۳نظر
 
به یاد استاد عارف،حضرت علامه حافظیان
سید عباس موسوی مطلق
تاریخ انتشار : شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۱۳
 

دهم خرداد در هندوستان دانشگاه دهلی نو کنگره ای جهت بزرگداشت حضرت علامه حافظیان برگزار می شود. برگزاری این همایش بهانه ای شد که یادی از این عارف ربّانی بنماییم، شروع سخن با بیان ریاست دانشگاه زبان و ادب فارسی دهلی نو جناب قمر غفار خالی از لطف نیست:

« در هند دو شخصیت تأثیر گذار ایرانی وجود دارد اول سید علی همدانی که تقریبأ 90 درصد اهالی کشمیر را مسلمان کرد و شخص دیگر هم ابوالحسن حافظیان که با کردار و رفتار خویش و بدون هر گونه تبلیغ مستقیم اسلام را معرفی میکرد. به نظرم آنقدر که در کشمیر علامه حافظیان شناخته شده است در ایران اینطور نیست و دولت ایران باید در این مورد اقدام کند و مکان خاصی را برای زنده بودن همیشگی یاد ایشان در نظر بگیرد و در جهت شناساندن شخصیت ایشان بیشتر تلاش کند (1).»

عارف بالله و بامرلله مرحوم علامه حاج سید ابوالحسن حافظیان قدس سره در سال 1282 ه-ش در مشهد متولد شد. و در همانجا با ادبیات، علوم ریاضی، طب، فقه و اخلاق آشنا گردید، به سیر و سلوک پرداخت و به مطالعه علوم غریبه روی آورد و از محضر بزرگانی چون عارف کبیر مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی رحمة الله بهره مند گردید. مرحوم حافظیان رحمة الله با مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی رحمة الله مراوده داشت تا اینکه به پیشنهاد او در سال 1348 ه-ق به منظور دیدار با مرحوم آیت الله سید موسی زرآبادی رحمة الله به قزوین رفت و تحت تأثیر مقامات معنوی او قرار گرفت. ثمره این ملاقات را به صورت قطعه شعری زیبا درآورده که در مجال این مجموعه نیست. مرحوم حافظیان سال 1351 ه-ق به هند رفت و با خود عهد کرد تا زمانی که رضاخان بر سریر قدرت است به ایران برنگردد(2). در هند به گشت و گذار و ریاضت و عبادت روی آورد و لوح محفوظ را در پی ریاضت طولانی بر روی تپه « صوفی پوره » واقع در دامنه کوه ترال کشمیر، استخراج کرد. وی در هند با یک دختر ایرانی که پدرش در آنجا استاد دانشگاه بود ازدواج کرد و پس از سقوط رضاخان در سال 1320 ه-ق به ایران آمد و سالها در یکی از حجره های فوقانی صحن عتیق رضوی به عبادت مشغول شد و ضریح قبر مطهر امام رضا صلوات الله علیه را با کمک مردم معتقد پاکستان و آستان قدس و ایرانیان دلباخته مقام ولایت، و با مساعدت هنرمندان اصفهان و مشهد ساخت و نیمه شعبان 1379 ه-ق در محل قبر نصب و از روی آن پرده برداری شد. و سرانجام در سال 1360 ه-ش درگذشت و در غرفه دار السرور دفن شد(3).

هر چند به تعبیر استاد محمد رضا حکیمی در ملاقات اخیری که در حاشیه نمایشگاه بین المللی کتاب رخ داد می فرمودند: «آقای حافظیان را هر کسی درک نمی کند، انسان باید از عالم ملک به درآید و در عالم بالا جا بگیرد تا بفهمد کارهای ایشان و خارق عادت او چه بود، کرامات و اخلاق حسنه ایشان در السنه مردم است. باید همت گماشت و شهر به شهر، خانه به خانه در شهرهای ایران و هند و پاکستان و کشمیر رفت و آنها را ثبت نمود و بعد بلکه بشود آشنایی مختصری نسبت به ایشان پیدا کرد».

اما: آب دریا را اگر نتوان کشید هم بقدر تشنگی باید چشید

درباره مرحوم حافظیان نقل سخنان دو تن از شاگردان ایشان زوایایی از عظمت ایشان را هویدا خواهد نمود:

علامه حکیمی در کتاب مکتب تفکیک فرموده اند: ایشان (مرحوم حافظیان) سلطان اجنه بود و در علوم غریبه، نظیری نداشت... ایشان از نوادر روزگار بودند، و از اصحاب استقامت و مداومت در ریاضت مهمه شرعیّه، بدون هیچ انحرافی در سلوک – نه درعقیده، نه در عمل – و از استادان مسلم علوم غریبه بودند، و واجد « طی الارض »، صاحب نفس و تأثیر بسیار قوی، و در تسخیرات بسیار مسلّط، بنده سالها خدمت ایشان می رسیدم و بیشتر جنبه معاشرت، جنبه دوستی و ارادت بود، لیکن در این سالها استفاده های بسیاری هم از ایشان در باب «اوفاق» و آیات و ادعیه ختومات از ایشان استفاده کردم، و از جمله دعای «حزب البحر» را از ایشان آموختم که سالها، بر آن مداومت داشتم، خودم از ایشان کراماتی دیدم، از جمله اینکه ایشان هشت ماه پیش از درگذشتشان که سالم و شاد و سرحال بودند (تاریخ) مرگ خود را فرمودند(4).

ایضاً فرموده اند: مرحوم حافظیان،در « هردوار » در آب گنگا غسل کرد، در بت خانه، پشت به بت و رو به قبله نماز خواند و بعد از نماز به صدای بلند و لحن عربی، قرآن قرائت کرد، مرتاضین زیادی استماع کرده و متأثر شدند.

همت مرحوم استاد حافظیان(ره) مصروف خدمت به خلق بود. ایشان ریاضاتی را که کشیده بود، و علوم و کمالاتی را که کسب کرده و قدرت روحی را – که در پرتو ریاضات و عبادات شرعی و توسلات و توجهات – بدست آورده بود، با تواضع و فروتنی، در خدمت مردم قرار داده بود، و راه قرب به « خدا » را خدمت به « خلق خدا » می دانست. و در این راه بس نیرو می گذاشت، و صبوری می ورزید، و خوش رویی نشان می داد(5).

حضرت آیت الله شوشتری از شاگردان آن مرحوم می فرمودند:

بنده در سن شانزده سالگی با ایشان آشنا شدم وکیفیت آشنایی بدین گونه بود : من به بیماری رعاف (خون دماغ ) مبتلا بودم و جهت درمان به بیمارستان امام رضا (علیه السلام )رفتم همان وقت شخصی را آوردند که او را مار کبری گزیده بود وآمپول یخ برایش تزریق نمودند ولی آمپول جواب نداده بود. دکترها جوابش کردند واین شخص از درد به خود می پیچید. دلم به حالش سوخت به اطرافیان گفتم: یک آقایی هست به نام سید ابوالحسن حافظیان، میگویند: دراین امور وارد است .همراهان او به من گفتند :آقا! ما که نمی شناسیم تو را به خدا شما نزد ایشان بروید .من هم رفتم در منزلشان وقتی بیرون آمدند قضیه را گفتم .جناب سید هم مطلبی را روی دستش نوشت و یک سیلی آرام به من زد و فرمود برو که خوب شد!

من تعجّب کردم . کسی دیگر مریض است مرا میزند وبعد کف دست من هم نوشتند:آهیا، شراهیا و فرمودند :اگر کمی درد داشت این عمل را انجام بدهید،وقتی رفتم دیدم مار گزیده آرام نشسته ،گفتم :چه شد گفتند : حدود 20 دقیقه ای هست که درد بکلی یکدفعه رفت، فقط جای نیش مختصر دردی دارد. قضیه را گفتم وآن عمل را تکرار کردم کاملا خوب شد(6).


آیا ملاقات امام زمان ممکن است ؟

از ایشان سئوال کردم آیا ملاقات امام زمان ممکن است ؟ فرمودند : بله ولی باید قبلا گرد وغبار نفس را فرو نشاند . واین شعر را میفرمودند :

اگر به آب ریاضت برآوری غسلی همه کدورت دل را صفا توانی کرد

جمال یار ندارد نقاب چهره ولی تو خاک ره بنشان تا نظر توانی کرد

ز منزلات هوس گر برون نهی قدمی

نزول در حرم کبریا توانی کرد

ولیک این صفت رهروان چالاک است تو نازنین جهانی کجا توانی کرد



تا آخر غزل ....(البته معتقد بودند این غزل متعلق به ابن سینا میباشد)(7).

ساخت انگشتر برای امام خمینی

ایشان با توجه به تبحری که داشتند انگشتری را برای مرحوم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه درست کرده بودند و بر روی آن دعایی مخصوص نوشته بودند که هیچ وقت خطری مرحوم امام را تهدید نکند(8) .


مهمترین خصوصیت

به نظر من مهمترین خصوصیت مرحوم آقای حافظیان این نکته بود که ما در این مدت که خدمت ایشان بودیم چهار پنج سال اول متصل بدین ترتیب که شاید هر روز اگر مبالغه نباشد خدمتشان بودیم . و بعد که قم مشرف شدیم منفصل یعنی هر وقت که به مشهد مجدداً میرفتیم خدمتشان میرسیدیم غرضم این است در طول این مدت هیچ وقت ادعای هیچ مقامی را نکردند(9) .


پی نوشت ها:

1-نقل از سایت www.iranseda.com
2-البته دلائل دیگری نیز برای این مهاجرت ذکر شده است که در جای خود قابل بررسی است.
3-مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص 111، به نقل از کیهان فرهنگی، سال نهم، شماره 12، ص 26 و 27
4-فیلسوف عدالت، نگرشی به زندگی علمی و عملی علامه محمد رضا حکیمی، تألیف دکتر فیضی ص 45 و 46
5-مظهر وصف خدا، ص 51
6-همان 67
7-همان 67
8-همان 67
9-همان 67
کد مطلب: 116617
Share/Save/Bookmark
 


 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

یاد مردان خدا یاد خداست
ذکر این نکته ضروری است که بنابر قول آقای حکیمی در کتاب مکتب تفکیک آقای حاج حسین قنبری قائم مبرز ترین شاگرد ایشان می باشند ضمن اینکه بنابر نوشته خود آقای حافظیان در حاشیه کتاب اهدایی لوح محفوظ به ایشان ، فرموده اند گوی سبقت را از معاصران خود ربوده است. ایشان در حال حاضر همان مشی استاد خویش را دنبال کرده و به امر حل مشکلات خلق در جهت رضای خالق مشغول می باشند (85446)
Iran, Islamic Republic of
۱۳۸۹-۰۳-۰۹ ۱۵:۵۸:۴۰
 
آقای حاج حسین قنبری عارف واصل که عمر خود را در خدمت به خلق همانند استاد خود مرحوم حافظیان سپری نموده مورد تایید و احترام مراجع عظام بوده و بزرگان علم و سیاست بارها خدمت ایشان مراجعه نمودند. متاسفانه در برخی از مطالب قبلی شما از ایشان به عنوان دعانویس یاد شده بود که در شان ایشان نیست. امید است اصلاح فرمایید. (85597)
Iran, Islamic Republic of
۱۳۸۹-۰۳-۰۹ ۱۸:۱۷:۰۴
 
تشکر میکنم
همش سیاست نمی شه گاهی گریزی هم به هدف اصلی زندگی بزنید (87590)
Iran, Islamic Republic of
۱۳۸۹-۰۳-۱۱ ۱۲:۵۷:۲۱