| دست پنجره افق |
| اميد مهدينژاد |
| سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۳۰ |
رهبر انقلاب در ديدار با شاعران، از سبك جديدي از شعر گفتند كه در حال ظهور و بروز است و از لحاظ زبان، مضمون و محتوا، برجستگي دارد. نوسيسنده سعي دارد مختصات اين سبك جديد را در ادامه جريان شعر انقلاب توضيح دهد.
سي و چند سال پيش از اين، همزمان با وقوع عظيمترين انقلاب مردمي اين سرزمين و تحت تأثير آن، افقي تازه پيش روي شعر فارسي گشوده شد. شاعران جواني كه جديترين احوال و اوقات شاعرانهشان در نسبت با واقعه انقلاب پديد آمده بود، زير سايه شاعران پا به سن گذاشتهاي كه به دليل تعلقات مذهبي يا دغدغههاي آزاديخواهانه و عدالتجويانه، همگام با واقعه بودند، خواسته يا ناخواسته طرزي تازه را در شعر پديد آوردند.
اين طرز تازه كه بعدها به «جريان شعر انقلاب» موسوم شد، تفاوتهايي بنيادين داشت با شعري كه پيش از آن وجود داشت. بعدها منتقدان و تحليلگراني از همين نسل، تلاش كردند اين تفاوتها را كه در فرم و محتوا ـ هردو ـ جلوهگر بود، با معايير نقد و تحليل شعر تبيين كنند. رجوع به قالبهاي كلاسيك شعر نظير رباعي و غزل، و احياي يكي دو قالب رو به موت نظير دوبيتي و مثنوي، يكي از مشخصههاي فرمي اين جريان بود و غالب شدن جهاننگري و انسانشناسي دينمدارانه و توجه به نمادها، آيينها و تصاوير برگرفته از دين اسلام و مذهب و مكتب تشيع، از خصايص محتوايي آن. عاشورا و شبكه معنايي و تصويري آن، مفهوم انتظار و حواشي آن، و قرائت كنشمندانه و حماسي از دين، در اين طرز تازه، نقشي محوري يافتند و به اين ترتيب، نوعي بازگشت ادبي را در شعر رقم زدند. البته اين «بازگشت» را با مسامحه بايد خواند؛ چراكه «محتوا» و «منظر» در اين طرز تازه، اتفاقا بسيار نو و بديع و بيسابقه بود و پيشينهاي پررنگ در گذشته نداشت كه به سوي آن بازگشت كند. در واقع، شعر انقلاب همانقدر بيسابقه بود، كه انقلاب خميني بيسابقه بود.
اما همانگونه كه اين انقلاب، با نظر به گذشتهاي راهگشا، يعني حكومت پيامبر و اميرالمؤمنين در صدر اسلام واقع شده بود، شعر انقلاب نيز در نوع بيان، به گذشته، يعني به فرم و قالب سنتي شعر فارسي مراجعه كرد. شاعران جوان انقلاب، در حقيقت، تجربههاي نو را هم از دريچه و رهگذر زيباييشناسي سنتي شعر كهن ديدند و بخشهايي از آن را پسنديدند.
منتقدان معتقد به پارادايم شعر بعد از نيما، اين طرز تازه را جرياني زودگذر ميپنداشتند كه به همراه شعله انقلاب بهزودي به خاموشي خواهد گراييد، اما شعر انقلاب ماند و قدمبهقدم با انقلاب پيش آمد. اگر در جريان استقرار نظام، از شور اوليهاش كاسته شد، اما به شعور رسيد و اگر بعد از جنگ، پرخاشجويي و هل من مبارز را كنار گذاشت، به طمأنينه و درايت دست يافت. شعر انقلاب، استحاله نشد، بلكه با زمان و در زمان پيش رفت و پيش آمد تا امروز كه كمكم دارد بار امانت را به شاعران جوان نسل سومي ميسپارد.
شايد در شعر اين شاعران تازه از مثنويهاي آسمانفرساي علي معلم و رباعيهاي جانشكار سيدحسن حسيني و غزلهاي مغرور اما سربهزير قيصر ظاهرا خبري نباشد، اما شك نبايد كرد كه مباني و مبادي شعري شاعران نسل سوم، تحت تأثير شعرها و گفتارهاي همين شاعران انقلاب طراحي شده است. شاعران جوان، امروز از پنجرهاي به عالم نگاه ميكنند، كه با دست شاعران انقلاب بهسوي افق گشوده شده است.
منیع: هفته نامه پنجره/ شماره 58