امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
نقش دولت در رشد سینمای سخیف: بازدارنده یا فعال
وقتی ارگانهای دولتی پیشنهاد ساخت فیلم سخیف می دهند!
دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۴۲
۲ نظر ۲ نظر
نهادهاي فرهنگي كه اتفاقاً متولي چنين بحث‌هايي هستند، فقط در حد عكس يادگاري با اين نوع فيلم‌ها(طلا ومس) ظاهر مي‌شوند و به هيچ وجه حمايتي به جهت اينكه اين‌جور فيلم‌ها رواج پيدا كند صورت نمي‌گيرد، بلكه اگر كاري هم از دستشان برآيد براي ناديده‌گرفتن و حذف‌كردن انجام مي‌دهند.

 

با توجه به وضعیت آشفته و نگران کننده اکران فیلمهای سینمایی که منجر به حذف سینمای شریف و فرهنگی و گسترش سینمای سخیف شده است، بار دیگر نگرانی هایی را برای فیلمسازان و تهیه کنندگان فرهنگی به همراه داشته است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان، اگر چه معاونت سینمایی با عدم تصویب طرح ساماندهی حوزه اکران، تلویحاً حضور مافیای اکران را تأیید کرد، اما برخی سینماگران، رفتارهای دولت در حمایت ضعیف از سینمای فرهنگی و حتی عدم کنترل حوزه اکران را از عوامل اصلی رشد سینمای سخیف می دانند.

در همین راستا "پناه بر خدا رضایی" که فیلمش با عنوان "چراغی در مه" نتوانست راهی اکران شود، در زمینه نقش دولت در این حوزه به نکات قابل تأملی اشاره کرده است: گويي كه فيلم فرهنگي و هنري در اين مملكت مرده و تنها فيلم‌هاي سخيف و بي‌ارزش مّد شده‌اند.
 
كارگردان «چراغي در مه» در گفت‌وگويي چنین عنوان کرد: پس از ساخت «چراغي در مه» اكنون مدت سه سال است كه موفق به ساخت فيلم دومم نشدم. مدتي است كه طرح دومين فيلمم را به بنياد سينمايي فارابي ارائه كرده‌ام اما به من مي‌گويند كه اين فيلم هنري، تلخ و در راستاي «چراغي در مه‌» است و به همين دليل ما نمي‌توانيم از آن حمايت كنيم. 

حتي برخي از اين دوستان به طور غيرمستقيم مرا به ساخت فيلم‌هاي سخيف دعوت مي‌كنند، اما مگر غير از اين است كه سينما به انواع مختلف فيلم‌ها نياز دارد؟! اگر اين حرف را يك تهيه‌كننده‌ي آثار گيشه‌اي به من مي‌زد ناراحت نمي‌شدم، اما وقتي ارگاني دولتي اين موضوع را پيشنهاد مي‌كند خيلي رنجيده مي‌شوم،چرا كه من اصلاً نياز ندارم كه كسي بگويد چه بسازم و اگر قرار باشد براساس اين پيشنهاد‌ها كار كنم يك كارگردان سفارشي‌ساز مي‌شوم. 

رضايي با تأكيد بر اين‌كه تاكنون فيلم‌هاي هنري و از جمله «چراغي در مه» افتخارات زيادي را براي كشور به ارمغان آورده‌اند، افزود: اين فيلم طبق آمار ارائه‌شده از سوي مركز گسترش جزو موفق‌ترين فيلم‌ها بوده است. حال من كارگردان كه روي اولين فيلمم مجلد‌هاي معتبر سينمايي نقدهای مثبت متعددي نوشته‌اند، سه سال است كه تلاش مي‌كنم و نتوانسته‌ام تهيه‌كننده‌اي براي كار بعدي‌ام پيدا كنم و طي اين مدت به مستند‌سازي پرداخته‌ام. 

كارگردان فيلم كوتاه «پيرمرد و خط» در بخش ديگري از اين گفت‌وگو مطرح كرد: اين وظيفه‌ي دولت است كه به اكران و حمايت از فيلم‌هاي فرهنگي بپردازد، اما متأسفانه گاه خط‌ مشي‌ها به گونه‌اي تعريف مي‌شود كه گويي فردي كه فيلم‌ هنري مي‌سازد بايد بايكوت شود. همين رويكرد در نهايت موجب شده كه نوع فيلمسازي ما شبيه تله‌فيلم‌ها شود. 

وي در عين حال به بودجه‌ي پايين «چراغي در مه» اشاره كرد و افزود: اين فيلم در مقايسه با بودجه‌هاي رايج سينماي ايران با بودجه‌اي زيرصفر ساخته شده و حتي هزينه‌ي ساخت فيلم پشت صحنه برخي فيلم‌ها هم نيست. حال يعني دولت ما آنقدر توان ندارد كه چنين فيلمي را حداقل براي يك‌ماه اكران كند؟ 

رضايي ادامه داد: اكران اين فيلم من را پير كرد. من اكنون از اين مي‌ترسم كه دوستان مسؤول مرا به مسير سينماي مبتذل بيندازند. فيلم ساختن در آن سينما كاري بسيار ساده است، اما در آن شرايط دم‌زدن از زيبايي‌شناسي امري بيهوده محسوب مي‌شود. ما مي‌توانيم حتي با يك جوك هم مردم را بخندانيم و اكنون همه در تلاش هستند تا در فيلم‌هايشان مخاطب را بخندانند، اما اين هنر نيست. لازمه‌ي كار هنري اين است كه مسائل مختلف مورد توجه قرار بگيرند، آيا تمام هنر به بازگشت سرمايه محدود مي‌شود؟ 

اما در این بین "منوچهر محمدی" تهیه کننده فیلم "طلا و مس" نیز اظهارات جالبی در این حوزه داشته است:

معمولا كساني كه خلاف مسير آب شنا مي‌كنند، حتماً تا يك جايي توان دارند و مي‌توانند ادامه بدهند. اينكه ما تا كجا مي‌توانيم ادامه بدهيم براي خود من هم قابل پيش‌بيني نيست.
 
ولي واقعيت اين است كه آنچه فعلاً سكه رايج سينماي ايران است همين است كه شما فيلمي بسازيد كه هيچ دغدغه‌اي در آن مطرح نباشد و به هيچ موضوعي نپردازيد.

فیلمهایی بی بو و خاصیت که تصويري كاريكاتورگونه از شرايط اجتماعي كه نه آدم‌هايش را به‌جا مي‌‌آوريد، نه موضوع‌ و نه حوادث را مي‌فهميد و صرفاً براي سرگرمي و خنداندن مردم، فيلم توليد مي‌كنيد كه اينجور فيلم‌ها البته كارشان راحت‌تر پيش مي‌رود، بدون دردسرترند و حتي مشمول حمايت‌هاي مختلفي هم مي‌شوند، در حالي‌كه در مورد فيلمي مثل طلا و مس‌ نه‌تنها حمايتي صورت نمي‌گيرد، بلكه اگر دستشان برسد از باب حسادت كارشكني و سنگ‌اندازي هم مي‌كنند. 

/فیلمهایی برای پزدادن/


تهیه کننده فیلمهای "میم مثل مادر و عصر روز دهم" ادامه می دهد:

نهادهاي فرهنگي كه اتفاقاً متولي چنين بحث‌هايي هستند، فقط درحد عكس يادگاري با اين نوع فيلم‌ها (طلا ومس) ظاهر مي‌شوند و به هيچ وجه حمايتي به جهت اينكه اين‌جور فيلم‌ها رواج پيدا كند صورت نمي‌گيرد بلكه اگر كاري هم از دستشان برآيد براي ناديده‌گرفتن و حذف‌كردن انجام مي‌دهند. 

انگار فقط براي پزدادن در محافل و مجالس، اين نوع فيلم‌ براي آقايان مسؤول فرهنگي كشور مهم است وگرنه به مقام عمل كه مي‌رسد هيچ خبري از حمايت و پشتيباني نيست.

/تعجب نكنيد اگر روزي ديديد كه من هم به جرگه مبتذل‌سازان پيوستم/

منوچهر محمدی درادامه گفته است: اين را براي طلا و مس نمي‌گويم، اما اگر آقاياني تشخيص مي‌دهند آن سينماي مبتذل به نفع فرهنگ كشور نيست، طبيعتاً شما بايد اين را در عملكردشان ببينيد. اما در عملكردشان شما هيچ نوع زاويه و نگرشي كه منجر به ساخت فيلم‌هايي مثل «طلا و مس» شود نمي‌بينيد و البته لحظه‌به‌لحظه فضا براي امثال بنده و سازندگان كارهايي از اين دست سخت‌تر مي‌شود و مطمئن باشيد اين كساني كه از اين‌جور كارها مي‌كنند تا يك جايي مي‌توانند ادامه حيات بدهند.
 
تعجب نكنيد اگر روزي ديديد كه من هم به جرگه مبتذل‌سازان پيوستم؛ چون شرايطي كه به وجود آورده‌اند نشان مي‌دهد كه راه ديگري به جز اين پيش ‌روي هنرمندان سينما نيست. 

/شرایط سخت برای فیلمهای ارزشی/ 

وی افزوده است: امروز به گونه‌اي پيش رفته كه همه چيز دست به دست هم داده كه مخاطب ايراني را سهل‌پسند كند و اگر خداي‌‌ نكرده اين ذائقه به همين ترتيب ادامه پيدا كند، ديگر طبعاً شرايط براي فيلم‌هايي كه واجد ارزش‌هايي باشند روزبه‌روز سخت‌تر خواهد شد و ما بايد به طور جدي نگران باشيم در اين زمينه كه مردم چه اتفاقي برايشان افتاده كه در رابطه با اين نوع فيلم رغبت چنداني نشان نمي‌دهند. 

به نظر من اين احتياج به آسيب‌شناسي و بررسي همه‌جانبه دارد. در مرحله اول مسؤولان فرهنگي از حد شعار خارج شوند و وارد حيطه عمل شوند. من فكر مي‌كنم سينما يك سرمايه ملي است كه الان به‌شدت در خطر است و بازار نمايش خانگي به گونه‌اي پيش مي‌رود كه نمايش فيلم در سينما تبديل به تيزر تبليغاتي شده است

/سوپر مارکتها برای سینما تصمیم می گیرند/.

محمدی درادامه تصریح کرده است: دوستي كه در اين عرصه شخص دردمندي بود عنوان كرد كه ديگر سوپرماركت‌ها تصميم مي‌گيرند چه فيلمي ساخته شود و اين پايان كار سينماست و خيلي جاي نگراني دارد كه فرمان توليد صادرشدن از سوپرماركت‌هاي موادغذايي شروع شود. 

من به هيچ وجه با سينماي مفرح و سرگرم‌كننده مخالفتي ندارم، اما اينكه ما بتوانيم فيلمي بسازيم كه هم داراي ويژگي‌هاي فرهنگي باشد و هم بتواند مخاطب را جذب كند نياز به يك بازنگري در قوانين و مقررات‌مان دارد.
 
الان شرايط طوري است كه در حوزه مميزي به محض اينكه فيلمي حاوي يك دغدغه اجتماعي باشد با بيشترين مشكل و حساسيت با آن مواجه مي‌شوند؛ مثل معلمي كه احساس كند اين 10تا شاگرد كه ديگر درس نخوانند، اينها را رها كنيم اما آن 10 تا كه درس خوانند، پوست كله‌شان را بكنيم كه حتماً كنكور قبول شوند.

Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 126508  
۱۳۸۹-۰۵-۰۴ ۱۹:۳۹:۴۶
     
وقتی یک فیلم خوب مثل طلا و مس ساخته میشه و مقام معظم رهبری هم راضی هستند اونوقت برخی افراطی میگن مارمولک 2 دیگه چه انتظاری دارین؟!!!اگه طلا و مس مارمولک2 پس ازدواج در وقت اضافه و...چی هستن واقعا که...!!

۱۳۸۹-۰۵-۰۴ ۱۷:۲۶:۴۶
     
این ها عوض اینکه ذائقه مردم را تغییر دهند و تصحیح کنند؛ از ذائقه تبعیت می کنند!

وقتی ارگانهای دولتی پیشنهاد ساخت فیلم سخیف می دهند!