امروز  سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
کرد آن که نباید می کرد؛ شد آنچه نباید می شد
مالک شریعتی
چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۵۲
۱ نظر
خداوند "عالم بما فی الصدور" است و این نوشته، ورودی در باب قضاوت درباره مرحوم علی کردان ندارد که پس از مرگ تنها قضاوت الهی صائب است. قضاوتی که میتواند فرسنگها با ذهن موافقان و مخالفان او فاصله داشته باشد. وظیفه ما طلب غفران الهی برای اموات مسلمین و مومنین است. هرچند که بر اساس آموخته های اسلامی، رنجهای وارد شده به انسان قبل از مرگ قطعا در آمرزش گناهان او موثر خواهد بود. 

اما درباره مرحوم علی کردان خیلی حرفها زده شد و رفتارها صورت گرفت که اسیر افراط و تفریط بسیاری بود: 

- برخی از موافقانش با عبور از خطای آشکارش او را در حد یک انسان کامل بالا بردند تا آنجا که گفته شد: «آقاي کردان را شما مي شناسيد و من نبايد معرفي کنم اما فقط يک جمله بگويم. رفتار ايشان را در روز استيضاح آرماني، انقلابي و منطبق بر فرهنگ بسيجي ديدم. من ديدم ايشان در مجلس آبروي خود را داد تا لطمه يي به انسجام ملي و حيثيت کشور وارد نشود. فحش خورد، تحمل کرد اما چيزي نگفت و اين يعني بسيجي.» 

- برخی از مخالفانش خصوصاً در جریان دوم خرداد که از دوران مسوولیت او در صدا و سیما بدجوری کینه به دل داشتند، او را مفسد و غیره خطاب کردند و قصد عقده گشایی داشتند. 

- حجم تخریب و بی بند و باری خصوصا فضای پیامکهایی که علیه او و به بهانه او علیه دولت اصولگرا و نظام ارسال می شد نیز نمونه ای از عدم رعایت حد اعتدال و انصاف بود. 

اما انصاف این است که بگوییم زندگی کردان دارای دو مقطع کاملا متفاوت سیاسی بوده است که با جریان معرفی اش به عنوان وزیر کشور تقسیم و جدا گردید. 

او در کمیته، سپاه، دادستانی انقلاب، فرمانداری، ستاد اجرایی فرمان امام (ره)، شوراي عالي دفاع، سازمان مسكن، سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، سازمان ايرانگردي و جهانگردي، شورای مشورتی مجمع تشخیص و از همه مهمتر معاونت اداري و مالي سازمان صدا و سيما در زمان علی لاریجانی دارای خدمات بسیاری بوده است که بسیاری از صاحبان مدارک پر زرق و برق به او نخواهند رسید. او خصوصا در این مسوولیت آخری زحمات بسیاری کشید و در میان نیروهای ارزشی و انقلابی از جایگاه شایسته ای برخوردار بود. چراکه مسوولیتش در صدا و سیما مقارن با تسلط جریان دوم خرداد بر دولتی بود که منجر به حذف بسیاری از نیروهای بسیجی و انقلابی شده بود. کردان آنها را رها نکرد و مورد حمایت قرار داد و اتفاقاتی نادر چون "کامران نجف زاده"، محصول و مرهون این حمایتها بود. لذا راز کینه دوم خردادی ها از او و شادمانی آنها از رسوایی مدرک تحصیلی اش را باید در همین زمان جستجو کرد. 

کردان اگر نصیحت مشفقانه و خصوصی برخی دلسوزان خود خصوصا توصیه یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس را چند روز قبل از رای اعتماد می پذیرفت و قبل از رای اعتماد و یا لااقل قبل از استیضاح، شخصا از تصدی وزارت کشور کناره گیری میکرد، هرگز چنین سرنوشتی برایش رقم نمی خورد. او دو اشتباه غیر قابل اغماض انجام داد و چوبش را خورد: نخست ادعای غیر صحیح درباره مدرک تحصیلی – که می توانست بدون ادعای داشتن آن مدرک هم به خوبی خدمت کند - و دوم پافشاری بر این اشتباه و سعی در توجیه آن. هرچند که اصرار بی مورد رئیس دولت بر عدم برکناری اش نیز خالی از تاثیر در این اتفاق نبود. 

با این اشتباهات بود که چاره ای جز برکناری اش از سوی اصولگرایان مجلس برای حفظ آبروی نظام و کمک به حفظ اعتبار دولت نهم باقی نگذاشت. تصور کنید انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد با مسوولیت و وزارت وزیر کشور متهم به تقلب در مدرک تحصیلی انجام می شد. آنها که او را استیضاح کردند پشیمان نیستند و به شرط صداقت در نیت خویش ماجورند، اما امروز هیچ اصولگرایی و هیچ انسان آزاده ای از این اتفاق خرسند نیست. 

در واقع علی کردان، کرد آن که نباید می کرد و شد آنچه نباید می شد. 

خداوند همه ما را مورد غفران و بخشش خود قرار دهد. 

"ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین" 
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 78366  
۱۳۸۸-۰۹-۱۰ ۱۲:۱۶:۵۷
     
اگر بخواهيم حقيقت را از ديد كساني كه در بيرون هستند بيان كنيم بايد گفت كه كردان چون خارج از قواعد قدرت طلبان وارد جرگه ي احمدي نژاد شد و زير بار سفارش اين و آن نرفت و از قبول تعهد به باندهاي قدرت اعم از اصول گرا و يا اصلاح طلب نرفت بايد نابود ميشد به هر گونه كه بود. اما آنان بناي كشتن وي را نداشتند ولي عمر او به آخر رسيد و اينگونه دشمنان اعم از دروغگويان اصول گرا و دشمنان اصلاح طلب اكنون پس از مرگ او اشك تمساح خويش را با بهانه هاي واهي سرازير ميكنند.
اگر مرگ براي اوست براي ما هم هست و اگر سوال جواب از او هست از ما هم خواهد بود.
ما چه كرديم با آبروي او؟ آيا اگر مدرك او تقلبي بود آبروي او بايد مورد خدشه واقع ميشد؟
آقاياني كه در مجلس جانماز آب ميكشند چرا بايد با آبروي او بازي ميكردند؟
مگر همه آقايان بدون خطا هستند كه آنگونه بر طبل مدرك و ... كوبيدند؟
كردان فقط يك ايراد داشت و آن هم نه گفتن به كساني بود كه از او تعهدي خارج از قاعده اي كه او بر آن پايبند شده بود گفت.
كردان رفيق شفيق ديروز بود و در موقع وزارت كشور در كجا قرار گرفت؟
او در وزارت كشور خلاف كرد كه بايد اينگونه با او رفتار ميشد؟
مدرك او اگر مشكل داشت بايد سراغ آناني را گرفت كه در قبل با او مراوده داشتند و پي گير آن مدرك نبودند؟
آقاي زاكاني، توكلي، نوباوه، لاريجاني، و همه كساني كه با آبروي او بازي كردند بدانند كه خداوند در كمين گاه آنان خواهد بود و همان كاري را كه با اين بنده خدا انجام دادند با آنان نيز انجام خواهد پذيرفت و آنان نيز بايد تاوان اين عمل كثيف خود را هم در اين دنيا و هم در آن سرا پس دهند.
او نه خائن به مردم بود و نه دزد كه با آبروي او بازي شد.
اميرالمومنين علي بن ابي طالب عله السلام در مورد آن كسي كه از بيت المال بيجا استفاده كرده بود گفت بايد آبروي او ريخته شود و همه مردم او را بشناسند و....
اما الآن كساني كه بيت المال را هزينه شخصي كرده اند و آن را ملك خويش ميدانند به عنوان سرمايه هاي انقلاب معرفي ميشوند. كساني كه به اين مردم خيانت كرده اند به عنوان امينان اين مردم جلوه ميكنند. منافقان، دوست معرفي ميشوند، و حفظ آبروي آنان بر همه واجب ميگردد. ولي كرداني كه اگر خطا كرده بود بايد له شود، از همه چيز بيفتد، نابود شود، خار و ذليل گردد، و هر چه در توان است بايد بر عليه او گفته شود.
تنها به يك دليل و آنهم بيرون رفتن از جرگه ي كساني كه نبايد هيچ آبرويي در بين مردم داشته باشند، بود.
اين سنت الهي است كه پرده ها خواهد افتاد و آنچه كه در پشت پرده بوده براي مردم عيان خواهد شد دير يا زود هست ولي سوخت و سوز در آن راهي ندارد.
خود را آماده بايد كرد تا همانگونه كه با كردان رفتار شد با شما نيز رفتار شود و آن موقع جاي گله از هيچ كسي نيست.
و آن موقع تاسف بايد بر عملي كرد كه نبايد انجام ميشد.