| ابعاد جهاد اقتصادی |
| علی احمدی |
| سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۱۰ |
جهاد، به معنی مبارزه در راه خداست با همه امکانات مادی و معنوی، بر این اساس یک مفهوم دینی میخواهد در عرصه زندگی و معیشت مردم تعریف عملیاتی شود. در این مقطع زمانی، جهاد اقتصادی بیانگر چند جنبه اساسی است:
۱- عبور از گفتمان حاکم در جامعه در دو سال گذشته و ورود به گفتمان جدید در عرصه امور کشور یعنی جهاد اقتصادی.
۲- اقتصاد مهم است، اقتصاد و معیشت مردم محوریت دارند، حداقل در جهت ایدئولوژی، تکلیف این موضوع روشن میشود که سازندگی و اقتصاد یک نوع جهاد است. و دیگر اینکه مجموعه تلاشهایی که در دولت سازندگی و اصلاحات، بهسمت تکنوکراتی میرفت، میتواند بهسمت ارزشهای انقلابی سوق داده شود.
۳- بسیج امکانات مادی و معنوی کشور برای شکست تحریمها و محدودیتها و تبدیل آنها به فرصت.
۴- بازتولید ارزشهای دینی و انقلاب، در شرایط امروزی، در رابطه با معیشت مردم و اقتصاد جامعه است.
جهاد اقتصادی از حیث مفهومی
جهاد اقتصادی، از حیث مفهومی سه بعد را در بر میگیرد:
۱- جهاد اقتصادی بهمعنای استفاده از همه سازوکارهای جهادی برای تحول اقتصادی و در این مسیر، اخلاقی کردن فضای کسب و کار و محیط اقتصادی است.
۲- جهاد اقتصادی، در برگیرنده انگیزههای فرهنگی فراتر از انگیزههای مادی در اقتصاد است.
۳- جهاد اقتصادی نوعی مبارزه با دشمن است، آمریکا میخواهد جلوی پیشرفت کشور را سد کند، آمریکا نمیخواهد ایران قدرت بزرگ اقتصاد در منطقه باشد، چراکه ایران و سیاست ایران، بهعلت موقعیت ژئوپلیتیک و نفوذ ایران در حوزه فرهنگی و تمدنی این کشور، با اقتصاد عجین است.
چرایی جهاد اقتصادی
چرایی جهاد اقتصادی نیز در سه وجه قابلتبیین است:
۱- وضعیت اداره کشور در سه دهه گذشته، فاقد نظریه و کارآمدی لازم در اقتصاد بوده است، لذا هماکنون نیاز به تحول بنیادین در اقتصاد احساس میشود. این تحول بنیادین نیاز به روش دارد و جهاد اقتصادی روش مناسب این تحولات است.
۲- جهاد اقتصادی روشی برای مجموعه فعالیتهایی است که رهبری در سه چهار سال اخیر بر آن تأکید داشتهاند، همچون: نوآوری و شکوفایی، اصلاح الگوی مصرف، همت مضاعف و کار مضاعف، الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت، سند چشمانداز و سیاستهای کلی اصل ۴۴. و اینک جهاد اقتصادی هم اسباب تشدید این فعالیتها و هم عامل انسجام بخشی در این مجموعه فعالیتها و پروندههای باز شده در جامعه است.
۳- هدفمند کردن یارانهها سه مخاطب دارد، یکی مردم، دیگری بنگاههای اقتصادی و صنایع و سوم دولت. در حقیقت بنگاههای اقتصادی و تولیدی در جهاد اقتصادی، بهمثابه لشگرهای نظامی در جنگ هستند. باید موانع را از سر راه آنها برداشت، آنها را در حد مناسب پشتیبانی کرد و با استراتژی مناسبی آنها را هدایت کرد. لذا جهاد اقتصادی در این بعد مفهوم میشود.
جهاد اقتصادی در بعد اجرایی
در بعد اجرایی همانگونه که رهبری اشاره فرمودند باید از کلیات به مسائل دقیق برسیم و در کلیات نمانیم. مثلا شاهد بودیم که در ابتدای سال، تهران پر شد از تابلوهای نامگذاری سال جدید، اما خیلی سریع بعد از صحبت رهبری برچیده شدند. لذا باید برای جهاد اقتصادی معیار بدهیم. تا هرکس حرف خود را تحت این عنوان نزند.
۱- آیا در جهاد اقتصادی بهدنبال ثروت ملی هستیم؟ آیا ثروت ملی در جهاد اقتصادی یک معیار است؟ آیا عدالت معیار جهاد اقتصادی است؟ گفته میشود عدالت ارزشی است در توزیع، یعنی ثروت که تولید شد، در توزیع آن عدالت رعایت شود. حال آنکه در تولید هم ارزش وجود دارد و رویکرد جهاد اقتصادی در تولید است و نه در توزیع، لذا لازم است که کلیت به شفافیت مؤثر واقع شدن تبدیل شود.
۲- جهاد اقتصادی میخواهد به پیشرفت کشور جهت و شتاب دهد، لذا یکی از نکتههای مهم این است که ترمزهای اقتصادی برداشته شود، مثلا بدون زیرساختهای مخابراتی و الکترونیکی رشد و تحول اقتصادی ممکن نیست. میتوان یکی از دلایل موفقیت طرح هدفمندی یارانه را همین زیرساختها، در ایجاد کارت سوخت برای جایگاه بنزین برشمرد و بدون ایجاد این زیرساختها اجرای طرح بسیار مشکل بود. حال آنکه در حال حاضر نگاه جامعه و مسئولین به توسعه زیرساختهای الکترونیک محدود و بسته است و این مسأله، خود نوعی ترمز در برابر جهاد اقتصادی است.
۳- دیگری مشکل فرهنگی است، شیوه زندگی کمیته امدادی، روحیه درخواست طلبیدن و در عینحال طلبکار بودن، تبدیل به یک فرهنگ در جامعه شده است، بسیاری افراد وام گرفتن را حق خود میدانند و پرداخت نکردن آن را نیز همینطور! جهاد اقتصادی نیاز به تغییر این روحیه دارد، این فرهنگ باید تغییر کند.
۴- تأمین سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد اقتصادی ضروریست. مبارزه با فساد به افراد مطمئن و برخودار از سلامت نیاز دارد. جهاد اقتصادی با مسئولین و مجریان صادق و پاکدامن قانون بهوجود میآید. حرکتهای امتیازجویانه و امتیازخواهانه تهدیدی برای جهاد اقتصادی است. یکی از موانع جهاد اقتصادی، گلوگاههای فساد است و خشکاندن فساد با امکانات همهجانبه قوای سهگانه امکانپذیر است. جهاد اقتصادی بیانگر بازنگری در دو مجموعه اقدامات است، یعنی ایجاد نهادهای نظارتی و مجموعه قوانین و مقررات بهمنظور بستن گلوگاههای فساد.
۵- جهاد اقتصادی با تحول بنیادین در اقتصاد کشور، امنیت ملی را میتواند افزایش دهد. لذا توجه به مناسبات جهانی در اقتصاد حائز اهمیت است. کشورها، عامل اقتصاد را برای ارتقای موقعیتشان در جهان و یا علیه دشمنان خود استفاده میکنند. لذا نمیتوانیم مناسبات جهانی خود را در عرصه بینالمللی با استراتژی انزوا پیش ببریم. فتح قلههای بلند پیشرفت، سرمایه میخواهد، به اشکال انسانی و مادی، داخلی و خارجی باید زمینه جذب سرمایهها را فراهم کنیم. در بحث صادرات باید اندیشید تا در قالب صادرات خود را در دنیا تعریف کنیم. در تجارت جهانی، بازار سرمایه؛ یعنی ظرفیتها باید پشتوانه داشته باشند.
۶- يكي از محورهای مهم در جهاد اقتصادی، موضوع اشتغال است، ایجاد اشتغال و برطرف کردن بیکاری هم نیازمند تحول بنیادین در فعالیتها است و هم نیازمند اصلاح روشها و رویهها تا فعالیتها سریعتر و روانتر و با بهرهبرداری بیشتر انجام گیرد.
فقدان پارادایم مستمر اقتصادی
۱- در گذشته یک پارادایم اقتصادی مستمر نداشته و آن را تعریف نکردهایم حال آنکه در کشورهای دیگر فقط شکل کار و چگونگی تحقق یک پارادایم عوض میشود و نه خود پارادایم. در دولت سازندگی اقتصاد باز مطرح شد، مقاومت و افراط و تفریطهایی داشتیم و اقتصاد ناپایدار بود. در دولت اصلاحات، همان چهارچوب حفظ شد. در دولت فعلی وضعیت اقتصاد، دچار اختلالات بزرگی شده است. شاخصها مرتب تغییر میکند، لذا باید نظر و نگاه اقتصادی تعریف شود. در نتیجه اگر کسی خواست پاردایم را تغییر دهد باید با استدلال و آنهم از طریق قانون انجام گیرد، نه با اتکا بهنظر یک یا دو نفر.
۲- با رفتار اقتصادی میتوان اقتصاد را کنترل کرد، اما ما چون قادر به تعریف این رفتارها نیستیم بوروکراسی را اضافه میکنیم، تعزیرات حکومتی درست میکنیم. در کشورهای پیشرفته در هر سال دوبار کالاها را به حراج میگذارند. چراکه در این دو مقطع دولت بر موجودی انبارها حدود ۸۰ درصد مالیات میبندد. لذا افراد ناچارند برای فرار از ۸۰ درصد مالیات، ۴۰ درصد کالاهای خود را حراج کنند، این یعنی رفتار اقتصادی برای کنترل اقتصاد.
۳- حدود دخالت دولت در اقتصاد باید روشن بوده و دولت به آن پایبند باشد. حجم دولت مخرب است، با این وضعیت دولت، نمیتوان جهاد کرد، از کارمند چه میخواهیم؟ آیا برای کارمند کار تعریف کردهایم و از هشت ساعت کار روزانه ۵/۱ ساعت کار میکند، یا نه وقتی دولت برای او کار تعریف نکرده است، کارمند چه کند؟ اندازه دولت باید کوچک شود، اما دولت نمیخواهد.
باز تولید ارزشهای انقلاب
جهاد اقتصادی، بازتولید ارزشهای انقلاب (در شرایط امروزی) در مباحث اقتصادی را در خود نهفته دارد. مفهوم زهد، تولید ثروت، شکرگزاری، عدالت بهعنوان یک ارزش در جامعه، بازتولید مفهوم سلامت در فعالیتهای اقتصادی و... از این جملهاند. بهعلاوه شعار سال هم هماهنگکننده و هم جهتدهنده آن است. هم استراتژی و هم هدف و هم تاکتیک است. اما این مهم الزاماتی دارد. در شعارهای سال با وجود اینکه مردم و دولت خود را مخاطب میدانند، اما سازوکاری برای عملیاتی شدن و معیاری برای اندازهگیری و سنجش فعالیتها نداشتهاند. مهمتر، باید سطح انتظار خود را در رابطه با جهاد اقتصادی و نامگذاری سال روشن کنیم، آیا با این نامگذاری، میخواهیم کل اقتصاد را متحول کنیم، یا اینکه به بهبود وضع اقتصادی بپردازیم، لذا باید بحث را هم محدود و هم مرتبط با پارامترهای معینی بکنیم تا بیشترین تناسب را داشته باشیم .
منبع: پنجره