امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
حیات مجسم
یوسفعلی میرشکاک
شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۲
 
نمي از درياي فضايل علي (عليه‌السلام)

ساعت‎هاست که دست روی دست گذاشته‎ام و نمی‎دانم چه بنویسم، در آغاز به‎نظر می‎آمد نوشتن درباره شهسوار آفرینش، ساده‎ترین کاری است که از من برمی‎آید و حال می‎بینم دشوارترین کاری است که تاکنون عهده‎دار انجام آن شده‎ام. عشقی که در خود نسبت به آن جان جهان سراغ دارم، این گمان را در من به‎وجود آورده بود که: «می‎توانی بنشینی و بنویسی به همین سادگی» و اکنون می‎بینم که نوشتن در باب آن آشکار صنعت پنهان، به هیچ‎وجه از عهده عقل عاشق و عشق عاقل برنمی‎آید.

در خانه خدا به دنیا آمدن نخستین شگرف‎کاری او بود. معجزه‎ای که تا پایان جهان از آن یاد خواهد شد و از آن پس هر لحظه از لحظات ظهور و حضور وی بر خاک به معجزه‎ای بدل شد که تا جاودان، فراموشی نخواهد دید. چندان که عاشقان و دلدادگان وی نیز هر یک به معجزه‎ای بدل خواهند شد یاد کرد مهر و نام و نشان او را، روزگاری گمان می‎بردم یاد کردن از فضائل وی برای بی‎خبران هنر است و امروز می‎بینم که در این وادی خامشی پیشه‎کردن بهتر است از سخن گفتن، زیرا آن‎که از مهر شهسوار آفرینش بهره‎مند است، نیازی به شنیدن فضائل وی ندارد، زیرا احساس می‎کند که زنده بودنش در این روزگار به برکت معشوق ایزدیان و آسمانیان است و علاوه‎بر این، هر روز در وجود خود و پیرامون خود شاهد معجزه‎ای خواهد بود که می‎داند به فر شهسوار آفرینش پیش آمده است. و مگر نه این‎که سراسر ادب و فرهنگ ما قائم به عشق او و خاندان آسمانی اوست.
او همان است که پیامبر اسلام صلوات‎الله‎و‎آله‎و‎سلم فرمود: «مهر به او اسلام است و دشمنی با او کفر»، همان‎که هم به گفت وی درنزد عرب «علی» نام دارد. همان‎که پیامبر به وی گفت: هرکه در زمان حیات من تو را دوست بدارد، به بهشت خواهد رفت و هرکه پس از درگذشت من و در زمان حیات تو، دوستت بدارد، خداوند فرجام او را امن و امان قرار خواهد داد؛ و هر آن‎که پس از درگذشت تو، دوستت بدارد، به امن و امان خداوندی خواهد رسید و در روز رستاخیز ایمن خواهد بود. و هر آن‎که بمیرد، در حالی‎که بغض تو را در دل دارد، به مرگ جاهلیت مرده است.»

از ابن عباس پرسیدند: برای چه پیامبر علی را اباتراب نامید؟
گفت: برای این‎که علی صاحب زمین است و حجت خداست بر اهل زمین و بقای زمین به اوست و قرار زمین به اوست. همانا از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: آن‎گاه که روز رستاخیز فرا برسد و کافر ببیند که خداوند تبارک و تعالی برای شیعیان علی چه آماده کرده است از ثواب و قرب و بزرگواری؛ خواهد گفت که ای‎کاش خاک بودم (یا لیتنی کنت ترابا). بسنده است از این کاروان غباری بر من و تو بنشیند تا در زمره رستگاران باشیم، زیرا پیامبر اسلام (صلوات‎الله‎علیه) به مولای ما ارواحنا له الفداء فرمود: «ای علی! همانا خداوند آمرزیده است تو را و خانواده تو را و پیروان تو را و دوستدار پیروان تو را و دوستدار دوستدار پیروان تو را.» و چرا چنین نباشد، که خداوند سبحانه و تعالی ستاینده علی علیه الصلوات و السلام در کتاب خویش است. «همانا دوست شما خدا و پیامبر اوست و کسانی‎که نماز را به پا می‎دارند و زکات می‎دهند در حال رکوع». چرا چنین نباشد و خداوند در آیه تطهیر، او و خانواده‎اش را همراه با رسول یاد می‎کند «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا»و چرا چنین نباشد. مگر نه این‎ خانواده مصادیق آیه «هل اتی» هستند و نور خنده آنان بهشت را روشنی می‎بخشد.

علی (علیه‎السلام) نفس بنی (صلوات‎ الله علیه) است و این حقیقت را آیه مباهله گواهی می‎دهد. حقیقتی که با آفتاب سخن گفت و چنان‎ که منکران او شنیدند، آفتاب او را به سلامی شگرف پاسخ داد. صاحب سوره برائت که پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) او را مصداق آیه ۵۷ سوره زخرف معرفی کرد و فرمود: «در این امت همانندی است عیسی بن مریم (سلام‎الله‎علیها) را، گروهی او را دوست داشتند و در این دوستی غلو کردند و هلاک شدند و گروهی دیگر او را دشمن داشتند و در این دشمنی به هلاکت افتادند و آنان که در دوستی او متعادل بودند رستگار شدند.» در خبر است که پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) در میان اصحاب نشسته بود، به علی (علیه‎السلام) نگریست و فرمود: در تو شباهتی هست به عیسی بن مریم (سلام‎الله‎علیها) و اگر بیم آن نمی‎رفت که گروه‎هایی از امت من، همان را در مورد تو بگویند که نصارا درباره عیسی بن مریم گفتند، سخنی در شأن تو می‎گفتم که بر هیچ گروهی از مردم نگذری مگر این‎که خاک زیر پایت را به قصد تبرک و شفا جستن بردارند. برخی از تیره‎دلان اصحاب که در اخبار به منافقان شهره‎اند، برآشفتند و در خلوت به یکدیگر گفتند: محمد (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) خشنود نمی‎شود مگر این‎که پسرعموی خود را نمونه پسر مریم (علیهما‎السلام)قلمداد کند. آن‎گاه خداوند آیات ۵۷ الی ۶۰ سوره زخرف را در این باب بر پیامبر گرامی اسلام نازل فرمود.

«السابقون» در کتاب خداوند تبارک و تعالی علی (علیه‎السلام) و خاندان و شیعیان اویند. «سابق» اوست و «وارث» اوست و... امام ششم (اروحنا له الفداء) می‎فرماید مراد از ایمان در کتاب خداوند سبحان، علی است (علیه‎السلام) «حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و...» «الذین آمنوا و عملوا الصالحات» علی (علیه‎السلام) و اصحاب اویند و کتاب و آیات کتاب نیز علی و فرزندانش (علیه‎السلام) «کتاب انزلناه الیک مبارکا لیدبروا آیاته» آری، ایمان ولایت اوست و سلم نیز، آ‎ن‎جا که خداوند تبارک و تعالی می‎فرماید: «ادخلوا فی السلم کافه». گمراه آن‎که بدون رجوع به اهل‎بیت عصمت و طهارت؛ بخواهد از قرآن سر در آورد. از امام باقر (علیه الصلوات والسلام) در تفسیر «إن الذین عند الله الاسلام» آمده است که دین ولایت امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) است. از جعفر بن محمد الصادق (علیه‎السلام) نقل است که می‎فرمود: به خدا سوگند صراط و میزان علی (علیه‎السلام) است. و هم از آن حضرت (علیه‎السلام) نقل است که سبیل‎الله علی (علیه‎السلام) است و نیز آن جناب می‎فرمود در این گفتار خداوندی: «و شاهد و مشهود» شاهد پیامبر است و مشهود امیرالمؤمنین (علیه‎السلام). و آن جان جان خود نیز همین می‎فرموده است. در باب فضایل آن حضرت سخن را مختصر گرفتن کوته‎نظری است. ولی چه باید کرد؟ یاد کرد پروردگار اوست و هدی اوست و نور اوست و تُقی اوست و... به‎راستی «کرائم قرآن» در باب آن جان مجسم نازل شده است. اما از این گستره بی‎پایان ما را چه نصیبی است یا به‎عبارت دیگر در این روزگار که نیست‎انگاری از شش جهت هجوم می‎آورد، کدام نیرو می‎تواند ما را از ورطه بیرون کشیده و به‎سوی تعالی رهمنون باشد؟ من بر آنم که به جد گرفتن کلام ائمه (علیهم‎السلام) در باب حضرت مولی الموالی ارواحنا له الفداء، تنها نیرویی است که می‎تواند ما را از گزند نیست‎انگاری در امان بدارد. در دایره ثقلین ماندن و هر یک از این دو را در پرتو دیگری فهم کردن، دشوار است، اما اگر ما بتوانیم به حول و قوه حضرت حق از عهده این دشواری برآییم، نیست‎انگاری به ما گزندی نخواهد رسانید.
صدق، صادق، مصدق، فضل، رحمت، نعمت و هر آن‎چه از خیر و نیکی و پاکی و هدایت در قرآن می‎بینیم، مصادیق آن پیامبر و اهل‎بیت عصمت و طهارتند و مصداق تام و تمام این معانی علی (علیه‎السلام) است. زیرا «و کل شیء احصیناه فی امام مبین» در شأن آن حضرت نازل شده «و من عنده علم الکتاب» اوست و «نباء عظیم» و «آیه الکبری» و... پیامبر گرامی اسلام می‎فرمود: «حق علی علی الناس حق الوالد علی ولده» بسنده است که ما والد را بشناسیم و حق‎شناس و سپاس‎گذار باشیم تا درهای رستگاری به روی‎مان باز شود و از ظلمات و شدائد آخر زمان نجات پیدا کنیم. زیرا «والد» ما «حبل‎الله» و «عروه‎الوثقی» است و قرآن گواه عظمت او و عظمت «ولایت» اوست. ولایتی که در الست آن را پذیرفته‎ایم و در رستاخیز از آن پرسیده می‎شویم (وقفوهم إنهم مسئولون) خوشا فرزندانی که پدر آنان قسیم جنت و نار باشد. پدری که مهر و دوستی او عهد خداوند است. از ابا عبدالله الصادق (علیه‎السلام) در باب این آیه «و اوفوا بعهدی اوف بعهدکم» سؤال شد. آن حضرت فرمود: «اوفوا بولایه علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) فرضا من الله اوف لکم بالجنه». نه مهر او کرانمند است، نه قهر او نه فضائل او ولایت او ولایت خداوند است و بغض او نشانه سیطره شیطان. پیامبر گرامی خدا (صلواه‎الله علیه) به آن حضرت (علیه‎السلام) می‎گفت: به من ایمان نیاورده است آن‎که به تو کافر باشد و به نبوت من اقرار ندارد آن‎که ولایت تو را منکر است و به خداوند ایمان نیاورده است آن‎که ایمان به تو نداشته باشد. امام ششم (علیه الصلوت و السلام) در باب «إن الله لا یغفر ان یشرک به» می‎فرماید: «إن الله لا یغفر أن یشرک بولایه علی بن ابی طالب و طاعته» و این سخن پایان ندارد، زیرا هم به گفته ختم المرسلین (صلواه الله علیه): اگر دریاها مرکب شوند و درختان قلم و پریان شمارنده و آدمیان نویسنده، از عهده برشمردن فضایل علی بن ابیطالب (علیه‎السلام) بر نخواهند آمد. امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) پس از شهادت پدر بزرگوارش خطاب به مردم فرمود: «دوش مردی از میان شما رفت که نه پیشینیان به جایگاه او رسیده بودند و نه آیندگان خواهند توانست به جایگاه او برسند». در منظر من ایام شهادت هر یک از معصومین (علیهم‎السلام)، هنگام رستاخیز آن‎هاست. زیرا خود فرموده‎اند: «ما اگر کشته بشویم، کشته نخواهیم شد و اگر بمیریم نمرده‎ایم. ما همیشه بوده‎ایم، همیشه هستیم، همیشه خواهیم بود.» خداوندا ما را به معرفت مظاهر اسماء و صفات خود به‎ویژه «اسماء الحسنی» نایل گردان و با مهر آن از ورطه نیست‎انگاری بر آر... آمین
منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 182227