حكايت سنگ و شيشه
سعدالله زارعي
۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۷
تحليل محافل رسانهاي آمريكا و انگليس بعد از راهپيمايي 22 بهمن
تظاهرات عظيم 22 خرداد 1388 كه از حضور بيسابقه شهروندان ايراني و نيز حدود 5 ميليون شهروند تهراني خبر ميداد، بازتاب زيادي در افكار عمومي از جمله در رسانههاي خارجي داشت، اما اين بازتاب نه روي «حجم» بلكه در نقطه «تغيير ذهن» تمركز داشت. شايد بتوان با قطعيت گفت كه در طول دو دهه گذشته هيچ حادثهاي به اندازه اين راهپيمايي در اين چرخش ذهني تأثير نداشته است؛ چراكه حوادث ديگر اگرچه اهميت خاص خود را داشتهاند، ولي جايي براي چانهزني و برداشت حاشيهاي از متن وجود داشته است. در طول ماههاي گذشته، بسياري از رسانههاي داخلي و خارجي و نيز بعضي از محافل سياسي داخلي به همراه دهها محفل سياسي خارجي، روي اين نكته تمركز داشتند كه نظام ديني و رهبري مذهبي با چالش جدي مواجه شده و مشروعيت آن دچار خدشه گرديده است. اين البته با انكار واقعيات توأم بود و آگاهان در داخل ايران ميدانستند كه اينطور نيست ولي از آنجا كه يك جريان داخلي منتسب به انقلاب به تجمعات اعتراضي دعوت ميكردند و با بيانيههاي غيرمسئولانه، نظام جمهوري اسلامي را زير سئوال ميبردند، جريان خارجي گمان ميكرد كه اين مباحث به اندازه كافي از ابهت و قداست رهبري و نظام كاسته و بر اين اساس راه به روي هجمه صريح و كمهزينه به نظام ديني باز شده است. آنان درصدد برآمدند ميوه اين قداستشكني را در روز 22 بهمن بچينند، از اين رو بود كه رسانههاي ماهوارهاي، سايتهاي فراوان اينترنتي و نيروهاي داخلي آنان راه افتادند تا ركورد تجمع اعتراضي را در 22 بهمن بشكنند و پس از آن نظام را وادار كنند تا در يك چانهزني معامله را پنجاه - پنجاه تمام كند. اما در 22 بهمن اتفاق ديگري افتاد و بازي صفر - صد رقم خورد.
نگاهي به آنچه در رسانههاي آمريكايي بعد از 22 بهمن نوشته شده است، وضع اين جريان به هم پيوسته خارجي و داخلي را نشان ميدهد. سايت «BBC فارسي» در روز جمعه 22 بهمنماه نوشت: «همه روزنامههاي مهم آمريكا از جمله نيويورك تايمز، واشنگتن پست و لسآنجلس تايمز اتفاقنظر دارند كه برخلاف همه برنامهريزيهاي چند ماهه و فراخوانهاي متعدد، معترضان نتوانستند تظاهرات سالگرد انقلاب را تحتالشعاع قرار دهند.»
روزنامه لسآنجلس تايمز يك روز پس از راهپيمايي 22 بهمن نوشت: «حضور فوقالعاده هواداران نظام در مراسم 22 بهمن، رهبران و فعالان جنبش سبز را به اتخاذ رويكردهاي تازه وادار خواهد كرد.» روزنامه نيويورك تايمز نوشت: «با حضور گسترده مردم، مخالفان مرعوب شدند. آن دسته از عناصر جنبش سبز كه موفق به حضور در مراسم شده بودند در دريايي از هواداران نظام ناپديد شدند.» روزنامه واشنگتن پست هم نوشت: «تجمع در مراسم رسمي 22 بهمن، آخرين فرصت مخالفان براي راهاندازي يك تظاهرات بزرگ براي چند ماه بهحساب ميآمد. از اين رو، بعد از شكست معترضان در روز 22 بهمن، بسياري از اعضاي جنبش سبز ميگويند، شانس تغيير در ايران بهتدريج از دست ميرود.» روزنامه نيويورك تايمز بهطور كنايهآميزي نوشته است: «البته سبزها كاملا مرعوب نشدهاند چراكه در اينترنت به آتشزدن عكس رهبران ايران مبادرت كردهاند و بعضي از اعضاي آن در تهران توانستهاند يك موتور بسيجي را به آتش بكشند.» اين روزنامه با اشاره به سوءاستفاده اين جريان از روز عاشورا نوشت: «اما برخلاف عاشورا، مراسم سي و يكمين سالگرد انقلاب به رهبري و هواداران آن تعلق گرفت.» شبكه تلويزيوني NBC هم با صراحت اعلام كرد: «آنها پيروز شدند و ما باختيم.»
راديو فردا كه از سوي سازمان CIA راهاندازي شده؛ با صراحت گفت: «بايد به فكر راه ديگري بود چراكه حضور هواداران در كف خيابان جواب نميدهد.» اين راديو ريسكناپذيري رهبران جنبش سبز را دليل اصلي اين شكست برشمرده است و حال آنكه ميرحسين موسوي، كروبي و خاتمي و احزاب و رسانههاي وابسته به آنان با صراحت خواستار حضور متمايز و فعال هواداران خود در مراسم اصلي و راهاندازي تجمعات حاشيهاي بوده و خود نيز عزم حضور در اين مراسم را داشتند كه البته در همان دقايق اوليه پشيمان شدند و بازگشتند.
راديو فارسي صداي آمريكا (VOA) روز جمعه در تحليلي گفت: «سران جنبش سبز بايد به فكر هواداران خود كه از شكست مراسم 22 بهمن بهشدت سرخورده شدهاند، باشند.» اين راديو پيشاپيش گفت انتظار ميرود نشست مهمي ميان سران طي روزهاي آينده برگزار شود! راديو زمانه نيز در تحليلي گفت: «مشكل اين است كه هيچكس حاضر به پذيرش علني رهبري جنبش نيست و اين در حالي است كه حركت جمعي بدون رهبر مشخص امكانپذير نيست.» راديو آلماني دويچهوله هم در تحليلي گفت: «از 13 آبان تاكنون ديگر راهپيمايي جواب نداده است و اصولا از اول هم تظاهرات هدف نبود، ولي به مرور بههدف تبديل شد در حاليكه هزينه بازي شركت در تظاهرات رسمي و استفاده از آن، بالا و اثرش كم و شايد معكوس شده است.» سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي هم كه قبل از 22 بهمن، به حضور فعال مخالفان در تظاهرات رسمي روز 22 بهمن فراميخواند، يك روز پس از راهپيمايي عظيم 22 بهمن نوشت: «استفاده افراطي از آرايههاي احساسي در برخي تحليلها و معرفي كردن افراد و گروههايي بهعنوان مقصر شكست 22 بهمن، چالشهاي جدي را حتي در فضاي مجازي برانگيخته است و ميتواند ريزش شديد هواداران از رهبران را در پي داشته باشد.» مجله آمريكايي فارين پاليسي (Forign policy) از يك استراتژي پرده برداشت. اين مجله نوشت: «قرار بود مخالفان، استراتژي اسبتروا را به اجرا در بياورند و در زماني مشخص بهيكباره نمادهاي سبز را در مقابل دوربين خبرنگاران خارجي بالا ببرند، ولي اين موفقيتي حاصل نكرد و اين برنامه جواب نداد و اين ناكامي در ذهن فعالان جنبش سبز بهعنوان يك شكست نقش بست.» فارين پاليسي بهدرستي به واقعيتي ذيل نام «جنبش سبز» اشاره ميكند و آن را حبابي ميداند كه راهپيمايي عظيم مردم در 22 بهمن آن را تركانده است. فارين پاليسي در عينحال نوشت: «قرار بود تجمعات اعتراضي ادامه يابد و در 22 بهمن به اوج خود برسد تا سران جنبش سبز بتوانند با حكومت وارد چانهزني شوند و بعد از آن، تجمعات اعتراضي متوقف شود.»
اينها تنها بخشي از واكنشهاي رسانههاي غرب به راهپيمايي عظيم 22 بهمن بود، اما بايد دانست كه بيش از رسانهها، اين تظاهرات 50 ميليوني توسط محافل اطلاعاتي، سياسي و آكادميك غرب مورد تجزيه و تحليل قرار خواهد گرفت. قطعا نهادهاي تصميمساز به رهبران سياسي غرب خواهند گفت كه برخلاف تصور ايجاد شده و ادعايي كه بعضي از سران داخلي حوادث پس از انتخابات ايران گفتهاند، نظام ديني و رهبري آن توانسته است، نصاب پويايي انقلابها را بالا ببرد و در سي و يكمين سالگرد انقلاب - كه در انقلابهاي ديگر جز نامي از آن باقي نمانده - مانايي، پويايي، مطلوبيت و مقبوليت عمومي انقلاب، نظام و رهبر آن را به رخ جهانيان بكشاند.