| راهبردهای لایهای |
| مجتبی شاکری |
| شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۰ |
درباره شرکت جریان فتنه و اصلاحطلبان در انتخابات مجلس نهم
تجربه چراغ راه آینده است، به خصوص در پدیدههای اجتماعی و سیاسی. مردم و نظام در فتنه ٨٨ تجربه خطیری کسب کردند و دیدند که نظام استکبار همراه با ایادی خودفروختهاش قصد داشت چه بر سر دین، فرهنگ، مردمسالاری و امنیت این کشور بیاورد که به حمدالله کودتای آنها با شکست مواجه شد.
از اینرو، تجربیات دو سه سال گذشته را باید در نظر گرفت. جریان فتنه و اصلاحات بهدنبال این هستند که جایگاه خود را در ساختار قدرت مستحکم کنند و برای رسیدن به این هدف، به هر راهبرد و وسیلهای که بتوانند متوسل میشوند. در دورههای گذشته شاهد بودیم که وقتی اصلاحطلبان در کشور حاکم بودند، چه ساختارشکنیها و حرمت شکنیها نسبت به دین و فرهنگ عامه مردم به راه انداختند و در این راه، حتی سعی کردند در ١٧ تیر ٧٨، کودتایی مخملین را رقم بزنند که با هوشیاری مردم ناکام ماند. در جریان فتنه ٨٨ نیز به بهانهای مضحک، تلاش کردند انتخابات را به چالشی برای کشور تبدیل کنند. تمامی اینها نشان از آن دارد که جریان اصلاحات آنقدر مشتاق به جایگیری در ساختار قدرت است که از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند.
باور اینکه اصلاحطلبان از این رفتار و منش سیاسی خود پشیمان شده باشند، بسیار دور از ذهن است؛ چراکه تجربه نشان داده نصیحت بزرگان در اصلاحطلبان تأثیر ندارد و آنها راه خودشان را ادامه میدهند. گذشته از این، اصلاحطلبان در قضایای فتنه ۸۸ تمام عقبه تئوریک و عقبه سازمانی خود و همچنین، راهبردهای خود را برای سقوط نظام جمهوری اسلامی نمایان کردند. بهطور مثال، در جزوهای که تاجیک برای آنها نوشته بود و بعدها منتشر شد، نمایان است که آنها بهدنبال براندازی نرم و تمام عیار جمهوری اسلامی هستند و در حال حاضر که زمینهای برای بروز خود ندارند، بهطور پنهان و خاموش درصدد انجام این کار هستند.
بهنظر بنده، راهبرد اصلاحطلبان در انتخابات پیش رو را در ۵ لایه باید دید و تحلیل کرد:
لایه اول اصلاحطلبان متعلق به اصلاحطلبان بدخیم و تندرو است. آنها برای انتقامکشی از قضایای فتنه ٨٨ و بصیرتی که مردم در مقابله با توطئههای آنها نشان دادند، انتخابات مجلس را تحریم میکنند تا به نوعی خود را از صحنه دور نشان بدهند.
لایه دوم اصلاحات، شامل کسانی است که خود نیز میدانند بهعلت رفتارهای غلطشان صلاحیت حضور در نظام را از دست دادهاند و توسط شورای نگهبان رد صلاحیت میشوند؛ اما باز هم حضور پیدا میکنند تا رد صلاحیت شوند و از این طریق و با استفاده از هجمه رسانهای، فشار طراحی شدهای را به شورای نگهبان وارد کنند.
لایه سوم، اصلاحطلبانی هستند که در تلاشند خود را در قانون انتخابات جا بدهند و بر همین اساس چهرههای دست دوم و سوم خود را وارد این عرصه میکنند.
لایه چهارم، کسانی هستند که سعی میکنند با بعضی لایههای اصولگرایان، لیست مشترک داشته باشند. این طیف میخواهند به نوعی نشان بدهند همان ائتلافی را که در انتخابات ۸۸ با برخی به ظاهر اصولگرایان داشتند، میتوانند در این انتخابات نیز حفظ کنند.
لایه پنجم اصلاحطلبان که بهنظر من پیچیدهتر نیز هست و نیاز به بررسی موردی بیشتر دارد، مربوط میشود به آن دسته که با طراحیهایی درصدد هستند تا بین کاندیداهای یک حوزه انتخابی، افراد اصولگرای کم بنیه و سطحی مطرح شوند تا اصولگرایان مقتدر و امتحان داده در عرصه حضور پیدا نکنند.
اما تجربه نشان داده، مجموعه افراد و گروههایی که در معیار سنجش با اسلام ناب، نظام ولایت فقیه و گفتمان انقلاب اسلامی، زاویه دار هستند، بهطور تحمیلی و در یک روش تقریبا منطقی با هم یکی خواهند شد؛ همانطور که در قضیه فتنه ۸۸ طیف وسیعی از سلطنت طلبها، منافقین و حتی بهاییت و وهابیت در کنار دوم خردادیها جا گرفتند. بر همین اساس، راهبرد دیگری که دور از ذهن نیست؛ به پیوند میان جریان فتنه و جریان انحراف بر میگردد
منبع: پنجره