امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
مهندسین انقلاب ما و میراث شان
مرصادیان
دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۰۷
 
سیدجواد حسینی در وبلاگ مرصادیان نوشت:

اگر از یک زاویه خاص به سیر انقلاب اسلامی بنگریم خواهیم دید از همان ابتدای انقلاب ، مهندسین نقش های محوری در مدیریت های کلان کشور داشته اند . مهندس بازرگان را ببینید . خودش را صاحب نظر و اسلام شناس می داند . امادولتش کم آورد. قادر نبود در برابر روحانیت و مظهر آن ؛امام راحل دوام تئوریک بیاورد . کنار کشید . در مقابل تسخیر لانه جاسوسی قدرت مدیریت حادثه و هضم آن را نداشت و در نتیجه از قطار انقلاب خیلی زود پیاده شد. وضعیت مهندس نبوی هم که بی نیاز از یادآوری است .

حالا هم معلوم نیست چرا هنوز بر اعتقادات دگمش پافشاری دارد و حاضرنیست با امام راه بیاید. جلوتر که می آییم به مهندس متوهم می رسیم . با خیانتی که به نظام و انقلاب کرد حالا دیگر شهره عام و خاص است. مهندسی که هم فرهنگ شناس است هم سیاستمدار! جریان استعفایش هم نشان دیگری است بر ولایت پذیری اش و مرد روزهای بحرانی بودنش ! مهندس احمدی نژاد مهندس دیگری است که به اتفاق برادر عزیزش مهندس مشایی تکمیل کننده پازل این نوشته است.

خودتان قضاوت کنید چه نسبتی میان مدیریت کلان کشور که ماهیتا و اصالتا امری انسانی است و نزدیکی بیشتری با علوم انسانی دارد با مهندسی وجود دارد؟ آیا بهتر نبود مهندسین ما ایثارگری می کردند و عرصه خدمتگزاری را به برادران علوم انسانی می سپردند ؟

نه اینکه بروند دانشگاه ها لزوما. پست های عمرانی را اشغال می کردند بهتر نبود؟ آخه چه کاری است طرف ، سال ها از بیت المال خرجش می شود بعد به همه عشقش به مهندسی پشت پا می زند و وارد عرصه مدیریت انسان ها می شود . آخرمگر آدم ها را می شود با فرمولهای خشک و دگم اداره یا هدایت کرد؟ حالا اداره کشور به کنار ، مهندسین داستان انقلاب ما خود را صاحبنظر در عرصه های دین شناسی و فرهنگ هم می دانند و خودتان هم حتما دیده اید با کمال جسارت برای علما ، مراجع و یا علوم انسانی ها تعیین تکلیف می کنند ! کوتاه هم نمی آیند بر اعتقادات کجشان مصرند .

یکی نیست به این مهندسین که پا در کفش علمای علوم انسانی و دینی نموده اند بگوید شما که نه تحصیلات علوم دینی دارید و نه علوم انسانی خوانده اید لطفا اظهار نظرهای فرهنگی و دینی تان را به اهلش بسپارید . آسیب دیگری که نتایجش را به نحو روشن تر سال ها بعد خواهیم دید ورود مهندسین نادم از مهندسی به عرصه علوم انسانی آن هم در یک مقطع عالی تر است. مثلا طرف مهندسی عمران خوانده است بعد احساس می کند ارضا نشده کنکور ارشد شرکت می کند علوم سیاسی شاید ارضا شود !فکر می کند چون لابد هوش مهندسی اش بالاست ، هوش سیاسی اش هم طبعا و بدون هیچ دلیل اضافی دیگری بالاست !برخی مهندسین هم که با نیت ستیز با غرب و دفاع از شرق اسلامی و تولید علوم انسانی سراسر اسلامی به سوی دانشکده های انسانی سرازیر می شوند. گویی مشکل ما تا امروز این بوده که علوم انسانی ها یک مشت انسان های به لحاظ ذهنی عقب افتاده اند که شعور و آی کیوی تولید ندارند و حالا منتظر منجیانی از جنس مهندسند که بیایند و کشور و انقلاب را از بدبختی نجات دهند .

غافل ازاین که هررشته ای آدم خود را می سازد و این ساختن هم در عرض دو سال ارشد حاصل نمی شود. انسان های کارخانه علوم انسانی ، در طول دوره کارشناسی با انسان شناسی فرا متنی انس می گیرند. چیزی که در هیچ کتاب و جزوه ای یافت نمی شود و نمی شود با چندتا تست زدن آن ها را آموخت. یاد می گیرند صبور باشند. با انسان انسانی برخورد کنند .

برای کرامتش ، حرمت قائلند . به هیچ وجه خود را مبرای از خطا نمی دانند . علوم انسانی لزوما هوش و آی کیو نمی خواهد اما در طول دوران علوم انسانی بتدریج و نه به یکباره دانشجو با آشنایی با مکاتب ونظرات ایرانی و جهانی سعه وجودی و مدارایش بیشتر می شود . از تعصب بی جهت دور می شود . فقط دیدگاه های خود را به رسمیت نمی شناسد . اهل گفت و گو می شود.

اهل تحقیق می شود. هویتش مستقل می شود. آلت دست بیگانه نمی شود. سوژه بی بی سی و ووآ نمی شود . مرعوب غرب نمی شود. شرق پرست هم نمی شود. خوب و با دقت می خواند ، سخن می گوید . خوب هم گوش می دهد. اهل سخنرانی های طویل المدت هم نیست . مردم با همه تنوع فرهنگی را درک می کند. نگاه مکانیکی به آدم های اطراف خود ندارد. سیاه و سفید نمی بیند .

خلاصه بنظر می رسد ناخواسته ظلم به علوم انسانی در سالهای اخیر در سطح عالی کاملا نهادینه شده و در عمل ، کسی اعتباری برای شعور خاص علوم انسانی خوانده ها قائل نیست و قرار است همچنان سینوس کوسینوس خوانده ها سرنوشت اخلاقی و فرهنگی مارا رقم بزنند !
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 206013