امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
بانك‎های رنگی نتیجه اقدامات موجودات نامشروع دولت‎هاست!
عباس سلیمی نمین
سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۱۷
 
ارتباط باندهای قدرت با باندهای ثروت، در هر دولت و سیستمی؛ موجب انحراف و فساد در جامعه می‎شود.

هرقدر این انحراف و فساد بیشتر باشد شلختگی اقتصادی به‎وجود می‎آورد و عواقب آن بیش از پیش گریبان مردم را می‎گیرد. عباس سلیمی‎نمین، مدیر دفتر مطالعات تدوین تاریخ ایران در گفت‎وگویی تفصیلی خاستگاه باندهای ثروت و قدرت را که یکی از نتایج آن ایجاد بانک‎ها و مؤسسات مالی رنگی است - تشریح کرده است. او اعتقاد دارد نظارت کافی برای پی‎گیری تخلفات مالی کسانی‎که از موقعیت‎های خود سوء‎استفاده می‎کنند وجود ندارد و همین موضوع می‎تواند در آینده بحران‎های اقتصادی‎ای را به‎وجود آورد.

برخی، ارتباط میان باند‎های قدرت و باندهای ثروت را در تأسیس بانک‎های قارچی و رنگی انکار می‎کنند. آیا این ادعا درست است؟

من اطلاعات دقیقی در مورد ترکیب هیأت مدیره و سهامداران بسیاری از این مؤسسات ندارم اما نگرانی خود را از این‎همه سرمایه‎ای که دارد به این‎سو سوق پیدا می‎کند و از قرائن امر برمی‎آید که نظارتی هم بر آن‎ها نیست، ابراز کنم. عده‎ای از دوستان دانشجو از من پرسیدند که چرا از موضوع سرمایه‎ها نگران هستید؟ گفتم یکی از علل نگرانی‎ام همین رشد قارچی بانک‎ها، مؤسسات مالی - اعتباری و صندوق‎های قرض‎الحسنه است چراکه فقط بانک‎ها نیستند و مؤسسات مالی و اعتباری متخلف هم وجود دارند. من از مسئولان خواهش کردم که به بانک مرکزی فشار بیاورند تا اطلاعات مربوط به متقاضیان تأسیس بانک و مؤسسات مالی اعتباری منتشر شده و به اطلاع جامعه برسد، چراکه از این طریق مردم می‎توانند ارزیابی دقیقی از این قضیه داشته باشند؛ اما متأسفانه با این خواسته موافقت نشد.

در رابطه با برخی صدور مجوزها به‎نظر می‎رسد غیر از ضابطه‎مندی، رابطه‎مندی‎ای هم وجود دارد. علت به‎وجود آمدن این رابطه‎مندی را چه می‎دانید؟
اطلاع جامعه از پس پرده ترکیب نیروهایی که به این کار اقدام می‎کنند، می‎تواند خیلی کارساز باشد. بانک مرکزی کار خودش را انجام می‎دهد، رسانه‎ها هم کار خودشان را می‎کنند. چندی پیش آماری را در مقاله‎ای گفتم که حدود ۱۲ هزار صندوق قرض‎الحسنه و... متقاضی اخذ مجوز هستند. این رقم خیلی نگران‎کننده است.
چیزی‎که به‎درستی نگرانی جامعه را برمی‎انگیزد این سؤال است که آیا پیوند بین قدرت و ثروت در جامعه در حال شکل‎گیری است یا خیر؟ قدرت سیاسی اگر با قدرت اقتصادی پیوند یابد، مطامعی را ایجاد خواهد کرد که برای سلامت جامعه بسیار خطرناک است. گروه‎های سیاسی همواره یک دغدغه خاطر دارند به این شکل که ماندگاری و بقای‎شان بدون فراهم آمدن منابع اقتصادی ممکن نخواهد بود. از این‎رو همواره به‎صورت قانونمند و غیرقانونمند، شاهد رویکردهایی به‎طرف اقتصاد بوده‎ایم.

این موضوع در دولت‎های گذشته هم قطعا قابل‎رصد است. می‎توانیم با بررسی بیشتر، این را به وضوح مشاهده کنیم که احزاب قانومند و غیرقانونمند، در گذشته هم رویکردهایی این‎چنینی داشته‎اند. طبیعی است که در هر دولتی، این‎چنین انحرافی شکل بگیرد. به‎تدریج این انحراف قوام بیشتری خواهد گرفت؛ یعنی در یک دولتی یک میزان انحراف در این زمینه ایجاد می‎شود، به‎تدریج در دولت بعدی هم همان نوع انحراف به‎وجود می‎آید و بدتر از همه، این‎ها در مقام تقویت یکدیگر برمی‎آیند؛ چراکه خاستگاه‎شان کاملا یکی است. باید به این نکته توجه جدی شود که عدم پیشگیری از این‎گونه انحرافات و بی‎توجهی نسبت به آن، موجب از بین رفتن این موضوع نخواهد شد. ما در گذشته تصورمان این بود که اگر دولتی مستقر شد و کارکردی مثبت و منفی داشت، بعد از پایان عمرش، مسایل حاشیه‎ای او نیز به‎تدریج محو خواهد شد، حال آن‎که این‎طور نیست. همواره خوشحال بودیم که توانستیم ماندگاری دولت‎ها را در چهارچوب قانون محدود کرده و بر آن‎ها نظارت کنیم، مثلا دولت آقای هاشمی، قطعا خدماتی هم داشته است، اما در کنار این عملکرد، یک‎سری لغزش‎هایی هم داشته و در زمان آن دولت باندهایی در قدرت شکل گرفتند. در دوران آقای هاشمی این باندهای قدرت به‎سرعت به این جمع‎بندی رسیدند که باید از موقعیت بهره بگیرند تا در چهارچوب قدرت باقی بمانند ولو این‎که موفق نشوند قانون اساسی را تغییر دهند؛ اگر نمی‎توانند به‎طور رسمی در قدرت بمانند، به‎طور غیررسمی امکانات مالی و ساختار لازم را پیدا کنند و در قدرت باقی بمانند، کمااین‎که ماندند. حداکثر تلاش ما این بود که آن‎ها نتوانند قانون اساسی را تغییر دهند تا رسما در قدرت باقی بمانند.

مردم هم در پاسخ به این زیاده‎خواهی، به طیف دیگری رأی دادند اما گاهی شاهد هستیم که در دولت فعلی هم همان اتفاقات تکرار می‎‎شود.
مردم ظواهر امر را می‎بینند و بیش از این هم از آن‎ها انتظار نمی‎رود. آن‎ها برخی تجمل‎گرایی‎ها و مسایل این‎چینی را می‎بینند و علیه‎اش هم اقامه می‎کنند و بعد هم رأی خودشان را به نوعی توزیع می‎کنند که آن انحرافات ‎ آشکار برطرف شود، اما کشف انحرافات پنهان، کار مردم نیست بلکه کار قوه قضاییه و دستگاه‎های نظارتی و اطلاعاتی است. مثلا وزیر صنایع و معادن دولت آقای هاشمی را چندبار به دادگاه بردند و در نهایت، فقط درصدی از آن‎چه را که آقای هاشمی به وی اجازه داده بود در ساخت ذوب آهن اصفهان استفاده کند پس گرفتند. درباره سایر کارهای صورت گرفته هم پی‎گیری انجام نشد و قطعا ما از عواقب سوء آن زیان‎های فراوانی دیدیم. امروز هم همین بحث وجود دارد. این‎جا باید همان انتقاد به نهادهای نظارتی را جدی‎تر مطرح کرد. یک انسان عاقل علی‎القاعده یک تجربه را تکرار نمی‎کند. یک آدم عاقل برای تجربه‎اش هزینه می‎کند و هرگز حاضر نمی‎شود همان تجربه را باز تکرار کند؛ در یک سیستم به طریق اولی باید این مسأله مدنظر قرار بگیرد. سیستم ما از این پدیده در دوره هاشمی و دوره خاتمی لطمه خورد و خسارت‎هایی را وارد کرد. ما الان داریم یک نوع بی‎توجهی به تجربیات گذشته را در این سسیستم مشاهده می‎کنیم. هنوز عواقب رشد قارچ‎گونه مؤسسات مالی اعم از صندوق‎های قرض‎الحسنه و... را شاهد هستیم. این وعواقب زمانی خود را نشان خواهند داد که یک نوع هم آوایی شکل می‎گیرد.

منظورتان هم‎آوایی رانت‎خواران دولت‎های گذشته با متخلفان دولت فعلی است؟
بله. مؤسسات مالی‎ای که در زمان هاشمی شکل گرفت با مؤسسات شکل گرفته در زمان خاتمی و احمدی‎نژاد در مقاطعی کاملا با یکدیگر هم‎آوا می‎شوند و به‎صورت هماهنگ عمل کرده و لطمات جدی به کشور وارد می‎کنند. آن‎ها می‎توانند اراده سیاسی خودشان را کاملا بر نظام تحمیل کنند. ما نباید از این معنا غافل شویم. تصور کنید فردی در بخشی از سیستم، بعضی از نمایندگان مجلس و برخی از قضات قوه قضاییه دچار آفت شدند. این بحث، ذهنی نیست بلکه یک واقعیت است. همان‎گونه که ما قضات باشرف و باایمانی در قوه قضاییه داریم، برخی هم هستند که ایمان و شرف خودشان را در قبال مبالغی می‎فروشند. این آفات رو به رشد هستند. هرچه چرخش مالی در کشور بیشتر باشد، قدرت اقتصادی کشور بیشتر می‎شود و طبیعتا احتمال آلوده کردن و در واقع آفت‎زده شدن بخش‎های نظام افزایش می‎یابد. اگر امروز نظارتی بر پیوند میان قدرت و ثروت نداشته باشیم، اموال متجمع شده در جاهای مختلف، در آینده به‎صورت هماهنگ عمل خواهند کرد. یعنی پول در خدمت اقزایش قدرت و قدرت در خدمت افزایش ثروت خواهد بود و این دو رابطه تنگاتنگی خواهند داشت؛ هرچه قدرت مالی بیشتر شود، قدرت سیاسی بیشتر خواهد شد و بالعکس. هر قدر یک فرد مشکل‎دار، قدرت مالی بیشتری داشته باشد خطرات بیشتری را شاهد خواهیم بود. پیوند قدرت و ثروت بسیار فاجعه‎آمیز است چون پول، اراده معطوف به قدرت دارد. یعنی می‎خواهد در برابر ارزش‎های نظام، در برابر اصولی که منافع جامعه را تضمین و تأمین می‎کند، صف‎آرایی کند؛ چون اصولی که حافظ منافع جامعه هستند، تهدیدی برای اوست.

برای همین هم رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، آن‎ها را از نزدیک شدن به منابع قدرت و ثروت بر حذر داشتند؟

این نزدیک شدن به باندهای قدرت و ثروت، شکل گرفته است که آقا این توصیه را کردند. کسی که با پول، نماینده می‎خرد و می‎فروشد دست به‎کار شده است. من جاهای مختلف را می‎توانم بگویم که نمایندگان با پول‎های او وارد مجلس شده باشند. این توصیه‎ای که رهبر انقلاب متذکر می‎شوند وظیفه‎ای را برای قوه قضاییه و نهادهای نظارتی و قوه مجریه ایجاد می‎کند. ایشان اصل درد را مطرح می‎کنند اما برای دوای این درد هر‎کدام از ما وظایفی داریم. امروز برای نمایندگی مجلس در یک شهر دورافتاده هم شما باید ۲۰۰ میلیون تومان هزینه کنید. یک آدم ولو این‎که به‎لحاظ فکری قابلیت‎ها و توانمندی‎های زیادی داشته و از دغدغه‎های دینی ملی برخوردار باشد، اگر این ۲۰۰ میلیون را نداشته باشد نمی‎تواند نماینده شود چون رقیبانی هستند که از این منابع قدرت و ثروت استفاده می‎کنند. اگر همین روند ادامه پیدا کرده، هزینه‎های ورود به مجلس روز به روز افزایش پیدا کند، مرتبا پیوند بین قدرت و ثروت افزایش خواهد یافت. در قبال این دغدغه رهبری ما در رسانه چه‎کار می‎کنیم؟ یک روزنامه‎نگار چه می‎کند؟
با توجه به تجربیات گذشته شما، اعتقاد دارید در دولت فعلی هم برخی قصد دارند برای بقای خود، قانون اساسی را تغییر دهند؟

چراکه نه. عده‎ای فرصت‎طلب که در همین دوران می‎خواهند بقا پیدا کنند، زحمت خودشان را می‎کشند تا قانون را دور بزنند. اما دور زدن قانون و بقای رسمی حداکثر خواسته این‎هاست که اگر به آن نرسیدند سعی خواهند کرد تا به حد وسط و حداقل دست یابند. وقتی این‎ها روزنامه، منابع مالی و قدرت بالایی دارند، آقای نماینده مجبور است روی آن‎ها حساب باز کند. آن‎ها آن‎قدر چتر امنیتی برای خودشان ایجاد کرده‎اند که می‎توانند صدتا قاضی و صدتا عنصر هنری را فعال کنند. می‎دانید که یک توان مالی دارند و این توان مالی می‎تواند یک شعاع سیاسی برای آن‎ها رقم بزند. اگر در این زمینه و با توجه به تجربیات گذشته، هوشمندی لازم را به خرج ندهیم، موجودی نامشروع شکل می‎گیرد و می‎ماند و این موجود نامشروع چون اراده معطوف به قدرت دارد با موجود نامشروع دولت هاشمی پیوند می‎خورد. مهم نیست که شعار این دولت چه بوده و شعار آن دولت چه بوده؛ این‎ها با هم پیوند می‎خورند و پیوند این‎ها به‎تدریج تبدیل به قدرتی می‎شود که در یک نقطه‎ای می‎تواند در برابر همه ارزش‎ها با تمام توان بایستد.
آیا قانون در برابر این خواسته نامشروع فرصت‎طلبان نمی‎ایستد ؟ به تعبیر دیگر قانون راه‎حلی برای محدود کردن این افراد ندارد؟

اگر ما بتوانیم بر دولتی که با هر شعار پرجاذبه‎ای روی کار آمده، نظارت لازم را داشته باشیم می‎توانیم آن‎چه را او به مردم وعده داده، عملی کنیم. باید این موضوع جا بیفتد که اگر قوه قضاییه بخواهد با متخلفان دولت آقای احمدی‎نژاد برخورد کند، به معنی نادیده گرفتن توانمندی‎های آن دولت نخواهد بود؛ برعکس چون ما می‎خواهیم برای خدمات این دولت حرمت قایل شویم، از اقدامات برخی سوءاستفاده‎گران جلوگیری می‎کنیم و نمی‎گذاریم آن‎ها در واقع کارکرد آن را مخدوش کرده و به آن لطمه بزنند.
اگر این افراد دچار انحراف ‎شوند، می‎دانند که چطور هیچ ردی از خود باقی نگذارند. آن‎ها نقاط کور قانونی را کاملا بلدند. مثلا در دولت هاشمی برای این‎که بتوانند سوءاستفاده‎هایی کنند، مؤسسات خصوصی زیرمجموعه دولت را ایجاد کردند که هنوز هم این روند ادامه دارد. این یک راهکاری بود تا مؤسسات نظارتی نتوانند ورود کنند. کار برخی مؤسسات دولتی این است که از بخش خصوصی حمایت کنند و بعد مثلا بگویند ما یک میلیارد دادیم به فلان مؤسسه‎ای که خودمان ساختیم!

آن‎چه که امروز برای ما ضرورت دارد، این است که عده‎ای نظارت کنند و راه‎های فرار از قانون را بیاید برایش قانون جدیدی وضع کنند؛ اما باید گفت که چنین اراده‎ای را کمتر شاهد بوده‎ایم. در ساختار اداری جامعه که حالا شامل قوه قضاییه و مقننه می‎شود، در این زمینه جهشی را شاهد نیستیم.
به هر حال کار نظارت و حتی عمل کردن به وظیفه نظارتی بسیار مشکل است چون آن اراده قابل‎انتظار در شرایط فعلی دیده نمی‎شود.

منبع: پنجره
گفت و گو: محسن جندقی
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 171264