فاشيسم در خليجفارس
لاورنس دیویدسون
۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۷
نظري به سياستهاي آمريكا در قبال بحرين
پروفسور ديويدسون يادداشت زير را به سفارش هفتهنامه پنجره نگاشتهاند.
اگر شما بخواهید ببینید که چگونه یک رژیم مذهبی متظاهر میتواند بهسمت فاشیسم منحرف شود، کافی است که به شرایط امروز بحرین نگاه کنید. در فوریه ۲۰۱۱، یک رشته تظاهرات غیرخشونتآمیز توسط اکثریت شیعه (تقریبا ۷۰ درصد از شهروندان مسلمان) این شیخنشین صورت گرفت.
این تظاهرات در اعتراض به اقدامات تبعیضآمیز حاکمیت سنی این کشور صورت گرفت. بلافاصله تظاهرکنندگان بهنحو خشونتآمیزی توسط پلیس و ارتش بحرین، با کمک نیروهایی از سوی عربستان سعودی و امارات عربی متحده سرکوب شدند.
به هرحال، این چیزی بود که منجر به شکستن تظاهرات با طعم فاشیسم شد. گزارشی توسط روزنامه مک کلاچی در تاریخ ششم ماه می۲۰۱۱ به قلم «روی گاتمن» منتشر شد که در آن آمده بود: «مقامات بحرین محاکمهاي پنهانی را که طی آن تظاهرکنندگان به مرگ محکوم شدند برگزار و سیاستمداران مخالف را دستگیر كرده، پرستاران و پزشکاني که معترضان زخمی را تحت مداوا قرار میدادند، بازداشت كردند، سیستم بهداشتی و درمانی را که ابتدا توسط شیعیان ایجاد شده بود، بستند، روزنامهنگاران را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار دادند و تنها روزنامه مخالف این کشور را مجبور به تعطيلي کردند.»
با وجود این، در ساخت و بافت این کشور، چیزی سختتر از تخریب مساجد شیعیان بحرین که از نظر تعداد بیشتر از سنیها بوده و تعداد آنها تقریبا چهار به یک است، نبوده. بهعنوان یک نکته مهم، جدا از اینکه میتواند ایمان شما را نسبت به کارایی حقوق بینالمللی دچار تزلزل کند يا نه، باید گفت که این سرکوبی توسط رژیمی انجام میشود که، طبق گفته «استفن لندمن»: «تقریبا از امضاکنندگان همه قوانین حقوق بشر و انسان دوستانه بینالمللی، از جمله: کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی بینالمللی، کنوانسیون حقوق فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی بینالمللی، کنوانسیون علیه شکنجه و سایر اقدامات ظالمانه، رفتار غیرانسانی یا تنبیهی، و کنوانسیون حقوق کودکان، بوده است.» امضای چنین اسنادی به آسانی یک اقدام مزورانه، برای تمام دیکتاتورها و از جمله بحرین، بهعنوان آسانترین شکل نیرنگ و فریب است.
سنیها و شیعیان
امروزه، شیعیان تقریبا ۲۰ درصد از جمعیت مسلمانان جهان را شامل بوده و در ایران، عراق، بحرین و لبنان متمرکز هستند. ریشه اختلاف میان سنیها و شعیان، به عدم توافق بر سر جانشین مناسب پس از رحلت حضرت محمد بر میگردد. بهعنوان یک پیامد این اختلاف، اکثریت سنی، شیعیان را کاملا سنتی تلقی نکرده و از اینرو با آنها بهنحو تبعیضآمیزی رفتار میکنند. این امر منجر به بیش از یک هزار سال رقابت و در برخی اوقات درگیری، میان این دو طيف شده است. هرچند که هیچ یک از این دو گروه، به جنگهای مذهبی طولانی آنگونه که غرب مسیحی تجربه کرد، مبادرت نکردند. بهنظر من، تردیدی وجود ندارد که حضرت محمد، قویا این جنبه از تاریخ مسلمانان را نمیپذیرفت. او در آخرین سفر زیارتی خود به مکه در سال ۶۳۲ م به پیروان خود گفت: «با شما هستم: به سخنان من گوش فرا دهید و آن را در قلب خود نگه دارید: همه مسلمانان با هم برادرند و همه شما اکنون یک انجمن اخوت هستید.» طی سالها، این پیام اغلب نادیده گرفته شده است.
رژیم بحرین که از قضا سنی شده است، بهطور مسلم این پیام مهم و رفتار با اکثریت شیعه این کشور، حتی بهعنوان برادر را فراموش کرده است. و درست مانند سایر اقدامات تبعیضآمیز حاکمان این کشور، نتیجه آن افزایش نارضایتی بوده است. قیام عمومی در تونس و مصر بهعنوان محرک و انگیزهای برای شیعیان بحرین شده است تا یکبار دیگر نارضایتی خود را به شکلی مسالمتآمیز بیان کنند. اما این که، این رژیم اعتراضات جاری را به ایرانِ شیعه نسبت میدهد، تنها یک بهانه است. این سیاستهای تبعیضآمیز حکومت سلطنتی بحرین بوده که این شرایط را به بار آورده است. حقیقت این است که شیخ حمد (حاکم کنونی)، خانواده وی و سایر محافل پادشاهی حاکم، سیاستهای متعصبانه را دنبال میکنند و سپس آن را حکومت مینامند.
بنابراین وقتی این موضوع را در قالب بحرین تصور کنید، این حقیقت را که قرار است بحرین یک حکومت مسلمان باشد، فراموش خواهید کرد. آنچه که شما میبینید تعدادی رژیم است که از اصلاح شیوههای غیرانسانی و شرمآور خود امتناع میورزند. آنها تمایل دارند تا با استفاده از قدرت سبوعانه خود قدرت را حفظ کنند و با انجام اینگونه اقدامات، خود را به رژیمهایی مانند پینوشه در شیلی (دیکتاتوری که مردم خود را قتل عام کرد) پیوند بزنند. در آینده، شاه حمد بر روی بالکن قصر خود جهت سخنرانی براي هوادارانش ظاهر خواهد شد و مردی که در کنار او خواهد ایستاد بدون تردید «رهبر جلادان» است. نامزد احتمالی برای این پست عموی حمد، سلمان الخلیفه ۷۵ ساله است که برای مدت ۴۰ سال نخستوزیر این کشور بود. این یک بحرین مسلمان نیست. این بحرین فاشیست است.
ارتباط آمریکا با حوادث بحرين چيست؟
ناوگان پنجم آمریکا که در خلیجفارس گشتزنی میکند، در یک پایگاه دریایی بحرين به مساحت ۴۰۰ هزار متر (این پایگاه اخیرا گستردهتر شده) مستقر است. ایالات متحده بحرین را بهعنوان یک «متحد مهم غیر ناتو» برگزید و «پیمان دفاعی» با این کشور دارد. از اینرو آمریکا نگران سرنوشت بحرین است. به هنگام قیام مردم مصر، اوباما به رژیمها بحرین و عربستان سعودی گفت که آنها باید اصلاحات سیاسی را به منظور جلوگیری از وقوع انقلاب در کشورهای خود انجام دهند. هر دو کشور از این توصیه نگران و از دولت اوباما بهخاطر رها کردن دیکتاتور مبارک، خشمگین شدند.
اوباما در انظار عمومی در قبال مسأله بحرین سکوت کرده است. این چیزی است که وقتی شما با یک دیکتاتور همراه میشوید، اتفاق میافتد. اگر شما مایل نیستید که از آنها جدا شوید باید چشمان خود را بهروی رفتارهای آنها ببنديد، از نظر تاریخی، این مشکل تمام دولتهای آمریکا نبوده و رها کردن مبارک مصر بهنظر میرسد که یک استثنا برای این دولت بوده است. از زمانیکه متعرضان مصری مبارک را معزول کردند، لفاظیهای واشنگتن نیز مبهم و گیجکننده شده است. اوباما همواره تلاش کرده به آن چیزی بپردازد که شبیه اصول اساسی است. یکی از آنها این است که گفت: «ما (آمریکاییها) یک ملت هستیم.» این یک عبارت مناسبی است که او برای توجیه مداخله در لیبی به بهکار گرفت. همچنين گفت ما قصد داریم از«غیرنظامیان حمایت کنیم». خوب، اگر این یک اصل اساسی است، اگر ما به شیوهای انسانی عمل میکنیم، آیا نباید ما در رفتار خود ثابت قدم و راسخ باشیم؟ درباره شیعیان بحرینی که به شیوهای فاشیستی توسط دیکتاتور این کشور زیر پا له میشوند و وضعیت آنان بدتر از لیبیاییهاست، چهکار کردهایم؟ من به آسانی میتوانم شمار دیگری از رژیمهای دوست را نشان دهم که ویژگیهای فاشیستی بالقوهای دارند، مانند عربستان سعودی و اردن. اوباما با لفاظیهاي خود درباره پایبندي به اصول، به مشکلات استاندارد دوگانه و اجتنابناپذیری فروغلتیده است.
۲۰۱۱ اولینباری نیست که شیعیان بحرین نسبت به وضع اسفبار خود اعتراض کردهاند. اعتراضهای دیگری طی دهه ۱۹۹۰ وجود داشت که با بیانیه فرمان اقدام ملی که متعهد به برابری فرصت برای همه بود، خاتمه یافت. این بیانیه بهطور عملی پیاده نشد. و در واقع به میثاق نیرنگ تبدیل شد!
هیچ دلیلی وجود ندارد که بر اساس آن معتقد شویم که سرکوب معترضان در سال ۲۰۱۱ بیانگر خاتمه مشکلات بحرین است. همانگونه که ذکر شد، اکثر تظاهرات این حکومت پادشاهی مسالمتآمیز بوده است. با وجود این، تاکتیکهای فاشیستی که اکنون توسط این رژیم اتخاذ شده، اعتراضات مسالمتآمیز احتمالا پاسخ مطلوبی در آینده نخواهد بود. بدون تردید این مورد طی زمان از خشونت علیه ستمدیدگان به سطح خشونت علیه ستمگران ارتقاء خواهد یافت. در آینده احتمالا شاهد جنگ داخلی در بحرین خواهیم بود.
منبع: پنجره