امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
عمليات رواني عليه ايران در عراق
رضا نيك‌منش
شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۹
۱ نظر ۱ نظر
اين مقاله به معرفي پيشينه، ماهيت و اهداف سياسي جريان‌هاي ضد ايراني فعال در عراق مي‌پردازد و شيوه‌هاي عمليات رواني آنها عليه ايران و دوستان ايران را در عراق بررسي مي‌كند، با اين هدف كه نقش مخرب آنان در عرصه ساخت عراق جديد پس از دوران حاكميت صدام،‌ آشكار‌تر شود.
چكيده
ملت‌هاي ايران و عراق از روابط اجتماعي، فرهنگي، ديني، اقتصادي و سياسي، و اشتراكات ديرينة تاريخي، ديني، مذهبي، و فرهنگي برخوردارند، اما برخي بدخواهان كه افكار كوته‌بين آنان در ايدئولوژي قوميت‌پرستي و ضد ايراني حزب بعث و رژيم صدام ريشه دارد، اين روابط حسنه را نفوذ، دخالت و حتي اشغالگري ايران در عراق مي‌خوانند و تلاش مي‌كنند به هر قيمت و وسيله‌اي از گسترش دوستي و همكاري و همگرايي ايران و عراق جلوگيري كنند. اين مقاله به معرفي پيشينه، ماهيت و اهداف سياسي جريان‌هاي ياد شده مي‌پردازد و شيوه‌هاي عمليات رواني آنها عليه ايران و دوستان ايران را در عراق بررسي مي‌كند، با اين هدف كه نقش مخرب آنان در عرصه ساخت عراق جديد پس از دوران حاكميت صدام،‌ آشكار‌تر شود و دوستداران برادري و همگامي دو كشور عزم و اراده خود را در جهت تحقق هر چه بيشتر اين هدف انساني و اسلامي تقويت كنند.
مقدمه
اعراب، بزرگ‌ترين قوم در خاورميانه و همسايگان غربي و جنوبي ايران هستند. روابط ايران با اعراب ريشه در تاريخ كهن منطقه داشته و موضوعي است كه در قرون و هزاره‌هاي آينده ادامه خواهد داشت. عراق با حدود 1400 كيلومتر مرز مشترك با ايران يكي از كشورهاي مهم عربي است. از حدود پنجاه سال پيش، عراق يكي از محورهاي اساسي سياست خارجي ايران بوده است. از سال 2003 با حمله امريكا به عراق، اين كشور مهم‌ترين كانون بحران در روابط بين‌الملل بوده است. بحران جهاني ژئوپليتيك عراق بسيار پيچيده و سيال است و سطوح مداخله منطقه‌اي، فرامنطقه‌اي و جهاني در آن شكل گرفته است. اين بحران مزمن تا چند سال آينده نيز به ثبات نخواهد رسيد. موضوع اصلي سياست خارجي امريكا و كشورهاي منطقه در چند سال اخير عراق بوده است. امريكا عراق را صحنه اصلي رويارويي خود با دو تهديد اصلي يعني ايران و القاعده مي‌داند. كشورهاي عربي و حتي تركيه نسبت به سرنوشت عراق، به ويژه نقش ايران در اين كشور، بسيار حساس بوده و تلاش زيادي براي تأثير‌‌گذاري در آن دارند. بدين ترتيب اهميت موضوع براي ايران آشكار مي‌شود. تحولات سياسي، امنيتي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي عراق و روابط آن با امريكا و كشورهاي همسايه، تأثيري مستقيم بر منافع و اهداف ملي ايران دارد. از اين‌رو درك و شناخت عميق اين تحولات و ويژگي‌هاي آن، ضرورتي حياتي و استراتژيك براي ايران به شمار مي‌آيد.
يكي از نيروهاي سياسي ـ اجتماعي و بازيگران مؤثر در عراق كه نگرش‌هاي ضد‌ايراني آنان بارز و چشمگير است ناسيوناليست‌هاي عربي‌اند اين جريان كه گروه‌هايي مانند القاعده تلاش كرده‌اند آن را در چارچوب مذهبي اهل سنت هدايت كنند، تنها به سني‌ها محدود نيست و بخش‌هايي از جامعه شيعه عراق را هم دربر مي‌گيرد. اين مجموعه نقش مكمل ژئوپليتيك كشورهاي عربي را ايفا كرده و با اشتراك مساعي داخلي و منطقه‌اي، توانايي تأثير‌گذاري بيشتري پيدا مي‌كند. آنها مي‌كوشند با اقدامات نظامي، سياسي، تبليغاتي و رواني بر ايران، امريكا و بازيگران داخلي عراق فشار آوردند و اهداف خود را محقق سازند.
مقاله حاضر اقدامات عمليات رواني جريان ياد شده عليه ايران را موضوع بررسي قرار داده است و سعي دارد پيشينه، ماهيت، ساختار، اهداف سياسي، ابزارها و روش‌هاي عمليات رواني آنان تبيين شود. همچنين تحليل و برآورد نتايج اين اقدامات و ميزان دستيابي به اهداف صورت خواهد گرفت و در نهايت راهكارهاي مناسب براي مقابله، عرضه مي‌شود. شايان ذكر است كه در ايران، چه در رسانه‌ها و چه در مراكز مطالعاتي، اين موضوع انعكاس چنداني نداشته و درك كامل و روشني از ابعاد وجود و كاركرد جريان عربي ضدايراني ـ به ويژه در عراق ـ مشاهده نمي‌شود. از اين‌رو منابع فارسي براي تحقيق كافي نبوده و بخش عمده جست‌وجوها در منابع اصلي به زبان عربي ـ انجام شده است.
ماهيت اين تحقيق تاريخي و توصيفي است و در آن از روش‌شناسي اسنادي و نقلي براي يافتن حقايق و واقعيت‌ها از راه مطالعه اسناد، مدارك، مآخذ و متون مانند بيانيه‌هاي احزاب، مصاحبه‌ها و مقالات سران گروه‌ها و جمعيت‌ها، گزارش‌ها و تحليل‌هاي سايت‌هاي اينترنتي و رسانه‌هاي جمعي عراقي و عربي استفاده شده است.
بازيگران سياسي
حزب بعث
اين حزب در القاي نگرش ضدايراني در عراق و ديگر كشورهاي عربي نقشي عمده داشته است. بنيانگذاران اصلي حزب، ميشل عفلق (مسيحي) و صلاح‌الدين بيطار (سني) هر دو اهل سوريه بودند و نخستين كنگره حزب را در 6 آوريل 1947 با شركت 200 نفر از سوريه، اردن، لبنان و عراق برگزار كردند.
در سال 1954 نخستين كنگره حزب بعث عراق تشكيل شد. در سال 1968 اين حزب از طريق كودتا در عراق به قدرت رسيد و طي 35 سال تا سال 2003 كه با حمله نظامي امريكا، حاكميت را از دست داد، بر سر قدرت بود و در اين مدت از راه‌هاي متعدد سعي كرد تا احساس دشمني با ايران را در ميان مردم عراق دروني سازد. جوهرة اعتقادات حزب بعث قوم‌گرايي افراطي عربي است. نگاهي به مرامنامة حزب نشان مي‌دهد كه اين تفكر محور اساسي همه سياست‌هاي داخلي، خارجي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آن است. اصولي مانند "وحدت امت عربي " ، "شخصيت امت عربي " و "پيام امت عربي " از مباني اعتقادي حزب هستند. در مرامنامه و حتي سوگندنامه اعضاي حزب، نامي از خدا، دين و اسلام برده نشده و از نگاه آن، اسلام جنبشي عربي، پديده تمدني عرب، بخشي از تاريخ عرب و جنبه‌اي از مليت عربي است كه هدف آن تجديد حيات و تكامل عربيسم بوده است. حزب بعث و حكومت صدام حسين براي معرفي ايرانيان و فارس‌ها به مثابة دشمنان ديرين و تاريخي اعراب از همه شيوه‌هاي تبليغاتي استفاده كردند، تا با جدايي انداختن ميان مردم دو كشور، پايه‌هاي حكومت خود را تقويت كنند. تاريخ تحريف شده‌اي از دشمني‌هاي فارس‌ها و عرب‌ها به نگارش درآمد و اين دشمني وارد كتاب‌هاي درسي كودكان و دانشجويان دانشگاه‌هاي نظامي و غيرنظامي شد. براي نمونه، در كتاب رياضي دبستان اين مسئله درج شد كه اگر يك سرباز عراقي از هشت سرباز ايراني، 5 تا را بكشد، چند سرباز باقي مي‌مانند. اكنون پس از 5 سال از سرنگوني حكومت صدام، دولت جديد عراق در صدد اصلاح كتب درسي و رفع اشكالات آن برآمده است.
گر چه پس از سقوط بغداد به دست امريكايي‌ها، حزب بعث نيز همچون ارتش صدام منحل شد، اما برخي از سران حزب توانستند بگريزند و در صدد سازماندهي مجدد آن برآيند. از جمله عزت ابراهيم، نفر دوم رژيم صدام و فرد ديگري به نام يونس احمد كه هر دو مدعي رهبري حزب پس از اعدام صدام هستند و ادعاي رهبري مقاومت در عراق را هم مي‌كنند. در دوره 5 ساله پس از سرنگوني صدام، احزاب، گروه‌ها و سازمان‌هاي تازه‌اي در عراق پا به عرصه سياست نهادند كه بخشي از آنها داراي مواضع مشابه با حزب بعث و تكراركننده القاب، عناوين و اتهامات ضد ايراني آن هستند و در واقع همان اعضاي حزب بعث و نهادهاي مختلف رژيم صدام، در اين سازمان‌ها فعاليت مي‌كنند.
جبهه‌ها و جمعيت‌هاي سياسي جديد
1ـ گروه‌هاي خارج از روند سياسي. "هيئت علماي مسلمين " از جملة اين گروه‌هاست كه مخالف شركت در انتخابات است و از مشاركت در حكومت امتناع مي‌ورزد. اين گروه تلاش مي‌كند كه رهبري فكري و مرجعيت سياسي - مذهبي گروه‌هاي مسلح تروريستي را به دست آورد. سران و اعضاي اين گروه با سخنراني، مصاحبه و نگارش مقالات در ترويج افكار ضد ايراني نقشي عمده ايفا مي‌كنند. هم اكنون حارث الضاري، رئيس اين گروه در اردن به سر مي‌برد كه به علت تحت تعقيب قرار گرفتن از سوي دولت عراق، نمي‌تواند به اين كشور باز‌گردد، اما ديگر اعضاء همچنان در عراق به فعاليت خود ادامه مي‌دهند.
2ـ گروه‌هايي كه در روند سياسي مشاركت دارند. اين گروه‌ها در انتخابات شركت مي‌كنند و در مجلس و دولت عراق حضور دارند. اين گروه‌ها عبارتند از:
1/2) جبهه توافق وطني
اين جبهه 44 نماينده در مجلس دارد و از سه گروه تشكيل شده است: الف) حزب اسلامي عراق به رياست طارق هاشمي؛ ب) كنگره اهل عراق به رياست عدنان دليمي؛ ج) مجلس گفت‌وگوي ملي (حوار وطني) به رياست خلف عليان، حزبي اسلامي كه شاخه عراق اخوان المسلمين است و به پيروي از خط‌مشي عمومي اخوان المسلمين، از مواضع معتدل‌تر نسبت به ديگر گروه‌هاي عضو جبهه برخوردار است. برخي از مسئولين بر خلاف ديگران، ديدگاه بهتري نسبت به ايران دارند، اما در مجموع با مواضع ضد ايراني جبهه توافق وطني همراهي مي‌كنند. عدنان دليمي و خلف عليان از افراد فعال و موثر در تبليغات ضد ايراني به شمار مي‌آيند.
2/2) جبهه حوار وطني
11 كرسي را در مجلس عراق در اختيار دارد. رئيس اين جبهه به نام صالح مطلك، سردمدار مخالفت و ضديت با ايران است.
3/2) جبهه العراقيه
رياست اين جبهه بر عهده ايادعلاوي (شيعه مذهب) است و در مجلس داراي 25 كرسي است.
سازمان‌هاي مسلح و تروريستي
1ـ القاعده و گروه‌هاي هم‌پيمان
اين مجموعه در مجلس شوراي مجاهدين گرد هم آمدند و سپس "امارات اسلامي عراق " را با محوريت القاعده ايجاد كردند دشمني با ايران و هر گونه ارتباط ميان ايران و عراق از شاخص‌هاي اصلي مواضع و عملكرد آن است. رهبران اصلي القاعده (بن لادن و ايمن الظواهري) نيز در ماه‌هاي اخير در پيام‌هاي صوتي و تصويري خود، عليه ايران مطالبي بيان كرده‌اند. القاعده، تلاش جدي و پيوسته‌اي را براي تبديل اختلالات سياسي در عراق به جنگ شيعه و سني در پيش گرفته است، زيرا جنگ مذهبي (طائفي) در عراق را يگانه راه تداوم حضور و حيات خود در اين كشور مي‌داند. بدين منظور به اقداماتي تحريك‌كننده مانند انفجار و تخريب در حرمين سامرا و در كربلا و نجف، دست مي‌زند تا شيعيان را عليه اهل سنت وارد جنگ كند.
2ـ گروه‌هاي تروريستي عراقي
گروه‌هايي مانند جيش اسلامي و جيش مجاهدين، ثوره‌العشرين و... بر خلاف القاعده داعيه جهاني ندارند و اهداف سياسي خود را به كشور عراق محدود كرده‌اند. گردانندگان اين گروه‌ها عناصر رژيم صدام و متأثر از افكار حزب بعث هستند. ويژگي برجسته همة اين گروه‌ها ضديت با ايران است. آنها كه عليرغم ميل خود در زمان جنگ 2003 كه بر حسب شرايط زمان در برابر امريكايي‌ها قرار گرفتند، راهي جز ادعاي مقاومت نداشتند، اما از آنجا كه، دشمن اصلي خود را ايران مي‌دانند، در پي فرصتي بودند تا مانند گذشته‌ها دوباره در جناح دوست امريكا، عليه ايران وارد عمل شوند. با شروع به كار خليل‌زاد در سِمت سفير امريكا در عراق، به دليل آشنايي وي نسبت به مسائل منطقه، زمينه براي باز شدن باب مذاكرات ميان امريكايي‌ها و آنها فراهم شد. به تدريج اين گروه‌ها به ويژه جيش اسلامي كه گروه اصلي اين مجموعه است به همراه برخي عشاير عرب به امريكا نزديك و در قالب گروه‌هاي شبه‌نظامي جديدي به نام مجالس صحوه (شوراهاي بيداري) تحت نظر و فرمان امريكايي‌ها سازماندهي شدند و به همكاري با آنها در زمينه‌هاي نظامي و امنيتي پرداختند. آنان شرط اصلي همكاري با امريكا را، ممانعت از نفوذ ايران در عراق اعلام كردند.
نهادهاي حكومتي عراق
با آنكه دولت و مجلس عراق با رأي مردم عراق انتخاب شده‌اند و به طور عمده خواستار دوستي و گسترش روابط با ايران هستند. با وجود اين، هنوز امريكايي‌ها بعضي از نهادها را اداره مي‌كنند و دولت عراق بر آنها نظارت ندارد. سازمان اطلاعات عراق (مخابرات) به رياست عبداله شهواني از جملة اين نهادهاست كه با هدايت امريكا، با عرضة اطلاعاتي خاص تلاش دارد تا ذهن مسئولان عراقي را نسبت به ايران منحرف كند اين سازمان با فعاليت در عرصه‌هاي رسانه‌اي و سايت‌هاي اينترنتي تبليغات ضد‌ايراني را هدايت مي‌كند. بازيگران ياد شده ارتباط فعال و همكاري نزديكي با منافقين دارند و با حمايت از اين سازمان تروريستي خواهان ادامه حضور و عدم اخراج آنها از عراق هستند. گروه‌ها و سازمان‌هاي ياد شده ارتباطي گسترده با كشورهاي عربي همچون اردن، مصر، عربستان و امارات دارند و به دليل اشتراك و هم‌جهتي در مخالفت با نفوذ ايران در عراق، از حمايت‌هاي همه جانبه اين كشورها برخوردار مي‌شوند. يكي از اين عرصه‌ها، حضور فعال رسانه‌هاي عربي به ويژه الجزيره و العربيه در ميدان نبرد تبليغاتي و رواني است.
مخاطبان
مخاطبان اقدامات رواني بازيگران ياد شده را مي‌توان به ترتيب زير برشمرد:
1) بخش‌هاي مختلف مردم عراق و حكومت آن،
2) امريكايي‌ها،
3) ايران، و
4) كشورهاي عرب.
اهداف
اهداف كلي سياسي آنان، برهم زدن روند دمكراتيك و بي‌اثر ساختن آراي مردم عراق است، زيرا اكثر مردم اين كشور بر ‌اثر تجربه‌هاي تلخي كه از دوران حكومت صدام دارند، از آنها رويگردانند. آنها مي‌دانند به خواسته‌هاي فراقانوني و زياده‌خواهي‌هايشان، از راه‌هاي رسمي و قانوني و كسب همراهي مردم، دست نخواهند يافت، بنابراين به اقدامات غيرقانوني و روش‌هاي تخريبي، براي تحميل خود به مردم متوسل مي‌شوند. قانع بودن به سهم طبيعي و پذيرش نقش اقليت براي آنها دشوار است و مي‌خواهند از هر طريق ممكن سهم بسيار بيشتري از حكومت كسب كنند.
اهداف خاص آنها از تأثيرگذاري بر هر يك از مخاطبان
1ـ بخش‌هاي مختلف مردم عراق و حكومت آن
ايجاد ذهنيت و نگرش منفي نسبت به ايران در مردم عراق و القاي اين باور كه ايران كشوري متجاوز و توسعه‌طلب است و چشم طمع به سرزمين آنها دارد و از صحنه عراق براي تسويه حساب‌هاي خود با امريكا بهره مي‌برد، بدين منظور كه دوستان ايران را در عراق متهم به كارگزاري ايران نموده و پايگاه مردمي آنان را كاهش دهد. عدم تعقيب بعثي‌ها و بازگشت آنان به حكومت. تغيير قانون اساسي و كسب سهم بيشتر از حكومت
2ـ امريكايي‌ها:
برجسته‌سازي و بزرگ‌نمايي تهديد ايران، منافع و طرح‌هاي امريكا در عراق، تغيير سياست و استراتژي امريكا از مقابله با القاعده و ديگر گروه‌هاي تروريستي به مبارزه با نفوذ ايران در عراق و دوستان ايران تقويت و افزايش گرايش ضدايراني در ميان امريكايي‌ها، كاهش مخالفت امريكايي‌ها با بازماندگان رژيم سابق و فراهم كردن زمينه‌هاي همكاري آنها با هم، موافقت با ورود بعثي‌ها به حكومت جديد، بازسازي نهادهاي منحل شده رژيم سابق، و اصلاح قانون اساسي و ايجاد تغييراتي مطابق با ديدگاه‌هاي آنان.
3ـ ايران
تضعيف موقعيت دوستان ايران در عراق،
كاهش نفوذ سياسي ـ مذهبي ايران در عراق، و
كاهش روابط سياسي ـ اقتصادي و فرهنگي دو كشور.
4ـ كشورهاي عربي
مشروعيت بخشيدن به دخالت كشورهاي عربي در امور داخلي عراق از طريق دعوت به مداخله، تبليغ دخالت و نفوذ ايران در عراق و حكومت جديد آن به مثابه تهديدي مهم براي كشورهاي عربي كه پس از عراق دامنگير آن كشورها نيز خواهد شد، تضعيف سيادت و حق حاكميت دولت عراق و عدم شناسايي آن از سوي كشورهاي عربي، معرفي خود در نقش طرف مؤثر در حل بحران و شناسايي اين نقش از سوي كشورهاي عربي، و دريافت كمك‌هاي همه‌جانبه سياسي ـ تبليغاتي و مالي از كشورهاي عربي. شايان ذكر است كه انگيزه كشورهاي عربي در عرصه‌هاي ياد شده مشابه آنان بوده و هر دو طرف نسبت به هم نقش محرك را دارند.
ابزارها
1. سياسي
ـ حضور و مشاركت در روند سياسي و اعمال فشار از جايگاه قانوني (مجلس، دولت، نهادهاي مختلف)،
ـ تحريم انتخابات و به موازات آن امريكايي شمردن روند سياسي از سوي بخشي ديگر از جريان،
ـ تشكيل ساختارهاي غيررسمي و اجتماعي متعدد مانند جمعيت‌هاي عشايري و...، و
ـ انجام تظاهرات و راهپيمايي‌ها.
2. اقدامات تخريبي و تروريستي
در اين خصوص غيرانساني‌ترين روش‌ها را به كار گرفته‌اند، مانند:
ـ انفجار در مقدس‌ترين اماكن مذهبي،
ـ انفجار در بازارها و مراكز تجمع كارگران،
ـ ربودن افراد و كشتار گروهي آنان تنها به علت انتساب به مذهب يا داشتن نامي خاص، و
ـ بريدن سر افراد و انتشار تصاوير آن.
3. تبليغاتي
رسانه‌هاي نوشتاري (روزنامه، مجله) داخلي و كشورهاي عربي، رسانه‌هاي ديداري و شنيداري (راديو، شبكه‌هاي محلي و ماهواره‌اي تلويزيوني) داخلي و كشورهاي عربي، سايت‌هاي خبري و تحليلي اينترنتي، برگزاري همايش‌هاي علمي و دانشگاهي در داخل و خارج عراق، انتشار مقالات، انتشار اخبار (واقعي، ساختگي، تحريف شده)، انجام مصاحبه و برگزاري ميزگرد، صدور بيانيه‌هاي حزبي، و استفاده از ديگر نمادها مانند ترويج واژه‌هاي خاص، كاريكاتور.
شيوه‌ها
1. نام‌گذاري
در اين روش يك سمبل يا بار عاطفي به شخص يا كشور منتسب مي‌شود. نام‌هاي "صفوي " و "مجوس " همواره به ايران نسبت داده مي‌شود. آنان تصرف عراق توسط شاه اسماعيل و شاه عباس صفوي را بر خلاف حقايق تاريخي يك تجاوز و اشغال‌گري خارجي قلمداد كرده و نيات كنوني ايران را هم مشابه دوران صفوي دانسته، نفوذ معنوي، سياسي، اجتماعي و مذهبي ايران در عراق را اشغال عراق از سوي ايران مي‌نامند. اصطلاحات ياد شده پيوسته در بيانيه‌ها ومصاحبه‌ها به كار مي‌رود. براي نمونه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
"عدنان دليمي " رهبر "جبهه توافق وطني " در 21 مرداد 1386 در مقر گروه "كنگره اهل العراق " از گروه‌هاي عضو جبهه توافق وطني در بغداد، در يك مصاحبه مطبوعاتي، بيانيه‌اي را خطاب به اعراب جهان قرائت كرد كه در آن آمده بود:
برادران شما در معرض هجوم صفويه قرار دارند كه مي‌خواهند عراق را تحت تسلط ايران درآورند و امپراطوري فارس و مجوس را زنده كنند. جنگ از بغداد آغاز شده و متوقف نخواهد شد و به تمام سرزمين‌هاي عربي كشيده خواهد شد.
وي از همه اعراب، رؤساي جمهور و شاهان درخواست كمك كرد و مداخله در امور عراق را خواستار شد (سايت اينترنتي المختصر الاخبار ـ 21/5/1386).
اين بيانيه در سطحي وسيع از رسانه‌هاي عربي و غربي انتشار يافت. رئيس ارتش اسلامي (جيش اسلامي) يكي از گروه‌هاي اصلي مسلح عراقي در پيامي صوتي كه در اينترنت انتشار يافت، اعلام كرد:
عراق تحت اشغال دو جانبه ايران و امريكا است كه بدترين آن، اشغال توسط ايرانيان صفوي است. امت اسلامي بايد تضمين دهند كه بغداد را همانند "قدس " و پيش از آن "اندلس " از دست نمي‌دهند (خبر گزاري فرانسه، 12/10/1385).
2. انتقال
در اين شيوه سعي مي‌شود براي پذيرش يا طرد يك سياست، فرد يا كشور توسط مخاطب، آن را با سياست، فرد يا كشوري ديگر همانند كنند. در كنار هم قرار دادن نام ايران و رژيم صهيونيستي با توجه به نفرت مردم عراق از رژيم صهيونيستي، شيوه‌اي است كه از زمان رژيم صدام متداول بوده، در سال‌هاي پس از سقوط آن نيز پيوسته از سوي مخالفان ايران، پيگيري شده است. "فاضل براك "، رئيس سازمان اطلاعات رژيم صدام (مخابرات)، در سال 1984 با انتشار كتابي به نام "مدارس يهودي و ايراني در عراق " با دروغ، جعل و تحريف تاريخ، ايران و رژيم صهيونيستي را در كنار هم قرار داد و به زعم خود شباهت‌هايي (غير واقعي) را در اهداف، نيات و رفتارهاي دو حكومت شناسايي كرد. در دوران پس از سقوط رژيم صدام نيز، جريان‌هاي ضدايراني پيوسته از شيوه انتقال و مشابه‌سازي براي هم‌سو نشان دادن ايران و رژيم صهيونيستي در عراق، بهره گرفته‌اند. پس از آن، "هيئت علماي مسلمين " در 31 فوريه 2008 با انتشار مقاله‌اي در سايت اينترنتي خود به نام "البصائر " عهد كنوني عراق را دوران اشغال ايراني و "صهيوامريكايي " خوانده است. به دنبال اعدام صدام نيز، عزت ابراهيم معاون فراري وي با انتشار بيانيه‌اي امريكا، انگليس، صهيونيست‌ها و ايران را به ترور صدام متهم كرد.
3. بزرگ‌نمايي اغراق‌آميز
روابط طبيعي و نفوذ معنوي و حمايت‌هاي انساني ايران از مردم و دولت منتخب و قانوني عراق، از سوي مخالفان با مبالغه و بزرگ‌نمايي "اشغال عراق " عراق خوانده مي‌شود. آنها از اشغال دوگانه عراق از سوي امريكا و ايران سخن مي‌گويند در حالي كه اين مقايسه منطقي و معقول نيست. امريكا 160 هزار نيروي نظامي، 100 هزار نيروي شركت‌هاي خصوصي امنيتي و هزاران كارمند غيرنظامي و ديپلمات در عراق دارد و ماهانه در حدود 12 ميليارد دلار هزينه اشغال‌گري خود را مي‌پردازد. همچنين سران جريان‌هاي مخالف ايران، با جنجال‌آفريني، خطر نفوذ ايران در عراق را بسيار شديد و تهديدي جدي براي ديگر كشورهاي عربي اعلام مي‌كنند و حتي آن را خطرناك‌تر از اشغالگري امريكا مي‌دانند.
در گزارشي به قلم فردي به نام "محمد ابورمان " اين‌گونه آورده است:
فرماندهان جيش اسلامي به اين نتيجه رسيده‌اند كه اشغال صفوي ايراني خطرناك‌تر از اشغال امريكايي است و جنگ با آنها بر جنگ با امريكايي‌ها اولويت دارد و چون جنگ در دو جبهه امكان‌پذير نيست، بنابراين بايد با امريكايي‌ها آتش‌بس برقرار و جبهه نبرد با ايران گشوده شود (روزنامه الحيات، 3/3/2008).
"صالح مطلك " رئيس "جبهه حوار وطني " كه در مجلس عراق 11 نماينده دارد، در 24 ارديبهشت 1385 در مصاحبه‌اي مطبوعاتي در اردن مدعي شد كه ايران در عراق نفوذي قوي‌تر از امريكا دارد. وي به كشورهاي همسايه عراق هشدار داد كه طرح‌هاي ايران در مرزهاي عراق متوقف نشده، به خارج از اين مرزها كشيده خواهد شد و كشورهاي عربي براي نجات خود بايد به سرعت دست به كار شوند. همچنين او خواستار اعزام نيروهاي حافظ صلح از كشورهاي عربي و خارجي به عراق شد (سايت اينترنتي الجيران، 24/4/1385).
4. دروغ‌گويي و ايران‌هراسي
روزنامه لبناني "عرب آنلاين " در گزارشي موهوم از مذاكرات پنهاني مقامات ايراني و امريكايي در سفر رئيس جمهوري ايران به عراق خبر داده، به تفصيل توافقات و تعهدات دو طرف نسبت به هم را تشريح كرده است. اين روزنامه بدون ذكر منبع و چگونگي دسترسي به اطلاعاتي كه به گفته خود روزنامه پنهاني است، سعي نموده تا همدستي ايران و امريكا را در امور عراق به خوانندگان القا كند. با وجود اين، سايت ايراني "انتخاب " نيز بدون توجه به قصد روزنامه لبناني و بدون توضيح، متن اخبار كذب ياد شده را منتشر ساخته است (سايت خبري انتخاب 9/1/1387). در گزارشي ديگر، روزنامه سعودي الوطن به دروغ مدعي شد كه ايران در عراق چند تيپ نظامي شامل 10 هزار نفر از جمله تيپ مكه ـ را در منطقه "السماوه " و "النخيب " نزديك به مرزهاي عراق و عربستان مستقر كرده است تا در كشور پادشاهي سعودي اغتشاشاتي برپا كند. اين روزنامه خبر ياد شده را به نقل از يك نماينده مجلس عراق به نام "محمد دايني " نوشته است (سايت خبري بازتاب، 19/10/1385). شايان ذكر است كه محمد دايني از طرفداران منافقين در عراق است. دربارة حضور و فعاليت ايران در عراق اخبار ساختگي فراواني در رسانه‌هاي مختلف عراقي و عربي انتشار مي‌يابد كه شامل حضور واحدهاي نظامي ايران در عراق، مهاجرت يك ميليون نفر ايراني به عراق و گرفتن مدارك شناسايي عراقي توسط آنان و اخبار مشابه مي‌شود.
5. تحليل و تفسير غلط
در مواردي متعدد سعي مي‌شود كه با زياده‌گويي و به ظاهر با ذكر قرائن و شواهد و آوردن استدلال، حقايق وارونه جلوه داده شود، در حالي كه مخاطب با اندكي دقت متوجه سفسطه‌بازي و مغالطه‌گري نويسنده و گويندة تحليل مي‌شود. "محمد عياش الكبيسي " مسئول روابط خارجي "هيئت علماي مسلمين " در تحليلي با عنوان "حقيقت نقش ايران در عراق پس از اشغال " سياست‌هاي ايران در عراق را هماهنگ با امريكا دانسته، ادعا مي‌كند اگر نقش هم‌پيماني ايران با امريكا نبود، اكنون امريكا شكست خود را در عراق اعلام كرده بود (سايت اسلام اليوم، 3/4/2006). وي حقايق آشكار تقابل منافع ايران و امريكا در عراق را ناديده گرفته، و از استراتژي امريكا كه محور اساسي آن مقابله با نفوذ ايران در عراق است، يادي نمي‌كند. "حارث الضاري " دبير كل "هيئت علماي مسلمين " نيز در ارتباط با سفر رئيس جمهور ايران به عراق، اين سفر را ناموفق دانسته، آن را براي عراق، همه اعراب و مسلمانان تحريك‌آميز توصيف كرد (خبرگزاري يقين، 21/12/86).
6. تحريف تاريخ و جعل هويت
تاريخ هر ملت يكي از ابعاد مهم هويت آن ملت است و تحريف واقعيات تاريخي موجب تغيير هويت مي‌شود. مخالفان ارتباط و دوستي مردم ايران و عراق در پي آن بوده‌اند كه گذشته اين دو كشور را سراسر آكنده از دشمني، و جنگ و منازعه دو طرف جلوه دهند تا مردم عراق، دشمن درجه يك خود را ايران تلقي كنند. فاضل براك در كتاب "مدارس يهودي و ايراني در عراق " سابقه درگيري را از سال 539 قبل از ميلاد يعني زمان حمله كوروش هخامنشي به بابل ذكر مي‌كند (فاضل براك، 1984).
ديگران نيز از اشغالگري‌هاي ايران در مقاطع مختلف تاريخي ياد مي‌كنند، از جمله احمد ابو مطر مي‌گويد:
روابط ايران و اعراب در هيچ يك از مراحل تاريخ خوب نبوده است، ايران در سال 1925 "احواز (!) را اشغال كرد و در سال 1971 جزاير سه‌گانه را ... (سايت الجيران، 10/1/2008).
7. وارد ساختن اتهام
شبكه الجزيره در ايام نوروز 1387 در سايت اينترنتي خود گزارشي دربارة اوضاع تهران در تعطيلات نوروزي منتشر ساخت و سپس تحت عنوان تعليقات خوانندگان، اتهاماتي به شرح زير به ايرانيان وارد كرد.
عيد نوروز، عيد ولادت آتش مقدس نزد مجوس است. نوروز به معناي توبه است و در اين روز انسان نماز مي‌گذارد و از اهورامزدا طلب آمرزش مي‌كند تا گناهان وي در يك‌سال گذشته آمرزيده شود. آتش قبله ايرانيان است، همچنان كه كعبه قبله مسلمانان است. عجيب است كه ايران ادعا مي‌كند كشوري اسلامي است و شريعت اسلامي را اجرا مي‌كند، با وجود اين اين عيد را بيش از عيدين (قربان و فطر) جشن مي‌گيرد (الجزيره نت، 27/3/2008).
همكاري و همدستي ايران و امريكا، اتهامي است كه همواره تكرار مي‌شود در جاي ديگري عبدالسلام كبيسي در مصاحبه با روزنامه الحيات مي‌گويد: مذاكرات ايران و امريكا در عراق، عليه مقاومت است (سايت صوت العراق، 11/4/2006ـ22/1/85).
در اين خصوص، ايمن الظواهري نيز در پيامي ويديويي گفت:
ايران و امريكا توطئه‌اي عليه عراق به‌راه انداخته‌اند (آسوشيتدپرس، 30/1/87).
شيخ صلاح عبيدي روحاني شيعه و سخنگوي جريان صدر در نجف نيز گفت:
تهران و واشنگتن در پشت پرده درباره تقسيم نفوذ در عراق و استفاده از منابع اقتصادي آن با يكديگر توافق كرده‌اند (شبكه تلويزيوني و سايت اينترنتي سومريه 12/2/87).
وي اعتراض نكردن ايران به توافقنامه طولاني مدت ميان بغداد و واشنگتن را دليل ادعاي خود عنوان كرده است.
8. تهديد
صادرات كالاهاي ايراني به عراق، موضوعي است كه ناراحتي دشمنان ايران را برانگيخته است آنان براي ايجاد اختلال در اين روند، تهديد بازرگانان و بازاريان شهرهاي مختلف عراق را چارة كار انديشيده‌اند. تهديد به تخريب و آتش زدن فروشگاه‌هاي شهروندان عراقي، در صورت وجود كالاهاي ايراني، شيوه‌اي است كه در دو سال اخير در استان‌هاي مختلف از جمله "ديالي " و "انبار " اعمال شده است. برخي اوقات دشمني از تهديد صرف فراتر رفته، تا قتل رانندگان خودروهاي حامل كالاهاي ايراني پيش رفته است. در يك مورد، گروهي تروريستي به نام "سرايا مجاهدي فلوجه " با انتشار بيانيه‌اي به فروشندگان اين شهر فرصتي محدود دادند تا كالاهاي ايراني را از مغازه‌هاي خود جمع‌آوري كنند (خبرگزاري قدس پرس، 29/1/1385). مشابه اين اقدام در شهرهاي مختلف صورت گرفته است.
9. تهديد به عمليات تخريبي در داخل ايران
"ابوعمر بغدادي " امير "امارات اسلامي عراق "، ساختاري پنهان از سوي القاعده، در يك پيام صوتي به حكومت ايران دو ماه مهلت داد كه همه حمايت‌هاي خود را از دولت عراق متوقف سازد، در غير اين صورت، گروه ياد شده به حملاتي در داخل ايران دست خواهد زد. وي اعلام كرد كه ما چهار سال است براي اين عمليات آماده هستيم تنها صدور فرمان آغاز حمله باقي مانده است. همچنين مؤسسات مالي و بانك‌هاي عراقي نيز كه با ايران همكاري مي‌كنند مشمول اين هشدار واقع شده‌اند (سايت مفكره الاسلام، 10/7/2007). اكنون نزديك به يك سال از اين تهديد گذشته و از آنجا كه هيچ عملياتي از سوي گروه ياد شده در ايران انجام نگرفته، مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه اين تهديد، عملياتي رواني براي تأثيرگذاري بر تصميمات و سياست‌هاي ايران بوده است.
10. اجراي عمليات تخريبي ويژه
گروه القاعده در عراق به رهبري "ابومصعب زرقاوي " و پس از مرگ وي "ابوايوب مصري " (ابوحمزه مهاجر) تنها راه حفظ بقا و حيات خود در اين كشور را برپايي جنگ مذهبي بين شيعه و سني تشخيص دادند تا از اين طريق اهل سنت عراق به حمايت از آنها روي آورند. آنها به اين منظور به انواع عمليات خشن و كشتار جمعي مردم دست زدند. يكي ديگر از عمليات‌هاي خاص آنها بمب‌گذاري در اماكن مقدس از جمله در نزديك مراقد ائمه (ع) در نجف و كربلا و به ويژه تخريب حرمين سامرا بود. آنها مي‌خواستند با اين اقدام شيعيان را تحريك كرده، آنان را به حمله به اهل سنت وادار سازند و بدين ترتيب آتش جنگ مذهبي را براي بهره‌برداري خود شعله‌ور كنند.
11. ناسزاگويي
سفر رئيس جمهور ايران به عراق رواديد مهمي بود كه توجه همگان را به خود جلب كرد. در اين حال، دشمنان ايران در كنار اقدامات ديگر، در تبليغات و عمليات رواني به شيوه ناسزاگويي به دوستان ايران در عراق روي آوردند. نويسنده‌اي به نام "كريم عبد " در ميان متني چند صفحه‌اي كه سراسر بدگويي از ايران است، تنها خائنين و دزدان را از سفر رئيس جمهور ايران به عراق خوشحال خواند (سايت حوار متمدن، 15/3/2008).
12. توجيه مذهبي اقدامات ضدايراني
الف) صدور فتوي
فردي كه خود را "علامه عبدالوهاب كبيسي " معرفي كرده، اعلام نمود كه سي تن از علماي عراق فتوايي به شرح زير صادر كرده‌اند:
هر گونه معامله و خريد و فروش و انتقال كالاهاي ايراني حرام است و هر بازرگاني كه كالاي ايراني وارد كند بايد تحريم شود.
وي اضافه كرده از امروز ما با كالاهاي ايراني برخوردي شديدتر از برخورد با كالاهاي دانماركي (به علت اهانت به پيامبر اعظم (ص مي‌كنيم (اسلام اليوم، 3/12/2007).
شايان ذكر است كه در اين خبر ذكر شده كه هم اكنون 50% كالاهاي مختلف موجود در بازارهاي عراق ايراني هستند.
از سوي ديگر، فتاواي علماي سعودي در تكفير شيعه و وجوب تخريب مراقد شيعي كه مورد بهره‌برداري تروريست‌ها قرار ‌گرفت، زمينه‌ساز گسترش نگرش‌هاي ضدايراني است.
ب) تجمع علما و صدور بيانيه
در 22 و 23 آذر 1385 همايشي با شركت‌ تعدادي از علما از كشورهاي اردن، عربستان، كويت، مصر، پاكستان، مغرب، الجزاير و تركيه در استانبول برگزار شد. "عبدالرحمان نعيمي "، رئيس همايش در مصاحبه‌اي با شبكه الجزيره اعلام كرد كه امريكا با حمايت ايران قصد نابودي اهل تسنن عراق را دارد و اين همايش براي مقابله با اين موضوع برگزار شده است. در اين همايش، "حارث ضاري "، عبدالرحمن نعيمي و "دليمي " از عراق؛ "ناصر عمر " و "شيخ سلمان عوده " از عربستان؛ "مولانا سميع الحق " رئيس "انجمن حقاني پاكستان " و "ابراهيم شمري " سخنگوي "جيش اسلامي عراق " (گروه تروريستي) شركت داشتند. يكي از محورهاي اصلي در اظهارات سخنرانان همايش، توجه به اشغال عراق توسط اشغالگران امريكايي و ايراني، توسط عناصر شيعه بود كه سخنرانان آنها را صفوي خواندند. آنان همچنين از خطر توسعه امپراطوري فارس در عراق سخن گفتند. در بيانيه پاياني همايش نيز به بند زير اشاره شد: امريكا و ايران مسئول اختلال در امر حقوق بشر و از ميان رفتن معنويت و امنيت مردم عراق هستند.
13. كانون خبري
ايجاد "كانون خبري " در هنگام سفر رئيس جمهور ايران به عراق يكي ديگر از شيوه‌ها بود. اين سفر موفقيت بزرگي براي ايران و گام بزرگي در تقويت روابط دو كشور به شمار آمد و عمق نفوذ سياسي و معنوي ايران در عراق و اشتياق عراقي‌ها براي گسترش روابط با ايران را نشان داد در اين سفر رئيس جمهور ايران در اوضاع بحراني عراق كه همگان از ناامني‌هاي آن سخن گفتند، با اعلام قبلي به مدت 2 روز در بغداد به سر برد و از فرودگاه خارج و از مسير زميني و خيابان‌ها به مقر رئيس جمهور عراق رفت. در حالي كه مقامات امريكايي و غربي همواره بدون اطلاع قبلي سفرهاي كوتاهي به عراق انجام مي‌دهند و در فرودگاه يا پايگاه‌هاي نظامي امريكا با مسئولين عراقي ديدار مي‌كنند و تنها پس از پايان سفر اخبار آن را در اختيار رسانه‌ها قرار مي‌دهند. از اين رو، دشمنان ايران، اين موقعيت را تاب نياورده و با ايجاد كانون خبري و انتشار اخبار و گزارش‌هاي متعدد، مخالفت‌هاي خود با اين سفر را آشكار ساخته و آن را از سوي مردم عراق قلمداد كنند. برخي از اين‌گونه اخبار عبارتند از:
ـ انجام تظاهرات در مخالفت با اين سفر در استان‌هاي مختلف از جمله صلاح‌الدين، ديالي، بغداد، كركوك و انبار،
ـ مخالفت برخي نمايندگان مجلس عراق با اين سفر،
ـ مخالفت "مجالس صحوه " يعني نيروهاي مسلح مزدور مستقيم امريكا،
ـ مخالفت‌ جمعيت‌هاي ساختگي مانند "كميته شيوخ عشاير جنوب "، و
ـ مخالفت رهبران "جبهه توافق وطني ".
شبكه الجزيره نيز همزمان با اين سفر ميزگردي با "عبدالامير " (از روزنامه‌نگاران رژيم صدام) و "صالح مطلك " (رئيس جبهه حوار وطني) برگزار كرد كه با تكرار اتهامات عليه ايران همراه بود، از جمله:
ـ صدور ناامني از ايران به عراق،
ـ حمايت ايران از تروريست‌ها، و
ـ ايران، نقطه اصلي و حقيقي نفوذ در عراق. امريكا خيابان‌ها را اشغال كرده است ولي ايران بر مؤسسات دولتي تسلط دارد.
14. توجيه علمي
در فروردين 1386، مركز تحقيقات و بررسي‌هاي سياسي دانشگاه قاهره كنگره‌اي تحت عنوان "پنج سال پس از اشغال عراق " برگزار نمود كه در آن شركت‌كنندگان بر ضرورت دخالت كشورهاي عربي در امور عراق، به منظور محدود ساختن نفوذ ايران در اين كشور، تأكيد كردند، نفوذي كه از زمان اشغال عراق رو به فزوني است (سايت المرصدالعراقي، 26/1/87). جالب توجه است كه در اين همايش در كنار اعلام ضرورت مقابله با نفوذ ايران، نسبت به حضور رژيم صهيونيستي در عراق نيز هشدار داده، بدين ترتيب با مشابه‌سازي ميان اين دو تهديد، از شيوه انتقال استفاده شد. در اين همايش "فهمي القيس " سفير پيشين عراق در دوره صدام در مصر هم حضور داشت كه در سخنان خود چنين گفت: چند هفته پيش از حمله امريكا، صدام به سفراي عراق در خارج از كشور گفت در صورت سقوط عراق، ارتش به طور كامل به عناصر مقاومت تبديل مي‌شود. حضور مقامات رژيم بعث در مجالس، مجامع، گروه‌ها و سازمان‌هاي مختلف مدعي مقاومت، حاكي از استمرار فعاليت آنها در لباس و پوشش‌هاي جديد و به نام‌هاي تازه است.
در اقدامي ديگر، "مركز تحقيقات استراتژيك " وابسته به روزنامه "الصباح " عراق همايشي با عنوان "كشورهاي همسايه " برگزار نمود كه در آن فردي به نام "ضياءالجصاني " مقاله‌اي در 10 صفحه پيرامون نفوذ ايران در عراق و راه‌هاي مقابله و جلوگيري از آن ارائه نمود. وي در اين مقاله كوشش داشت كه به زعم خود زمينه‌هاي تاريخي، فرهنگي و ديني اين نفوذ را بررسي كند. (سايت روزنامه الصباح). شايان ذكر است كه روزنامه الصباح توسط مركزي به نام "مؤسسه اعلام‌‌العراقي " اداره مي‌شود. اين مؤسسه پس از سرنگوني "وزارت تبليغات عراق " همانند ارتش و نهادهاي امنيتي رژيم صدام در زمان حاكميت "پل برمر " -حاكم امريكايي عراق- و به فرمان وي منحل شد.
15. تكرار
گروهي از احزاب سياسي سكولار و اهل سنت عراق به نام كميته "هماهنگي بين نيروهاي ملي " نامه‌اي براي "جرج بوش " رئيس جمهور امريكا ارسال كرده، در آن خواستار توقف حمايت امريكا از دولت نوري‌مالكي و برگزاري انتخابات پيش از موعد در عراق شدند، به اين علت كه:
دولت مالكي توانايي جلوگيري از نفوذ ايران در عراق را ندارد و اصولاً از مصالح نظام ايران دفاع مي‌كند، نه از مصالح مردم عراق و عراق اكنون تحت سلطه نظام ايران قرار گرفته است (خبرگزاري فرانسه، 12/12/2007).
اين نامه را افرادي مانند اياد علاوي، عدنان دليمي امضاء كردند. مشابه اين نامه براي وزير امور خارجه امريكا نيز ارسال شد.
"طارق هاشمي " رئيس "حزب اسلامي عراق "، يكي از سه گروه عضو جبهه توافق وطني و معاون رئيس جمهور عراق در مصاحبه با روزنامه "اخبارالخليج " گفت: ايران بازيگر بزرگ در عراق است. نفوذ قدرتمند ايران نتيجه غياب نقش عربي است. ايران با مديريت بحران دستاوردهاي متعددي داشته، و امريكا را با دشواري و تنگنا مواجه ساخته و آن را به پاي ميز مذاكره آورده است (سايت الجيران، 11/12/2007). همچنين چند تن كه خود را اعضاي "هيئت عشاير عراق " (شيعه و سني) معرفي كردند، در سفر به مصر و ملاقات با مقامات اين كشور از جمله وزير امور خارجه، خواستار توقف دخالت‌هاي ايران در عراق شدند. شبكه الجزيره در 9 فروردين 1387 طي مصاحبه با اعضاي هيئت، گزارشي تبليغاتي از اين سفر منتشر كرد:
گروهي به نام كميته عالي شيوخ عشاير جنوب عراق از طوايف (مذاهب) مختلف، با انتشار بيانيه‌اي در مصر، از كشورهاي عربي، اتحاديه عرب و "بان كي مون " دبير كل سازمان ملل، خواستار دخالت براي متوقف ساختن تلاش‌هاي ايران براي تحميل تسلط خود بر استان‌هاي جنوب عراق شدند و بر ضرورت وحدت در برابر "شر " ناشي از ايران، تأكيد كردند (سايت الهيئه نت، 17/2/2008).
ميزان تأثير بر مخاطبان
1. مردم و دولت عراق
معارضين رژيم صدام و احزاب سياسي كرد و شيعه كه پيشينة طولاني حضور در ايران و ارتباطات با ايرانيان را دارند، كمترين تأثير را از اين عمليات رواني مي‌پذيرند، اما عامه مردم عراق به علت دسترسي ناكافي به رسانه‌ها و تبليغات ايران، تا حدودي تأثير مي‌پذيرند و در اذهان آنها نسبت به ايران سؤال و ابهام ايجاد مي‌شود. تعميق شكاف‌هاي قومي و مذهبي و خونين شدن آن نيز زمينه را براي بدبيني بيشتر فراهم مي‌سازد. بخشي از جامعه عراق كه وابستگي منطقه‌اي و قبيله‌اي به رژيم صدام داشته‌اند نيز داراي همان افكار بعثي هستند. در دولت عراق نيز برخي از اعضاء و مسئولان داراي آگاهي و شناخت كافي نسبت به اهداف خيرخواهانه ايران در عراق هستند، اما تعدادي ديگر به خصوص بدنه كارشناسي كه از زمان رژيم صدام باقي مانده‌اند با همان عينك رژيم سابق به اوضاع مي‌نگرند.
2. تبليغات رواني مخالفان ايران
امريكايي‌ها گر چه خود داراي موضع مخالف و دشمني با ايران هستند، اما تبليغات و اقدامات رواني مخالفان ايران و كشورهاي عربي در تشديد گرايش ضدايراني آنها تأثيري جدي و چشمگير داشته است. در استراتژي ملي امريكا براي عراق در سال 2006، دشمنان اصلي امريكا، القاعده و بازماند‌گان رژيم صدام شناسايي شدند. اما در استراتژي سال 2007، ايران و دوستان ايران در عراق دشمنان نخست امريكا در آنها به شمار آمدند و محور استراتژي، مقابله با نفوذ ايران قرار گرفت. در ماه‌هاي اخير نيز سران حكومت امريكا از جمله خود بوش مقابله با ايران را اولويت اصلي سياست‌هاي خود در عراق اعلام كردند و اين يعني همان نيت و هدف‌نمايي دشمنان ايران در عراق.
3. ايران
از آنجا كه مسئولان جمهوري اسلامي ايران پيش از اين و از زمان جنگ تحميلي نسبت به حزب بعث و ماهيت و سياست‌هاي ضدايراني آن آشنايي كامل داشته، و پس از سقوط رژيم نيز، همچنان آنها را در لباس و نام‌هاي جديد به خوبي مي‌شناسند، اقدامات آنان تأثيري بر ادراك و اراده مسئولان ايران براي گسترش روابط با عراق نداشته است.
4. كشورهاي عربي
همان‌گونه كه بيان شد حكومت‌هاي عربي و جريان‌هاي عراقي مخالف ايران، در موضوع ضرورت محدود ساختن نفوذ ايران در عراق و كارشكني در راه حاكميت دوستان ايران و منتخبان ملت عراق، هم‌‌سو هستند، بنابراين در راه رسيدن به اهداف خود، همزمان نقش محرك يكديگر را دارند و هر طرف از جانب ديگر خواستار جديت و فعاليت بيشتر است. البته كشورهاي عربي در سطح بين‌المللي به ويژه در تعامل با امريكا براي تغيير استراتژي‌هاي آن و در زمينه عرضه كمك‌هاي مالي، لجستيكي، اطلاعاتي و سياسي به جريان‌هاي عراقي مخالف ايران، امكان بازي و مانور دارند. اين كشورها تاكنون به دولت جديد عراق روي خوش نشان نداده‌اند، هنوز هيچ كشور عربي در عراق سفير ندارد. در اجلاس اخير سران عرب در دمشق به هنگام قرائت بيانيه پاياني، "عادل عبدالمهدي " (معاون رئيس جمهور) نماينده عراق، اعلام كرد كه نسبت به متن قطعنامه در خصوص عراق ملاحظاتي (تحفظ) دارد. زيرا در اين بيانيه از تلاش‌هاي دولت عراق براي آشتي ملي حمايت نشده و اقدامات تروريستي محكوم نشده است بشار اسد نيز گفت:
ملاحظات شما ثبت مي‌شود و ما در آينده به مذاكره با طرف‌هاي مختلف عراقي ادامه مي‌دهيم تا زماني كه دولت داراي سيادت در عراق مستقر شود. يعني دولت كنوني داراي استقلال و حق حاكميت نيست و مخالفان آن هم مشروعيت دارند و بايد با آنها مذاكره شود.
نتيجه‌گيري
مخالفان گسترش روابط ايران و عراق در واقع همان بازماندگان رژيم صدام و پرورش يافتگان مكتب حزب بعث هستند كه امروز با نام‌ها و پوشش‌هاي جديد و به نام احزاب، جمعيت‌ها و سازمان‌هاي گوناگون و براي بازيابي بخشي از قدرت پيشين خود و ممانعت از تحكيم پايه‌هاي حكومت منتخب ملت عراق، با به كارگيري روش‌هاي غيرقانوني و حتي اقدامات تخريبي و تروريستي به زياده‌طلبي و فزون‌خواهي پرداخته و خواهان ناديده گرفتن آراي مردم و كسب امتيازات ناحق هستند. آنها مخالفت با نفوذ ايران در عراق را هدفي براي افزايش قدرت خود و وسيله‌اي براي تضعيف موقعيت دولت منتخب مردم عراق مي‌دانند كه همگان آنها را از دوستان ايران به حساب مي‌آورند. اين جريان‌ها از اختلافات، درگيري‌ها و شكاف‌هاي قومي و مذهبي موجود در عراق بهره‌برداري كرده، وجود خود را به بخش‌هايي از مردم اين كشور تحميل كرده‌اند. آنها همچنين توانسته‌اند بيش از گذشته به امريكا نزديك شده، با اين كشور عليه ايران همسو شوند. كشورهاي عربي نيز در عرصه ديپلماسي و تبليغات ادعاهاي آنها را تأييد مي‌كنند، از اين‌رو فشار تبليغاتي و رواني وارده از سوي اين جبهة مشترك بر ايران و دوستان ايران در عراق زياد است و روند رو به افزايش دارد، در نتيجه مقاومت و پيروزي در اين نبرد، مستلزم برداشتن گام‌هايي از اين قبيل است:
1. داشتن استراتژي تبليغاتي برداشتن گام‌هاي زير است
2. تقويت و گسترش رسانه‌هاي عربي‌زبان براي رساندن پيام جمهوري اسلامي ايران به مردم عراق و كشورهاي عربي،
3. به كارگيري كارشناسان خبره و متخصص در امور عراق و اعراب براي تهيه متون و ادبيات روشنگر و عرضه آنها در چارچوب نمادهاي مختلف تبليغاتي در حدي كه توانايي رساندن و تبليغ سياست‌ها و اهداف جمهوري اسلامي ايران را براي مخاطبان خارجي داشته باشد و بتواند بي‌پايه بودن ادعاهاي دشمنان را آشكار كند.
4ـ تأسيس مراكز مطالعاتي توسط دوستان جمهوري اسلامي ايران در عراق براي تهية متون و مباني فكري و ادبي رسانه‌ها و ابزارهاي تبليغاتي، بر اساس نيازمندي‌ها و ويژگي‌هاي جامعه عراق.
منابع
1. بغدادي، ابو عمر (10/7/2007)؛ تهديد حمله به ايران؛ (پيام صوتي سايت مفكرة الاسلام، memo.cc www.islam.
2ـ ابومطر، احمد (10/1/2008)؛ هل يمكن الاطمئنان عربياً لايران؟؛ سايت الجيران www.aljeeran.net.
3ـ اخبار الخليج (روزنامه)، 11/12/2007.
4ـ الجزيره نت، 27/3/2008؛ www.aljazeera.net.
5ـ الزوراء (شبكه تلويزيوني عراقي)، 31/2/1385.
6ـ المختصر الاخبار (سايت خبري ـ تحليلي)؛ www.almokhasar.com.
7ـ المرصد العراقي (سايت خبري ـ تحليلي)، 26/1/1376؛ www.almarsadiraq.com.
8ـ جبهه جهاد و الاصلاح (مجموعه‌اي از گروه‌هاي مسلح عراقي)؛ www.risront.info,www.refovm and jlhad fvont.ovg.
9ـ الضاري، حارث (11/12/86)؛ وكاله اليقين الانباء؛ www.yaqen.net.
10ـ خبرگزاري فرانسه (AFP) 12/10/1385 و 12/12/2007.
11ـ دنپنگ.دي.اي (1383)؛ جنگ اطلاعات و امنيت؛ (ترجمه جواد شيخ زادگان و ديگران)؛ مؤسسه فرهنگي ـ هنري پردازش هوشمند علائم، تهران.
12ـ سريا مجاهدي الفلوجه (گروه مسلح عراقي) مقاطعه البضائع الايرانيها، (بيانيه)، قدس پرس، 29/1/1385
13ـ مطلك، صالح (24/4/1385)؛ ايران اقوي من امريكا و قواتها في العراق؛ سايت الجيران.
14ـ العبيدي، صلاح (12/2/1387)؛ السومريه؛ www.alsumaria.tv.
15ـ نصر، صلاح (1381)؛ جنگ رواني؛ (ترجمه محمود حقيقت كاشاني)؛ سروش، چاپ دوم.
16ـ الجصاني، ضياء؛ تداعيات الايديولوجيا الدينيه الايرانيه في الجنوب العراق؛ مركز الصباح للدراسات الاسترالتيجيه؛ الصباح نت www.alsabah.com.
17ـ حميد، ضيايي‌پرور (1386)؛ جنگ نرم (2)؛ ابرار معاصر تهران، چاپ دوم.
18ـ الهاشمي، طارق (11/12/2007)؛ ايران تتمع به نفوذ قوي في العراق و احرجت الامريكين بنفوذها؛ سايت الجيران.
19ـ الكبيسي، عبدالاسلام (11/4/2006)؛ لايران دورفي اغتيالات و حوارها مع الامريكا لضرب المقاومه؛ سايت صوت العراق، www.sotalivaq.com.
20ـ براك، فاضل (1984)؛ مدارس اليهوديه و الايرانيه في العراق؛ بغداد: دارالرشيد.
21ـ عبد، كريم (2/3/2008)؛ لااهلا و لاسهلا با حمدي نجاد في بغداد؛ سايت حوار مت
منبع: فصلنامه عمليات رواني شماره 19 به نقل از Scientific - Research Quarterly on Psychological Operations
 
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 101992  
۱۳۸۹-۰۹-۰۵ ۲۲:۵۷:۳۳
     
با عرض سلام وادب
با تشکر از سایت وزین شماو همچنین از آقای نیک منش از مقاله خوب و علمی شان
هر چند بنده بعد از قریب به یکسال بعد از انتشار مقاله موفق به رویت و مطالعه آن شدم و در این مدت اتقاقات و تغییرات زیادی در عراق روی داده ولی ارزش علمی مقاله شما و اطلاعات آن برایم بسیار ذی قیمت بود
خواهشمندم در صورت داشتن مقالاتی از این دست در حوزه عراق به ایمیلم بفرستید
با تشکر علی راثی
ارشد جغرافیای سیاسی