سه شنبه ۱۴ تير ۱۴۰۱ - 5 Jul 2022
 
۲

بازخوانی صلح امام حسن(ع)در سالروز آن

چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۳
کد مطلب: 340561
امیرالمؤمنین یک منطقى دارد و آن منطق این است که مى‌گوید من به خاطر اینکه خودم خلیفه باشم یا دیگرى، با اینکه خلافت حق من است قیام نمى کنم، آن وظیفه مردم است، من آنوقت قیام مى کنم که آن کسى که خلافت را بر عهده گرفته است کارها را از مجرا خارج کرده باشد
به گزارش جهان، خبرگزاری شبستان نوشت:

استاد شهید مطهری با توجه به قرارداد صلح امام حسن(ع) ـ معاویه به تحلیل و تبین صلح امام حسن (ع) پرداخت.

 پس از شهادت امام علی(ع) شیعیان کوفه با امام حسن مجتبی(ع) پسر ارشد آن حضرت بیعت کرده و او را به خلافت برگزیدند.

امام، لشگری دوازده هزار نفری به رهبری قیس بن سعد به جنگ معاویه فرستاد و خود روانه‏ مداین شد.

هنوز بین سپاه امام و معاویه جنگی روی نداده بود که شایعه‏ کشته شدن قیس بن سعد، شیرازه سپاه حضرت را از هم گسیخت.

در این میان، جمعی حتی سراپرده‏ امام را نیز غارت کرده و یکی از آنان خنجری بر ران حضرت وارد کرد.

با این وضع، مسلّم شد که با چنین مردمی به جنگ معاویه و لشکر منظم او رفتن صلاح نیست. بدین ترتیب، امام حسن(ع) با معاویه وارد مکاتبه و مذاکره شد و قرار بر این شد که امام از خلافت کناره‏گیری کند به شرط این که معاویه پس از خود، فرزندانش را به خلافت معین نکند، از امام علی(ع) به زشتی یاد ننماید و... . امام حسن(ع) علی‏رغم میل باطنی، این صلح را پذیرفت و پس از پنج ماه و نیم، از خلافت کناره گرفت و با اهل بیت خود عازم مدینه شد.

استاد شهید مطهری با توجه به قرارداد صلح امام حسن(ع) معاویه به تحلیل و تبین صلح امام حسن (ع) پرداخت که در ذیل می‌آید: بنابراین به نظر نمى رسد که در صلح امام حسن(ع)، در آن شرایطى که امام حسن(ع) مى زیست ایرادى باشد ، و مقایسه کردن میان صلح امام حسن(ع) در مسند خلافت با قیام امام حسین(ع) به عنوان یک معترض، با اینهمه اختلافات دیگرى که عرض کردم مقایسه صحیحى نیست ، یعنى به نظر اینجور مى رسد که اگر امام حسن(ع) در آنوقت نبود و بعد از شهادت امیرالمؤمنین امام حسین خلیفه شده بود ، قرار داد صلح امضا مى کرد ، و اگر امام حسن تا بعد از معاویه زنده بود ، مثل امام حسین قیام مى‌کرد ، چون شرایط مختلف بوده است .

متن قرارداد امام حسن به شرح ذیل است - حکومت به معاویه واگذار مى شود (۷) بدین شرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره خلفاى شایسته عمل کند.

امیرالمؤمنین یک منطقى دارد و آن منطق این است که مى‌گوید من به خاطر اینکه خودم خلیفه باشم یا دیگرى، با اینکه خلافت حق من است قیام نمى کنم، آن وظیفه مردم است، من آنوقت قیام مى کنم که آن کسى که خلافت را بر عهده گرفته است کارها را از مجرا خارج کرده باشد، در نهج البلاغه است : «و الله لاسلمن ماسلمت امور المسلمین و لم یکن فیها جور الا على خاصة» یعنى مادامى که ظلم فقط بر شخص من است که حق مرا از من گرفته‌اند ، و منهاى این سایر کارها در مجراى خودش است، من تسلیمم، من آنوقت قیام مى کنم که کارهاى مسلمین از مجرا خارج شده باشد .

این ماده قرار داد این است و در واقع امام حسن(ع) اینچنین قرار داد مى بندد: مادامى که ظلم فقط به من است و مرا از حق خودم محروم کرده‌اند ولى آن غاصب متعهد است که امور مسلمین را در مجراى صحیح اداره کند من به این شرط حاضرم کنار بروم .

پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است و اگر براى او حادثه اى پیش آمد متعلق به حسین. این جمله مفهومش این است که این صلح یک مدت موقتى دارد ، نه اینکه امام حسن(ع) گفت دیگر ما گذشتیم و رفتیم ، این تو و این خلافت ، تا هر وقت هر کار مى خواهى بکن ، نه ، تا معاویه هست ، این صلح تا زمان معاویه است ، شامل بعد از زمان معاویه نمى شود ، پس معاویه حق ندارد براى بعد از زمان خودش توطئه اى بچیند : و معاویه حق ندارد کسى را به جانشینى خود انتخاب کند.

معاویه در شام لعن و ناسزاى به امیرالمؤمنین را رسم کرده بود . این را در متن صلحنامه قید کردند که باید این عمل زشت موقوف باشد : معاویه باید ناسزا به امیرالمؤمنین و لعنت بر او را در نمازها ترک کند و امام على(ع) را جز به نیکى یاد ننماید که این را هم معاویه تعهد و امضاء کرد.

اینها روى امام على(ع) تبلیغ مى کردند ، مى گفتند على را ما به این دلیل لعنت مى کنیم که - العیاذ بالله - او از دین اسلام خارج شده بود. آدمى که اینجا امضا مى دهد، لااقل این مقدار اتمام حجت بر او شده که تو اگر امام على(ع) را آدمى مى خوانى که واقعا مستحق لعن است پس چرا متعهد مى شوى که او را جز به نیکى یاد نکنى، و اگر مستحق لعن نیست و آن طور که متعهد شده اى درست است پس چرا اینطور عمل مى کنى؟ ! که بعد ، این را هم زیر پا گذاشت و تا نود سال این کار ادامه پیدا کرد.

۴- بیت المال کوفه که موجودى آن پنج میلیون درهم است مستثنى است و تسلیم حکومت و شامل آن نمى شود و معاویه باید هر سالى دو میلیون درهم براى حسن بفرستد این قید را کرده بودند براى همین که مى خواستند نیاز شیعیان را از دستگاه حکومت معاویه رفع کنند که اینها مجبور نباشند ، و بدانند اگر نیازى داشته باشند مى شود خود امام حسن(ع) وامام حسین مرتفع کنند . و بنى هاشم را از بخشش‌ها و هدیه ها بر بنى امیه امتیاز دهد و یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهدایى که در کنار امیرالمؤمنین در جنگهاى جمل و صفین کشته شده اند تقسیم کند و اینها همه باید از محل خراج «دارابجرد» تأدیه شود . در اطراف شیراز است که خراج و مالیات این نقطه را به بنى هاشم اختصاص دادند .

۵- مردم در هر گوشه از زمین‌هاى خدا ، شام یا عراق یا یمن و یا حجاز ، باید در امن و امن باشند و سیاهپوست و سرخپوست از امنیت برخوردار باشند و معاویه باید لغزش‌هاى آنان را نادیده بگیرد مقصود کینه توزیهایى است که به گذشته مربوط مى شود ، چون اینها اغلب کسانى بودند که در گذشته با معاویه در صفین جنگیده‌اند و هیچکس را بر خطاهاى گذشته اش مؤاخذه نکند و مردم عراق را به کینه هاى گذشته نگیرد . اصحاب على در هر نقطه اى که هستند در امن و امان باشند و کسى از شیعیان على مورد آزاد واقع نشود و یاران على بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناک نباشند و کسى ایشان را تعقیب نکند و صدمه اى بر آنان وارد نسازد ، و حق هر حقدارى بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب على است از آنان باز گرفته نشود . به قصد جان حسن بن على و برادرش حسین و هیچیک از اهل بیت رسول خدا توطئه اى در نهان و آشکار چیده نشود این مواد ، مخصوصا ماده ۵ و ماده ۳ - که مسئله لعن امیرالمؤمنین است - اگر چه از همان شرط اول تأمین شده زیرا وقتى که او متعهد میشود که به کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره خلفاى را شدین عمل کند ، طبعا اینها در آن مستتر است ، ولى معذلک اینها را که مى دانستند مورد توجه خاص معاویه است و بر خلاف عمل مى کند ، براى اینکه بعدها هیچگونه تأویل و توجیهى در خصوص این کارها به کار نبرد ، به طور خصوصى در مواد قرار داد گنجاندند و در هیچیک از آفاق عالم اسلام ارعاب و تهدیدى نسبت به آنان انجام نگیرد. خواستند نشان بدهند که ما از حالا به روش تو بد بین هستیم .

اینها بود مجموع مواد این قرار داد . معاویه نماینده اى داشت به نام عبدالله بن عامر . او را با نامه اى که زیر آن را امضا کرده بود فرستاد نزد امام حسن و گفت شرایط همه همان است که تو مى گویى ، هر چه تو در آن صلحنامه بگنجانى من آن را قبول دارم . امام حسن هم این شرایط را در صلحنامه گنجانید . بعد هم معاویه با قسمتهاى خیلى زیادى که من خدا و پیغمبر را ضامن قرار مى دهم ، اگر چنین نکنم چنان ، اگر چنین نکنم چنان ، همه این شرایط را گفت و این قرار داد را امضا کردند.
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *