عبرت از گذشته نگاه به آینده
مجتبی شاکری
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۲۳
نگاهی به انحراف گروههای سیاسی از خط اصیل انقلاب اسلامی
انقلاب در روند خود با آرمانها و اصول و ارزشهای خود در قالب قانون اساسی و یک ساختار سیاسی اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد، یعنی باید مجموعه احزاب و جریانها، شخصیتهای حقیقی و حقوقی خودشان را با این ارزشهای مردمی تطبیق دهند. وقتی به سیر جریان انقلاب نگاه کنید، میبینید که بهصورت جریانی بالنده، مستمر و پویا به پیش میرود و افرادی که نمیتوانند با این جریان همراهی کنند، به حاشیه رانده میشوند.
برخی نیز ممکن است که مقابل انقلاب بایستند، که این افراد از آنجا که در مقابل انقلاب و خواسته مردم ایستادهاند، حذف میشوند. این یعنی آنکه (انقلاب متوقف نخواهد شد و نظام پیش میرود و هر کس هم که در مقابلش قرار بگیرد، چون انقلاب با پشتوانه مردمی قدرتمند شده و تحقق آرمانها و اصول ارزشها امری جدی است، از صحنه کنار میرود.)
ایستادن در برابر اراده مردم، جریانات را حذف میکند
با نگاهی به تاریخ، شاهد هستیم که جریانهایی که نان همین انقلاب را خوردند، سعی در ایستادگی برابر نظام کردند. بهطور مشخص، جریانهایی مانند مارکسیستها، جریان ملیگراها، جریان لیبرال دموکراسی و همچنین جریان منافقین و جریان انجمن حجتیه و... مجبور شدند به حاشیه بروند و یا اینکه در مقابل انقلاب بایستند، مردم نیز با آنها مقابله کردند. جریانهای سیاسی مقابل اندیشههای انقلاب و حضرت امام قرارگرفتند و در یک دوره رویاروی سختی همانند ماجرای جریانهای سال ۶۰ و ۶۱ را بهوجود آوردند. انواع ترورهایی که منافقین و مارکسیستها در شهرهای مختلف بر علیه نظام داشتند و انواع مقابلهها که از طریق تهاجم فرهنگی و جنگ نرم صورت گرفت که بخشی از آن شیوههای نرم در دولت سازندگی و بخش بزرگتري از آن در در دولت دوم خرداد بود را ملاحظه کردیم.
این جریانات هر وقت احساس کردند که میتوانند با سازماندهی و با یک برنامهریزی قوه مجریه و مقننه را قبضه کنند، به شکل نرم وارد شدند تا انقلاب را به حاشیه کشانند. وقتی هم که دیدند این روند امکانپذیر نیست تلاش کردند تا در ساختار قدرت ایجاد سیاهنمایی کنند تا نظام ضعیف شکل بگیرد؛ چراکه نظام ضعیف، مردم را معترض ميکند و هم آنها را از حاکمیت انقلاب دور میکند.
در نقطه مقابل، جریان انقلاب یک جریان ناب و اصیل و خالص است که به سوي مقصد خود رو به حرکت است و این راه که توسط امام تدوین شده، توسط مقام معظم رهبری مقطع به مقطع، جهت و مسیر حرکتش معین میشود. اگر هر جریان دیگری بخواهد بیرون از این چهارچوب حرکت کند، میتوان گفت از مسیر انقلاب منحرف شده است. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در جریان اصیل انقلاب شاخهها و رگههای مختلفی مشاهده میشد. بهطوریکه حتی در همان زمان در دورن حزب جمهوری اسلامی، تقسیم بندیهایی صورتگرفت.
هر چهقدر که زمان میگذشت و ما جلوتر رفتیم، شاخصها پررنگتر شد و تقسیمات و مرزبندیها خود به خود بیشتر مشخص شد. در حال حاضر نیز به همین روش و با تاکید بر اصول گفتمان انقلاب اسلامی، میتوان اصولگرای واقعی را از غیرواقعی تشخیص داد. در فضای سیاسی کشور هر کسی از روشی میتواند استفاده کند، تا زمانیکه روحیه کلی حفظ شود. اما گاهی اختلاف از خط اصیل، در حد یک سلیقه و نگاه و برداشت نیست و در جاهایی بهسمتی پیش میرود که از حد سلیقه خارج شده و حتی اصول و ارزشها را تحت تأثیر قرار میدهد.
بهطور مثال در دولت سازندگی ما مواجه شدیم با این مسأله که پرچم عدالت پایین کشیده شد، و به نوعی شاهد ایجاد سرمایهداران اشرافی در جامعه و در دولت شدیم. در حالیکه روح انقلاب با عدالتگره خورده بود و روح سرمایهداری در تضاد با راه اصیل انقلاب اسلامی بود. ابتدا بهنظر رسید که این یک سلیقه و یک روشی است برای اینکه اقتصاد را شکوفا کند، ولی بعد معلوم شد که نگاه آنها با نگاه و گفتمان انقلاب متفاوت است.
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در خطبه ۱۶ نهجالبلاغه میفرمایند که اگر من بیایم و بر مسند حکومت قرار بگیرم، شرایطی ایجاد میکنم که در آن غربال شوید. این غربال کردن، آنهایی را که در صدر نشستند به زیر میآورد و آنهایی را که در زیر هستند بالا میبرد. این نشان میدهد که ویژگی غربالگری در انقلاب وجود دارد و تا آنجایی که کسانی که عاقلانه، پاک و تکلیف مدارانه در خدمت اصول انقلاب باشند، باقی میمانند، و اگر در این راه الهی نباشند، یا بایداز قطار انقلاب پیاده شده و ریزش کنند یا در مقابل آن بایستند و له شوند، چراکه انقلاب به فضل الهی، مسیر خود را ادامه خواهد داد. لذا بهنظر من این جریانهای فتنه نه در زمره اولین آنها قرار میگیرند و نه آخرین آنها هستند.
وحدت بر اساس گفتمان
وحدت برای این است که گفتمان انقلاب اسلامی با یک حمایت قوی، بتواند در ساختارهای نظام جای خودش را بهدرستی محکم کند و مطالبات مردم و هدفگذاریهایی که انقلاب داشته است به نتیجه برسد. اگر جریان فتنه و جریان انحرافی اصرار دارند که به گفتمان انقلاب اسلامی تن در ندهند، ما چگونه با جریانی که هم جهت، هم مقصد و هم معیار نیست، میتوانیم پیوند بخوریم؟ مگر جز این است که ناسازگاری ایجاد میشود؟
یکی زمانی هست که در بستر انقلاب ما دو جریان داریم. یکی جریان کند و جریان دیگری تند است، ولی با هم در یک جهت حرکت میکنند. در این شرایط، کسانی که شتاب بیشتر و انرژی بیشتری دارند میتوانند با همان جریان کند و کم انرژی که در یک جهت حرکت میکنند با هم ائتلاف میکنند. درست همانند شورای نیروهای انقلاب، که همه آنها انرژی واحد و یکسان نداشتند ولی بهدلیل اینکه در یک جهت حرکت میکردند، توانستند این کار را انجام دهند.
بهنظر من، با هر جریانی به شرط آنکه با کل مجموعه اصولگرایی در یک مسیر و در یک گفتمان حرکت کند میتوان وحدت کرد. ولی اگر اینها در غالب یک گفتمان نگنجند، طبیعتا نمیشود این تعبیر را داشت که ائتلافی صورت خواهدگرفت. برخی از اصولگرایان در انتخابات ریاستجمهوری نهم و دهم اشتباهات و خطاهای استراتژیکی داشتند و نتایج آن را هم دیدند. متأسفانه، رفتار بعضی آقایان در سکوت در برابر فتنه و جریانات انحرافی بهگونهای بود که به تقویت فتنه و جریان فاسد انجامید، لذا نباید این اشتباهات که در قبل بوده مجددا تکرار شود، و باید از درسهای گذشته عبرت بگیریم و با نگاهی به آینده، خودمان را از خطر افتادن در مهلکه سقوط برهانیم.
منبع: پنجره