امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
تحقیر یا تنبیه سمیه توحیدلو؟
سایرن
چهارشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۱۶
 
سوده در وبلاگ سایرن نوشت:

بزرگ تر های ما از روزگار سخت جنگ اعتقادی سال های ابتدایی دهه ۶۰ برای مان نوشته اند.روزگار سختی که بچه های معصوم و بی گناه ملتی را به نام دین ،به نام مجاهدت در راه الله،سحر می کردند و منافق تحویل جامعه می دادند.ایام سختی برای خیلی از خانواده های انقلابی بود چرا که هرگز به یادشان نمی آمد فرزند دلبندشان لحظه ای از یاد خدا غافل شده باشد چه رسد به این که نمازی قضا کرده باشد یا حق قرآن را به جا نیاورده باشد.گرگان به گله فکر زده را، مردان و زنانی لجام زدند که امثال شان در این روزگار هم کم نیست ولی عده ای هم بودند که بر عقیده استوار بر باطل اصرار ورزیدند و اعدام را به توبه ترجیح دادند.

دزد اندیشه را با کلام حق باید شکار کرد هر چند یک راه هم تنبیه نفس است چرا که وظیفه حاکم است آن که مجرمانه قلم می زند و آگاهانه عده ای را هم به دنبال خویش به چاه می افکند رام کند.چه بسیار گفته اند آن که با ظاهر زاهدانه و با چراغ ،عالمانه خلق الله را به غفلت می افکند خطر اش بسیار بیشتر از دیگری است که جاهلانه به دنبال او روان است.

جاهلان دسته دسته با ندای حق طلبانه عالمی یا عاقلی به صراط مستقیم باز می گردند ولی وای به روزگار آن که لجاجت به خرج می دهد و بر طبل باطل می کوبد چنان که گویی وعده از خود شیطان گرفته است!

دوستانی دارم تواب ...مومن می داند که تواب از چه ارج و قربی نزد خداوند متعال برخوردار است...دوست داشتنی با ایمانی محکم تر از کوه،ایستاده اند بر صراط مستقیم...تکیه شان بر حبل المتینی است که رشته اش به دست خامنه ای است.حال اگر سمیه ای با ظاهری اسلامی که بوی توحید از نوشته های اش به مشام می رسد پای اش لغزید،بهتر آن است که تواب نامیده می شد هر چند شلاق قاضی هم به قصد تحقیر نبوده است چرا که سر و کار قاضی با ابزار اصلاح و تنبیه است نه تحقیر.اگر خودش غیر از این می اندیشد دعا می کنیم که متنبه شود.

خلاصه این که عقبه مذهبی داشتن و چادر به سر کردن دلیل بر رستگاری نیست خواهرم.بکوشیم که مسلمان از دنیا برویم...ان شاء الله
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 187015