امروز  جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰
آسیب شناسی آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اداری حوزه علوم انسانی ایران
یوسف ادیب/ سیاوش پورطهماسبی/ آذر تاجور
پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۱۶
 
رواج مدهای فکری در حوزه علوم انسانی
یک معظل دیگر در حوزه فرهنگی که باعث عدم رشد علوم انسانی در کشور ما شده مشکل مدهای فکری است. متاسفانه ما در حوزه علوم انسانی کسانی را داریم که مطالبی را مطرح می کنند صرفاً برای اینکه فضل فروشی کرده باشند، نه برای اینکه حل مسئله کنند. کسانی دیگر اندیشه های نو را مطرح می کنند بدون اینکه به این مطلب توجه داشته باشند که خاستگاه یا شرایط وجودی آن اندیشه ها چه چیزی است. یک نمونه آن بحث های مربوط به پست مدرنیسم در کشورماست که هنوز فهم نشده ناگهان با موج ترجمه ها و اظهار نظرهای متکی به ترجمه مواجه شدیم که کاملاً مغشوش و گیج کننده است و صرفاً برای اینکه بگوییم ما هم حرف نویی زده ایم بیان می شود. مدهای فکری جزو آن معضلات جدی فرهنگی جامعه ماست و مانع رشد اصیل و بومی و دورنزای علوم انسانی در ایران شده است (پایا، 1383)

آسیب شناسی در حوزه پژوهشی
- عدم توجه به حوزه پژوهش های مولد در حوزه علوم انسانی
عمدتاً پژوهش های صورت گرفته در علوم انسانی به حوزه کاربردی و عملی وارد نشده و محدود به تحقیقات کتابخانه ای شده است. این امر، سبب گشته تحقیقات علوم انسانی تنها در حد استفاده نظری باقی مانده و در نتیجه مهجور باقی بماند؛ تا حدی که کمترین ضرورت در این حوزه احساس شده است. البته بخشی از این امر، به ساختارها و ذهنیات مدیران و بخشی نیز به خود محققان و دانشگاه ها بر می گردد. از طرف دیگر مدرک گرایی وارج و قرب یافتن صاحبان مدارک در نزد عامه نیز خود مزید بر علت شده و اندیشمندی و پژوهشگری از سکه اعتبار افتاده است. در عین حال محقق و پژوهشگر، آتیه روشنی در برابر خود نمی بیند و ظرفیت فکری خود را درگیر مسائل حاشیه ای می کند تا حداقل مشکلات اولیه زندگی اش مرتفع شود. برآیند این موضوع، سکون و رکود نسبی جریان تولید فکر را باعث شده است. از سوی دیگروقتی محقق بداند عملاً از تحقیقاتش استفاده زیادی صورت نمی گیرد، هم انگیزه کار خوب را از دست می دهد و هم در نظرش این تصور نادرست می آید که می تواند کار خودش را با تقلب به پیش برد (طباطبایی، 1374)

- فقدان زمینه های لازم برای نظریه پردازی
نظام علمی کشور در بعضی از زمینه های نه تنها هادی و مشوق نخبگان در نظریه پردازی نیست، که فضای روانی مناسب را نیز مهیا نمی کند؛ به طوری که اگر احیاناً تصور کشف یا فهم پدیده نوینی داشته باشد از ترس هجمه سنگین متعصبین علمی، تحقیر شدن و بعضاً ضایع شدن اساس نظریه اش، جرات طرح عمومی آن را نمی یابد. در حالی که اگر کرسی های خاصی برای نظریه پردازی و نقد عالمانه آن وجود داشته باشد و صاحب نظران در کمال آزادی و اطمینان از شنیده شدن عالمانه نظرشان، فرصت طرح مقدماتی افکار و عقاید خود را پیدا کنند. این فرصت ایجاد خواهد شد که در چالش علمی، عالمان صاحی اندیشه از مدعیان خالی از دانش تفکیک شوند.

- ترجمه گرایی در علوم انسانی
متاسفانه وارداتی بودن مفاهیم علوم انسانی و ضعف در بومی سازی آنها و عقب ماندگی از پارادایم های مسلط علمی زمان سبب شده است تنها به ترجمه متون اکتفا نموده و حتی در مواردی که تلاش برای نظریه پردازی نیز صورت می گرد، آن نظریه ها، ترجمه ناقص و نارسایی از نمونه هایی غربی خود باشد. می توان به جرات گفت که بیش از 80 درصد ترجمه های حوزه علوم انسانی ترجمه های نادرست و گمراه کننده است. حال تصور کنید که دانشجو یامحقق نگون بختی که از طریق این ترجمه ها بخواهد بفهمد منظور گوینده اصلی چه بوده است تا چه اندازه ای با دشواری مواجه خواهد بود متاسفانه فرهنگ اقتباسی تا جایی پیش رفته، که جرات و فرصت نقد را نیز از طالبین دانشگرفته است. علی رغم تاکید فراوان جاری در ادبیات دینی و ملی ایرانیان مبنی بر سفر کردن و آموختن از تجربیات دیگر ملل، متاسفانه تقابل ایران و غرب که در اوج ضعف ایرانیان به وقوع پیوست، فرهنگی در دانش پژوهان متجدد و به تبع آن در عامه مردم پی ریزی کرد که هر آنچه از فرنگ آمده و می آید، ارزشمندتر از مشابه وطنی اش است. به طوری که این خود باختگی و نیاز به میرات دیگران حتی در بین نخبگان ریشه دوانید. متاسفانه امروزه در نظام اجتماعی و نظام آموزشی دانشگاهی، معیار اعتبار و صحت، حضوررگه هایی از منابع غربی است و تمسک به اصطلاحات انگلیسی یا نام آوری از دانشمندان سایر جوامع، خود به خود پرستیژ اجتماعی به همراه می آورد (رفیع پور، 1381)

آسیب شناسی در حوزه اداری
- عدم تبیین جایگاه واقعی علوم انسانی در اداره و توسعه کشور
متاسفانه به دلیل ضعف های ساختاری دانشگاه ها ورشته های مرتبط به علوم اجتماعی و انسانی و خروجی های ضعیف و ناکارآمد این دانشگاه ها و نیز تسلط گفتمان فنی در مدیریت کشور در طی سالیان متمادی، اهمیت این دسته از علوم طبیعی به اداره امور پرداخت. از این رو، نیاز چندانی به ساختن و تحقیق و پژوهش در علوم انسانی به عنوان یک ضرورت عملی اداره اجتماع، احساس نشده است (گوهری مقدم، 1387)

- فقدان کار تخصصی در برقراری ارتباط علوم انسانی و علوم اسلامی
براساس متون دینی یکی از اهداف دولت اسلامی گسترش فرهنگ دینی، علم و دانایی (حکیمی، 1409: ج 2، مجلسی، 1372: ج 52) است. دولت برای تحقق این هدف باید اقدمات متعددی از جمله برپایی نظام آموزش عمومی جهت ارتقای فرهنگ دینی و تصحیح روابط اجتماعی (حکیمی، 1409: ج 2) و زمینه سازی برای رفع فقر (مجلسی 1372: ج 52) انجام دهد.
از نظر امام خمینی (ره) علمی مفید است که جهت دار باشد. آن بزرگوار «علم مطلق» صرف دانستن را بدون رعایت جهت مطلوب مضر می دانند. اگر ملت ما علم را «آن علم جهت دار را» یاد بگیرند. تربیت بشوند،... در پهلوی علم هم تربیت باشد، تربیت دینی، تربیت الهی، تربیت انسانی و هم علم. اگر ای دو حربه در دست شما باشد، کسی نمی تواند به شما تعدی کند. کسی نمی تواند استبداد را بر گرداند (احمدی فشارکی، 1385). از این بیان امام (ره) چنین استفاده می شود که علم به همان معنایی که دانشمندان بدان توصیه دارند جلوی بیگانگان را نمی گیرد. دانشی که در ظرف مزکی؛ یعنی انسان تزکیه شده قرار گیر، اثر بخش است و می تواند از فسادها و انحرافها پیشگیری به عمل آورد. به همین دلیل می فرمایند: «تزکیه نفس اهمیتش بیشتر از مسئله تعلیم کتاب و حکمت است. مقدمه از برای این است که کتاب و حکمت در نفس انسان واقع بشود. اگر تزکیه بشود انسان تربیت بشود به تربیت هایی که انبیا (ع) برای بشر هدیه آوردند، بعد از تزیکه، کتاب و حکمت هم در ا به مهنای حقیقی خودش در نفس انسان نقش می بنددد و انسان به کمال مطلوب می رسد... » در کل، امام (ره) منشاء تمامی اختلافات، منهای اختلاف بین حق و باطل را از عدم تزکیه نفس می دانند.

- سوادآموزی دانشگاهی
جامعه پذیری دانشگاهی مفهوم عام و گسترده ی است که تمام ارزش ها و معنای و مهارت هایی را که یک فرد عضو اجتماع دانشگاهی باید بداند شامل می شود. در این زمینه بین رشته های مختلف تفاوت هایی نیز وجود دارد. یکی از این تفاوت ها که در مسیر تولید علمی آنها تاثیر گذار است، «سواد آموزی دانشگاهی» است. سواد آموزی دانشگاهی در رشته های علوم انسانی بر فراگیری زبان نگارش و مهارت های آن تکیه دارد، در حالی که در رشته های مهندسی و پزشکی به مهارت های عملی آزمایش تجربی در آزمایشگاه یا طبیعت وابست هاست. با توجه به این نکته، یکی از مهمترین کاستی های جامعه پذیری دانشگاهی در رشته های انسانی عدم توجه به آموزش کافی فنون نگارش و عرضه و تولید یک متن علمی است. نوشتن در دانش های موسوم به علوم انسانی (مانند ادبیات، فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی، اقتصاد، روان شناسی و حقوق) نقش اساسی دارد. باید توجه داشت، اگرچه «مفهوم سازی» و تولید متن فرایندی پیچیده ای است که از در هم آمیزی مجموعه از عوامل و فعالیت های مختلف مانند به کارگیری فون تحقیق، تسلط به گفتمان های رشته ای و زبان علم، خلاقیت و مهیابودن شرایط اجتماعی ویژه است، اما برآیند نهایی این فعالیت ها و عوامل در نوشتن بروز و ظهور می یابد. از این رو بخش مهمی از توسعه دانش های انسانی و اجتماعی به چگونگی یادگیری مهارت های مربوط به نوشتن متکی است. در نظام آموزش دانش انسانی و اجتماعی در دانشگاه های ایران اساساً جایگاهی برای آموزش مهارت های مربوط به نوشتن و تبیین اهمیت و جایگاه آن در تولید علم گنجانده نشده است. این سخن به معنای آن است که کارخانه تولید علم انسانی و اجتماعی ر ایران فاقد راهبرد و نظامی برای ارائه محصولات خود به جامعه است. آنان که نوشتن را می آموزند اغلب کسانی هستند که یا در کشورهای دیگر تحصیل کرده اند یا آنکه به «روش دیمی» یعنی «خودآموز» نوشتن را فرا گرفته اند. دیمی کاران نیز اگرچه زحمت بسیاری برای خلق و تولید آثار خود متحمل می شوند و گاه نوشته های آنها از نظر محتوی و ایده و نوآوری نیز دارای ارزش علمی و دانشگاهی است. اما از آنجا که مطابق استانداردهای علمی بین المللی نوشته نشده اند. قابلیت نشر در محلات و کتاب های علمی بین المللی را ندارند.

- عدم تخصص گرایی
آموزش در دانشکده های حوزه علوم انسانی به قدری نظری است که می توان از واژه خیالی و ذهنی نیز برای آن استفاده کرد. حداقل 16 سال از عمر نوجوانان و جوانان ایرانی طالب علم در مدارس و دانشگاه می گذرد تا به کسب عنوان کارشناسی مفتخر آیند. اما با پایان تحصیلات، کمتر دانش آموخته ای است که در گرایش خاصی صاحب تخصص عینی باشد. محصلین دارای حافظه ای مملو از اطلاعات و مفاهیم خام اند. اما عمده آنها توان حل ابتدایی ترین مسائل جاری کشور را ندارند.

- نبود پارک علم و فناورین علوم انسانی
تا به حال تحقیقات جامعی درباره امکان ایجاد پارک علم و فناوری علوم انسانی و چگونگی ارتباط آن با اقتصاد منتشر نشده است و فقط در طرح های آتی وزارت علوم و تحقیات قرار داد. اما از آنجا که درتعریف پارک های علمی افزایش ثروت در جامعه از طریق تشویق و ارتقای فرهنگ نوآوری و افزیاش قدرت آمده است، بعضی بر این باورند که علوم انسانی موجب افزایش ثروت نمی گردد و در تعریف پارک های فناوری قرار نمی گیرد و سرمایه گذاری در این زمینه به صلاح دولت و سرمایه گذاران نیم باشد. اما اینپندار واقع بینانه نیست؛ زیرا به باور بسیاری دیگر تجاری سازی علوم را نیم توان تنها مختص صنعت دانست و علوم انسانی نیز می توانند موجب افزایش ثروت گردند و در بسیاری از کشورهای دنیا تجاری سازی ایده را در راس کارهای خود قرار می دهند و هر ایده ای که ایجاد می شود،فیلم سینمایی آن را می سازند که این همان تجاری سازی ایده است (کبکانیان، 1387)

- فقدان یا ضعف نظام ارزیابی و پاداش دهی کنشگران علوم انسانی
دانیل بل می گوید «یافتن شیوه های مناسب برای پاداش دادن به مبتکران عرصه دانش و جبران زحمات انان می بایست عنصر اصلی هر نظریه ارزش دانش باشد» تحقق بخشیدن این نکته برای دانش های انسانی که ما به ازاء مادی دستاوردهای آنها به سادگی قابل اندازه گیری کمی نیست بسیار دشوارتر است. از این رو اغلب ساده ترین راه که نادیه گرفتن ارزش مادی نوآوری ها و تولیدات علمی دانش های انسانی است انتخاب می شود.

راهبردها و بهینه سازی علوم انسانی
اگر قرار است عملا دور باطل و تسلسل مورد بحث شکسته شده و علوم انسانی درحدی که ثبوتاً و ذاتاً شایسته است قرار بگیرد، باید از جایی شروع کرد. سزاوار آن است که این کار از درون صورت پذیرد. و از بیرون کم تر توقع هست. اگر اصحاب علوم انسانی خواهانند که دانش آنها متاعی با جاذبیت ونافعیت تلقی شود می بایست به طور جدی و اساسی:
1. تغییر نگرش و افزایش ارزش اجتماعی، فرهنگی وعلمی حوزه علوم انسانی: مسئولین و برنامه ریزان کشور باید با تغییر نگرش و طرز تفکر جامعه نسبت به علوم انسانی از طریق برنامه های درسی رسانه ها و کنفرانس ها و... و معرفی رشته های علوم انسانی و ایجاد شغل مناسب و تحصصی نسبت به بهبود وضعیت حوزه علوم انسانی اقدام کنند.
2. در متون و منابع و شیوه های تدریس تجدید نظر شده او آن را تقویت کرد. آن وقت دانش آموخته ای که از چنین محیطی بیرون بیاید، بازار و قیمت واقعی خود را به میزان زیاد باز خواهد گشود. یکی از راهکارهای آن است که حداقل از دوره دبیرستان و عمدتاً در رشته علوم انسانی حرکت را آغازید.
3. جنبش نرم افزاری، ناظر بر این موضوع است که فرایند علمی موجود در جامعه ما فاقد دو رکن مهم است: یکی روحیه علمی و دوم نظام سیستماتیک علمی. (گوهری مقدم، 1387). جنبش نرم افزاری یک حرکت علمی اجتماعی است که این دو رکن (روحیه علمی و نظام سیستماتیک) را به فرایند تعلیم و تربیت ما تزریق می کند.
4. رشد و بالندگی علوم انسانی مانند سایر علوم نیازمند سرمایه گذاری است. متخصصان این حوزه از علوم نیازمند آن هستند تا اندیشه ها، آراء و نظرات خود را به آزمون بگذارند و آثار آن را بررسی کنند. آزمایش در حوزه علوم انسانی با مخاظرات و پیچدگی های بسیاری همراه است و نیازمند نگاهی کل نگر است. متخصصان علوم انسانی برای آزمودن نظرات خود به کسب موافقت هایی نیاز دارند که با حکومت در ارتباط است و این امر همراهی بیشتر حکومت با این گروه را می طلبد.
5. مطالعه تطبیقی بین اندیشه برگزیده و اندیشه ای که در مکاتب و نظریات معارض وجود دارد،اشاره دارد. توجه به این بعد، اولاً زمینه ساز اخذ ایده های نوگشته و ثانیاً، سبب یافتن آسیب های موجود، در اندیشه های بومی خواهد بود (رفیع پور، 1381)
6. پژوهشگران و متخصصان عرصه علوم انسانی نیازمند ان هستند که فریاد را به گوش دست اندرکاران امور اجرایی برسانند. یکی از این طرق برگزاری جشنواره های علمی است که می تواند یافته های مهمتر را به اطلاع همگان برساند. در حوزه علوم انسانی هم اکنون جشنواره بین المللی فارابی، ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و اجتماعی، جهاد دانشگاهی، فعالیت دارد. که هم استمرار حیات آن لازم است و هم حمیات همه جانبه و حدی مسئولان و مقامات سطح بالای جامعه.
7. بین رشته ای کردن مباحث علوم انسانی: به این صورت که علوم انسانی در ترکیبی از سایر علوم و موضوعات قرار گرفته و با نگاهی جامع تدوین و تدریس شود. می بایست به اندازه لازم و کافی و به صورتی منسجم و مرتبط با هم،دروسی از الاهیات،طبیعیت، ریاضیات و زیست شناسی به دانش آموزان این رشته آموخت تا به این معلومات به چشم مفروضات و محیط علوم انسانی بنگرند. همین شیوه به شکلی متکامل تر می بایست در دانشگاه تداوم یابد (داورپناه، 1386)

نتیجه گیری
یکی از روشن ترین درس های تاریخ آن است که مسائل را نمی توان در مرتبه ای پائین تر از مرتبه ای که از درون آن برخاسته اند پاسخ گفت. این سخن را آلبرت انیشتین به صورت دیگری این گونه مطرح می سازد که ما نمی توانیم با همان عقلی که مشکلات را به وجود آورده ایم آنها را حل کنیم. ما باید از زاویه دیگری به مشکلات نگاه کنیم. اگر دانش های انسانی در ایران با بحران مواجه شده اند، لازم است از زاویه ای دیگری؛ زاویه ای متفاوت از آنچه تا کنون با آنها برخورد و رفتار کرده ایم نگریسته شوند تا راهی برای برون شدن از بحران پیدا کنیم. اینکه این زاویه دید متفاوت چیست، پرسشی نیست که بتوان آن را در یک عبارت در اینجا تعریف کرد بلکه این زاویه دید باید از درون یک «گفتگوی جمعی» درباره این دانش ها حاصل شود. مسئله علوم انسانی در سال های نخست پس از انقلاب اسلامی برای مدی مطرح شد اما بی آنکه مباحث راه به جایی ببرد رها شد و سال هاست که گفتگوی درباره این علوم به نحو جدی انجام نمی شود. مباحث مربوط به فلسه علوم اجتماعی، جایگاه علوم انسانی در ایران، نسبت میان این علوم و علوم دیگر، انتظاراتی که از این علوم می توان داشت و پرسش هایی از این نوع باید در گفتگوی جمعی انتقادی مطرح شود تا راهی برای رسیدن به مرتبه بالاتر از آنچه در آن هستیم پیدا کرد.
پس به طور خلاصه برای اینکه حوزه علوم انسانی در کشور ما تقویت شود باید زیست بوم عقلانیت در قدم اول تقویت شود. زیست بوم عقلانیت از طریق ترویج فرهنگ نقادی تقویت می شود. همچنین باید به مثلث حقیقت، عینیت و عقلانیت تاکید کرد. در حوزه های انسانی می بایست بر آزادی، نهادهای مدنی و مردم سالاری و دموکراسی تاکید کرد. رویه های دموکراتیک و رویه های مردم سالارانه است که اجازه یم دهد از آزادی حمایت شود. علوم انسانی ما پا نخواهد گرفت مگر اینکه ما در عرصه های جهانی حاضر شویم. بسته بودن،منقطع بودن و در جزیره ای مستقل زندگی کردن هیچ کمکی به ما نخواهد کرد. باید جهانی بیاندیشیم و محلی عمل بکنیم. در این صورت که علوم انسانی ما از حالت نذار کنونی بیرون می آید و به توسعه کمک می کند(پایا، 1385) علوم انسانی در ایران بیش از هر چیز نیازمند دستیابی به تعریفی از خود به منزله شاخه از دانش است، تعریفی که بتواند به نهادی شدن این دانش در بافت و ساختار معرفتی و اجتماعی ایران کمک کند. بدون تردید راهی که تاکنون رفته ایم راه بی حاصلی نبوده و تجربه های بسیاری به دست آورده ایم. امروز آثار کلاسیک بسیاری از رشته های این علوم به فارسی ترجمه شده و امکان آشنایی ما با منابع غربی این رشته ها بسیار گسترده شدهاست. همچنین مباحث بومی سازی، اسلامی سازی، و جنبه های مختلف کاربرد این دانش ها در طرح های توسعه و نیازهای اداری را آزموده ایم. تالیفات در زمینه این علوم افزایش یافته و زبان فنی این دانش ها نسبت به گذشته رشد یافته است. مشکلی که در راه تجربه های انباشته ما وجود دارد ابهام در انتظار جامعه از این دانش هاست. برای دستیابی به تصویر و تعریفی روشن از این دانش ها و وظیفه و جایگاه آنها در کلیت نظام اجتماعی لازم است تعامل سازنده میان دولت، جامعه علمی، بخش خصوصی وحیطه عمومی از دیگر جنبه هایی است که یم تواند تاثیر قاطعی بر شکل گیری موزون علوم انسانی در ایران داشته باشد. بدون یک گفتگوی مستمر سنمی توان به تعریف دانش انسانی مناسب بافت جامعه ایران دست یافت. گروهی که متولی این گفتگوست، جز کنشگران علوم انسانی نمی توانند باشد، زیرا مشکل این علوم در اساس مشکل حرفه ایی آنان است. کنشگران این علوم ناگزیر باید مسئله غیت، تعریف و تلقی های مختلف از این دانش ها را به بحث و گفتگو جمعی با جامعه و دولت بگذارند تا از دل این گفتگوها راه این علوم برای توسعه درون زا فراهم شود.
---------------------------------------------------------
منابع:
1. احمدی فشارکی، حمید (1385)، دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (ره)، تبیان آثار موضوعی (دفتر چهارم) تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، جلد پنجم
2. پاریاد، رحمان و ملکی بهزاد (1385)، جایگاه کشورهای جهان سوم در انتشار تولیدات علمی جهان (مطالعه موردی: کشور ایران)، کنگره ملی علوم انسانی: وضعیت امروز، چشم انداز فردا، تهران، استفند ماه
3. پایا، علی (1383)، موانع پیشرفت علوم انسانی در ایران، نامه آموزش عالی، جلد اول، شماره 7، آذرماه
4. پایا، علی (1385)، آینده علوم انسانی در ایران، فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال دوازدهم، زمستان
5. پایا، علی (1385)، دو رساله در باب فرهنگ، فناوری و اخلاق، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی واجتماعی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
6. حشمت زاده، محمد رضا، محمد باقر (1386)، چیستی و هستی علوم انسانی برخی موانع و راهکارها، فصنامه قبسات، سال نهم، ویژه علوم انسانی
7. حکیمی، محمدرضا، محمد وعلی (1409)، الحیاة، تهران، مکتب نشر الثقافه الاسلامیه، 1408 – 1410 ق.
8. داورپناه، محدرضا(1386)، روابط میان رشته ای در علوم انسانی: تحلیلی استنادی، فصلنامه مطالعات تربیتی و روان شناسی دانشگاه مشهد،شماره 8 مهرماه.
9. دلاور، علی (1387)، مبانی نظری و عملی پزوهش در علوم انسانی و اجتماعی، تهران، انتشارات رشد.
10. رفیع پور، فرامرز(1381)، موانع رشد علمی در ایران، تهران، شرکت سهامی انتشار
11. سجادیان سید محمد (1385)، نقش دانشگاه ها و موسسات آموزشی و پژوهشی در ارتقای علوم انسانی، کنگره ملی علوم انسانی: وضعیت امروز، چشم انداز فردا، تهران، اسفندماه
12. شمشیری، بابک (1385)، اگاهی بخشی و نقادی، بنیادی ترین کارکردهای علوم انسانی، کنگره ملی علوم انسانی: وضعیت امروزه، چشم انداز فردا، تهران، اسفند ماه
13. طباطبایی، جواد (1374)، وضعیت علوم عقلی در تمدن اسلامی، تهران، انتشارات طرح نو
14. عزیزی، نعمت الله (1378)، بررسی چالش ها و نارسایی های تحصیلات دانشگاهی در حوزه علوم انسانی تاملی بر نظرات دانشجویان، فصلنامه اموزش عالی ایران، پاییز
15. فیض، داود (1385)، بررسی جایگاه علوم انسانی در نظام آموزشی، پژوهشی و مدریریتی کشور و ارائه راهکارهای ارتقای آن با استفاده از مدل SWOT، کنگره ملی علوم انسانی: وضعیت امروز، چشم انداز فردا، تهران اسفند ماه.
16. کبکانیان، منصور (1387)، باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران «ایسکانیوز» 11/4/1387
17. کارنما، اسدالله (1385)، نقش نهادهای کشور در ارتقای علوم انسانی (دانشگاه ها و وزارتخانه)، کنگره ملی علوم انسانی: وضعیت امروز، چشم انداز فردا، تهران اسفند ماه
18. گوهری مقدم، ابوذر (1387)، دو ماهنامه داخلی جشنواره بین المللی فارابی، شماره چهارم، مرداد و شهریور
19. مجلسی، محمد باقر (1362)، بحارالانوار، ج 110، چهارم، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

منبع: باشگاه اندیشه
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 132536