند.
 

جهان: آیا محافل روشنفکری و جامعه‌شناسان کشورمان توانسته‌اند ابعاد این خیزش ملی را بصورت آکادمیک صورت‌بندی و تحلیل کنند؟

صفار هرندی:
متاسفانه فضای نخبگان فکری، دانشگاهیان و اصحاب علوم اجتماعی در کشور، به واسطه برخی گرایش‌های فکری و سیاسی غالب در این محیط‌ها، فضایی است که چنین واقعیت‌هایی را در جامعه ایران کمتر مورد توجه قرار می‌دهد و کمتر به رسمیت می‌شناسد. این نکته امروز کم‌وبیش بر سر زبان‌ها افتاده است. اخیراً نیز یکی از فیلمسازان محترم و مورد علاقه بنده، آقای رضا میرکریمی، به این مسئله اشاره کردند. ایشان این پرسش معنادار را مطرح کردند که اگر این پدیده اجتماعیِ امروز، فاقد مایه دینی، انقلابی و مرتبط با حمایت از نظام اسلامی بود، آیا باز هم با چنین بی‌توجهی در فضای علوم اجتماعی مواجه می‌شد یا خیر.

به بیان دیگر، اگر گروه قابل توجهی از مردم برای شب‌های متوالی و در طول ده‌ها شب در نقطه‌ای از شهر گرد هم می‌آمدند و این حضور نه در شرایط آسایش و امنیت کامل، بلکه در فضایی همراه با مخاطره و زیر سایه تهدید جنگنده‌ها و پهپادهای دشمن شکل می‌گرفت، به احتمال فراوان بسیاری از اصحاب علوم انسانی و علوم اجتماعی، آن را به عنوان یک پدیده مهم اجتماعی مورد توجه قرار می‌دادند و درباره آن نشست‌ها، همایش‌ها و سمپوزیوم‌های متعدد برگزار می‌کردند. اما هنگامی که این پدیده با مایه‌های دینی، انقلابی و سیاسی همراه می‌شود، ظاهراً حساسیت و توجه بخش مهمی از آن محیط علمی کمتر برانگیخته می‌شود. این وضعیت البته یک واقعیت قابل مشاهده در فضای فکری کشور است. با این حال، باید تاکید کرد که همه اصحاب علوم اجتماعی چنین رویکردی ندارند. برخی از پژوهشگران و اندیشمندان علوم اجتماعی که دارای علایق بومی، ملی و دینی هستند، به این پدیده توجه کرده‌اند و برای تبیین آن تلاش‌هایی را آغاز کرده‌اند. اطلاع دارم که تلاش‌هایی برای ثبت و ضبط این تجربه اجتماعی و نیز برای تحلیل و تفسیر عالمانه آن در جریان است.

با این حال، امید آن وجود دارد که بخش گسترده‌تری از نخبگان علمی و دانشگاهی کشور نیز با گشودگی بیشتری با این واقعیت اجتماعی مواجه شوند. دست‌کم انتظار می‌رود که آنان به مشاهده مستقیم این پدیده بپردازند، چه بسا اگر چنین مواجهه‌ای صورت گیرد، در دل این تجربه اجتماعی، امکان‌هایی تازه برای فهم دقیق‌تر جامعه ایران نیز برای آنان آشکار شود.


جهان: علت اینکه با وجود گذشته یکصد شب، این اجتماعات وارد چرخه تکرار و کلیشه نشده و مدام قابلیت موج‌سازی و شورآفرینی دارد، را چه مواردی می‌دانید؟

صفار هرندی:
از همان ابتدا این احساس، یا دقیق‌تر، این نگرانی وجود داشت که این وضعیت تا چه اندازه می‌تواند ادامه پیدا کند و مردم تا کجا خسته نمی‌شوند و دچار ملال نمی‌گردند. برخی می‌گفتند اگر این روند به شب‌های پس از قدر برسد، احتمالاً موضوعیت خود را از دست خواهد داد، زیرا جنبه‌های مناسکی آن فروکش خواهد کرد، اما چنین نشد. عده‌ای دیگر معتقد بودند که با پایان ماه رمضان، ممکن است این حضور مردمی کاهش پیدا کند. گروهی نیز بر این باور بودند که با ورود به فضای نوروز، تعطیلات، تغییر حال‌وهوا و اشتغال مردم به سفر، این تجمعات به سمت فروکش کردن خواهد رفت. در حالی که با وجود جریان جنگ و درگیری، مردم نوروز خود را نیز داشتند و سفرهای قابل توجهی نیز انجام شد، اما باز هم روند کاهنده‌ای شکل نگرفت.

مهم‌تر که با اعلام آتش‌بس و توقف نسبی درگیری‌ها، این حضور مردمی کاهش نیافت. زیرا مردم در آن مقطع نوعی حس برانگیختگی و مشارکت مستقیم داشتند؛ گویی خود را در متن میدان می‌دیدند، انگار در کنار لانچر ایستاده‌اند، در صف مقدم قرار دارند. طبیعتاً انتظار می‌رفت وقتی آن جنگ، دست‌کم در ظاهر، متوقف شود، این شور و حضور نیز فروکش کند، اما چنین نیز نشد. البته طبیعی است که هر پدیده اجتماعی، به فراخور اوضاع و احوال، با فراز و نشیب‌هایی همراه باشد، اما آنچه اکنون مشاهده می‌شود، این است که ما با یک روند کاهنده متوالی و مستمر در میدان‌ها و خیابان‌ها مواجه نیستیم و این واقعاً شگفت‌آور است. شاید تنها مفهومی که بتواند تا حدی این وضعیت را توضیح دهد، مفهوم بعثت باشد. بعثت در معنای عمیق خود، به معنای کنده شدن از یک موقعیت پیشین و ارتقا یافتن به مرتبه‌ای والاتر است. اگر این تعبیر را بپذیریم، می‌توان گفت آنچه این میدان را تا امروز حفظ کرده، نوعی احساس بعثت جمعی است. احتمالاً همین احساس است که در حفظ این حضور و استمرار این میدان تا امروز، نقشی تعیین‌کننده و موثر ایفا کرده است.
 

جهان: این مدل خیزش عظیم مردمی در اجتماعات شبانه، آیا نظیری در تاریخ ایران داشته است؟ ویژگی‌های منحصرفرد این پدیده را چه مواردی می‌دانید؟

صفار هرندی:
از سال‌های ۱۳۵۷ به بعد، به یک معنا در جامعه‌ای بسیجی و جنبشی زندگی کرده‌ایم. مقصودم صرفاً معنای خاص و سازمانی آن نیست، بلکه جامعه‌ای است که به‌طور مستمر ظرفیت بسیج عمومی را در خود حفظ کرده و در موقعیت‌های مختلف، آمادگی حضور جمعی و کنش میدانی را نشان داده است. در برهه‌های گوناگون، این بسیج عمومی را تجربه کرده‌ایم. بخشی از آن در مناسبت‌های تثبیت‌شده‌ای چون راهپیمایی‌های سالانه روز قدس و بیست‌ودوم بهمن ظهور یافته است. بخشی دیگر در موقعیت‌های خاص اجتماعی و سیاسی، در التهاب‌هایی همچون حوادث سال ۱۳۸۸، رخدادهای دی‌ماه و نمونه‌های مشابه خود را آشکار کرده است. حتی در مواجهه با ابتلاهای عمومی نیز این ظرفیت را دیده‌ایم؛ چنانکه در زلزله‌ها، سیل‌ها و همه‌گیری کرونا نیز نوعی بسیج اجتماعی برای مقابله با بحران شکل گرفته است. برخلاف برخی تلقی‌ها و کلیشه‌های رایج، جامعه ما اساساً از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار است. این جامعه، ظرفیت حضور در صحنه، بودن در میدان و انجام عمل جمعی را در خود حفظ کرده و این ویژگی، از گذشته تا امروز وجود داشته است.

اما آنچه در این صد شب ظاهر شده، کیفیتی خاص و متمایز دارد. پراکندگی قابل توجه، تنوع اقشار و گروه‌های اجتماعی درگیر، تداوم حضور در صحنه، و حال‌وهوای مجاهدانه و رزم‌گونه آن، همگی به این پدیده ویژگی‌ای ممتاز و کم‌نظیر بخشیده است. همچنین حضور خانوادگی مردم و نقش پررنگ بانوان و زنان در این اجتماعات، از دیگر عناصری است که به این صحنه هویتی ویژه داده است. برخی معتقدند در این فضا، حال‌وهوایی از مراسم اربعین در عراق قابل مشاهده است. برخی دیگر، به‌ویژه در روزهایی که سایه جنگ و تهدید بر فراز جمعیت حضور داشت، شباهت‌هایی با روزهای انقلاب، تجمعات انقلابی و شعارهای شبانه آن دوران احساس می‌کنند. اما واقعیت این است که مجموع این عناصر، صرفاً ترکیبی از نمونه‌های پیشین نیست. هر یک از آن تجربه‌ها، بخشی از این فضا را توضیح می‌دهد، اما برآیند آنها در اینجا به شکل‌گیری یک جوهره، شاکله و صورت‌بندی خاص انجامیده است که به نظر من، در نوع خود بی‌نظیر و منحصر به فرد است.

جهان: ممنون از وقتی‌که در اختیار ما قرار دادید.
https://jahannews.com/vdccxsqoo2bq448.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

جریان روشنفکری نه، جریان روشنفکر نما.
ریشه های این جریان در ایران و علوم انسانی ایرانی نیست ریشه هایشان در خارج از ایران یعنی غرب است پس نه خودشان مهم هستند نه نظراتشان.
علوم انساني كه تا به امروز توسط افراد تهيه مغز فراگرفته شده و در پست هاي مديريتي قرار گرفته‌اند!!!
هرمز
بهتره بگیم خود باخته
عبرت نامه
در جنگ جهانی دوم هیتلر و طرفدارانش می گفتند ما طرف دار صلح هستیم ولی بعضی وقت ها جنگ واجب است. بعد ۶۰ سال یهودی ها قدرت جهانی و اتمی پیدا کردند در اسراییل و آمریکا همه یهودی ها می گویند ما طرف دار صلح هستیم ولی بعضی وقت ها جنگ واجب است...... اشک تمساح ریختن ... یا خصلت بشر برای توجیه جنایات جنگی و کشتن مردم عادی!!! قضاوت کنید.
م.ن نفهمیدم تو چی گفتی بابا ساده بنویس ببینیم چی میگی
ولي جناح تماميت خواه شما بي شك به منازعات سياسي تبديل كرده!!!! انگار ايران ملك طلق شان است!!
ایران ملک طلق ایرانیان واقعی است نه غربگدایان واقعی خصوصا بعد از این‌همه جنایات عظیم و تاریخی که وحوش غربی در طول چندین جنگ و تهاجم خصوصا تهاجم اخیر علیه ایران و ضد ملت مظلوم رقم زدند.
حتی اگر جنگ نمی شد همان تحریم های وحشیانه ضد ملت ایران برای نفرت پیدا کردن ملت ایران از غربی ها و دنباله های فاسد و کثیفشان در کشور کافی بود.
شرم بر وحوش غربی و طرفدارانشان.
کشور را پاکسازی کنید.
غربگداهای بازنده دست از سر ایران بردارند.
۳۰ سال در راس قدرت اجرایی و اقتصادی بودید می خواستید از فرصتتان استفاده کنید و کاری برای حل مشکلات ایران انجام دهید نه اینکه دنبال باندبازی و ثروت اندوزی و عقده های سیاسی تان باشید و وقت نکنید به مشکلات مردم فکر کنید. دیگر چقدر می خواهید فرصت سوزی کنید.
جدیدا زیبا کلام با نقض قانون یک مصاحبه با یک رسانه ی انگلیسی زبان داشته شما فقط ملاحظه کنید حرف های این [....] را کلمه به کلمه و مو به مو حرف هایی می زنه که قند در دل آمریکا و اسراییل آب میشه. بگذریم که کلا متناقض حرف می زنه و اصلا خودش هم نمی فهمه چی می گه. یه جوری حرف زده انگار قالیباف و پزشکیان مقابل رهبر هستند. بنده ی خدا واقعا دیگه زمان بازنشستگی اش هست
این جنگ های وحشیانه یکسال اخیر که با ترور همراه بوده توسط دو فرد خبیث اپستینی همه دنیا را کنار ایران فرار داده طبیعی ست که هر انسان پاک طینتی با تمام وجود در کنار حقیقت قرار گرفته و مقاومت می‌کنند
تجمعات شبانه ثابت کرد مردم فهیم تر و پایبند تر به مبانی اسلام و انقلاب از مسئولین هستند .