| از مصدق تا امروز؛ آناتومی انقلاب رنگی در ایران |
| دیوید آیک |
| شنبه ۷ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۴۳ |
صحبت از آشناپنداری است. آیا داشتم اوکراین را میدیدم؟ یا گرجستان را؟ مطمئنا شبیه بود، ولی نه! ایران بود. از رنگ متفاوتش فهمیدم. نماد در گرجستان سال 2003 رنگ قرمز بود یا «گل رز»، در اوکراین 2004 نارنجی بود و در ایران این بار سبز بود. گذشته از این، شیوه کار اجرایی آن یکبار دیگر توسط افراد مشکوک پنهان در سایه، سازمان داده شده بود. بیشتر مردم، حوادث را فقط بر حسب قطببندیها، سیاه و سفید میبینند. برای مثال، شما یا طرفدار چیزی هستید و یا علیه آن. اما موقعیت بهشدت قطببندی شده و شستهرفته و واضح بهندرت پیش میآید و هرگز نخواهیم توانست آنچه را واقعا روی میدهد ببینیم، مگر اینکه به سایههای خاکستری ماجرا نگاه کنیم.
ادعای اینکه اعتراضات ایران بهطور مخفیانه توسط ایالات متحده، انگلستان و اسراییل هدایت شده است، بدین معنی نیست که من طرفدار محمود احمدینژاد باشم. بدین معنا هم نیست که مدافع حق ایرانیان برای ابراز اعتراضشان نباشم. اما واقعیت این است که ماجرای دیگری هم برای تعریف کردن وجود دارد که مربوط میشود به سرویسهای جاسوسی آمریکا، انگلستان و اسراییل و تاجر میلیاردر حامی اوباما؛ «جورج سوروس». این سرویسهای اطلاعاتی سهگانه و جورج سوروس دارای نیروی به هم پیوسته مشترکی هستند؛ «خانه راتسچیلد».
شبکه عنکبوتیای که به دور زمین تنیده شده است، مرکز عملیاتیاش در اروپا، لندن، رم، پاریس، برلین و بروکسل است. این شبکه، ساختاری شبیه یک شرکت چندملیتی دارد که ستاد فرماندهیاش، سیاستهای شرکت اصلی را به شرکتهای تابعه دیکته میکند؛ شبکههای اجتماعی سریای که در هر کشور پاسخگوی عنکبوتاند. در عوض، شبکههای ملی شاخههای فرعی خاص خود را در شهرها، شهرکها و اجتماعات دارند. بدین طریق، عنکبوت که بهشکل تنگاتنگی با خاندان راتسچیلد پیوند دارد، میتواند بر تمام سطوح جامعه در یک کشور تأثیر گذارد و ایران از این قضیه مستثنی نیست. اگرچه این امر در ایران بهراحتی آمریکا و یا بریتانیا نیست، ولی آنها میتوانند این کار را انجام دهند و بارها انجام دادهاند. در سال 1953، دکتر «محمد مصدق»، نخست وزیر وقت ایران، در یک کودتای طراحی شده توسط سیا، موسوم به «عملیات آژاکس» از قدرت خلع شد و شاه دیکتاتور و فاسد ایران با دخالت آمریکا و بریتانیا به قدرت بازگشت. این موضوع مورد توافق «دوایت آیزنهاور»، رییسجمهور آمریکا، و «وینستون چرچیل»، نخستوزیر بریتانیا، بود و توسط «جان فاستر دالاس»، وزیر خارجه بدنام آمریکا و برادرش «آلن دالاس» که رییس سیا بود، هدایت شد. اسناد رسمی مؤید این مطلب است.جرم مصدق این بود که اصرار داشت مردم ایران حق دارند از منافع نفتشان بهرهمند شوند. او صنعت نفت را که بهواسطه شرکت نفت انگلیسی- ایرانی که اکنون موسوم به بریتیش پترولیوم است، تحت کنترل حکومت انگلستان درآمده بود، ملی کرد. مصدق در سال 1951 گفت:
«مذاکرات طولانیمدت ما با کشورهای خارجی تاکنون نتیجهای به بار نداده است. ما با درآمد نفت میتوانیم به کل بودجهمان برسیم و به مبارزه با فقر، حوادث نامترقبه و عقبماندگی در میان مردمان برویم. نکته مهم دیگر این است که در صورت حذف قدرت شرکت بریتانیایی، فساد و تبانیای که در امور داخلی کشورمان تأثیرگذار است، ریشهکن میشود. ایران استقلال اقتصادی و سیاسیاش را زمانی بازخواهد یافت که این قیمومیت پایان یابد.» اما حکومتهای آمریکا و بریتانیا تصمیم نداشتند که به این قیمومیت پایان دهند و لذا «جونیور کرمیت روزولت»، پسر بزرگ رییسجمهور «تئودور روزولت»، که رییس بخش آفریقا و شرق نزدیک سیا بود را وارد کار کردند. طبق مدارک منتشر شده سیا موسوم به «تاریخ سری سرویس»، او بهطور نزدیکی با دیگر عامل سیا، «دونالد ویلبور» در سرنگونی مصدق، همکاری داشت. مدارک موجود شرح میدهند که کودتای علیه مصدق طوری مهندسی شده بود که شاه را به قدرت برساند. در پرتو بررسی این روش، میتوانیم «انقلابهای بهاصطلاح مردمی» گرجستان، اوکراین و اعتراضات ایران را بهتر درک کنیم. سیا یک حمله تبلیغاتی را علیه مصدق در ایران آغاز کرد و به مردم پول داد تا خود را در قالب طرفداران مصدق درآورند و مخالفان وی و مخصوصا رهبران اسلامی را به «مجازاتهای بیرحمانه» تهدید کنند.
سیا بدین طریق توانست تصویر یک مستبد سرکوبگر از مصدق بسازد و تبلیغات آن توانست اعتراض گروههای مذهبی مخالف را برانگیزد و سرانجام اعتراضات گسترده در خیابانهای تهران بر طبق عملیات آژاکس روزولت سازماندهی شد. روزولت در کتابش در سال 1979 با عنوان «ضد کودتا: جدال برای کنترل ایران» افشا کرد که چگونه به مردم پول داده بود تا علیه و له مصدق شعار دهند تا مقدمهای باشد برای درگیریهای خشونتباری که نهایتا منجر شد به خشونتهای گستردهتر، غارت و 300 کشته. در بیرون از تهران هم رهبران قبایل پول گرفته بودند تا از کودتا جهت جابهجایی شاه و مصدق حمایت کنند. «سر شوارتسکف»، پدر «نورمان طوفان»، است که فرمانده ارتش آمریکا و همپیمانانش در جنگ خلیج فارس در سال 1991 بود. شوارتسکف پدر، به تربیت و سازماندهی نیروهای امنیتی جهت حمایت از شاه پرداخت؛ نیروهایی که بعدها تبدیل به پلیس مخفی وحشتناکی به نام ساواک شدند.
ارتش ایران با دخالت در برکناری مصدق، وی را زندانی کرد، و مصدق ادامه حیاتش را در حبس خانگی گذراند. شاه بهعنوان آلت دست بریتانیا و آمریکا به قدرت بازگشت و در نهایت شگفتی با شرکتهای نفتی جهت واگذاری قسمت عمدهای از درآمد نفتی مردم ایران به توافق رسید. این قدرتها در واقع میخواهند یک تصویر «انقلاب مردمی» خودجوش ایجاد کنند تا دستکاری پنهان حوادث و دخالت «محور شرارت» راتسچیلد، یعنی سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، بریتانیا و اسراییل، همچنان پنهان بماند. این واقعیت همانچیزی است که در سال 2003 در گرجستان روی داد و میخاییل ساکاشویلی توسط «انقلاب مردمی» مهندسیشده توسط سیا- سوروس به قدرت رسانده شد، «انقلاب گل رز» نیز که رییسجمهور «ادوارد شواردنادزه» را برکنار ساخت از همین جنس است.
نماد در گرجستان رنگ قرمز بود
ساکاشویلی فارغالتحصیل دانشگاه جورج واشنگتن شهر واشنگتندیسی و کالج حقوق دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک است. او یکی از عاملهای آموزشدیده آمریکایی و تحت کنترل شبکه جورج سوروس سرمایهدار و همکارش «زبیگنیو برژینسکی»، مشاور سابق امنیت ملی جیمی کارتر و از بنیانگذاران کمیسیون سهجانبه، است و هر دوی این شخصیتها استاد اوباما به حساب میآیند.
سوروس به دخالت در حوادث از طریق شبکه پیچیدهای از نهادها و سازمانهای فعال در سراسر جهان در قالب باشگاههای گروههای نخبگان و عواملشان در آمریکا و اسراییل که شامل سیا و موساد هم میشود، میپردازد. این در واقع شبکه سوروس و بهویژه «مؤسسه جامعه باز»ش بود که دانشجویان گرجستانی را جهت اعتراضات فراگیر آموزش داد، تأمین مالی کرد و نیز بودجه ایستگاه تلویزیونی مخالفان را که به بسیج مخالفان جهت تظاهرات میپرداخت، تأمین میکرد.
«زازا گاچه چیلادزه»، سردبیر روزنامه گرجیان مسنجر، میگوید: «در اینجا عموما این بهعنوان یک نظر عمومی پذیرفته شده که آقای سوروس شخصی است که سرنگونی شواردنادزه را طراحی کرده است.»
همچنین مانلی پی. هال، دارای درجه سیوسوم ماسونری و بزرگترین فیلسوف ماسونر، میگوید: «خیلی دشوار است که موقعیت رازدانهای باستانی را تعیین کنیم... آنها قدرتهای نامرئی و... در پس کرسی زمین بودهاند و انسانها فقط عروسکهای خیمهشببازیای که هر زمان افراد نامرئی نخها را میکشیدند شروع به رقص میکردند. ما رقاص را میبینیم، اما استاد بزرگ مراقب است که کارها در پرده و لفافه خاموشی بماند.» این «انقلابهای بهاصطلاح مردمی» در واقع کودتاهایی با چهره مبدل هستند و همان الگوی پیروزیهای انتخاباتی متقلبانه بههمراه تظاهرات عمومی را اقتباس کردهاند. همه آنها بدون استثنا دارای نمادی رنگین هستند که تظاهراتکنندگان بر تن کردهاند. لذا این نشاندهنده ریشهدار بودن رنگ سبز در مرکز اعتراضات ایران است.
«قهرمان» آخرین نمایش رنگنشان، میرحسین موسوی، نخستوزیر سابق از سال 1981 تا 1989، بود که مدعی شد پیروزی با اکثریت قاطع احمدینژاد در انتخابات تنظیم شده است. وی پیروزی خود را اعلام کرد و از طرفدارانش خواست دست به اعتراض بزنند.
حالا این انتخابات چه تنظیم شده باشد و چه نباشد، گرچه هنوز شواهدی هم ارائه نشده است، اما حوادث روی داده در آن از الگوی مشابهی پیروی میکردهاند. رییسجمهور ساکاشویلی مدعی شد که برنده انتخابات گرجستان است، ولی در نتیجه تقلب کنار زده شده است.
اعتراضات تا آنجا ادامه یافت که وی را بر اریکه قدرت نشاند. رییسجمهور «ویکتور یوشچنکو» هم ادعا کرد که برنده انتخابات اوکراین بوده و در نتیجه تقلب در آراء، کنار زده شده است. اعتراضات ناشی از آن منجر به دگرگونی نتایج انتخابات و برگزاری انتخابات جدید شد که وی را به قدرت رساند
رنگ نمادین در اوکراین نارنجی بود
«پل کرایگ رابرتس» محقق، این داستان را بهخوبی در مقاله این هفتهاش در خبرنامه کانتر پانچ مطرح کرده است: «ادعا شده که احمدینژاد آراء را دزدیده است، چراکه نتایج در مدت بسیار کوتاهی پس از پایان رأیگیری و مهلت شمارش آراء اعلام شد. با این حال، خود موسوی پیروزیاش را چند ساعت قبل از پایان شمارش آراء اعلام کرد. اعلام زودهنگام نتیجه، در واقع روش کلاسیک سیا در بیثباتسازی و بیاعتبار کردن نتایج غیرمطلوب است. هرچه مدت زمان وقفه بین اعلام پیشدستانه پیروزی و نتایج آراء طولانیتر میشد، موسوی میبایست زمان بیشتری برای ایجاد این تصور که صاحبان قدرت آراء را دستکاری کردهاند صرف میکرد. شگفتانگیز است که مردم متوجه این کلک نمیشوند.» همانطور که رابرتس اشاره دارد، شواهد دخالت سیا در این حوادث بسیار چشمگیر است. اثر انگشت آنها در همهجا هست. دو سال پیش، اخبار ایبیاس گزارش داد که دولت بوش تأیید سری خود را به سیا جهت به جریان انداختن عملیات مخفی بیثباتسازی حکومت ایران داده است. «لندن دیلی تلگراف» در سال 2007 گزارش داد:
«آقای بوش یک سند رسمی مبنی بر حمایت از سیا در اجرای حملات تبلیغاتی و نشر اخبار جعلی بهقصد بیثباتسازی و نهایتا سرنگونی حکومت امضاء کرده است.» همچنین میتوان ماجرای سال 2008 را یادآور شد که وقتی روزنامهنگار پژوهشگر، «سیمور هرش»، آن را در نیویورکر نوشت، سرو صدای زیادی کرد: «برطبق منابع سابق و کنونی نظامی و اطلاعاتی و منابع کنگره، در اواخر سال گذشته کنگره با درخواست جورج بوش برای تأمین بودجه گسترش عملیاتهای مخفی ضد ایران موافقت کرد. این عملیاتها که رییسجمهور برایشان درخواست 400 میلیون دلار بودجه کرده بود، با امضای بوش به حکم ریاستجمهوری تبدیل شده و هدفشان ایجاد بیثباتی در رهبری دینی ایران است.» روز قبل از انتخابات ایران، «کنت تیمرمان»، نئومحافظهکار تندرو و صهیونیست راتسچیلدی، گفت: «در تهران صحبت از یک انقلاب سبز بوده است.» تیمرمان بههمراه «جوشا موراوچیک»، صهیونیست راتسچیلدی، و «پیتر دبلیو رادهام»، دیگر صهیونیست راتسچیلدی، از بنیانگذاران «نهادی برای دموکراسی در ایران» (FDI) هستند. افدیای، یک عملیات با حمایت مالی بیحساب جهت ایجاد ناآرامی در ایران است که «جوشا موراوچیک»، یکی از بنیانگذاران آن، مقالهای در لسآنجلس تایمز نوشت و در آن خواستار بمباران ایران شد. تیمرمان از طراحان اصلی تبلیغات سیاسی جهت حمله به عراق است و یکی از مقالههایش شش ماه قبل از ورود نیروهای آمریکایی به عراق دارای چنین تیتر جسورانهای است: «صدام چگونه به سلاحهای کشتار جمعی دست یافت: ماشین جنگی صدام حسین بهطور سیستماتیک مخصوص حمله به آمریکا با سلاحهای جدید اتمی، بیولوژیک و شیمیایی است که جهت قتل میلیونها نفر طراحی شده است.» تیمرمان «انقلاب سبز» را یک روز قبل از انتخابات ایران پیشبینی کرد؛ چراکه او میدانست چهچیزی طراحی شده و سازمان خودش هم بهطور جدی در این ماجرا دست داشت. تیمرمان همچنین مینویسد:
«موقوفه بینالمللی برای دموکراسی، طی دهه گذشته میلیونها دلار در حمایت از انقلابهای رنگین در مناطقی همچون اوکراین و صربستان برای آموزش آشنایی عاملان سیاسی با ارتباطات مدرن و تکنیکهای سازمانی، صرف کرده است.»به نظر میرسد مقداری از آن پول به دست گروههای طرفدار موسوی هم رسیده باشد؛ چراکه دارای پیوندهایی با سازمانهای غیردولتی خارج از ایران هستند که توسط موقوفه برای دموکراسی تأمین مالی میشوند. «موقوفه بینالمللی برای دموکراسی» (NAD) در سال 1983 با مصوبه کنگره تأسیس شد و نقش عمدهای در ایجاد بیثباتی در کشورهای هدف داشته است. «بیل برکوویتز» میگوید: «اندیای کارکردی همچون ساختمان اصلی دفتر معاملات تجاری پایاپای با ارایه تمام خدمات دارد. این موقوفه پول، حمایت تکنیکی، ابزارها، برنامههای آموزشی، مهارتهای رسانهای، کمکهای روابط عمومی و دیگر تجهیزات را برای گروههای سیاسی انتخاب شده، سازمانهای مدنی، اتحادیههای کارگری، جنبشهای مخالف، گروههای دانشجویی، انتشارات کتاب و روزنامه و دیگر رسانهها تأمین میکند».
اگر بخواهم دقیقتر بگویم، این نهاد به هر رژیمی که بهطور بالقوه در سر راه برنامه راتسچیلد باشد حمله میکند. باراک اوباما گفت آمریکا در امور داخلی ایران دخالت نخواهد کرد، در حالیکه دقیقا چنین دخالتی در حال روی دادن بود. برنامه او تأمین مالی گروههای ایرانی مخالف از طریق بودجه 20میلیوندلاری USAID بود، و این هم خود جزیی از پولهایی بود که بهطور مخفی خرج شد. سرویس موساد اسراییل هم در عملیات مخفی درون ایران نقش داشته است. «میر دایان»، تکاور سابق و ژنرال بازنشسته که مسئولیت موساد را در سال 2002 در دست گرفت. بر طبق نقل قولهایی از منابع امنیتی که در رسانهها مطرح شد، وظیفهاش کنترل و خرابکاری در برنامه اتمی ایران قبل از هر تصمیم به حمله هوایی توسط اسراییل بود. مسئولیت دایان تا 2010 تمدید شده است. گزارشهای رسانههای غربی بیانگر دخالت موساد در خرابکاری در تجهیزات و تأسیسات هستهای ایران و حملاتی به دانشمندان و شخصیتهای نظامی آن است
رنگ نمادین در ایران سبز است
اگر به میان ماجرا برویم، قضیه مانند تماشاگران منتظر نواخته شدن ویولون است؛ یعنی مردم کشورهای هدف واقعا نسبت به وضع موجودشان اعتراض حقیقی دارند. اما این نارضایی نسبت به وضع موجود، توسط عوامل تبلیغاتچی و تحریککننده، که زمینهساز اعتراضات فراگیر در راستای هدف دخالت و تغییر رژیم هستند، مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. گرچه نامها و چهرهها ممکن است تغییر کنند، اما آنهایی که در سایهاند، بهسادگی در حال بیشتر کردن قدرت و نفوذشان در کشورهایی هستند که عروسکهایشان را در ساختار سیاسی آن کشورها گنجاندهاند. رییسجمهور ساکاشویلی در گرجستان بدون کسب اجازه از ایالات متحده هیچ کاری نمیتواند بکند چه برسد به انقلاب مردمی. ماجرا ساده است؛ بهجای حمله به کشور برای گماشتن رهبران مطلوب، مردم را وادار کن برایت کار کنند تا در عینحال خیال کنند سمبلی از قدرت مردمی هستند. «جان بولتون»، نئومحافظهکار تندرو در دولت بوش، گفت: «حمله نظامی آمریکا به ایران تنها زمانی روی خواهد داد که تحریمهای اقتصادی و تلاشها در جهت به راه انداختن انقلاب مردمی به شکست بینجامند.» این تمرکز بر ایران بازهم با سلطه بر میدان جنگ بینالمللی که برژینسکی «اوراسیا» مینامد، مربوط است. اگر نگاهی به این نقشه اوراسیا داشته باشیم، میبینیم که چگونه بسیاری از کشورها در این حوزه و پیرامون ایران هدفی برای ناآرامسازی، تضادها و تجاوز بودهاند. عملیاتهای مخفی و نظامی سازماندادهشده توسط بریتانیا و آمریکا و اسراییل همه توسط خانه راتسچیلد کنترل میشوند که به عراق و افغانستان حمله کرده و ایجاد بیثباتی کردهاند و اکنون نیز در حال حرکت به سمت پاکستان با افزایش عملیاتهای بمباران هستند. همچنین حملات تروریستی مهندسی شده در بمبئی که اسراییل در آن تخصص دارد، بخشی از برنامه بیثباتسازی هند هستند. رهبران نظامی طالبان در واقع عامل آمریکا هستند که نقشه آمریکا و اسراییل را در پاکستان دنبال میکنند. اما جایزه بزرگ در این منطقه، ایران است که عراق را به افغانستان و پاکستان وصل میکند و امکان کنترل منطقه وسیعی از اسراییل تا مرزهای چین را میدهد. ایران همچنین میتواند به باند انگلیسی - آمریکایی - اسراییلی امکان دسترسی به دریای خزر را با ذخایر عظیم نفتی و گازیاش بدهد. برنامه این است که تا حد ممکن، کشورهای بیشتری در مرز با روسیه تحت کنترل درآیند و دلیل انقلابهای بهاصطلاح مردمی در گرجستان و اوکراین و پیوستنشان به ناتو همین بوده است. باند راتسچیلد در پی زمینهسازی جنگی است که چین و روسیه را هم وارد آن کند تا ارتش جهانی و حکومت جهانی طراحی شدهاش را متحقق سازد. برژینسکی در کتاب سال 1997 خود بهنام «صفحه شطرنج بزرگ» مینویسد: «بهطور بالقوه خطرناکترین سناریو میتواند ائتلاف بزرگ چین و روسیه و احتمالا ایران بهعنوان یک ائتلاف ضدهژمونیک باشد که بر اساس ایدئولوژی و نه بیعدالتیهای انباشته شکل بگیرد. هم در مقیاس و هم در افق، این سناریو یادآور چالش ایجاد شده توسط شوروی سابق است، با این تفاوت که اینبار چین رهبر و شوروی پیرو خواهد بود. با وجود این، اجتناب از چنین احتمالی یا کاهش آن شاید نیازمند ارایه یک مهارت ژئواستراتژیک از سوی آمریکا در پیرامون غربی، شرقی و جنوبی اوراسیا بهطور همزمان باشد.»شبکه برژینسکی، سوروس و صهیونیسم راتسچیلد، باراک اوباما را تحت کنترل دارد و او منویات آنها را پیاده میکند. اولین حکم او در دفترش موافقت با حمله و بمباران پاکستان بود. همچنین از تهدید ایران به حمله نظامی در کنار عملیات مخفی همزمان جهت سرنگونی رژیم ایران حمایت کرد. اگر این برنامه کارایی نداشته باشد، جو تغییر خواهد کرد؛ چراکه آنها ایران را میخواهند و تا زمانیکه به آن دست یابند، متوقف نخواهند شد.
ترجمه: محمد مظهری
۱۳۸۹-۰۱-۱۴ ۰۸:۵۰:۵۹ |
| |
| ما نفهمیدیم مصدق چی بود کی بود؟ یه روز خائنه یه روز مردمی یه روز قهرمان یه روز مستبد ... الله اعلم. |
۱۳۸۹-۰۱-۰۸ ۰۰:۵۱:۳۲ |
| |
مصدقی که نتواند رئیس شهربانی خود را حفاظت کند چطور می تواند جلوی کودتا را بگیرد.
. |