| ظلم معرفتی چیست؟ |
| مرصادیان |
| يکشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۰۱ |
سیدجواد حسینی در وبلاگ مرصادیان نوشت:
در جمعی ، گوینده آن مجلس عرفانی تحت عنوان درس های عاشورا و با استناد به یکی از حکمت های نهج البلاغه به نقد روش مدیریت ارشد جمهوری اسلامی و کیفیت ارتباط و دلدادگی مردم به مقامات عالیرتبه نظام پرداخته است . هرچند آگاهی به این نکته که نامبرده مدتی پیش توسط رسانه ملی مورد نقد و به روایتی اجحاف حق قرار گرفت و به اقتضای " لایحب الله الجهر بالسوء من القول لا من ظلم " شاید اظهارات نامبرده قابل تحمل باشد ولی از طرف دیگر می دانیم که برمبنای آموزه های اسلامی و همین نهج البلاغه احدی اجازه تبلیغ و نشر برداشت های شخصی اش از متن دینی بعنوان تنها برداشت صحیح را ندارد و در صورت ارتکاب این کار بدون تعارف دچار ظلم معرفتی به مستمع مرید ، ساده و با حجب و حیای خود شده است . در این چند سطر قصد نقد مفصل اظهارات این استاد محترم را ندارم و صبورانه از خداوند تغییر در این روش و نگرش ایشان را خواستارم اما علی الحساب به یک شبهه پاسخ می گویم.
نامبرده در میان بحث های فراوان خود که نشانه هایی از حب و بغض شخصی در آن دیده می شود با ارجاع به حکمت ۳۷ نهج البلاغه نتیجه می گیرد که استقبال و تجمع های پرشور از یک مقام عالیرتبه خلاف فرهنگ اهل بیتی است!
در پاسخ می گویم:
در آموزهای اسلامی بیشتر از نقل روایت به درایت حدیث تأکید شده است.این که شرایط زمانی مکانی تاریخی و سنتی عصر صدور حدیث مورد توجه قرار بگیرد. بطور مسلم ، بهترین راه در فهم دقیق دلالت حدیث در شرایط فهم های متناقض، رجوع به آگاهان حوزوی و مجتهدین است.
از سویی دیگر ، با یک فهم ابتدایی در متن حکمت ،در خود حدیث کلید واژه هایی وجود دارد مبنی بر این که رفتار مردم شهر انبار در استقبال از امیر المؤمنین که با مخالفت و تحذیر امام مواجه می شود اولا با سبکی خاص بوده است (پیشاپیش آن حضرت می دویدند ) ثانیا از سر جبر و اجبار و نوعی سنت دوران شاهان بوده است ( در پاسخ سوأل امام که فرمود چرا چنین می کنید ؟ گفتند عادتی است که پادشاهان خود را احترام می کردیم ). در متن حدیث این نکته وجود دارد که امام پس از پاسخ مردم و دانستن این که این کار سنت احترام به پادشاهان است آن ها را نهی کرد و از همان ابتدا نهی نفرمود بلکه سؤال فرمود چرا چنین می کنید؟
استاد معظم !
اگر با بینش شما پیش برویم لابد استقبال تاریخی مردم در ۱۲ بهمن ۵۷ از امام خمینی (ره) هم عامل رنج و عذاب آخرت مردم خواهد بود!!!!
اگر بینش و برداشت شمارا بپذیریم فلسفه احترام و ابراز دوستی به بزرگان ، عرفا و مراجع تقلید و روحانیون و شاید هم احترام به پدر و مادر زیر سؤال می رود. اصلا چه معنایی دارد آدم به این ها احترام بگذارد احیانا شائبه شرک پیش نمی آید؟!!!!
اینجاست که می گویند درایه حدیث مهم تر از روایه است. مردم انبار برای پادشاهان نوعی مقام خدایی قائل بودند و امیر المؤمنین خواستند با این هشدار ذهن شرک آلود آن ها را از آثار دوران سلاطین بشوید این چه ربطی به حاکمیت اسلامی دارد؟
این حکمت نهج البلاغه چه نسبتی باروحیات مردم شهید پروری دارد که عاشقانه و از سر محبت و اختیار و دلدادگی به ذریه رسول خدا و منسوبان به حکومت نواده رسول خدا بر گرد آن ها حلقه می زنند و اظهار محبت می کنند ؟!! آیا این مقایسه ، ظلم معرفتی به حسب نمی آید ؟
برای جمله آخر می گویم فرض کنید با خبر می شدید مرحوم آیت الله بهجت قصد دارند بدلیلی به خیابان نزدیک محل زندگی شما سری بزنند آیا باز با این حال ، خونسردانه به کارهای شخصی خود می پرداختید و با دیدن جمعیت استقبال کننده با سردی تمام صحنه استقبال را ترک می کردید ؟
بزرگ ترین کرامت امام خامنه ای این است که میلیون ها فدایی دارد اما هنوز اشک چشم دارد و نماز می خواند . این حرف ساده ای نیست . نمونه اش در تاریخ سابقه ندارد. لطفا تأمل کنید. خود نگارنده اگر روزی ده مرید پیدا کند معلوم نیست همچنان خدا را به خداوندی قبول داشته باشد چه برسد به میلیون ها فدایی !