برخلاف حرفهایی که شایع بود، مثلاً منع مدیران سازمان میراث فرهنگی از مصاحبه با رسانهها، بهراحتی با مدیر روابط عمومی این سازمان ارتباط برقرار کرده و از او وقت ملاقاتی برای گفتگویی رودررو با رئیس سازمان گرفتیم و در روز موعود بههمراه یک ضبط کوچک خبرنگاری به دیدارشان شتافتیم. از همان ابتدا، صبورانه و منطقی جواب پرسشهایمان را به شکلی مفصل دادند. دانستن ذهنیتهای معاون رئیسجمهوری که مورد انتقاد بسیاری از رسانهها قرار گرفته و میگیرد، جالب بود و جالبتر از آن، شناختی تازه بهواسطه این مصاحبه از ایشان پیدا کردیم.
بقایی در حین گفتگو به نکات جالبی اشاره کرد از جمله: پرهیز از خالهزنکبازیهای اداری، اینکه کسی حق ندارد کس دیگر را جاسوس و ضدانقلاب خطاب کند؛ و البته طرفداریهایی هم از کارمندانشان ميكردند. به هر حال ایشان نظراتشان را ارائه کردند و ما نیز برای اینکه حق مطلب ادا شود و در آینده تکذیبیهای برای این نشریه ارسال نشود و اینکه پنجره جزو مغضوبین قرار نگیرد، دخل و تصرف چندانی در گفتگو انجام ندادیم و نتیجهگیری را بر عهده مخاطبان گذاشتیم.
اصل مطلب:
در حوزه میراث فرهنگی، این سازمان با چه معضلاتی مواجه است؟ فقط در حوزه میراث؟
هر سه حوزه مد نظرم است. راجع به میراث فرهنگی باید بگوییم که اولا ساختار مدیریتی و تشکیلاتی نیروی انسانی و محتوایی این سازمان مشکل دارد. ببینید، سازمان میراث فرهنگي دانش و نیروهای بهروزی داشته و افکار جدیدی در آن نفوذ میکرده، ولی متأسفانه افکار موجود در آن بهروز نبوده و در نتیجه ما مشکلات بسیاری در این زمینه داریم. در بسیاری از موارد این افکار با شرایط فعلی جامعه همخوانی نداشته و ندارد. مثلاً در جاییکه حریم درست کرده حالا به امکانات شهری چون تلفن، آب، گاز و... نیاز است، اما 50 سال پیش اين نیاز نبوده. بافت قدیمی را فریز کردهایم، جوري كه هیچکس نمیتواند کاری در آن انجام دهد. با وجود این شرایط، بسیاری حاضر نیستند که از آن ضابطه دست بکشند و در نتیجه میبینیم که یک شهر یا یک منطقه، دچار مشکل میشود؛ این در حالی است که رعایت آن ضابطه هم ضروری نیست و در واقع هیچ تأثیری در کار ندارد و بنا همینطور در حال تخریب است. در این میان، منتقدين یا هیچ راهحلی ارائه نمیدهند یا راهکارهای نشدنی میدهند. بهطور مثال، میگویند همه شهر را بخرید كه اصلا امکان ندارد. کل یک شهر را که دولت نمیتواند بخرد و آن را تخلیه کند. اگر یادتان باشد و خبر شوش را شنیده باشيد، طرف میگفت کل شهر را تخلیه کنید و ... مگر میشود که كل یک شهر 120 هزار نفره را تخلیه کرد!؟ هرچقدر هم میگفتیم، قبول نمیکردند و میگفتند این نظریه کارشناسی است. اما در واقع آنها کارشناس نبودند. کارشناس نباید تکبعدی باشد، بلکه برای تصمیمگیری باید جمیع جهات را در نظر بگیرد.
یعنی سطحهای حرایم یک، دو و سه را در آثار باستانی تغییر میدهید!؟ بله! در حال بررسی این موضوع هستیم. مثلا طوس. سالها بود که میگفتند به این حرایم گاز ندهید و سالها مردم را به این سازمان میکشاندند و درگیریهای بسیار بهوجود میآمد. اما امسال گفتیم که گاز بدهند و ضوابط را هم رعایت کنند، هیچ اتفاقی هم نمیافتد. طرحهایی که ارائه میشد، تنها حول تخلیه کردن میچرخید. سهلالوصولترین کار كه در واقع، نشدنیترین کارها هم بود.
چگونه این مشکلات را حل میکنید؟! ایدهآلها همیشه اول به ذهن مهندسی نشده آدمی میآید؛ بعدها که تفکر میشود در آن مورد، راهکارهای اساسیتری پیدا میشود. به هر حال با برونسپاری مبتنی بر اصل 44 این مشکل را حل کردیم. یعنی بهجای اینکه کارشناسان ما حرایم را مشخص کنند، از بخشهای خصوصی در این حوزه کمک گرفتیم. اتفاقا با این کار، افراد با دید بازتر و منطقیتری برخورد میکنند. این سیاست اصلی ماست که زمان میبرد.

مشکلات دیگر سازمان میراث فرهنگی کدامند؟! مشکل دیگر ما بحث اعتبارات است. میراث فرهنگی برخلاف اسم بزرگش، بودجه کمی دارد. کل بودجه سازمان 100 میلیارد تومان است که از این مقدار 60 میلیارد تومان آن به ميراث تخصیص یافته است که 60 درصد میشود. حال این بودجه را تقسیم بر 30 استان کنید، شاید به هر استانی 2 میلیارد تومان بیشتر نرسد. فقط یک عدد و رقم ساده بگویم. چیزی حدود 30 هزار اثر ثبتی در کشور داریم. اگر هرکدام بهطور متوسط در سال100 میلیون تومان فقط هزینه نگهداری داشته باشند رقم موردنياز براي آن، چیزی حدود 3 هزار میلیارد تومان است یعنی در همين يك مورد ما با چیزی حدود 2 هزار و 940 میلیارد تومان کسری بودجه مواجه هستیم. این يكي از مشکلات ماست!
هر از گاهی هم وقتي تمام مسئولان میراث فرهنگی را متهم به تخریب آثار میکنند، در پاسخ میگوییم که بودجه نداریم؛ آنوقت ما را ضعیف و بیعرضه خطاب میکنند. وقتی در حساب پول نداریم، چهکار میتوان کرد؟! در حال حاضر، از این 30 هزار اثر چیزی حدود 8 هزار مورد در ردیف خرید هستند. 8 هزار اثر هم در نوبت ثبت هستند. فكر كنيد برای هر يك از این موارد چیزی حدود 200 میلیون تومان (بهطور متوسط) پول لازم باشد، فقط حدود هزار و 600 میلیارد تومان بودجه در این حوزه احتیاج داریم.
در چنین شرایطی ما آمدهایم مشكل را به اين ترتيب حل كردهايم كه گفتهایم: سازمان میراث فرهنگی سازمانیست که نقش حاکمیتی داشته و قرار نیست که همه امور را خود انجام دهد. شهرداریها، استانداریها، فرمانداریها و بخش خصوصی و... باید وارد صحنه شده و از آنها در این حوزه استفاده شود. مثلا ما آمدیم و آن 8 هزار خانه را خریدیم. چه کار باید بکنیم؟! سه برابر آن باید هزینه کنیم تا از آنها نگهداری کنیم. لذا این حوزه، با این حجم کار زیاد و بودجه كلاني كه نياز دارد، حوزهاي نيست كه تنها به میراث فرهنگی برگردد؛ مثل مسئله امنیت یا آموزش و پرورش که یک حاکمیت کلان وجود دارد، ولی در قبال آنها همه مسئولند. گاهی برخی از مسئولان دولتی در سازمان ميراث قرار میگذارند و در طی جلسهاي اعلام میکنند که ساختمان اداری ما تاریخی است، پول بدهید تعمیرش کنیم! ما هم میگویيم که به این سازمان ارتباطی ندارد. سازمان میراث فرهنگی مثل سازمان ثبت احوال میماند. ما فقط شناسنامه صادر میکنیم. هزینه نگهداری بچه، دیگر به ما ارتباطی ندارد! دستگاههای دیگر و افراد دیگر متولیاند.
یکی دیگر از بزرگترین مشکلات ما حجم نیروی انسانی بالای این سازمان است. بهطور مثال شما میخواهید طی یک پروژه، مرمتی را انجام دهید كه به شش ماه زمان نیاز دارد تا اين پروژه مرمت اجرا شود. واقعا چه نیازی است که یک کارمند داشته باشیم و یک سال حقوق و مزایای آن را بدهيم که تنها شش ماه برای سازمان کار کند؟! ما بسیاری از کارها را باید برونسپاری کنیم. ما چیزی حدود 3 هزار نفر در ستاد تهران داشتیم. این تعداد پرسنل رقمی است برای خود! یعنی سالی 46 میلیارد تومان، هزینه جاری هست و سالی 41 میلیارد تومان، حقوق و هزینه پشتیبانی آنهاست. آنوقت در چنین شرایطی از ما انتظار دارند که در حوزه گردشگری تبلیغ کنیم. آخر با 5 میلیارد تومان میتوان این کار را کرد؟ فقط یکبار بخواهیم در صدا و سیمای خودمان تبلیغ کنیم، رقمهای بسیاری را از ما طلب میکنند.
همین کشور ترکیه که اینقدر از آن تعریف میکنیم، تازه ما نمیخواهیم گردشگریمان مثل ترکیه باشد؛ چراکه مدل گردشگری ما با آنها فرق دارد، به هر حال وزیر گردشگری ترکیه به من ميگفت که هزینه تبلیغات سالیانهشان چیزی حدود 300 میلیارد تومان است که 250 میلیارد تومان آن را بخش خصوصی میدهد و 50 میلیارد تومان را دولت! در حال حاضر، اگر به بخش خصوصی ایرانی بگوییم که غرفه زدهایم بیایید شرکت کنید، میگویند نمیشود و...؟!
بعد میگویند که گردشگری چنین و چنان است! برای انجام تبلیغات در شبكه الجزیره یا رسانههای معتبر جهانی 4 - 3 میلیارد تومان پول نیاز است. تازه بعد از آن هم صدا و سیمای خودمان اعتراض ميكند که چرا به ما تبليغ نمیدهید؟! خوب آخر چه کسی این صدا وسیما را تماشا میکند که ما در آن تبلیغ کنیم! آیا باید تبليغ معرفی ایران برای کشورهای اروپایی، در صدا و سیمای ایران صورت بگيرد؛ ضمن اینکه وظیفه ذاتی صدا و سیماست که ایران را تبلیغ کند. به هر حال اینها چالشها و برنامههای اجرایی ماست و ما هم تنها به درد دل نپرداختهایم و یک به یک در حال برنامهریزی و کار هستیم.
اینکه میگوییم برونسپاری، یکی از سیاستهایش همین است. کار وقتی که برونسپاری میشود، قابلکنترل و اندازهگیری است. همه میدانند که هیچوقت کارگر روزمزد کار را پیش نمیبرد. اما اگر کنترات بدهید، کار 20 روزه در هشت روز تمام میشود. این شيوه در کارهای پروژهای طبیعتاً بهنفع ماست. همین کار مراسم منشور کوروش را برونسپاری کرده و عمل کردیم. راحت بودیم و حرص هم نمیخوردیم. اگر هم طرف کارش را درست انجام ندهد، پولش را نمیدهیم. مشکلات و چالشهای ما گوناگون است که کمکم با برنامه داريم جلو میرویم. خیلی از اين اعتراضها، به همین سیاستهای ماست. اما چارهای نیست. هرکس دیگری بیاید، جای ما بنشیند، باید همين کار را انجام دهد و چارهای جز این ندارد. این راه را که ما اختراع نکردهایم. هر کسی بیاید اینجا، مجبور است نیرو را کم و تخصصیتر كند و در پروژههاي اجرايي برونسپاری انجام دهد.
مثالی بزنم: در حال حاضر، اکثر دانشگاههاي شهرستانهای کشور، رشتههای باستانشناسی دارند و همینطور فارغالتحصیل تحویل میدهند. مثلا دانشگاه آزاد ایلام ترمی 25 نفر فارغالتحصیل میدهد. اینها کجا میخواهند کار کنند؟! برای این رشته هم هیچجایی جز سازمان میراث فرهنگی کار موجود نيست. باید اینها را کمکم ساماندهی کرده و برونسپاری کنیم. نمیتوانیم که بگوییم به ما ارتباطی ندارد! در دانشگاه
” عملا روزنامههای همشهری و شرق ما شدهاند بازاریاب کشورهای خارجی! عملا شدهاند واحدهای تبلیغاتی آنها!؟ چون آژانسهایی که از اینجا میبرند کارهایشان را به آژانسهای آنجا میسپارند. “
دزفول هم ترمی 30 نفر فارغالتحصیل میشوند. آن زمان گذشت که تنها گروهی این کار را انجام میدادند. باید این نیروی عظیم را با برنامهریزی به نیروهای متخصص تبدیل کنیم.
بحثی در آمار گردشگری وجود داشته و دارد حتی از زمان آقای مشایی! همان بحث نفرسفر که ماجرای آن را میدانید. بهنظر شما چه کار باید کرد؟ به هر حال، ورودی را شما یک عدد میگویید، گمرک یک عدد دیگر اعلام میکند و...؟ مشکل کجاست؟! ما ورودی را از گمرک میگیریم. اختلاف همیشه سر گردشگر و مسافر است. راهکارش را اول میگوییم و بعد دلیلش را. راهکارش هم این است که عزیزانی که بین مسافر و گردشگر تفاوت قائل نیستند، باید بروند و خودشان را بهروز کنند. هنوز مثل گذشته فکر میکنند. خودشان را باید بهروز کنند و بپذیرند این منطق را که تفکرشان قدیمی است.
حالا پاسخش چیست؟ ببینید گمرک اعلام میکند که سالی 2 میلیون نفر مسافر وارد کشور شده است. اینها میگویند نه، چون این 2 میلیون نفر از طریق آژانس نیامدهاند، گردشگر نیستند. این حرف درست است. هر گردویی گرد است، ولی هر گردی گردو نیست! این را باید بفهمند، اما نمیفهمند و مشکل ما الان این است. اینها فکر میکنند که هر گردی که گردو نبود، گرد نیست و باید کنار گذاشته شود. پاسخ آن مشخص است. بحثی به نام سفر و مسافر داریم. در اصل ما سازمان سفر هستیم.
سفر یعنی چه؟ سفر عاملی دارد به نام مسافر و مسافرت! حالا به هر دلیلی ميتواند صورت بگيرد، گاه دليلش درمان است که به آن توریسم درمانی میگویند! گردش است یا تجارت! مسافر وقتی که سفری را انجام میدهد یک سری هزینههایی را میکند که درآمد بهوجود میآورد که به آن درآمد صنعت گردشگری میگویند! کاری نداریم برای درمان آمده یا هرچیز دیگری؟! به همین دلیل است که میگویند توریسمدرمانی! اگر صرفا ملاک، گردشگری بود که دیگر توریسمدرمانی در دنیا معنا نداشت! از اینهایی که انتقاد میکنند، باید پرسید که پس توریسمدرمانی یعنی چه؟! آیا توریسم زیارتی فقط میرود یکجا زیارت میکند و برمیگردد. نه اینطور نیست! آنها هتل میروند، سوغاتی میخرند! به هر حال درآمد گردشگری ایجاد میشود. به همین دلیل میگوییم که این 2 میلیون نفر، درآمدی ایجاد میکنند که در سبد گردشگری میرود. وقتی ما این را میگوییم، برخی میگویند: این درست نیست! این امر دیگر مشکل ما نیست و مشکل آنهاست، چراکه نمیخواهند قبول کنند.
2 میلیون نفر به کشور آمدهاند و بالاخره هرکدام 10 هزار دلار خرج کردهاند میشود 2 میلیارد تومان! حالا ما یک قدم جلوتر میآییم و میگوییم چهکسی میگوید که آن کسی که به ایران برای تجارت آمده، از موزهها بازدید نکرده و سوغاتی نخریده است؟ چهکسی میتواند این مورد را اثبات کند. لذا تمام دنیا مبنایشان را بر ورودیها میگذارند. آمار ورودیها کجاست؟ یکی دست نیروی انتظامی، یکی هم نزد گمرک. تازه ما ورودی را از نیروی انتظامی نمیگیریم، بلکه از گمرک میگیریم، که عددش کمتر است. چرا؟ چون برخی از مسافران ما کالای گمرکی ندارند یا از مسیرهای ویژه میآیند که اصلا در لیست گمرک نمیروند. آنوقت خیلیها این آمارها را زیر سئوال میبرند!
رسانههای ما باید اینجا حرفهای برخورد کنند، منتها خیلی از آنها سیاسیاند و دنبال این هستند که دولت را و آمارهای دستگاههای دولتی را زیر سئوال برده و منفی نشاندهند و بگویند که مثلا کاری انجام نمیشود! در حاليکه مقام معظم رهبری گفتند که آمار دستگاههای دولتی را زیر سئوال نبرید. اما آنها برای اینکه سابقه دولت را خراب کنند؛ یکی را هم میآورند که بگوید مثلا اینطور نیست!
خاطرم میآید چندی پیش یکی از این افرادی که خیلی هم مدعی است و سمتی نیز در اتحادیه آژانسها و اتوبوسها دارد و زیاد هم صحبت میکند؛ گفته بود که کمر گردشگری شکسته شده و ما 90 درصد گردشگر از کشور میبریم و...! من دادم بررسی کردند و دیدیم که آمار ورودی این فرد 10 درصد بود و آمار خروجیاش 90 درصد بود! خوب آیا کسی باید از گردشگری دفاع کند که خروجیاش 90 درصد است؟! مثل این میماند که قاچاق کنی و فریاد کنی که قاچاق، کشور را برد!
بعد از فهم این موضوع چه اقداماتی انجام دادهاید؟! برای اینکه جلوی چنین مواردی را بهطور منطقی بگیریم، طرحی را اجرا کردیم. دیدیم 90 درصد آژانسهاي ما در حال بردن مسافر و تور به خارج از کشور هستند. خب دولت که وارد اجرا نمیشود. اینها تجار حوزه ما هستند. مثل اقتصاد که بازرگانان، تجارت را انجام میدهند، اینها هم بازرگانان ما هستند. مثل بخش اقتصاد گفتیم واردات در برابر صادرات، یعنی خروجی در برابر ورودی! یعنی هر سه نفری که میبرید خارج، باید یک نفر را بیاوریيد داخل! باز به همین هم انتقاد کردند که اینها نمیفهمند و... ما که نمیتوانیم مسافر بیاوریم. پس اگر شما نميتوانيد مسافر به كشور بياوريد، باید چهکار کرد؟!
ديگر اینکه وقتی اين مؤسسات نمیتوانند آنقدر مسافر بیاورند که لااقل بخش عمدهای از هزینههای تبلیغات گردشگری را تأمین کند (مثل همان ترکیه)، نشستن و غر زدن راحت است و من هم بلدم! اما راهکار باید داد. راهکار عملیاتی نه ایدهآل ذهن خودت که شب بخوابی صبح بلند شوی و بگویی که این ایده است!؟

میدانید سالی چقدر تبلیغ میشود برای گردشگری در روزنامهها؟! خودشان آمار دادند سالی 50 میلیارد تومان! رقم چقدر درشت است! شما در نظر بگیرید چند رسانه میخورند، در این حوزه؟ همشهری، شرق و یکی دو روزنامه دیگر! اگر این توزیع میشد در میان باقی رسانهها چه غوغایی میکرد. همه هم در حوزه تورهای خارجی است. یعنی عملا روزنامههای همشهری و شرق ما شدهاند بازاریاب کشورهای خارجی! عملا شدهاند واحدهای تبلیغاتی آنها!؟ چون آژانسهایی که از اینجا میبرند کارهایشان را به آژانسهای آنجا میسپارند. مثلا آژانسی در ترکیه كه باید بیاید اینجا آگهی بدهد، از طریق یک آژانس ایرانی کارهايش را انجام میدهد. تازه صدایشان هم بلندتر از همه است. مثلا روزنامه همشهری را نگاه کنید. بیشتر از همه غر میزند و منتقد است؛ چراکه بیشتر از همه درآمد كسب ميكند! یعنی اگر آگهیها را از او بگیرند، بیشتر از همه ضرر میکند. ضمن اینکه مراکزی را هم تبلیغ میکند که مفسدهانگیز است! یعنی حالا بگذریم که جایی مثل معبد بهاییها را تبلیغ میکند. ما واحد گذاشتهایم که این موارد در حال جمعآوری و کنترل است و همه را هم درآوردهایم. مواردی را درآوردهایم که از نظر ما منفی است و حق ندارند تبلیغ کنند. اصلا برایشان مهم نیست، نظارتی بر آنها نیست و خب آنها هم فقط میخواهند پول بگیرند. اینها كارهايي است که ما در حال انجام هستیم وگرنه غر زدن که هنر نیست! پس منطقی برویم جلو و بگوییم دو دو تا میشود چهار تا!
آقای بقایی! چند سال پیش شعارهایی را سازمان برای توسعه گردشگری در نظر گرفت که بهنظر میرسد، الان هم همین حرفها را میزنیم. مثلا چند سال پیش اعلام کردیم گردشگری دریایی را توسعه میدهیم، ولی بهتازگی آقای موسوی مدیر عامل جدید قشم نیز همان شعار را میدهد و همان برنامه را پیش گرفته است. این را چگونه ارزیابی میکنید؟ بهنظر میرسد پارادوکسی در این میان در ذهن مخاطب ایجاد میشود که همان کاری را که چهار سال پیش ادعا کردهاید، دوباره از سر گرفتهاید؟ آیا بهراستی کاری انجام نمیشود؟! ببینید این شعار نیست. این یک هدف است.
خب، برنامه و هدف بوده است، یعنی پس از چهار سال هیچ اتفاقی در آن برنامه نیفتاده که مدیری دوباره همین را تیتر رسانهها ميکند!؟
نه، ببینید این یک برنامه است و شعار نیست. این یک هدف است. اگر شما بیایید و برنامههایتان را اعلام کنید، میگویند شعار است.
این برنامهها انجام نشده؟!
چهکسی میگوید که در عرض سه چهار سال میشود چنین کار بزرگی را انجام داد؟ مثل این میماند که شما از اول دبیرستان برای رفتن به کنکور برنامهریزی کنید و چند سال بعد بگویند که بابا چرا اینقدر شعار میدهید و این را چهار سال پیش هم گفتی!؟
ببینید، اجراي برنامه زمان نیاز دارد و باید این زمان را طی کند تا بالاخره راه بیفتد. در زمان آقای مشایی هم این اتفاق افتاده بود و انتقاداتی به ایشان میشد؛ چون فکر میکردند که هتلسازی یکشبه است و یکشبه میتوان مناطق نمونه گردشگری راه انداخت. پروژههای عمرانی زمانبر است.
یادم میآید چند سال پیش مدیرعامل یکی از شرکتهای ما اعلام کرده بود که ظرف یک سال هزار دستگاه سرویس بهداشتی میسازیم. اولین نفر یقهاش را خود بنده گرفتم و گفتم که چرا چنین گفتوگویی انجام دادهای؟! یا تو شمارش بلد نیستی یا عمدا این کار را میکنی؟ اصلا در عمرت ساختمان نساختهای؟! مگر میشود در عرض یک سال هزار، سرویس بهداشتی ساخت و در اینخصوص بنده هم مصاحبه کردم، ولی مصاحبه بنده کار نشد، اما برای ایشان کار شد. حداقل برای ساخت این هزار سرویس بهداشتی چهار تا پنج سال زمان نیاز بود. لذا این برنامه شعار گردشگری هم همینطور است. شعار نیست، برنامه است. بهنظر من حداقل 10 سال طول میکشد که به آن اهداف برسیم.
میدانید ترکیه چقدر سابقه در حوزه گردشگری دارد و الان به اینجا رسیده است، تازه با آن عدم محدودیتهایی در آنجا هست و اصلاً سیاستشان به ما نمیخورد. از سال 1982 شروع کرده است، آن زمان ما در جنگ بودیم، الان 2010 هستیم؛ چند سال میشود؟ نزدیک به 30 سال است که شروع کرده و به اینجا رسیده است. ما چند سال است كه شروع کردهایم؟ چهار یا پنج سال! تازه با این رقابت! آن زمان که رقابت نبود. الان همه کشورهای اطراف شروع کردهاند که ما میخواهیم گردشگر بیاوریم. استرالیا چقدر است؟ استرالیا دقیقا 45 سال است که در حال کار است. همه میگویند چرا ما مثل آنها نشدهایم؟! آخر عزیز من آيا رسانههاي ما به رسانههاي آنها شبیه شده است که شما انتظار دارید گردشگری ما هم مثل آنها بشود؟! آنطوری شود!؟ اتفاقا همهچیزمان به همهچیزمان میآید!؟
________________________________________
مطالب مرتبط:
1- آواز خوش/ گزارشی از حاشیههای سازمان میراث فرهنگی
2- دنبال عوامل مقصرهستند نه عوامل مؤثر/ گفتگو با دكتر احمد روستا
3- سربازی برای تمام ایران/ گفتگو با مدیر موزه ملی ایران