امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
روي خون مقدس حاج حسين پا نگذاريم
وبلاگ "دانشجوي بيدار "
شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۷
 
رحمان صادقي نويسنده وبلاگ "دانشجوي بيدار "، مطلبي را با عنوان "روي خون مقدس حاج حسين پا نگذاريم " در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است:

اگر اراده كنيم مي‌توانيم از اين تقويم كلي عبور كرده و وارد تقويم جزئي‌تري شده كه در آن عمارها، چمران‌ها، همت‌ها و ... هم نقش داشته باشند.
اين گونه ديگر هر روزمان رنگ و بوي شهادت دارد.زيرا هر كدام از 365 روز سال را در نظر بگيريم، در آن روز بزرگمرداني بوده‌اند كه در راه دفاع از خط ولايت كه مسير مستقيم الهي است، از جان خويش گذشته‌اند.
مگر مي‌شود به ياد چنين گوهرهايي بود و در جهت عكس آنها رفت؟!بالاخره حس خجالت و شرمندگي هم در انسان وجود دارد.مطبوعات ما جنگ را درشت مي‌نويسند، درست نمي‌نويسند.
چند روز قبل كه ريگي را گرفتند، منزل شهيد شوشتري جشني برپا بود.يادش بخير.وقتي سردار شوشتري به آسمان‌ها رفت، تابوتش را شب بعد به مسجد دانشگاه ما آوردند.
چه شب دل انگيزي بود.مي‌دانستم كه شهيد شوشتري رابطه خوبي با حاج احمد كاظمي و حاج حسين خرازي داشت.تابوتش را لمس كرده و گفتم سلام مرا به آنها برسان...به هر حال ما كه دستمان كوتاه است.
احمد كاظمي قبل از اينكه شهيد شود مدام با دعا و تلاش زياد مي‌خواست خودش را به كاروان شهدا برساند... و رسانيد.
او مي‌گفت: دلم براي حسين خرازي تنگ شده است.و امروز او در كنار حاج حسين به ارباب رسيده اند و در جنات الهي صفا مي‌كنند. "ياليتنا كنا معكم. "
شهيد شوشتري هم همين ماجرا را داشت.اين اواخر پيرمردي شده بود كه هنوز روح جواني داشت.او هم از دلتنگي‌اش نسبت به حاج احمد كاظمي مي‌گفت.تمام سعي‌اش را مي‌كرد كه تا پرونده عمرش بسته نشده، از اين قفس پرواز كند...و كرد.آن هم چه پروازي! او هم به حاج احمد رسيد و اكنون ما مانده‌ايم و يادي از آن بزرگواران.
بگذريم...صحبت سر حاج حسين بود.بسياري از مردم شهدا را درست نمي‌شناسند.شايد اگر مردم مي‌دانستند حسين خرازي كه بود! امروزشان رنگي ديگر داشت و حالي ديگر.حاج حسين از آن مرداني بود كه يك دست خود را در راه خدا داد، ولي دوباره به جبهه بازگشت.
براي او يك دست كافي نبود، يك جان هم اگر قابل تمديد بود، او تمديد مي‌كرد و هر چندبار مي‌توانست در اين راه مقدس شهيد مي‌شد.برخي از رزمندگان مي‌گفتند: عمليات‌هايي بود كه احتمال زنده ماندن در آنها بسيار كم بود و افرادي مانند حاج حسين هيچ‌گاه از اين صحنه‌ها عقب نمي‌نشستند.چنين افرادي اگر در كربلا بودند، قطعاً شهداي آنجا به 72 ختم نمي‌شد.
خون ما قطعاً از خون حاج حسين رنگين‌تر نيست.براي اينكه بدانيم وظيفه ما نسبت به اين بزرگ‌مرد چيست حداقل وصيت نامه‌اش را مرور كنيم.
دو روز بعد از شهادتش رئيس جمهور وقت(امام خامنه‌اي) در مورد ايشان سخناني فرمودند، از آن جمله اين است كه: "...او كه هل من ناصر ينصرني زمان را با همه وجود لبيك گفته بود اكنون به زيارت مولايش امام حسين (ع) نايل آمده است...
زندگي و سرنوشت اين شهيد عزيز و هزاران نفس طيبه‌اي كه در اين وادي قدم زده‌اند، صفحه درخشنده‌اي ازتاريخ اين ملت است....
ملتي كه در راه اجراي احكام خدا و حاكميت دين خدا و دفاع از مستضعفين و نبرد با مستكبرين، عزيزترين سرمايه خود را نثار مي‌كند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگي‌هاي مادي زده پاي در ميدان فداكاري نهاده و با همه توان مبارزه مي‌كنند و جان بر سر اين كار مي‌گذارند. چنين ملتي بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد. "
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 98995