| باختن به تیمی که فقط یک بازیکن داشت |
| استقلال خودش را نمیشناسد |
| چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۲۵ |
شروع قصه استقلال و استيلآذين، شباهتي ناتمام داشت به شروع بازي استقلال و الاهلي كه اگر در همه بازيها تكرار شود، استقلال ديگري را شاهد خواهيم بود. در جده، فرهاد مجيدي گل اول را با ضربه سر زد، يك گل زودهنگام. در آزادي نيز باز هم فرهاد مجيدي گل اول را با ضربه سر زد، يك گل زودهنگام.
به گزارش سرویس ورزشی جهان ، براي حفظ گل فرهاد در زمين الاهلي، دفاع 10نفره و جنگندهاي بر سر هر توپ در هر وجب از زمين دستور كار استقلال بود. براي حفظ گل فرهاد در بازي با استيلآذين از آن ديوارههاي كوتاه و بلند دفاعي از آن مدافعان پرتعداد كه خوب در زمين خود جمع ميشدند، خبري نشد.
تهران امروز ، استقلال وقتي خوب دفاع كرد در جده مقاومترين تيم شد. استقلال وقتي بد دفاع كرد در آزادي آنقدر گل خورد كه بعد از بازي با تهران جوان به سال 1344 و بازي پرسپوليس سال 1352، بيشترين گل را خورد: پنج گل در يك مسابقه كه البته و صدالبته نوبرانه است. فكر ميكرديم استقلال از پيروزي نمايانش در جده درس گرفته است. اين فكري غلط بود و استقلال از خودش هيچ درسي نياموخته بود.
تيمي كه در شهر جده با روي آوردن به بازي همه با هم، اول دفاع و سپس كمكم در حمله، مزه بازي تيمي را ميچشيد و قدرت خود را درميافت، چرا و با كدام منطق، استيلآذين را وارد مدار اين نوع بازي پرفشار كه طاقتسوز است، نكرد؟ زوج كريمي و مهدويكيا آنقدر قابليت انگيزشي و توان حركتي - كه آشكارا كم و ناقص بود- داشت كه استقلال فاقد استراتژي را مغلوب كند.
ضربه پاياني در زماني وارد شد كه مهدويكيا خستهتر از هميشه و علي كريمي كندتر از هر زمان، مردان نيمه اول و بازيكنان كليدي تا دقيقه 70 نبودند. در غياب اين دو، بقيه تيم جوركش كاهش وزن حركتي بزرگان استيلآذين شدند.
استقلال باید از خودش بپرسد بعد از عوض كردن نتيجه از 3 بر 1 به 4 بر3 دنبال چه چيزي ميگشت و چرا هجوم احساسي بسيار موثر خود را ادامه نداد و چرا فرصتي را فراهم كرد تا حريف خسته به موقعيتي دست پيدا كند كه خود به تنهايي توان كسبش را نداشت. در پس فكر استقلال، استيلآذين حريفي كه بايد با دفاع سنگين روبهرويش قرار گرفت، نبود. به گل اول استيلآذين نگاه كنيد، به گل پنجم مردان استيلي بنگريد. گل بادآورده حسين كعبي را دوباره مرور كنيد.
ردپاي اشتباه آقايان مدافعان در هر جا آشكار است حتي گل چهارم. بر همين مبنا به علي كريمي هم يك گل «تقديم» شده بود...تصور ميكرديم استقلال اگر «جمع شدن» 10 نفره را با « بازشدن» 10نفره تكميل كند، بهترين استقلال 40-30 سال اخير را خواهيم داشت. زهي پر توقعي از تيمي كه هنوز نفهميده در جده چه قدرتي را از خود بروز داد.
صمد مرفاوي «كه اندك اندك با رفتار مربيانه آشنا ميشود»گفته است، استيل آذين يك بازيكن داشته و بس: «... مهدويكيا!» در پاسخ به اين كشف جانانه و البته واقعبينانه آقاي صمد مرفاوي چه بايد گفت؟ حسرتي كه بر دل مربي استقلال هنوز بايد داغ باشد از كدام جنس است؟ استقلال به تيمي باخته است كه فقط يك بازيكن داشت! استقلال براي برنده شدن چه نوع حريفاني را ترجيح ميدهد بدون حتي يك بازيكن؟! تیمی كه به نظر آقا صمد 10 جاي خالي داشت، چگونه از ميدان استقلال جان به سلامت برد؟ مرفاوي با اين حرف در واقع شلاق انتقاد را بر گرده ياران خود سوار ميكند. شلاقي كه قرص و محكم بر دوش مرداني كه پنج گل خوردند و به تيم يك بازيكنه باختهاند!