امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
چرا دانشگاه اسلامي؟!
دكتر علي آراسته
شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۲۵
 
اسلامي شدن دانشگاه براي جامعه اسلامي يك ضرورت است و بدون آن، روند حركت جامعه در مسير اهداف متعالي انساني و اسلامي با چالش هاي اساسي مواجه خواهد شد؛ دانشگاه كاركردهاي مختلفي در جامعه دارد كه اسلامي شدن بايد در كالبد اين كاركردها دميده شود.

دکتر علی آراسته عضو هيئت علمي دانشگاه بين المللي امام خميني(ره)، در یادداشتی که کیهان آن را منتشر کرده است، پیرامون بایسته های اسلامی شدن دانشگاه ها می نویسید:

اسلامي شدن دانشگاه براي جامعه اسلامي يك ضرورت است و بدون آن، روند حركت جامعه در مسير اهداف متعالي انساني و اسلامي با چالش هاي اساسي مواجه خواهد شد؛اگر اسلامي شدن دانشگاه يك ضرورت است، پرداختن به مباني فكري آن نيز يك ضرورت است؛ چرا كه از يك سو بدون تحكيم مباني فكري اين تحول، ممكن است ترديدهايي در ضرورت اسلامي شدن دانشگاه پيش بيايد و در نهايت فرآيند اسلامي سازي دانشگاه را با چالش مواجه سازد و از سوي ديگر كيفيت اسلامي سازي دانشگاه بسته به مباني فكري آن پذيراي راه بردهاي گوناگوني است كه بدون تبيين مباني فكري، انتخاب راه برد صحيح ممكن نيست. 

براي تبيين مفهوم اسلامي شدن دانشگاه لازم است انواع كاركردهاي دانشگاه و معناي اسلامي بودن نهادهاي اجتماعي مورد تأمل قرار گيرد:
 
۱. كاركردهاي دانشگاه
دانشگاه كاركردهاي مختلفي در جامعه دارد كه برخي از آن ها عبارتند از:
۱. توليد علم؛
۲. معرفي كاربردهاي علم؛
۳. طراحي مسير حركت جامعه به سوي پيشرفت همه جانبه و موزون؛
۴. پرورش نيروهاي متخصص براي انجام وظايف مختلف اجتماعي (مديران، صنعت گران، هنرمندان، پزشكان، اقتصاددانان، و...)
۵. تعامل با مجامع دانشگاهي و فرهنگي ساير كشورها به منظور پيش برد اهداف ملي و فراملي كشور؛
۶. پيشاهنگي در حركات آگاهانه سياسي اجتماعي كشور؛
 
۲. كاركرد دانشگاه در جامعه اسلامي
مثبت بودن كاركرد دانشگاه در جامعه توحيدي اسلامي وابسته به تأثير مثبت آن در تحقق اهداف دين توحيدي اسلام است و بالاترين هدفي كه اسلام براي انسان مسلمان به تصوير مي كشد رسيدن به قرب الاهي است كه در پرتو معرفت يقيني و عبوديت حاصل مي شود[۱]، بنابراين دانشگاهي موفق است كه جامعه انساني را به خوبي در مسير توحيد قرار داده و او را به سوي قرب الاهي هدايت كند. زماني كه درباره هدايت انسان به سوي مقصد و هدف صحيح صحبت مي كنيم به اين مطلب توجه داريم كه هدايت انسان با هدايت يك وسيله (مانند كشتي يا موشك) متفاوت است چرا كه انسان با اختيار خود حركت مي كند در حالي كه اشياء و وسايل بدون اختيار و كاملا تحت كنترل هدايت كننده، حركت مي كنند؛ بنابراين براي اين كه تصور روشني از هدايت انسان داشته باشيم لازم است ماهيت حركت اختياري انسان و عوامل تأثيرگذار بر آن را مورد تحليل و بررسي قرار دهيم. 

در اينجا تبيين و تحليلي روان شناختي از حركت اختياري انسان به سوي اهداف ارايه مي شود و عوامل مؤثر در حركت اختياري انسان مورد بررسي قرار مي گيرند؛ در ضمن با اين بحث، معيار ارزشمند بودن يا بي ارزش بودن اعمال اختياري انسان نيز روشن مي شود.
۳. عوامل مؤثر بر حركت اختياري انسان
عواملي كه در اعمال اختياري انسان ها نقش بسيار مهمي دارند عبارتند از:
۱. شاكله فكري يا به تعبير روان شناسان، الگوهاي فكري تثبيت شده در شخصيت افراد؛
۲. دل بستگي هاي افراد كه به طور اجتناب ناپذيري در اعمال افراد نقش و حضور دارد؛
۳. اختيار و اراده افراد؛
۴. قدرت تفكر و خلاقيت فكري كه مي تواند منشأ عملكردي متفاوت با رفتار معمول فرد باشد و دريچه هاي جديدي از انديشه و عمل را به سوي فرد بگشايد؛
۵. شرايط محيطي كه مي تواند هيجانات خاصي را ايجاد كند و منتهي به عملكرد لحظه اي خاصي توسط فرد شود.[۲]
آن چه كه موجب خوب يا بد بودن عملكرد فرد (يا اجتماع) مي شود اين است كه آيا عملكرد نام برده شده در راستاي نيل به اهداف و خواسته هاي متعالي او قرار دارد يا خير، كه در فرض اول عملكرد، خوب و در فرض دوم عملكرد، بد ارزيابي مي شود.
جامعه به عنوان بستر حركت انسان مي تواند نقش مثبت يا منفي در سير معنوي او داشته باشد؛ هر ميزان كه شرايط براي سير الي الله مساعدتر باشد حركت به سوي خدا آسان تر است و هر ميزان كه اين فضا نامساعدتر باشد، توفيق افراد در تقرب به خدا كم تر مي شود. 

البته اين در مورد كليت جامعه است، ولي در مورد تك تك افراد ممكن است خلاف اين كليت روي دهد؛ چنان كه در محيط بسيار نامناسب، اولياي الاهي به خوبي به سير الي الله ادامه مي دهند و به اهداف متعالي نايل مي شوند ولي بيش تر افراد جامعه در سير الي الله با ناكامي هاي بي شماري مواجه مي گردند. از سوي ديگر در جامعه آرماني نيز افراد مجبور نيستند مسير تقرب الاهي را بدون اختيار طي كنند و ممكن است افرادي با سوءاختيار خود، در جهت عكس تقرب الاهي گام بردارند. با توجه به موارد نام برده شده، دانشگاهي، توحيدي و اسلامي است كه با فراهم كردن بستر مناسب، فرد و جامعه را در مسير تقرب الاهي قرار دهد.
 
۴-تاثير دانشگاه اسلامي بر حركت اختياري فرد و اجتماع
تاثير دانشگاه اسلامي بر سير و حركت توحيدي اجتماع از جمله عوامل مختلف موثر بر انتخاب انسان هاست كه به شرح زير مي باشد:
۱-دانشگاه توحيدي اسلامي با ارايه الگوهاي فكري توحيدي (توحيد ذاتي، صفاتي و افعالي) و الگوهاي عملي توحيدي (توحيد در عبادت، حاكميت، اطاعت، تقنين و تشريع) و نيز پاسخ گويي به شبهات، قالب هاي فكري كارآمدي را در جان انسان ها نهادينه مي كند و با توجه به آزادانه بودن انتخاب دين حق، تاكيد آشكاري بر شناخت حق و پيروي آزادانه از آن دارد و آيه «فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هديهم الله و اولئك هم الوالالباب» (زمر/ ۱۷ و ۱۸) (بندگانم را كه سخن را مي شنوند و برترين آن را برمي گزينند بشارت ده كه آن ها هدايت يافتگان الاهي اند و همانان خردمندانند) را سرلوحه اين وظيفه خود قرار مي دهد.
۲-دانشگاه توحيدي با ارايه جذابيت هاي دين و زندگي ديني با ايجاد نگرش مثبت و علاقه مندي افراد جامعه نسبت به دين، ضمن ارضاي گرايش انسان به زيبايي، مسير زندگي دين مدارانه را جذاب تر و سهل تر مي كند.
۳-دانشگاه توحيدي با تبيين نقش بي بديل تصميم گيري هاي انسان در رقم زدن سرنوشت خود و تاكيد بر لزوم استفاده صحيح و دقيق از اختيار و اراده انساني، جايگاه جوهره انسانيت (عزم)[۳] را هماره در پيش چشم آنان كه خواهان زندگي انساني اند درخشان نگاه مي دارد.
۴-دانشگاه توحيدي با طراحي ساختارهاي مناسب اجتماعي و نظام مديريت اجتماعي متناسب، زمينه رشد فردي و اجتماعي افراد اجتماع را فراهم مي سازد تا از يك سو انتخاب مسير صحيح انساني و ديني پرجاذبه باشد و از سوي ديگر حركت در مسير ناصحيح (و خلاف مصالح فردي و اجتماعي) پرهزينه باشد.
 
۵-ترتيب اهميت عوامل موثر بر حركت اختياري انسان
موارد نام برده شده داراي اهميت و اولويت متفاوت اند كه اولويت آن ها به ترتيب زير است:
۱-تبيين جايگاه تصميم گيري در ساخت سرنوشت انسان
۲-ارايه الگوهاي فكري توحيدي
۳-ارايه جذابيت هاي دين و زندگي ديني
۴-ايجاد شرايط مناسب اجتماعي و فردي
در سير موارد بالا مشاهده مي شود كه عوامل تاثيرگذار از عناصر محض دروني (اختيار و تصميم گيري) به عوامل محض بيروني (شرايط اجتماعي) تبديل مي شود و چون موارد صدر ليست در اختيار انسان است، اگر به كمك نظام تعليم و تربيت صحيح جايگاه واقعي خود را پيدا كنند، مي توانند به تنهايي بار عوامل انتهاي ليست را به دوش بكشند به اين معنا كه اگر انساني به اهميت و جايگاه اراده و تصميم گيري خود و نقش آن در حركت صعودي به سوي قرب الاهي واقف شود حتي اگر شرايط اجتماعي مناسب نباشد آن را اصلاح مي كند و علي رغم آن به مسير رو به رشد خود ادامه مي دهد؛ و نيز اگر جذابيت هاي دين براي او چندان آشكار نباشد در اقدامي فعالانه به شناخت اين جذابيت ها مي پردازد؛ در حالي كه اگر عوامل بيروني فعليت يافته باشند مثل اين كه شرايط اجتماعي مناسب باشد و جذابيت هاي دين تعليم داده شده باشد اما اختيار و تفكر جايگاه خود را نيافته باشند ممكن است با غفلت فرد از اهميت انتخاب هاي آگاهانه و حركت به سوي قرب الاهي و نيز به دليل فقدان الگوي فكري توحيدي، در هر مرحله اي از راه، گرفتار شياطين انسي و جني شود و از طي مسير باز ماند.
 
۶-علم ديني (اسلامي) [۴]
در توليد علم، اسلامي بودن علم به اين معناست كه علم توليد شده در خدمت اهداف متعالي انسان قرار گيرد كه همان تقرب به خداوند است و لازم نيست آن علم صرفا علمي ديني نظير الاهيات باشد تا آن را اسلامي بدانيم بلكه هر علمي كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم مسير تقرب الي الله را هموار كند، علم اسلامي است كه ابعاد مختلف آن بسته به شرايط عصري و مصري متفاوت است اما معيارهاي ثابتي جهت گيري اين علوم را معين مي كند كه مي توان به موارد زير به عنوان نمونه، اشاره كرد:
۱-تقويت عقلانيت و معرفت به خدا، انبيا و اولياي الاهي؛
۲-معرفت به احكام الاهي؛
۳-حفظ عزت فرد و اجتماع؛
۴-تقويت روح همبستگي و هم ياري ميان مومنان؛
۵-آمادگي براي دفاع موثر از جامعه اسلامي
در ساير موارد (پنج مورد ديگر از موارد شش گانه) نيز كاركردهاي دانشگاه بايد در خدمت اهداف متعالي انساني كه در راس همه آن ها تقرب به خداوند است، قرار گيرند كه بسط آن تحت اشراف سياست گذاران علم، تكنولوژي و فيلسوفان تعليم و تربيت و ساير متخصصان فرهنگي و اجتماعي قابل تحقق است. 

۷- ضرورت انسجام و نظام مندي در اسلامي شدن دانشگاه ها
اما در اينجا پرسشي قابل طرح است و آن اين كه نسبت مأموريت هاي مختلفي كه براي اسلامي شدن دانشگاه ها بايد انجام شود با يك ديگر چيست؟ به تعبير ديگر كدام يك اولويت بيش تري دارد و كدام يك اولويت كم تري؟ كدام يك با مورد ديگر تلازم دارد و كدام يك ندارد؟ بهترين زمان پرداختن به هر يك چه زماني است؟ و مواردي از اين دست، كه ناظر به ضرورت انسجام و يك پارچگي مجموعه كارهاي مرتبط با اسلامي شدن دانشگاه است. 

۸- تفكر سيستمي
براي پاسخ به پرسش هاي طرح شده، لازم است مفهوم «تفكر سيستمي» تبيين شود: در يك سازمان بخش هاي مختلف به صورت هاي گوناگون ممكن است به انجام وظايف خود بپردازند كه قابل تفكيك در دو قالب كلي است:
۱- انجام وظايف به صورت مجزا و بي ارتباط با ديگر بخش ها بدين معنا كه هر بخش فقط اهداف خاص خود را دنبال كند.
۲- انجام وظايف در چارچوب يك كل يك پارچه و منسجم كه هر بخشي با توجه به بخش هاي ديگر به انجام وظايف خود بپردازد و همگي ناظر به يك هدف نهايي كه هدف كل مجموعه است، باشند؛ به گونه اي كه ممكن است گاهي يك بخش به نفع كل مجموعه و هدف كل، از منافع بخش خود صرف نظر نمايد.

قابل ذكر است اسلامي شدن دانشگاه يك كل يك پارچه يا به اصطلاح يك سيستم است كه داراي يك هدف نهايي، اهداف مياني و نيز ساختارهاي متناسب جهت تحقق بهينه اهداف نام برده شده اند، به اين معنا كه با در نظر گرفتن هدف نهايي (تقرب الي الله) و اهداف مياني طرح شده در اين نوشتار (نظير اصلاح الگوهاي فكري و...) اقدام به تعريف ساختارهاي متناسب با اين اهداف مي شود و وظايف هر بخش از يك سو ناظر به تأمين هدف نهايي و از سوي ديگر ناظر به همكاري بهينه با ساير بخش ها تعريف مي شود به گونه اي كه كل سيستم به بهترين وجه ممكن و با راه برد (استراتژي) مناسب كه تهديدها و فرصت ها را درنظر دارد تحقق اهداف را دنبال مي كند؛ اين راه برد نيازمند تخصص مديريت استراتژيك به منظور اجراي بهينه وظايف و نيز تخصص هاي مختلف در راستاي غني سازي محتواي سيستم است.
 
در تفكر سيستمي جايي براي خودخواهي نيست چراكه هر عضو در خدمت هدف نهايي سيستم است؛ در تفكر سيستمي هر عضو به جاي اين كه به دنبال منفعت شخصي باشد به دنبال سود اجتماعي است و شخص منافع خود را در پرتو منافع اجتماع دنبال مي كند. 

حاصل مطالب اخير در حوزه اسلامي شدن دانشگاه اين است كه تمامي دستگاه هاي مرتبط بايد ضمن انجام صحيح وظايف خود، نگاه برون بخشي نيز داشته باشند و اهداف خود را به همراه اهداف جمعي دنبال كنند و يكي از لوازم اين ويژگي روحيه ايثارگري است كه مبتني بر ايمان و معرفت عميق است و در صورت فقدان آن دسترسي به هدف اسلامي شدن دانشگاه اگر غيرممكن نباشد، سهل نيز نخواهد بود.
 
۹- جمع بندي
اسلامي شدن دانشگاه براي جامعه اسلامي يك ضرورت است و بدون آن، روند حركت جامعه در مسير اهداف متعالي انساني و اسلامي با چالش هاي اساسي مواجه خواهد شد؛ دانشگاه كاركردهاي مختلفي در جامعه دارد كه اسلامي شدن بايد در كالبد اين كاركردها دميده شود. 

جامعه انساني مجموعه اي از عناصر صاحب اختيار است و تأثير دانشگاه بر اين مجموعه نيز از عوامل مؤثر بر اختيار انسان هاست كه در پنج عنصر اراده، الگوهاي فكري، علايق، خلاقيت و محيط خلاصه مي شوند و دانشگاه اسلامي تمامي اين عناصر را در راستاي توحيد جهت دهي مي كند. 

حركت به سوي اسلامي شدن دانشگاه بايد به صورت منسجم و به اصطلاح سيستماتيك باشد تا مجموعه اي هدف مند در راستاي اسلامي شدن دانشگاه گام بردارند. 

از ملزومات اسلامي شدن دانشگاه، وجود انسان پرورش يافته است كه محور اسلامي شدن دانشگاه قرار گيرد و بدون حضور اين عنصر در هسته مجموعه نام برده شده روند اسلامي شدن دانشگاه محال يا بسيار دشوار است و در پايان بايد گفت:
«اسلامي شدن دانشگاه ها يك ضرورت است چراكه استفاده بهينه از عمر انسان ها در جهت اهداف متعالي يك ضرورت است.» و «اسلامي شدن دانشگاه ها امكان پذير نيست مگر اين كه انسان هاي دست پرورده مكتب اسلام، متولي آن باشند.»
 
______________________________________________
پی نوشت ها:
[۱] قرآن از يك سو هدف خلقت انسان را عبادت خداوند مي داند (و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ذاريات/۵۶) [جن و انس را نيافريدم مگر براي اين كه مرا عبادت كنند] و از سوي ديگر عبادت را راه رسيدن به يقين معرفي مي كند (واعبد ربك حتي ياتيك اليقين حجر/۹۹) [پروردگارت را عبادت كن تا به يقين برسي] كه نتيجه آن اين است كه هدف خلقت رسيدن به يقين است و از سوي ديگر متعلق اين يقين را در آيه ديگري معرفي مي كند كه عبارت است از معرفت نسبت به علم و قدرت نامحدود خداوند: (الله الذي خلق سبع سماوات و من الأرض مثلهن يتنزل الامر بينهن لتعلموا أن الله علي كل شيء قدير و ان الله قد احاط بكل شيء علما طلاق/۱۲) [خدا، آن كسي است كه آسمان هاي هفت گانه و مانند آن ها از زمين را آفريد، امر در ميان آن ها تنزل مي كند تا بدانيد كه او حقيقتاً بر هر كاري تواناست و حقيقتاً خداوند بر همه چيز داناست.] اين معرفت و يقين از سنخ معرفت هاي ذهني و حصولي نيست بلكه معرفتي قلبي و شهودي است چراكه محصول عبادت است و نه محصول تعليم و آموزش؛ محصول اين معرفت همان قرب الاهي است كه قلب سالك عابد در جوار الاهي حضور مي يابد و شاهد علم و قدرت بي نهايت اوست و البته سمع و بصر و دست چنين سالكي سمع و بصر و دست الاهي خواهد بود كه با سمع الاهي مي شنود، با چشم الاهي مي بيند و با دست الاهي تصرف مي كند و اين همان ولايت الاهي است.
[۲] منظور از محيط در اينجا تمام فضاي خارج از تفكر و دل بستگي هاي پيشين فرد است كه با اين تعريف هم شامل جسم و بدن او مي شود و هم شامل پيرامون او اعم از محيط هاي فيزيكي و اجتماعي و...
[۳] امام خميني(ره) در كتاب چهل حديث از استاد خود آيت الله شاه آبادي نقل مي كنند كه ايشان مي فرمودند «عزم جوهره انسانيت است»
[۴] در اينجا بدون اين كه وارد مباحث ماهيت علم ديني بشويم، وجه مشترك آراي مختلف در اين مورد را كه همان خادم بودن علم براي كمال حقيقي انسان است دريافت مي كنيم و آن را با عنوان قرار گرفتن علم در راستاي اهداف متعالي انسان مطرح كرديم.


Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 156711