آموزش و پرورش یک نهاد حاکمیتی است و نه غیرحاکمیتی! از این رو اگرچه ادارهی آن به مشارکت مردم نیازمند است، اما الگوی این مشارکت باید در چارچوب سیاستهای تربیتی نظام باشد.
گروه جامعه جهان نیوز - بسیج دانشجویی دانشکده های روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاههای تهران، شهیدبهشتی، علامهطباطبایی، امامصادق(ع) و الزهرا(س) پیرامون سیاست اخیر وزارت آموزش و پرورش در باب واگذاری مدارس به بخش خصوصی بیانیه ای صادر کردند که متن آن بدین شرح است:
تصویب بسته حمایتی از مدارس غیردولتی در وزارت آموزش و پرورش و ابلاغ آیین نامه اجرایی آن به مدارس، تردیدهای جدی در مورد تحقق عدالت آموزشی را افزایش داده است. سیاستهای این بسته نشان میدهد که «واگذاری مدارس به بخش خصوصی» با سرعت بالایی افزایش مییابد.
در همین راستا وزیر آموزش و پرورش نیز وعده داده که طی یکی دو سال آینده، تعداد مدارس غیردولتی کشور ۵۰ درصد رشد خواهد داشت! به نحوی که تعداد این مدارس از ۸ درصد به ۱۲ درصد کل مدارس کشور میرسد. با وجود اینکه هدف مسئولین آموزش و پرورش از این تصمیمات، خیرخواهانه و در جهت بهبود کیفیت تعلیم و تربیت در مدارس دولتی است اما این سیاست، عملاً زنگ خطری است که از ذبح عدالت آموزشی حکایت میکند.
معتقدیم که هر تصمیمی برای واگذاری ادارهی مدارس به بخشهای غیردولتی باید مبتنی بر اصول ذیل باشد:
۱. تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مقدمهی شکوفایی تمدن نوین اسلامی است و این امر بدون اهتمام جدی در ساماندهی به نظام آموزش و پرورش کشور به عنوان یکی از تأثیرگذارترین و مهمترین نهادهای سازندهی فرهنگ کشور محقق نخواهد شد. واضح است که نظام تعلیم و تربیت در صورتی میتواند این وظیفه خطیر را به انجام رساند که بر مبنای آرمانهای انقلاب اسلامی و به ویژه تأمین عدالت آموزشی متحول شود.
۲. آموزش و پرورش یک نهاد حاکمیتی است و نه غیرحاکمیتی! از این رو اگرچه ادارهی آن به مشارکت مردم و حتی نهادهای غیردولتی نیازمند است، اما الگوی این مشارکت باید در چارچوب سیاستهای تربیتی جمهوری اسلامی ایران باشد. به همین دلیل، هر تصمیم در آموزش و پرورش، در صورت نقض سیاستهای تربیتی نظام مطرود است، حتی اگر مشارکت مردم را در آموزش و پرورش افزایش دهد! در این میان، سیاست عدالت آموزشی به عنوان یکی از اصول تربیتی در نظام جمهوری اسلامی ایران از جایگاه ویژهای برخوردار است.
۳. عدالت آموزشی هنگامی محقق میشود که: الف) «استعداد و تلاش» دانشآموزان تنها ملاک توزیع امکانات و دسترسی به فرصتهای آموزشی باشد؛ ب) کیفیت تعلیم و تربیت از درآمد خانواده متربیان مستقل باشد؛ ج) ادارهی مدارس به گونهای نباشد که باعث بازتولید طبقات اجتماعی شود؛ د) همچون رویکردهای لیبرال، دانشآموز به عنوان یک «مشتری» تلقی نگردد؛ ه)مشارکت مردم در ادارهی آموزش و پرورش به نحوی فعال گردد که هدف و حاصل آن شکوفایی تمام استعدادهای کشور باشد نه اینکه مشارکت مردم به تجاریسازی نهاد تربیت بیانجامد و دستاویزی برای فزونی ثروت مالکان مدارس غیردولتی باشد.
انتظار میرود که عملکرد مسئولین وزارت آموزش و پرورش بر اساس این اصول سامان یابد اما واگذاری مدارس به بخش غیردولتی به نحوی که در بستهی حمایتی از مدارس غیردولتی ذکر شده است، نوعی پاک نمودن صورت مسأله و در تعارض با اصول فوق است.
از این رو ما دانشجویان بسیجی دانشکدههای روانشناسی و علوم تربیتی کشور، بنا به وظیفهی دینی و تخصصی خود لازم میدانیم موارد ذیل را به دولت و به ویژه وزیر محترم آموزش و پرورش تذکر دهیم:
۱. اعطای مجوز به متقاضیان تأسیس مدارس غیردولتی فقط در صورتی میتواند موجه باشد که انگیزهی اصلی متقاضیان، «تعلیم و تربیت با کیفیت برای تمام افراد جامعه» باشد، نه کسب سود اقتصادی. نامگذاری «مدارس غیرانتفاعی» در قانون سال ۱۳۶۸ نیز برخاسته از همین اصل است.
اما واقعیت این است که بسیاری از مدارس این چنینی، کاملاً انتفاعی هستند و به منبعی برای کسب درآمد تبدیل شدهاند. آیا تبدیل مکان تعلیم و تربیت به محل درآمد به معنای فساد در نظام تربیتی کشور و دکان شدن مدرسه نیست؟ آیا با این فساد فرهنگی - اقتصادی به ارزش و اعتبار علم، خدشه وارد نشده است؟
۲. دانشآموزان مدارس غیردولتی نسبت به دانشآموزان مدارس دولتی، از امکانات و کیفیت آموزشی بالاتری برخوردارند. به عنوان نمونه، در حالی که مدارس عادی حدود ۸۰ درصد کل دانشآموزان را در بر میگیرند، از بین ۳۹ نفر برتر کنکور در سال ۱۳۹۱، تعداد پذیرفتهشدگان مدارس غیردولتی تقریباً معادل پذیرفتهشدگان مدارس عادی بود! این واقعیت نشان میدهد که بر خلاف ادعای مسئولین آموزش و پرورش، تأسیس مدارس غیردولتی نتوانسته به افزایش کیفیت مدارس دولتی کمک کند و به عکس، فاصله کیفی این دو دسته از مدارس به بازتولید طبقات اجتماعی منجر شده است.
در این رابطه، لازم است به این تأکید رهبر معظم انقلاب بیشتر توجه کنیم: «نگاه غیر عدالتمحور، این است که ما در کشور مدارس پیشرفتة مجهز به بهترین تجهیزات در یک جاهایی، و مدارس محروم کپری یا شبیه کپری در یک مناطق دیگر داشته باشیم؛ معلم ممتاز برجسته برای تعدادی از مدارس و معلمان خسته یا کمسواد برای تعداد دیگری از مدارس داشته باشیم... البته عدالت به معنای این نیست که ما با همة استعدادها با یک شیوه برخورد کنیم؛ نه! استعدادها بالاخره مختلف است؛ نباید بگذاریم استعدادی ضایع بشود و برای پرورش استعدادها بایستی تدبیر بیندیشیم. در این تردیدی نیست. اما ملاک، باید استعدادها باشد، لاغیر. عدالت این است ...» (۱۲/۲/۱۳۸۵).
۳. لازم به یادآوری است که پس از گذشت حدود ۲۵ سال از تصویب قانون مدارس غیر انتفاعی، تنها حدود ۸% از مدارس کشور غیر انتفاعی هستند و همین ۸% نیز به دلیل عدم برنامهریزی و نظارت صحیح برای ذبح عدالت آموزشی کفایت میکنند. آیا توسعهی مدارس غیردولتی به ۱۲% در طول تنها دو سال مشکلات موجود را مضاعف نخواهد ساخت و آیا این سرعت در واگذاری مدارس به بخش غیردولتی، منجر به عدم نظارت صحیح بر این مدارس و تبعیض آموزشی بیشتر در عرصهی تعلیم و تربیت کشور نخواهد شد؟ آیا واگذاری امور به بخش غیردولتی نیازمند طمأنینه و نظارت بیشتری نیست؟
۴. بنا به اعلام مسئولین وزارت آموزش و پرورش، بسته حمایتی از مدارس غیردولتی قرار است با کاهش جمعیت دانشآموزی مدارس دولتی، باعث افزایش کیفیت آموزش آنها شود اما تجربهی ۲۵ سالهی مدارس غیرانتفاعی نشان میدهد که چنین انتظاری دور از واقعیت است! راه صواب آن است که مسئولین امر به جای پرداختن به چنین راهکارهای خلاقانهای، که انحراف از مسیر اصلی تحول مطلوب در نظام آموزش و پرورش محسوب میشود، وجههی اصلی همت خود را متوجه بهینهسازی مدیریت منابع مالی و بهبود کیفیت نظام مدیریت مدارس دولتی نمایند و در این مسیر از فعالسازی ظرفیت اوقاف، خیرین، حوزههای علمیه و مساجد که نهادهای ریشهدار در فرهنگ اسلامی – ایرانی هستند، غفلت نکنند.
در پایان یادآور میشویم که یکی از عوامل مهم تصویب طرحهای نسنجیده در وزارتخانۀ حساس آموزش و پرورش را میتوان اتخاذ تصمیمات بزرگ و سرنوشتساز پیش از طرح و نقد در مجامع نخبگانی به ویژه دانشگاهها و حوزههای علمیه دانست.
بیشک ایجاد فضای تعاملی میان وزارت آموزش و پرورش و متخصصین امر تعلیم و تربیت به سیاستهایی مطلوبتر خواهد انجامید. از این رو از مسئولین این وزارتخانه انتظار میرود پیش از تصویب و اجرای چنین بستهها و آییننامههایی، فضا را برای تعامل سازنده با منتقدین و متخصصین این حوزه فراهم نمایند.
همچنین از مسئولین مربوطه به ویژه جناب آقای دکتر علیاصغر فانی، وزیر محترم آموزش و پرورش، تقاضا داریم که هر چه سریعتر در تصمیمات مناقشهپذیر خود در راستای خصوصیسازی وزارتخانهی متبوع خود تجدیدنظر کنند. در صورت ادامه روند فعلی، دانشجویان به نحو مقتضی وارد عمل خواهند شد.
این دولت ادامه همان سیاستهای امتحان پس داده دوران سازندگی هاشمی رفسنجانی با نمایی از اصلاحات است .برای کارگزارانیهای ... اصل بر پول و درآمد است و هر سیاست یا اصل دیگری ذیل این اصل تعریف میشود.... یادمان نرفته که ده جور مدرسه غیر دولتی انتفاعی و غیر انتفاعی و نمونه مردمی و نمونه دولتی و .... از زمان کارگزاران هاشمی سربرآوردند و در زمان اصلاحات تقویت شدند. همه دیدند و میدانند که این مدارس در واقع مفری بود برای جولان آنانی که درآمد بالاتر از میانگین جامعه دارند و فشاری برای بچه های طبقاتی از جامعه که امکان مالی حضور در چنین مدارسی را نداشتند...
اگر دولت واقعا به دنبال مشارکت مالی مردم در امر آموزش و پرورش است چرابه مانند موضوع خیران مدرسه ساز عمل نمیکند...؟؟؟هم اکنون سالانه صدها میلیارد تومان از سوی خیران جامعه در امر مدرسه سازی کمک میشود و با توجه به جمعیت فعلی دانش آموزان این نیاز تقریبا به غیر از موارد معدود برطرف شده است... چرا همین ظرفیت خیران در امر آموزش هدایت و بکار گیری نمیشود ؟؟؟مسلما آن خیر نیکوکاری که برای مدرسه سازی هزینه میکند در صورت توجیه و فرهنگ سازی مناسب برای امر آموزش فرزندان این سرزمین هم هزینه میکند.....
واقعیت این است که در کنار نگاه سرمایه سالار کارگزارانی ،یک نگاه فرهنگی غربی وجود دارد که امکان پیشبرد اهداف خاص فرهنگی و آموزشی خود را در مدارس دولتی و تحت نظارت سیاستهای تربیتی نظام ؛نمی بیند و بنابراین به بهانه مشارکت مردم در اقتصاد آموزش و پرورش قصد ایجاد محیط های کمتر تحت نظارت و یا بدون نظارت تحت عناوینی شبیه همانهایی که در دوران سازندگی مانند قارچ روییدند، دارند...
سلام
بنده با قسمتی از صحبت های شما موافقم اما درد را فقط کسی خوب میفهمد که آن را از نزدیک احساس کرده باشد. اینکه وزیر فقط چندین روز مانده به اول مهر طرح ضربتی واگذاری مدارس را اجرا کرد حتما طرحی نیست که کارشناسی شده باشد.اما می دانید دلیل اجرا چه بود؟ کمبود شدید معلم ابتدایی.
اما از تبعیض صحبت کردید.تبعیض فقط در ایجاد مدارس غیرانتفاعی نیست.تبعیض یعنی مدارسی مثل شاهد که همه امکانات به آنجا سرازیر است.تبعیض یعنی ایجاد تعداد زیادی مدارس خاص مثل نمونه و استعدادهای درخشان که امثال بنده مجبور باشیم از اول مهر تا اردیبهشت کلاس ششم فقط تست کار کنیم.
ریشه همه دردها این است که دولت کمبود شدید معلم دارد و نمی خواهد کسی را استخدام کند چون می گوید پول نداریم که حقوق بدهیم.
چرا مجلس دخالت نمی کند تا این اوضاع نابسامان را درست کند؟
در دوران تحصیل من در ایران و در آن روستای معروف و زیبا در شمال کشور که سالهای زیادی هم از آن نمی گذرد بخاطر دارم که اصول مهم و راهبردی قانون اساسی کشور اموزش رایگان در تمام سطوح بود ه است و نباید برای هیچیک از احاد این ملت منع و مشکل مالی برای ادامه تحصیل مردم وجود داشته باشد و متولی نظارت بر این کار نیز طبیعتا وزارت اموزش و پروزش است / لاکن اخباری که در آمریکا از ایران درباره تحولات اخیر آموزش و پرورش به گوشمان می رسد حاکی از بروز برخی فاصله های طبقاتی - تحصیلی می باشد یعنی اینکه انانی که توانایی و تمکن مالی دارند هم از مدارس غیر انتفاعی با تکنولوژی و فن اوری اموزشی روز بهره می برند و هم معلمان بهتری نیز در اختیار دارند و در عوض اقشار ضعیف تر بدلیل فقدان این شرایط می بایستی به مدارس دولتی با نبود امکانات اموزشی مناسب و بعضا مسافتهای فضایی بین خانه و مدرسه رفت و امد نمایند و امروز هم می شنویم و می خوانیم که دولت یازدهم قصد دارد تا حجم بیشتری از ماموریت های ذاتی و قانونی خود در اموزش و پرورش را به بخش خصوصی واگذار نماید /البته شاید دلیل بیاورند که اینکار هم برای نزدیک کردن سطوح اموزشی در نقاط مختلف ایران به یکدیگر صورت می گیرد اما در جواب باید گفت که ایا :
1- سیستم نظارتی مناسبی برای کنترل این روند وجود دارد یا خیر ؟
2- در جایی که قیمت ارزاق عمومی را ما می شنویم که ساعتی و روزانه بالا می رود اما از هماهنگ سازی بین تورم و میزان یارانه پرداختی به خانوارها خبری نیست ایا این احتمال وجود ندارد که با رها شدن سیستم اموزشی در کشور بقول اطلاعیه بسیج دانشجویی اموزش و پرورش از نوعی خدمت عمومی به نوعی بنگاه داری خصوصی و سپس به نوعی تیول داری اشخاص متنفذ در سیستم اموزشی و سرمایه داران تبدیل شود. در هر صورت دولت باید ابتدا بدنبال ایجاد ساختارها و بستر سازی بوده و سپس با برنامه هایی در این رابطه اقدام نماید
مجید مجد دانشجوی دکترای اقتصاد از دانشگاه برکلی کالیفرنیا
یه سری بزنید به منطقه دو اموزش و پرورش ببینید چه مشکلات زیادی مدیران دارند. رویکرد سیاسی و حمایت از خاتمی فتنه گر همه را ناراحت کرده. مرگ بر حامیان فتنه. وزیر اموزش و پرورش در خواب است. ایا میدانی در منطقه دو توسط رییس منطقه چه فیلمی علیه حضرت علی ع پخش شده ؟
مشکل این افراد اینه که با دولت مشکل دارن اگه الان جلیلی رییس جمهور بود و وزیر آموزش و پرورش این کار رو می کرد چون می دونستن مدارس به افراد همفکر خودشون میرسه ابیانیه تشکر میدادن
چند ابهام خیلی مهم در مورد طرح واگذاری مدارس:
1-آیا برای واگذاری این مدارس مناقصه ای برگزار شده است؟
2-چطور در طول مدت کمتر از یک ماه صلاحیت یک نفر و توانایی او را بررسی کرده اند که مدرسه کامل را در اختیار او گذاشته اند.
3- آیا می توان مدرسه را با دانش آموزانش واگذار کرد؟
4-آیا اولیای دانش آموزان مطلع بوده اند و یا رضایت داده اند؟
5-اولیا در شرایطی دانش آموز را ثبت نام کرده اند که مدرسه دولتی بوده با معلمان با سابقه،حال آیا اولیا رضایت دارند تا دانش آموزشان زیر دست یک معلم صفر کیلومتر درس بخواند.
6-معلمان این مدارس در طی مدت کمتر از یک ماه چگونه گزینش شده اند! از کجا آمده اند؟
7-این معلمان جدید که رشته تحصیلی 90 درصد آنها غیرمرتبط است چه موقع آموزش دیده اند و مهارت تدریس پیدا کرده اند؟
8-آیا معلمی که قرار است با حقوقی معادل یک سوم یک معلم رسمی(کمتر از 500 هزار تومان) کار کند انگیزه لازم را دارد؟
9-آیا یک مدرس توانمند حاضر است با این شرایط حقوق و بیمه 21 روزه آن هم به جز ایام تعطیل مثل نوروز و تابستان کار کند؟
10-ختم کلام.با اجرای این طرح حدود 8000 معلم آزاد به کار گرفته شدند که با حداقل حقوق کار می کنند و تنها هدف این طرح هم همین بوده است.فقط و فقط با نگاه اقتصادی به مدرسه و معلم و دانش آموز نگاه کرده اند.
واقعا جای تاسف است هر روز که میگذرد شاهد بد تر شدن اموزش در کشور هستیم یعنی افراد با نفوذ و پول دار که یک شبه پولدار شده اند دارند به تمام کشور مسلط میشوند
آقایان بسیج به شما توصیه می کنم با ÷رهیز از شعار زدگی و بیانیه های بی فایده دادن وارد عرصه کار در حوزه فرهنگ شوید و بدانید که مدارس یکی از بهترین بسترها برای کار فرهنگی و تربیت نیروهایی در تراز انقلاب اسلامی است.
دقت کنید که بعضی مواقع بعضی چیزها فرصت های نابی است که باید از آن استفاده کرد و وارد عرصه شد.وضع فرهنگی خیلی خراب شده است و دشمن بضورت عمیق و گسترده(دقت شود)در عرصه فرهنگ بالخصوص در سطوح موثر در حال فعالیت و اثرگذاری است و ما مشغول چه هستیم ؟!!!!
آنهایی که بصیرت و دیدی عمیق در مسائل فرهنگی و اجتماعی دارند معتقدند که دشمن خاکریز تحرکات فرهنگی را از سطوح دانشگاهها به سطح دبیرستانها برده است.اگر درد دین و فرهنگ دارید بدانید که تکلیف است که بچه های متدین و حزب اللهی باید وارد عرصه کار فرهنگی در مدارش شوند