| هدف بلندمدت تحريمهاي آمريكا اژدهاي سرخ است نه ايران |
| يکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۱۴ |
دولت آمريكا در ماههاي ابتدايي سال جاري ميلادي حركت وسيع تبليغاتي را آغاز كرده است كه بر اساس آن چين را وادار سازد تا با تحريمهاي سخت عليه ايران موافقت كند، حركتي كه برخي معتقدند در بلند مدت اقتصاد چين را بيش از ايران تهديد ميكند.
به گزارش فارس، در ماههاي ابتداي سال جاري ميلادي و با به بنبست رسيدن تلاشهاي آمريكا براي متوقف ساختن غنيسازي و در اصل كل برنامه هستهاي ايران، نهادهاي ديپلماتيك و مراكز استراتژيك آمريكايي و به تبع آن غربي حركتي هماهنگ را براي راهاندازي مكانيزم تحريمهاي سختتر عليه جمهوري اسلامي كليد زدند.
بر اساس اين طرح قرار بر اين بود تا تحريمهاي فلجكنندهاي عليه ايران فعال شوند كه از آن طريق جمهوري اسلامي مجبور شود تا از موضع حفظ برنامه هستهاي خود عقب بنشيند، اگر چه گفته ميشد كه سعي بر اين است تا اين تحريمها بصورت هوشمند طراحي شوند و تنها برخي از نهادهاي ايراني را هدف قرار دهند، اما بر روي ميز بازي، آمريكائيها در محاسبات خود هيچگونه محدوديتي را بر نميتابند. با اين همه اين تحريمها همچنان عملي نشدهاند. دليل آن هم آنچنان كه گزارشهاي منابع غربي اذعان كردهاند، عملي نشدن اجماع قدرتها است.
در واقع مشكل بزرگ غرب همراهي نكردن دو قدرت اصلي رقيب غرب در شرق، يعني روسيه و چين بوده كه هر دو از اعضاي دائمي شوراي امنيت و داراي حق وتو نيز هستند.
گزارشهاي منابع بررسي استراتژيك غربي از جمله "بنياد هرتيج " مساله اصلي عملي نشدن اجماع عليه ايران را چين ميدانند، كارشناسان هرتيج كه از مراكز تحقيقات استراتژيك با سابقه آمريكا است معتقدند كه مانع اصلي در مسير تحريم "چين " بوده و در صورتي كه چين حاضر به همكاري شود، هدف روسيه بسيار سهلالوصولتر خواهد بود.
* مشكل چين
بررسيهاي انجام شده توسط مراكز آمريكايي درباره چين نشان ميدهد كه چالش اصلي چين در برابر ايران اقتصادي است تا استراتژيك. البته نبايد فراموش كرد كه اقتصاد براي چين اهميتي استراتژيك دارد.
اين منابع تاكيد ميكنند كه نياز فزاينده چين به انرژي سبب شده است تا اين كشور در برابر منابع تأمين انرژي بسيار محتاطانه برخورد كند. ايران براي چين يكي از اين منابع و البته يكي از مهمترينها است.
چين استراتژي دهههاي آينده خود را براي دستيابي به سكوي اول اقتصاد جهان، بر اساس "عدم برخورد " قرار داده و بر اساس همين استراتژي است كه از چالش جدي ديپلماتيك بخصوص اگر منابع استراتژيكاش را تهديد كند، پرهيز ميكند. مقاومت جمهوري خلق چين در برابر درخواست غرب و تلاش اين كشور جهت آزرده نساختن ايران با توجه به همين نكته قابل تعريف است.
براي سرزمين اژدها هيچ چيز مقدستر از حفظ رشداقتصادي 8 درصدي نيست و از همين جاست كه تجارت انرژي و بازار ايران براي چين اهميت مييابد.
* معماي عربستان
بر اساس برآوردهايي با نتايجي شبيه آنچه پيش از اين مطرح شد، دستگاه ديپلماسي آمريكا براي رفع نگراني چين فعال ميشود. هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا در سفري كه به عربستان و چند كشور منطقه داشت از آنها براي حل اين معضل كمك ميخواهد تا به كمك آنها بتواند چين را به اردوگاه مقابله با جمهوري اسلامي انتقال دهد. در نهايت عربستان ماموريت مييابد تا طي مذاكراتي به چينيها تعهد بدهد در صورت قطع صادرات نفت ايران جاي آن را با نفت ارزان قيمت پر كند. "سعودالفيصل " وزير امور خارجه عربستان اين مسوليت را برعهده ميگيرد.
بر اساس پيشبينيهاي كارشناسان غربي در صورت پذيرفتن پيشنهاد غرب كه عربستان به نيابت، آن را به چين عرضه كرده است، احتمالا چين با بيميلي به تحريمهاي سختتر عليه ايران تن خواهد داد. اما آيا اين تمام ماجرا است؟
*آيا چين خود يك هدف است؟
فرضيههاي موجود تنها فرآيندهاي بينالمللي در كوتاه مدت را پيشبيني ميكند و البته تنها بر هدف قرار دادن ايران تمركز پيدا كرده سخني از تاثيرات بلند مدت اين تغيير توازن به ميان نميآورد.
با جدي شدن اثرات بحران اخير اقتصادي، جايگاه چين و خيز بلند اما تدريجي اين كشور در اقتصاد جهاني، بيش از گذشته سياستمداران آمريكايي كه براي سالها بر بزرگترين اقتصاد جهان و قدرت بلامنازع اقتصادي حكم راندهاند، به تكاپو افتادهاند.
در صورتي كه ايران هستهاي براي آمريكا و غرب تهديدي در منطقه خاورميانه محسوب شود، چين در بلند مدت موجوديت اقتصادي آمريكا را بصورت كامل تهديد ميكند و اين خطر اگرچه در دهههاي آينده خواهد بود، ولي جدي است.
كمترين نتيجهاي كه "پروژه عربي - آمريكايي نفت براي چين " جهت مقابله با پكن عايد غرب ميكند- اگرچه به ظاهر اين پروژه عليه ايران طراحي شده باشد- حذف منابع مستقل و مطمئن تامين انرژي از اطراف چينيها و ايجاد وابستگي بيشتر اين كشور به منابع انرژي است كه در كنترل غرب يا دوستان غرب، مانند عربستان، قرار دارد.
در چنين شرايطي امكان مانور از چين گرفته شده و با دور شدن ايران مستقل، چين از نظر تامين انرژي به شدت آسيبپذير خواهد شد.
برخلاف آنچه در نگاه اول جلب نظر ميكند، "پروژه نفت ارزان براي چين " در حقيقت همان حقه قديمي "دانه و دام " است، دامي كه نمونه ديگري از آن براي روسيه آماده شده؛ آمريكاييها ميخواهند با يك تير دو هدف را مورد اصابت قرار دهند اول ممانعت از شكلگيري يك قدرت مستقل در منطقه استراتژيك خاورميانه و در بلند مدت جلوگيري از ظهور قطبي جديد كه قدرت غرب را به چالش بكشد.