داخلی » مقاله » فرهنگ و هنر
این برنامه جسورانه
محمدحسین جعفریان
۱۲ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۴۱
نوع میهمانها و نوع موضوعاتی که راز بهسراغ آنها میرفت، باعث شد تا یک طیف قابلتوجهی از میهمانانی آنجا دعوت شدند که به تلویزیون دعوت نمیشدند یا خودشان نمیآمدند و به همین ترتیب طیفی از بینندگان و مخاطبان با تلویزیون آشتی کنند.
در میان برنامههایی که طالبزاده روی آنتن شبکه چهارم سیما برد، حضور محمد حسین جعفریان، شاعر و مستندساز، در یکی از این برنامهها بازتابهای زیادی داشت. برنامهای که بهدلیل بازخوانی ناگفتههای جعفریان، جایگاه ویژهای در میان مردم پیدا کرد و حتی کلیپهایی از بخشهای مختلف آن نیز روی گوشیهای تلفن همراه رد و بدل شد.
جعفریان شاعر، مستندساز، روزنامهنگار و خبرنگاری است که ۴۳ سالگیاش را پشت سر میگذارد. او در برههای رایزن فرهنگی ایران در افغانستان بوده است، اما جعفریان را باید در گزارشهایش در مورد جنگ افغانستان، بهویژه ساخت مستند معروف «حماسه ناتمام» از زندگی احمدشاه مسعود جستوجو کرد. این مستند ساز در سال ۱۳۷۲ در شمال شرق افغانستان مجروح شد. درباره او میگویند که از معدود خبرنگارانی است که با ملا عمر، رهبر طالبان دیدار داشته.
«راز یک جسارت بود» این اصلیترین تعریفی است، که محمدحسین جعفریان از برنامه طالبزاده ارایه میدهد. به باور جعفریان این جسارت در بسیاری، وجود دارد اما شاید این فرصت به آنها داده نشده است: «نادر این اقبال را پیدا کرد که این فرصت به او داده شد و اگر این فرصت را به بعضی از بچههایی هم که در راز آمدند و حرفهایی را زدند داده میشد، شاید آنها هم قادر بودند پای کسانی را به تلویزیون باز کنند و با حفظ خطوط موردنظر صدا و سیما، حرفهایی را برای گفتن داشته باشند که بسیار برای مردم و مسئولان تازه باشد.»
جعفریان راز را فرصتی میداند که نصیب نادر طالبزاده شده، چون او علاوهبر دارا بودن دانش برنامهسازی، با آدمهای جدی جلیس و انیس است: «تمامی این عوامل دست بهدست یکدیگر دادهاند تا برنامه یک نگاه کاملا حسابشدهای داشته باشد و راز بهسمت و سوی برنامههای خستهکننده گرایش پیدا نکند و برخلاف گفتوگو محور بودنش، بسیار مورد استقبال واقع شود.»
جعفریان معتقد است: «اگر برنامه راز با همان روند قبلی ادامه داشت، بسیاری از برنامههای تلویزیون را قبضه میکرد. پژواک برنامه در مطبوعات و میان مردم ظهور و بروز پیدا کرده بود که پخش شامگاهی آن، تعطیل و به هفتهای یک شب تبدیل شد و از این نظر کنش و واکنشی را که میتوانست با مخاطب خود ایجاد کند از دست داد.»
میهمانهای متفاوت
یکی از مهمترین شاخصههای راز را باید در تفاوت نوع میهمانان این برنامه دانست. به تعبیری نادر طالبزاده پای کسانی را به جام جم گشود که در شرایط عادی حضور آنها در قاب جادویی تلویزیون دور از انتظار بود. این موضوعی است که جعفریان هم بر آن تأکید میکند: «نوع میهمانها و نوع موضوعاتی که راز بهسراغ آنها میرفت، باعث شد تا یک طیف قابلتوجهی از میهمانانی آنجا دعوت شدند که به تلویزیون دعوت نمیشدند یا خودشان نمیآمدند و به همین ترتیب طیفی از بینندگان و مخاطبان با تلویزیون آشتی کنند.»
این مستندساز جوان، آشتیِ بخشی از جامعه با راز را یکی از مهمترین اتفاقهای این برنامه توصیف میکند و با تعریضی به یکی از دیالوگهای نادر طالبزاده در برنامه راز، تأکید میکند: «اگر ۱۰سال پیش این اتفاق میافتاد، شاید خیل کسانی که باید امروز در تلویزیون باشند یا برنامههای تلویزیون را ببینند، تا به حال با تلویزیون قهر نکرده بودند و خیلی زودتر جلوی این اتفاق گرفته میشد.»
اما به باور جعفریان، نبودن برنامهسازان خردمندی که بتوانند این مسیر را جدا کنند، باعث شد تا راز خیلی دیر روی آنتن برود. به همین دلیل بدیع بودن راز، ایجاد پایگاههای اجتماعی در میان مردم و جذب مخاطب را بهدنبال داشته است؛ به تعبیری بهدلیل تفاوت جنس برنامه نادر طالبزاده با سایر برنامههای گفتوگو محور، اقبال مخاطبان نیز با راز همراه شد.
محدود اما تأثیرگذار
اما در کنار تمامی «اولین»هایی که نادر طالبزاده با برنامه راز به خانواده صدا و سیما تقدیم کرد، کاستیهایی نیز در جریان این برنامه وجود داشت، که از چشم تیزبین منتقدان دور نماند.
محمدحسین جعفریان، محدود بودن طیف میهمانان راز را بهعنوان اصلیترین نقد خود به برنامه راز مطرح میکند و میگوید: «نادر طالبزاده بر اساس محدودیتی که داشت، طیف میهمانان را مقدار زیادی از دایره دوستان خودش انتخاب کرده بود، علیرغم اینکه نادر آدم وسیعالمشربی است. یعنی وقتی میگوییم دوستان نادر، طیف گستردهای از آدمها در تمامی ردهها شامل میشود، اما طیف میهمانان راز محدود بود.»
«کار عجولانه» را باید دومین نقد یکی از جنجالیترین میهمانان راز دانست. جعفریان معتقد است: «راز پشتیبانی حرفهای ندارد و بسیاری از کارها فیالبداهه انجام میشود. فیالبداهه بودن عنصری است که باعث میشود قوت راز تنها در فکر نیرومند و جسارتی باشد که در طالبزاده نهفته است؛ این در حالی است که راز میتوانست با جذابیتهای بیشماری که به همراه دارد، به یک الگوی ماندگار در ژانر خود تبدیل شود.»
جعفریان در بخش دیگر بهسراغ مقایسه راز با برنامههای گفتوگو محوری از جنس خود میرود و تأکید میکند: «در برابر برنامههای عریض و طویل، پر سر صدا و پر هزینهای که پخش میشد، این برنامه با حداقل امکانات و با داشتن یک مجری که میدانست چه میکند، از سوی مردم پذیرفته شد.» بهگفته جعفریان، طالبزاده در اجرای این برنامه، به هیچکس باج نداد و این موضوع، راز را به یکی از ماندگارترین برنامههای میزگردی سالهای گذشته صدا و سیما تبدیل کرد.
افغانستان به روایت تصویر
در جریان حضور محمدحسین جعفریان در برنامه راز، در کنار تمامی نقدهای صریح این هنرمند، بخشهایی از فیلم این مستندساز در شمال افغانستان به نمایش گذاشته شد که در میان کلیپهای مورد توجه مخاطبان در فضای اینترنت نیز به چشم میخورد. جعفریان اگرچه بخشهایی از درددلهایش را مطرح کرد، اما نتوانست سرنوشت مستند خود در افغانستان را روشن کند؛ مستندی که در جریان ساخت، دو نفر از عوامل آن در افغانستان کشته شدند.
این مستندساز درباره فیلم خود میگوید: «برای ساختن مستند، قراردادی را با صدا و سیما بسته بودیم که به سبب کشته شدن دو نفر از عوامل در سال ۱۳۸۲ در شمال افغانستان، این کار مدتی به تأخیر افتاد و مشکلاتی که در پی آن ایجاد شد. اما چند سال بعد خود من بهدلیل مجروح شدن دو - سه سال در بیمارستان بودم که باعث تأخیر تحویل کارها به تلویزیون شد و در این فاصله مدیران مربوطه عوض شدند؛ من هم نتوانستم آنها را قانع کنم که گذشت زمانی را بر من ببخشند و آنها هم مصر شدند که هزینه را برگردانیم. این در حالی است که کار، تصویربرداری شده بود.»
به گفته جعفریان این مستند هشت سال پیش ساخته شده، ۱۷ قسمت آن تدوین شده و هماکنون راشهای آن نیز موجود است. او فرصت را مغتنم میشمارد و دوباره حرفهایش را تکرار میکند: «اگر هماکنون بخواهید این مستند را بسازید، باید افزون بر میلیاردها تومان هزینه کنید. این در حالی است که این مستند فیلمبرداری شده، بخشهایی تدوین شده و مهمتر از همه، دو نفر در جریان ساخت آن جان باختهاند.»
مستند محمدحسین جعفریان، در شمال افغانستان تصویربرداری شده و درباره مزارع کشت تریاک در افغانستان، خردهفرهنگهای موجود در افغانستان و درگیریهای بعد از سرنگونی طالبان است. او حتی شیوه حضور آمریکاییها در جامعه افغانی را نیز به تصویر کشیده است که در نوع خود بینظیر است و میتواند فقر تصویر در این موضوع را جبران کند.
جعفریان در توضیح ماجرای فیلم خود میگوید: «دوربین، آدمی را تعقیب میکند که در روستایی دورافتاده، در نزدیک مرز چین در افغانستان ازدواج میکند، این شخصیت، یکی از دو نفری است که در جریان ساخت مستند کشته شدند و از این نظر مستند بهکار بکر و منحصر بهفردی تبدیل شده است.»
منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 75