امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
خط ‌امام؛ از التزام واقعی تا شعارهای ظاهری
محمدحسن رحیمیان
سه شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۱۵
 
عقلانیت در اندیشه و عمل امام خمینی (ره) برگرفته از عقلانیتی است که در متن اسلام وجود دارد.
حجت‌الاسلام و المسلمین محمدحسن رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران، نام ناشناخته‌ای نیست. او کسی است که سال‌ها در کنار امام(ره) و پا به پای ایشان حرکت کرد و در حال حاضر نیز به اذعان بسیاری یکی از مفسرین و تحلیلگران منصف، جامع و دقیق سیره امام خمینی(ره) محسوب می‌شود. وی با وجود مشغله‌ی فراوان وقتی را در اختیار ما قرار داد تا یک موضوع مهم را مورد تحلیل و کالبدشکافی قرار دهیم. آن موضوع عبارتست از ابعاد عقلانیت امام(ره)‌و جایگاه آن در مکتب و سیره سیاسی وی.

 رهبر معظم انقلاب در بیست و دومین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در سخنان مهمی مکتب واقعی امام راحل و ابعاد آن را تشریح کردند؛ به عنوان نخستین پرسش، بفرمایید عقلانیت در اندیشه و عمل سیاسی امام (ره) چه جایگاهی دارد؟

عقلانیت در اندیشه و عمل امام خمینی (ره) برگرفته از عقلانیتی است که در متن اسلام وجود دارد؛ اصل دین و دینداری و اصول دین، مبتنی بر عقل و عقلانیت است. عقل یکی از چهار زیر بنای استنباط احکام است و امام(ره) به عنوان یک عارف حقیقی و فقیه بزرگ و احیاکننده اسلام ناب محمدی (ص) و در عین حال یک فیلسوف برجسته، در تمام زندگی از جمله در پایه‌گذاری نهضت و رهبری انقلاب و فرآیند تأسیس جمهوری اسلامی در همه امور بر مبنای عقل و شرع حرکت کردند. قرآن رسالت همه انبیاء را نفی طاغوت و حاکمیت عبودیت حق خوانده است و امام خمینی (ره) در استمرار همین رسالت و این که به طور عقلی جمع میان نقیضین یعنی حاکمیت طاغوت و «الله» امکان پذیر نیست، مبارزه خود را فقط با هدف حاکمیت حق با نفی طاغوت آغاز کرد و هرگز حتی در این مرحله یعنی مبارزه با طاغوت از چارچوب شرع که با عقلانیت آمیخته است، خارج نشد. هرگز هدف را توجیه کننده وسیله نامشروع قرار نداد که در این بخش فقط به ذکر چند نمونه از صدها و هزارها نمونه اکتفا می کنیم:

امام در دوران غربت نهضت و در سال های اقامت در نجف اشرف، هرگز همکاری و هیچ گونه همراهی و ائتلاف افراد و جریان های غیرخودی را نپذیرفتند. جریان نفاق و التقاط را که با رنگ و لعاب اسلامی و ادعای پیوند غلیظ با نهج البلاغه سعی در نزدیک شدن به امام داشتند، بیش و پیش از دیگران شناختند و آنها را طرد کردند. چهره های معروف مخالف رژیم شاه از قبیل سیدموسی اصفهانی نوه مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، تیمور بختیار پایه گذار سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در ایران که به عراق فرار کرده بود، ژنرال پناهیان و تشکل های مارکسیستی دانشجویی و … که همگی مخالف شاه بودند و تلاش می کردند با تمرکز بر روی نقطه مشترک مبارزه با رژیم شاه به امام نزدیک شوند و مهم تر از همه خود رژیم بعث عراق به ویژه از زمانی که در باره اروندرود، روابط آنها با رژیم شاه به شدت به تنش کشیده شده بود، با تصور این که امام خمینی (ره) مهمان رژیم عراق و تبعیدی رژیم شاه است، بارها به امام متوسل شدند و مصرانه درخواست هم صدایی امام را با خودشان داشتند و برای همکاری با امام در مخالفت با شاه اعلام همکاری می کردند، اما امام در همه این موارد هرگز به هیچ یک از آنان روی خوش ندادند و به هیچ وجه هم صدایی و هم سویی با آنها را نپذیرفتند و همکاری آنها را با نهضت اسلامی قبول نکردند.

امام خمینی (ره) همانند جدشان امام حسین علیه السلام که در رویارویی و برخورد با افراد ناخالص به آیه «ما کنت متخذ المضلین عضداً» (۱) استناد کرد و همکاری و کمک آنها را نپذیرفت، هرگز همراهی عناصر غیرخودی را نپذیرفت. در آن زمان چه بسا برخی از یاران امام خمینی (ره) با توجه به غربت نهضت، این انعطاف ناپذیری امام را بر نمی‌تافتند، اما گذشت زمان ثابت کرد که پیر روشن ضمیر ما در خشت خام چیزی را می دید که جوانان پرشور در آیینه شفاف نمی دیدند و ثابت شد که امام در اوج عقلانیت به مسائل می نگریستند و عمل می کردند.

در همین جا می توان این ویژگی امام را به عنوان یک شاخص مهم از خط امام بشناسیم و با این شاخص مدعیان دروغین پیروی از خط امام و پیروی حقیقی امام را تشخیص دهیم؛ با این شاخص است که معلوم می شود کسانی که با همه جریان های ضد انقلاب و ضد امام هم صدا و هم سو شدند، هرگز در خط امام نیستند و ادعای خط امامی بودن آنها جز پوششی برای فریب مردم نیست.

نمونه دیگر از عقلانیت حرکت امام این بود که در اثنای درس حکومت اسلامی در نجف اشرف، یک روز که بحث امام به اوج رسیده بود، شاگردان درس امام چنان برانگیخته شده بودند که گویی احساس می کردیم همین لحظه باید سلاحی پیدا کنیم و برای براندازی رژیم شاه و برقراری حکومت اسلامی به طرف مرز ایران حرکت کنیم. در چنین فضایی یکی از شاگردان با لحنی شورانگیز فریاد زد: «ما الآن باید چه کار کنیم؟» و امام بی درنگ فرمودند: «شما فعلاً باید تولید مثل کنید!» معلوم بود که منظور امام این بود که در شرایط حاضر باید کادرسازی کنید، اما این تعبیر باعث شد که همه متوجه حاج آقا مصطفی فرزند امام(ره) شوند که البته حاج آقا مصطفی مصداق هر دو معنای این جمله امام بود.

این برخورد امام حاکی از عقلانیت ژرف، ظرفیت شناسی و وقت شناسی و تدبیر ایشان بود، جلوه های عقلانیت امام همواره در موقعیت شناسی، اهم و مهم و اصلی و فرعی کردن امور و توجه به مقتضیات و شرایط اجتماعی مشهود بود. امام خمینی (ره) بیشترین استفاده را از نقاط ضعف دشمنان می کرد و از سوی دیگر از ظرفیت ها و مناسبت های مذهبی بیشترین بهره برداری را به عمل می آورد که نمونه برجسته آن استفاده از ظرفیت های تاسوعا و عاشورا برای تقویت نهضت و تضعیف دشمن بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز حضرت امام بسان کسی که چندین بار انقلابی را به پیروزی رسانده و نظامی را تأسیس کرده است، با سرعت و دقتی بی نظیر با گام های استوار، فرآیند بنیان گذاری نظام را پیش برد.

همه پرسی (رفراندوم) جمهوری اسلامی، تشکیل خبرگان قانون اساسی، رفراندوم قانون اساسی، شکل گیری مجلس شورای اسلامی و انتخابات پی در پی و … جلوه های روشنی از عقلانیت امام است، همچنان که دقیق ترین نقش را در خنثی کردن انواع توطئه ها و فتنه های دشمن و ایادی داخل آن ایفا کرد، توطئه هایی که هر یک از آنها می توانست یا نظام را ساقط کند یا آن را به انحراف کشاند.

 رهبر انقلاب یکی از مظاهر روشن عقلانیت امام خمینی (ره) را گزینش مردم سالاری دینی به عنوان مدل نظام سیاسی می دانند؛ چه نسبتی میان این دو مقوله « عقلانیت و گزینش مردم سالاری دینی » وجود دارد؟

از منظر امام و در حقیقت از منظر اسلام همه چیز برای سعادت دنیا و آخرت مردم است ، سود ایمان و همه عبادات برای خود انسان است حکومت اسلامی نیز که متضمن اجرای احکام الهی است هدفی جز خدمت برای سعادت انسانها ندارد از طرف دیگر هر چند مشروعیت نظام اسلامی از جانب خداوند است و اقدام برای تأسیس آن از اوجب واجبات است اما تحقق آن در یک جامعه جز با پذیرش مردم امکان پذیر نیست. امام با چنین نگرشی به موازات مبارزه با طاغوت و تلاش برای براندازی آن نظریه حکومت اسلامی و ولایت فقیه را مطرح و تبیین کرد و آنگاه که مانع حکومت طاغوت بر طرف و مقتضی و زمینه در عموم جامعه فراهم شد این نظریه الهی را با رفراندوم ۱۲ فروردین ۵۸ تثبیت کرد. هر چند در ادبیات امام خمینی (ره) تعبیر مردم سالاری دینی مشاهده نمی شود، اما تمرکز امام روی مردم به عنوان امت اسلام، امتی که طاغوت را به زیر کشیدند و پرچم حکومت اسلامی را با رأی و همت خود به اهتزاز در آوردند، حکومت اسلامی را نظامی می دانستند که با خواست مردم شکل گرفته و قوام و دوام آن نیز با حضور مردم در صحنه امکان پذیر است؛ بر این اساس، این نگرش بود که در قانون اساسی همه ارکان نظام به گونه ای سامان داده شد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با رأی مردم تعین شوند.

 سرسختی و عدم انعطاف پذیری امام خمینی (ره) در مقابل دشمنان از ابعاد عقلانیت امام (ره) ذکر شده است؛ ممکن است این شبهه از سوی برخی مطرح شود که کوتاه نیامدن و ایستادگی در برابر دشمن ممکن است هزینه هایی به همراه داشته باشد که هزینه هایی برای یک نظام سیاسی دارد که در سیاست مدرن شاید در چارچوب عقلانیت مدرن نگنجد؛ این مسئله چگونه قابل تبیین است؟

انعطاف ناپذیری و صلابت امام خمینی (ره) در مقابله با دشمنان به طور دقیق برگرفته از قرآن کریم است؛ آیه هایی از قبیل «محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار» و «جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم»، همچنین آیات فراونی که ابعاد و اعماق دشمنی دشمنان اسلام را بیان می کند و تکلیف را در قبال دشمنان روشن کرده است. به تعبیر قرآن، خطاب به پیامبر اکرم (ص) «ودّوا لوتدهن فیدهنون» دشمنان دوست دارند که رهبری جامعه اسلامی با مداهنه و سازش کاری با آنها برخورد کند و آنان هم با همین شیوه و با کمترین هزینه اهداف شوم و براندازانه خود را پیش ببرند. روشن است که مقاومت در برابر دشمن بدون هزینه نیست، اما حفظ جمهوری اسلامی، هم زاد با استقلال و آزادی هم بدون هزینه مقاومت در مقابل دشمنانی که به تعبیر قرآن جز به تسلیم شدن در برابر آنان قانع نیستند، امکان پذیر نیست.

به طور کلی، تجربه ثابت کرده است که همه اصل پیروزی انقلاب اسلامی و دوام و اقتدار روزافزون نظام جمهوری اسلامی ایران در سایه مقاومت ها شکل گرفته است؛ اگر مقاومت در مقابله با رژیم شاه نبود، انقلابی شکل نگرفته بود و اگر مقاومت در دفاع مقدس نبود، امروز در نقشه گیتی اثری از نام جمهوری اسلامی وجود نداشت.

 امام خمینی (ره) در ایجاد روح اعتماد به نفس در ملت ایران نقش مهمی داشتند و این یکی از ابعاد عقلانیت ایشان مطرح می شود؛ این خوداتکایی و اعتماد به نفس با چه مکانیزمی از سوی امام در روح مردم دمیده شد؟ تبعات این روح خوداتکایی و اعتماد به نفس در جامعه امروز چه بود؟

حضرت امام خمینی (ره) در پرتو ایمان به مبدأ و معاد، همچون قطره ای بود که به دریا پیوسته و خاصیت دریایی پیدا کرده بود؛ امام خود از بالاترین مراتب اعتماد به نفس و شجاعت در برخورد با موانع و پیشبرد امور برخوردار بود، امام از زمره رهبران غیر الهی نبود که خود بنشیند و به دیگران بگوید بروید. امام راحل، رهبری بود که در راه خدا، هر خطری را به جان می خرید و خود پیشاپیش همه حرکت می کرد و دیگران را به «آمدن » فرا می خواند؛ امام به قدرت ملت ها که نشأت گرفته از قدرت لایتناهی خداوند باور داشت و با این نگرش مردم را مورد خطاب قرار می داد.

امام بر خلاف شیوه طاغوت ها و فرعون ها که به تعبیر قرآن مردم را تحقیر و استخفاف می کردند تا آنها را در خدمت مطامع و بردگی خود قرار دهند، همواره بیداری و امید را در سایه عبودیت و قرب به حق در جامعه دمید و آنچه را غربی ها و غرب زدگان در طول ده ها سال در فکر و ذهن جامعه جا انداخته بودند که زندگی جز در سایه استبداد شاه و استعمار آمریکا امکان پذیر نیست، از بین برد و خودباختگی در برابر غرب را به خودباوری تبدیل کرد و به این گونه بود که ملت ایران به قله عظمت و استقامت و مقاومت رهسپار شد و به عنوان الگو و سرمشق دیگر ملت های در بند شناخته شد. در سایه همین خودباوری است که جوانان این مرز و بوم هر روز قله ای از قله های دانش را فتح می کنند؛ در سایه همین خودباوری است که برنامه ها، تهدیدها و حیله های دشمنان هرگز نتوانسته است خللی در اراده پولادین این ملت به وجود آورد؛ در سایه همین خودباوری است که تهدیدهای دشمنان را همواره به فرصت های طلایی برای پیشرفت و تعالی تبدیل کرده است و این دستاورد خود یکی از نشانه های برجسته عقلانیت در رهبری امام راحل شناخته می شود.
منبع: موج قانون
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 202169