| انحراف مسایل اجتماعی |
| بررسی رویکردهای اشتباه در مواجهه با مسایل اجتماعی |
| فریدالدین حدادعادل |
| شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۶ |
چاپ ویژهنامه خاتون در روزنامه ایران، مباحث و منازعات زیادی را بهوجود آورد. موافقان و مخالفان مطالب مندرج در آن صفحات، مسایل مختلفی را مطرح کرده و دستهبندیهای سیاسی موجود جامعه را پررنگتر کردند. آنقدر داوری در مورد چهرههای سیاسی پشت پرده و افراد بانفوذ مؤثر و ذینفع زیاد بود که اصل موضوع حجاب و عفاف مورد غفلت قرار گرفت.
دغدغه بسیاری از مخالفان، فهم علت غایی انتشار آن ویژهنامه قطور بود؛ البته نوع چیدمان مطالب و صفحات ویژهنامه خاتون نیز ذهن را از این دغدغه خالی نمیگذاشت. در بررسی ویژهنامه خاتون مراد سیاسی و هدف انتخاباتی افراد، خیلی بیشتر از اصل موضوع و مباحث مطرح شده مورد منازعه بود. تب سیاست، اینبار یک مسأله اجتماعی - فرهنگی را مبتلا ساخته بود. طبیبان همگی بهفکر علاج سیاسی این عارضه بودند تا به فکر درمان فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی مقوله بدحجابی و دیگر مسایل فرهنگی و اجتماعی اطراف آن؛ بهطوریکه نمیتوان کسی را بهطور مشخص نشان داد که ویژهنامه خاتون را به دور از ملاحظات سیاسی ملاحظه و مطالعه کرده باشد. منظور نگارنده این نیست که در انتشار ویژهنامه خاتون اهداف سیاسی در بین نبود؛ غرض، جلب توجه به این مسأله مهم است که بعضی از ما خیلی زیاد امور اجتماعی را با مسایل سیاسی میآمیزیم و این، اشتباهی بزرگ است. در این باب چند نکته شایان توجه است:
۱- مسایل و معضلات اجتماعی، ادبیات و راهحل خاص خود را دارند. بهکارگیری شیوههای سیاسی در مواجهه با امور اجتماعی، به خراب کردن ابزارها و ادبیات سیاسی در عرصه جامعه و در میان مردم از یکسو و به تخریب جامعه از جانب دیگر منجر میشود. هم سیاست فخامت خود را از دست میدهد و هم عرصه اجتماع آسیب جدی میبیند. چه لزومی دارد ما در مواجهه با هر مسأله اجتماعی، اینقدر چاشنی سیاست به آن اضافه کرده و بخواهیم از آن بهرهبرداری سیاسی کنیم.
۲- بیتوجهی به لزوم در پیش گرفتن راهکارهای درست در قبال مسایل و معضلات اجتماعی میتواند از دغدغههای اجتماعی، بحران سیاسی بهوجود آورد. گاهی در یک جامعه با سیاسی کردن بیوجه مسایل، اتفاقا، یک بحران سیاسی از دل یک موضوع اجتماعی سر بر میآورد و به این ترتیب خود اصحاب سیاست، اسباب دلمشغولی و زحمت خود را فراهم میکنند.
۳- برخی از اصحاب سیاست برای دستیابی به اهداف خود، مباحث اجتماعی را دستمایه پیش بردن برنامههای سیاسی خویش قرار میدهند. این اتفاق، جفای بزرگی در حق یک جامعه است. سیاست از هیچ موضوعی جدا نیست و هیچ مسألهای بدون رنگ و طعم سیاسی نیست ولی خیلی از مسایل، ماهیت و خمیرمایه اصلی غیرسیاسی دارند. در طرح و بررسی امور اجتماعی باید تناسب مطالب و موضوعات را رعایت کرد و نباید از امور اجتماعی زندگی مردم بهویژه مسایلی که جنبههای فرهنگی و اعتقادی هم دارند، بهرهبرداری سیاسی کرد. جامعه و معضلات آن، وسیله رأی جمع کردن نیست. مردم نسبت به کسانیکه چنین رویکردی داشته باشند در درازمدت واکنش منفی نشان میدهند.
۴- وقتی مباحث اجتماعی از رویکرد کارشناسی اجتماعی خارج شده و بهشدت سیاسی شود، تبعات جدی فرهنگی و اجتماعی بهدنبال خواهد داشت.
۴- الف- متفکرین اجتماعی برای در امان ماندن از عوارض تندبادهای سیاست سکوت اختیار میکنند و در انتظار فرصت مناسب مینشینند لذا تا پیدایش فرصتی خوب برای طرح و شنیدن دیدگاههای موافق و مخالف، متفکرین جامعه از دریافت دیدگاههای عمیق محروم میمانند و اظهارات روزنامهای و ژورنالیستی نسخه درمان گرفتاریهای اجتماعی میشود.
۴- ب- وقتی امور اجتماعی دستمایه مسایل و اغراض سیاسی میشود، کار کارشناسانه و میدانی اجتماعی تحتالشعاع قرار میگیرد و حتی تعطیل میشود؛ هرکس به خود اجازه اظهارنظر غیرکارشناسی در هر مسألهای را میدهد و دیدگاهها و سلایق سیاسی، مبنای رویکردها و تئوریهای اجتماعی شده و رویکرد کارشناسانه و پژوهشگرانه اجتماعی تعطیل میشود. گویی مطالعات اجتماعی اصولا نیازمند کار کارشناسانه نیستند.
۴- ج- نخبگان و توده مردم اندکاندک هر مسأله و هر دیدگاهی را به چشم یک ترفند تبلیغاتی و انتخاباتی میبینند. سیاست و اهالی آن، مورد تنفر و بغض جامعه واقع میشوند و سیاستگریزی به رویکردی عامهپسند و البته نخبهگرایانه بدل میشود.
وقتی امور اجتماعی بیش از ظرفیت تحمل جامعه، سیاسی شوند؛ در هر مرحلهای عموم مردم به هر اقدام متولیان امور با عینک بدبینی نگاه میکنند و برای اجتناب از سیاسیبازیهای مذموم، در قبال اقدامات و اظهارات آنها رویکرد همدلی را رها کرده و جانب احتیاط و پرهیز را انتخاب خواهند کرد.
همه کسانیکه دغدغه مسایل اجتماعی را دارند باید هوشمندانه به راهحلهای اینگونه مسایل توجه کنند. سیاسی کردن بیش از حد امور اجتماعی، تبعات گزافی بهدنبال دارد که خیلی بیشتر از پیروزی در یک انتخابات یا افشای ماهیت حریفان سیاسی ارزش و اعتبار دارد