اصرار بر برابري نقشها، ازدواج را تحت فشار قرار ميدهد
۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۵۱
تضعيف خانواده به عنوان يک واحد متمايز، مردم را به اين سمت سوق ميدهد که به ازدواج به عنوان قراردادي شبيه ساير قراردادها نگاه کنند و اين مسئله باعث ميشود، فمينيستها بر اينکه طرفين اين قرارداد بايد حقوقي برابر داشته باشند، بيشتر اصرار کنند. متأسفانه اصرار بر برابري نقشها، ازدواج را تحت فشار قرار ميدهد و اغلب سرمايهگذاري زن و مرد در خانواده کاهش مييابد.
به گزارش سرویس زنان جهان به نقل از حورا؛ اليزابت فاکس جنووزه یکی از محققان غربی در زمینه فمنیسم معتقد است: در رشد سرمايهداري و ايدئولوژي اصالت فرد نبايد سبب گمراهي شود تا گمان کنيم تقدس فرد امري جهاني است؛ زيرا اينطور نيست.
وی می نویسد: در بيشتر نقاط جهان، افراد براي ادامه حيات به خويشاوندان متکي هستند و هنوز خانوادهها، از نفوذ قابل توجهي بر اعضاءخود برخوردار هستند. اديان سنتي و حکومتهاي قدرتمند، اولويت را به عضويت در گروه ميدهند.
این پژوهشگر در ادامه می افزاید: حتي کمترين نماي کلي، نشان ميدهد که تأکيد آمريکاييها بر حقوق فرد، در چشم اندازي جهاني و تاريخي چقدر غيرعادي و نابهنجار مينمايد و نابهنجارتر اينکه اطمينان همراه با رضايتمندي باعث شده، آن را ضابطهاي تخطيناپذير پنداريم. رضايتمندي ما را به طور خطرناکي از ديدن موقعيت واقعي بازداشته؛ زيرا ما اصرار داريم هنجار را بنياد تلقي کنيم، در واقع نشان از تحول عظيمي دارد که خود ما نيز هنوز به عمق نتايج و ابعاد آن پينبردهايم.
الیزابت جنووزه با اشاره به این مسئله که يکي از ارزشهاي سرمايهداري که فمينيستها در پي به دست آوردن آن هستند، آزادي جنسي و حق سقط جنين است اینگونه آنها را مورد نقد قرار می دهد:
فمينيستها تفاوتهاي طبيعي ميان زنان و مردان را ناشي از رويکردهاي ارتجاعي يا کليشهاي دانسته و با ذکر آن مخالف هستند و تفاوتها هم نتيجه کار مردان مردسالار است تا از آن طريق بر زنان سلطه پيدا کنند. اما مطالعات اخبار، نشان ميدهد گرايشات جنسي دختران و پسران جوان متفاوت است؛ مردان جوان بسيار بيش از دوست دخترهاي خود مشتاق روابط جنسي هستند. در حاليکه دختران عمدتاً به دنبال تعهد عاطفي ميباشند. بنابراين آزادي جنسي، منافع مردان را تأمين و منافع دختران را به خطر مياندازد.
وی در ادامه تاکید می کند: در واقع آزادي جنسي زنان بدترين خيالبافيهاي جنسي مردان، را جامه عمل ميپوشاند. زماني که زنان، خود را از ضوابط و قواعد رفتار جنسي رها کردند، مردان نيز همين کار را کردند. در جايي که تا همين اواخر بارداري ناخواسته زن به ازدواج اجباري منجر ميشد، اکنون به سقط جنين يا پديده مادران تنها ميانجامد.
این محقق در ادامه با اشاره به نتیجه برخی تحقیقات مانند تحقیقات «جوج آکرلف»، «جانت يلن» و «مايکل کاتز» می نویسد: در دسترس بودن سقط جنين و راههاي پيشگيري از بارداري در اواخر دهه ۱۹۶۰ م و اوايل دهه ۱۹۷۰ م مستقيماً به افزايش ناگهاني مادران تنها منجر شد. آنان معتقدند دسترسي آسان به وسايل پيشگيري از بارداري يا سقط جنين، موجب شده تا زنان جوان ديگر نتوانند براي اجتناب از روابط جنسي پيش از ازدواج يا گرفتن وعده ازدواج در صورت بارداري بهانهاي داشته باشند. با اينکه تعداد زيادي از زنان جوان ديده ميشوند که اشتباهاً از حربه تن دادن به امور جنسي براي جذب و نگهداشتن مردان استفاده کردهاند. تعداد زياد بچههاي متولد شده خارج از چارچوب ازدواج، در عين کاهش ميزان ازدواج، نشان از اين محاسبه اشتباه دارد. در اين حال زنان جواني که تلاش کردهاند به ضوابط اخلاقي اعتماد کنند توفيقي به دست نياوردهاند؛ زيرا با وجود زناني که با روابط پيش از ازدواج هيچ مخالفتي ندارند، مردان نيز انگيزهاي براي توجه به خواسته زناني که روابط جنسي را منحصر به ازدواج ميدانند، ندارند.
این بانوی پژوهشگر در ادامه به نقد رویکردهای دیگر فمنیستها می پردازد و معتقد است: در خصوص نقشهاي زن و مرد نيز فمينيستها نقشهاي سنتي جنسيتي را موجب افزايش استحکام و ثبات خانواده نميدانند. در خانوادههايي که در آن مرد بيش از ۵۰ درصد درآمد خانواده را کسب ميکند، احتمال طلاق کمتر است و هر چقدر سهم زنان از درآمد خانوادگي بيشتر باشد، احتمال اذيت و آزار زن از سوي همسر بيشتر ميشود.
نقد الیزابت جنووزه به تهدید این نگاه برای خانواده اشاره کرده و می افزاید: تضعيف خانواده به عنوان يک واحد متمايز، مردم را به اين سمت سوق ميدهد که به ازدواج به عنوان قراردادي شبيه ساير قراردادها نگاه کنند و اين مسئله باعث ميشود، فمينيستها بر اينکه طرفين اين قرارداد بايد حقوقي برابر داشته باشند، بيشتر اصرار کنند. متأسفانه اصرار بر برابري نقشها، ازدواج را تحت فشار قرار ميدهد و اغلب سرمايهگذاري زن و مرد در خانواده کاهش مييابد. برابري نقشها، تصور قراردادي بودن ازدواج را تقويت ميکند و منجر به محافظت زن و مرد از منافع خود به عنوان مانعي در برابر طلاق ميشود. اگر زن و مرد اميد به بقاء ازدواج نداشته باشند، کمتر راه مصالحه و کوتاه آمدن را انتخاب ميکنند، همچنين احتمال گذشت و ايثار به خاطر خير و صلاح خانواده کمتر خواهد شد اگر زنان، بدانند در آينده براي مخارج خود و فرزندانشان نياز به درآمد دارند، نسبت به اينکه موقتاً شغل خود را کنار بگذارند دچار ترديد خواهند شد. با اين حال اگر زن و شوهر هر دو از صميم قلب به ازدواج متعهد نشوند، احتمال شکست اين زندگي افزايش مييابد. زيرا عدم اعتماد، نتيجهاي جز بياعتمادي ندارد و ضرر توجه طرفين به مراقبت از منافع خود متوجه خانواده و فرزندان ميشود. ميزان قابل پيشبيني طلاق تنها اين درس را به خانوادهها ميدهد که ازدواج و زندگي خانوادگي محتاج چيزي بالاتر از دفاع از حقوق فردي ميباشد. همانطور که دانيل کريتندن نوشته: «در خانواده هيچگاه احقاق حق مطرح نبوده است، بلکه گذشتن از حق- از طرف مرد يا زن – مطرح بوده است».
جنووزه همچنین تاکید می کند: بر خلاف اميد و توقع فمينيستها، نقشهاي سنتي جنسيتي موجب افزايش و استحکام و ثبات خانواده ميشوند. در خانوادههايي که در آن مرد بيش از ۵۰ درصد درآمد خانواده را کسب ميکند، احتمال طلاق کمتر است و هر چقدر سهم زنان از درآمد خانوادگي بيشتر باشد، احتمال اذيت و آزار زن از سوي همسر بيشتر ميشود.
این زن اندیشمند غربی در پایان با نقد بی پروایی جنسی هشدار می دهد که: نمايش عمومي امور جنسي و خشونت تحت عنوان امور ذاتي طبيعت انسان يا آزادي ابراز وجود، در ضمير و تجربه کودکان نفوذ ميکند و عملاً آرمان ضوابط اخلاقي الزامي رااز بين ميبرد. طبيعتاً زماني که اخلاق به يک ترجيح شخصي تبديل شود، ديگر يک ضابطه الزامآور نخواهد بود وترجيح شخصي نيز همان به کارگيري انتخاب مصرف کننده است که شرکتهاي جهاني به شدت از آن پشتيباني ميکنند.
گفتنی است متن کامل این مطلب را می توانید در نشریه حورا شماره 40 مطالعه نمایید.