امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
ما هم ممكن است شمر شويم
وبلاگ "محراب انديشه "
چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۴
 
انسان گاه راه خطا را تشخيص مي‌دهد. اما گريزي از آن پيدا نمي‌كند. چون پاي نفس در ميان است. باور كنيم ما هم ممكن است روزي شمر شويم.
محمد مهدي تهراني نويسنده وبلاگ "محراب انديشه "، مطلبي را با عنوان "ما هم ممكن است شمر شويم " در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.

بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است:

همه چيز آن‌گاه شروع مي‌شود كه تو خود را بي‌نيازببيني. فراتر از آنچه هستي و فارغ از او كه به استمدادش گام برمي‌داري. ان الانسان ليطغي ان رآه استغني. وقتي او را فراموش كردي و در مناسبات زندگي فقط به خود انديشيدي كم كم خواسته يا ناخواسته راه به طغيان خواهي برد.
در حرف خيلي چيزها راحت است. خيلي راحت مي‌توان شمر را محكوم كرد. يزيد را لعن كرد. بني‌صدر را خائن ناميد. برخي را فريب خورده و سران فتنه نام نهاد. برخي ديگر را استوانه ليبرالي نظام كه همه زندگي شان سياست شده است و... اما در عمل... .
وقتي خود در شرايط آزمون قرار گرفتي آن گاه است كه عيار ادعاهايت مشخص مي‌شود. نه شمر از آسمان به يكباره پايين آمده بود. نه سران فتنه و رييس مجمع به يكباره پا به عرصه وجود گذاشته اند. وقتي سوابق برخي انقلابيون كه امروز در صف مقابل نظام ايستاده اند را مرور مي كنيم مي بينيم كه لااقل از ما خيلي انقلابي تر بودند. اما چرا انقلابي نماندند؟ آن همه شور و ادعا چه شد؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
انسان گاه راه خطا را تشخيص هم مي‌دهد. اما گريزي از آن پيدا نمي كند. چون پاي نفس در ميان است. باور كنيم ما هم ممكن است روزي شمر شويم. بايد خود را بسازيم. بايد بتوانيم در مراحل حساس پا بر روي نفسمان بگذاريم. بايد اين قابليت را داشته باشيم كه بتوانيم از خودمان عبور كنيم.
وقتي همه چيز را از زاويه اي ديگر و فراتر مي نگري؛ از كمي بالاتر؛ انگار رنگ ها كاملا عوض مي‌شود. نگاهت باز مي‌شود. روزمره نمي‌بيني.
شهادت طلبي و عشق شهادت به ادعا و حرف نيست. اين روزها آرزوي شهادت هزينه اي ندارد؛ كم خرج است؛ همه آرزوي شهادت مي‌كنند. اما خيلي ها توان اينكه پا بر روي نفسشان بگذارند ندارند. همين نفس كم كم جنس ظهورش تغيير مي‌كند و تا آنجا پيش مي رود كه آدمي را زمين‌گير مي‌كند. آدم‌ها به همان ميزاني ارزش دارند كه مي توانند از خودشان عبور كنند.
ظرف‌هاي ما كوچك است. آن گاه وسعت مي يابد كه ظرف را نبينيم. خود را نبينيم. ما وجود نداريم. هر چه هست اوست. وقتي خود را هم در آينه او ديديم و رضاي او مناسبات زندگي هم عوض خواهد شد. همه در حال تسبيح اويند. يسبح لله ما في السماوات و الارض. ما و اويي نيست! همه چيز اوست. همه چيز جلوه اوست. همه چيز حامد اوست.
اينجا ميدان خودسازي است. فرصتي است براي عروج. كسي مصداق فولاد است كه ضربه پتك هاي روزگار را تحمل كند و از فراز و نشيب‌ها نگريزد. مردان بزرگ غايت نگرند. اهدافشان بلند است. در بازي هاي كودكانه آدميان غرق نمي شوند. رضاي مخلوق را مي‌نگرند. خود را نمي‌بينند. ان الله قد شاء ان يراك قتيلا.
اگر رضاي او به شهادت بود همان شيرين است. ان الله قد شاء ان يراهن سبايا.
اگر رضاي او به اسارت بود همان حلاوت دارد و اگر رضاي او به صبر و رنج بود همان پسنديده است.
مشكل آنجا آغاز مي‌شود كه خود را ببينيم و او را نبينيم. خواست خود را ببينيم و خواست او را نبينيم. خود را ببينيم مستغني و بي نياز از رب. اگر او شديم؛ راه به بيراهه نخواهيم سپرد. آن گاه است كه كم‌كم در مسير خداگونه شدن گام خواهيم برداشت. عبدي اطعني حتي اجعلك مثلي. فاني اقول كن فيكون.
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 99769