امروز  سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
اگر تربیت،صحیح نباشد
وبلاگ "فتوتا"
يکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۳۵
فاطمه دلاوری پاریزی نویسنده وبلاگ "فتوتا" با درج مطلبی با عنوان "بازنویسی سه روایت از «حسین، عقل سرخ»" نوشت:

بدون شرح:

می گفت: «یا حسین! شما فرزند پیامبری، وی را بین دنیا و آخرت مخیر کردند و او آخرت را برگزید، ول کن دنیا را، تو فرزند آن خانواده هستی، دین امر قدسی است، چه کار دارد به دنیا و سیاست و حکومت؟»

حسین علیه السلام گفت: اف لهذاالکلام ابدا، وای بر این منطق برای همیشه

***

شبث را می شناسی؟! همان که قبل از اسلام از پولدارهای کوفه بود، همان که موذن یکی از پیامبران دروغین بود و بعد دست وی که رو شد به مسلمین پیوست، همان که با امیرالمومنین بیعت کرد و در دوران ایشان مسئولیت یافت، هم او که در جنگ خوارج علیه علی (علیه السلام) جنگید، هم او که بعد از شهادت امام پشیمان شد و با امام حسن(علیه السلام) بیعت کرد و در حکومت مشارکت کرد، هم او که مدتی بعد از افسران ارشد معاویه شد، هم او که به حسین (علیه السلام) نامه نوشت: آقا بیا به کوفه و رهبر ما باش تا قیام کنیم، بعد هم از ترس درگیری با امام حسین به گوشه ی باغی می خزد و ابن زیاد او را می یابد و فرمانده ارشد سپاهش می کند. هم او که پس از شهادت امام حسین با شمر(سردار سابق امام علی(ع) ) به خاطر غارت حرم پیغمبر درگیری لفظی پیدا می کند و بعد به یمن خوابیدن فتنه حسین(ع) و حفظ حکومت یزید چند مسجد بنا می کند. هم او که در قیام مختار جز منتقمین حسین (ع) می شود، و بعد افسر پلیس قاتلین مختار در کوفه می شود.

حضرت زینب خوب این ها را می شناخت و خطاب به این ها فرمود:«شما مردم به پیرزنی می مانید که عمری چیزی را رشته است و بعد همه آن را دوباره به دست خود پنبه می کند، زحمات را کشیدید و لطمات را خوردید و بعد همه را به باد دادید و رشته ها را باز کردید»

***

شنیده ای ماجرای فاطمه دختر نوجوان حسین ابن علی و مردان کوفی را: «پس از شهادت مردان و حمله ی جلادان چند تن به دنبال من دویدند، من ترسیدم و فرار کردم، به دنبالم دویدند و زمین خوردم. یکی از آنان بالای سرم آمد و شروع کرد به باز کردن خلخال از پای من و در همان حال گریه می کرد. پرسیدم: چرا گریه می کنی؟ گفت: آخر شما دختران پیغمبرید، گفتم: پس چرا با ما این گونه رفتار می کنی؟ گفت: آخر اگر من خلخال را از پایت در نیاورم دیگری در می آورد. کاری است که می شود. چرا من نکنم؟»
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 74701