امروز  چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰
70 درصد يوسف برای من است
گفتگو با سيدشهاب‌الدين طاهري
پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۵۹
 


شهاب‌الدين طاهري نويسنده كتاب فيلمنامه يوسف صديق (عليه‌السلام) از زمانی‎که سريال يوسف‌پيامبر روی آنتن رفت، مدعي استفاده غيرمجاز فرج‌ا... سلحشور از كتابش شد. ادعايي كه در 11 آبان‎ماه 1387 به تنظيم شكايتي عليه فرج‌ا... سلحشور، نويسنده، كارگردان و تهيه‌كننده سريال يوسف‌پيامبر انجامید و در نهايت باعث کشیده شدن او به دادگاه جرایم كاركنان دولت و رسانه‌ها شد.
 
طاهري در طول عمر 64 ساله خود، سال‌هاي متمادي را صرف نگارش فيلمنامه يوسف صديق (عليه‌السلام) و سال‌هاي بسيار ديگري را صرف جلب نظر مسئولان هنري و سينمايي كشور براي ساخت اين فيلمنامه كرده است. گفت‌وگوي «پنجره» با سيدشهاب‌الدين طاهري در منزلش انجام گرفت و پس از چهار ساعت، اطراف ما از كلاسور‌هایی انباشته شد كه وي اسناد اولين تا آخرين اقدامات خود، براي تصويب فيلمنامه‌اش در صدا و سيما و شكايت از سلحشور را در آن‎ها آرشيو كرده بود.

ايده فيلمنامه يوسف صديق (عليه‌السلام) از كجا آمد؟ طرح داستاني را كي شروع كرديد؟ 
ابوي من در ماه‌هاي رمضان منبر مي‌رفتند و از ابتدا تا انتهاي ماه، مردم پاي قصه زندگي يوسف پيامبر (عليه‌السلام) مي‌نشستند. ايشان اين قصه را آن‌قدر جذاب و شيرين تعريف مي‌كردند كه جمعيت زيادي هم در مسجد مي‌آمدند.
من از همان زمان جذب اين قصه شدم، انگيزه بعدي من جست‎وجو درباره دوران زندگي يوسف‎پيامبر بود. من سراغ منابع ديگر رفتم؛ از جمله تورات كه داستان را جذاب تعريف كرده بود، اما به هر حال تورات، تحريف شده است. يهوديان براي بستن نسبت‌هاي زنا و شراب به پيامبران و پايين آوردن شأن آنان، در كلام خدا دست برده‌اند و من نمي‌توانستم به آن استناد كنم. بنابراين سراغ تفاسير و تاريخ هم رفتم.
حدود سال‌هاي 1364 و 1365 بود كه به نتايجي رسيده بودم و حس می‎كردم اطلاعاتم آن‌قدر شده كه حالا می‎توانم داستاني بنويسم. 

نوشتن را از كجا آغاز كرديد؟ آيا از قبل تجربه فيلمنامه‌نويسي داشتيد؟ 
من در خانواده‌اي روحاني بزرگ شده‌ام. دست تقدير بود كه آن مسير را طي نكردم، ولي هميشه مطالعه و پژوهش را دوست داشتم. قبل از فيلمنامه يوسف نيز تحقيقات و جمع‌آوري‌هايي در زمينه‌هاي مختلف انجام داده بودم، مثلاً در سال 13٦١ در مورد پيدايش بهاييت تحقيقي نوشتم كه طرح آن نيز مورد بي‌توجهي صداوسيما در اوايل انقلاب واقع شد. قبلا در قالب فيلمنامه چيزي ننوشته بودم. خوب زياد قشنگ نبود كه من از يك خانواده روحاني وارد سينما بشوم، اما مي‌توانستم روي داستان‌هاي مذهبي و قرآني كار كنم. به عقیده من ما هم بايد در ساخت فيلم‌هايی از داستان زندگي پيامبران كه در جهان از روي تورات ساخته مي‌شود، شيوه مستقل و اسلامي خود را داشته و از منظر روايت‎های اسلامی به آن‌ها بپردازيم.
بنابراين از همان ابتدا طی مشورت با دوستاني كه از دست‎اندرکاران سينمايي هم بودند، تصميم گرفتم فيلم‌نامه بنويسم. حالا در اين ميان برخي دوستان مي‌پرسند كه مگر تو كلاس فيلمنامه‌نويسي رفته‌اي؟ و من هم مي‌گويم مگر فيلمنامه نوشتن يا كارگرداني كردن كار شاقي است؟ با كمي نشست و برخاست با كارگردانان يا نويسندگان، آدم، اصطلاحات را می‎آموزد و در كنارش چند كتاب آموزشي و علمي هم مي‌خواند و نوشتن فیل‎نامه را ياد مي‌گيرد. اين فن در اختيار كس خاصي نيست و من دوست داشتم آن را ياد بگيرم.

در اين مدت تحقيقات خود را چطور انجام مي‌داديد؟
تا سال 13٧٤ در حال گردآوري مطالب مربوط به دوره تاريخ زندگي يوسف پيامبر (عليه‌السلام) از منابع مختلف بودم. گرچه نام ايشان در تاريخ مصر نيامده بود اما از آن طرف هم نام پادشاهان مصري در منابع اسلامي يافت نمي‌شد. از مقايسه تاريخ و قر‌آن پي بردم دو فرعون زمان آن حضرت، آمن‌هوتب سوم و چهارم در سلسله هجدهم از 33 سلسله فراعنه مصر هستند. همين‌طور نام اشخاص ديگری كه در قر‌آن به‌صورت كلي آورده شده بود و موارد بسياري كه ذكر آن در اين‌جا نمي‌گنجد.
 
آيا اين فيلمنامه براي سينما تنظيم شده بود؟
خير. از همان ابتدا براي سريال تلويزيوني نوشته شد. فيلمنامه حدود ٨٠٠ سكانس شد كه براي صد قسمت ٤٥ تا ٥٠ دقيقه‌اي آماده شده بود. چون از اول حركت حضرت يعقوب (عليه‌السلام) يعني از سن ٣٠ سالگي ايشان تا ١٣٠ سالگي را مورد بررسي قرار دادم؛ يعني حدود ١٠٠ سال از زندگي آن دو بزرگوار را با جزييات در‌آوردم. 

ولي در كتاب شما قسمت‌بندي سريالي وجود ندارد؟
بله، وجود ندارد. دليل نداشت من حتما قسمت‌بندي كنم. اولاً فرصت اين كار را نداشتم، دوماً مكان و زمان صحنه‌هاي فيلم‌برداري مشخص بود. فيلم‌نامه‌نويس كه كارگردان نيست؛ من آن‌چه را براي يك فيلمنامه لازم بوده، نوشته‌ام. 

بعد از نوشتن فيلمنامه چه اتفاقاتي افتاد؟
يك روز در وزارت ارشاد با گروهي سر صدابرداري بوديم. اتفاقاً صدابردار اين كار، صدابرداري سريال «مردان آنجلس» را كه آن زمان در حال ساخت بود، به عهده داشت. صحبت از آقاي سلحشور شد و من از ايشان خواستم مرا به او معرفي كند. من در زمان صدابرداري «مردان آنجلس» يعني در مهرماه سال 1377 صحبتي با آقاي سلحشور داشتم و از ايشان پرسيدم كه بعد از اين پروژه برنامه ايشان چيست؟ ايشان پاسخ داد كه كار ديگري در دست ندارد و بنده هم فيلم‌نامه يوسف را مطرح كردم و از امكان همكاري جويا شدم كه از نظر او اشكال نداشت؛ فقط به من گفتند صبر كنم تا بعد از «مردان آنجلس» صحبت كنيم. بعد از پخش سريال، همراه يكي از دوستان كارگردان به دفتر ايشان رفتيم و من بخشي از فيلمنامه را نیز همراه خودم بردم.
خواستند فيلم‌نامه پيش‌شان بماند كه وقتي تعلل مرا ديدند، گفتند مي‌دانم به سينماچي‌ها نبايد اعتماد كرد. من هم فيلم‌نامه را دادم خدمت‌شان و گفتم من اعتماد دارم. قرار شد يك هفته بعد با من تماس بگيرند. 

طرح خود را به كسان ديگري هم پيشنهاد داديد؟
بله، من با آقايان جمال شورجه و نجفي (كارگردان سربداران) هم صحبت‌هايي كرده بودم، اما آنان سر پروژه‌هاي ديگري بودند. هميشه دوست داشتم فردي مذهبي كه تخصصي هم در سينما داشته باشد، اين سريال را بسازد. بعد از آن اولين نامه‌ام را در 18 خردادماه سال 1378 به‎همراه خلاصه‌اي از فيلم‌نامه كه فهرست 180 سكانس در آخر آن آمده بود، به سيما فيلم فرستادم. در آن زمان غير از طرح من، طرح ديگري هم به سينما فرستاده شده بود كه قبول نكرده بودند. 

چرا سيما فيلم طرح شما را قبول نكرد؟
ايرادهايي از خلاصه فيلمنامه گرفتند و آن را رد كردند كه از نظر من اين ايرادها وارد نبود. من هم نامه‌هايي خدمت آقاي لاريجاني نوشتم و آمادگي خود را مجددا براي پروژه اعلام كردم. 

از آخر 1377 تا اواخر 1379 دوندگي كردم و از طريق برخي مراجع و علما حضورا خدمت آيت‌ا... رفسنجاني رسيدم و از ايشان هم خواستم سفارش مرا به صداوسيما بكنند. سه روز بعد، آقاي لاريجاني به نامه رييس محترم تشخيص مصلحت نظام نیز اين‌گونه پاسخ دادند كه آقاي مشيري مدير شبكه دو پيگيري و اقدام كنند. ايشان بعدها به من گفتند اين‌جا يك قفسه پر از فيلم‌نامه است كه مال شما در آن گم است. اما من همچنان به پيگيري ادامه دادم تا به حضور آيت‌ا... مكارم شيرازي رسيدم.
با وساطت ايشان باز هم قسمت‌هايي از تحقيقات خود و خلاصه فيلم‌نامه را خدمت آقاي لاريجاني بردم، ايشان پرسيدند چه كسي را پيشنهاد مي‌كنم و من هم چند نفر از آقايان را نام بردم كه هركدام را به دليلي رد كردند و در آخر، خودشان سلحشور را پيشنهاد دادند و گفتند دو سال می‎شود كه گروه ايشان تنها ١٥ قسمت از فيلم‌نامه موسي (عليه‌السلام) را آماده كرده و حالا هم كه مال شما آماده است. من هم خوشحال شدم كه بالاخره توجهي شده است. 

يعني آقاي لاريجاني با ساخت فيلمنامه شما موافقت كرد؟
اين‌طور به‎نظر مي‌آمد، اما چندي بعد، از نامه‌اي با خبر شدم كه از دفتر پژوهش‌هاي صداوسيما به آقاي لاريجاني نوشته شده بود. با اين مضمون كه فيلمنامه حاضر، حائز پارامترهاي فيلم‎شناختي و تحقيقاتي نبوده، ولي در صورت حمايت جنابعالي (يعني آقاي لاريجاني) مي‌توانيم كل كار را به مبلغ 200 تا 250 هزار تومان خريداري كنيم. من هم در نامه‌اي به آقاي لاريجاني نوشتم كه نمي‌خواهد پول بيت‌المال را حرام كنند و اگر فيلمنامه را نمي‌خواهند، چرا آن را كوچك جلوه مي‌دهند و زحمات مرا ناديده مي‌انگارند. 

چه شد كه شما فيلمنامه را براي چاپ آماده كرديد؟
وقتي ديدم دستم از همه‎جا كوتاه است، به توصيه آيت‌ا... مكارم شيرازي فقط يك‌بار ديگر پيشنهاد دادم و رها كردم و تصميم گرفتم براي محافظت از اثرم آن را با هزينه شخصي چاپ كنم. من پيش‌بيني اين روزها را مي‌كردم كه از اثر من استفاده شود.
آقاي سلحشور گفته است که بيش از يك قسمت از فيلمنامه شما را نديده است.
خود ايشان در مصاحبه با خبرگزاري‌ها گفته‌اند كه بعدا بخش‌هايي را هم آقاي لاريجاني در اختيارشان قرار داده‌اند. 

اما ايشان رد كرده و گفته‌است كه فيلم‌نامه از مسئولين صداوسيما نگرفته است.
خير، اين‌طور نيست. خود آقاي لاريجاني گفتند، كتابي را كه در سال 1380 چاپ شد و من نسخه‌اي از آن را به ايشان تقديم كرده‌ بودم، در اختيار آقاي سلحشور گذاشته‌اند. 

اصلاً شما کی متوجه شدید آقای سلحشور قصد ساخت سریال یوسف را دارد؟
من در سال 1381 متوجه شدم ایشان قرارداد تألیف فیلمنامه و کارگردانی پروژه را با آقایان کرمی (مدیر فرهنگی سیما فیلم) و مجید رضابالا مدیریت امور فرهنگی سیما فیلم بستند. در حالی که بنده در 29 دی‎ماه 1379 طی مکاتبه‎ای با آقای رضابالا وقایع را عنوان کردم و موافقت تهیه‎کنندگی سریال توسط آقای فلاح (معاون وقت شبکه یک) را به ایشان اعلام کردم. البته بعدا پروژه مختار در دستور کار آقای فلاح قرار گرفت.
با توجه به این‎که سلحشور قصد ساخت سریال موسی را داشته، اصلا وقتی برای نگارش یوسف نداشته است. 

چرا می‎گویید آقای سلحشور وقتی برای نگارش فیلمنامه نداشته است؟
از روی حرف‎های متناقض خود ایشان. آقای سلحشور تازه در سال 1380 در روزنامه کیهان اعلام کردند که یک گروه تحقیق در حال کار بر روی پروژه یوسف است و فیلم‎نامه نیز در 27 الی 30 قسمت توسط ایشان نوشته خواهد شد.
در جایی دیگر گفته که سال 1376 طرحی به صدا و سیما داده‎اند؛ در حالی‎که در آن زمان به من اعلام شد فقط طرح آقای شاپوری درباره حضرت یوسف وجود داشته که آن‎هم رد شده بود. تازه در آن زمان ایشان مشغول پروژه «مردان آنجلس» بودند، چطور وقت کردند طرح یوسف را بنویسند؟ بعدها آقای مشیری به دادگاه اعلام کردند که از ایشان فقط طرح فیلم‎نامه موسی فرستاده شده است. 

شما در زمان پخش سریال یوسف پیامبر هم نقدهایی را در مطبوعات منتشر کردید. این نقدها در چه زمینه‎ای بودند؟
بعد از پخش 5 قسمت از سریال، من نقدهایی را در روزنامه رسالت نوشتم. البته پس از این‎که ایشان به‎نظر برخی علما از جمله آقای سبحانی درباره اشکالات فیلم بی‎توجه بودند. مثل ازدواج با دو خواهر که در داستان تورات تحریفی هم به وضوح ننوشته که حضرت یعقوب همزمان این ازدواج را انجام داده است، ایشان دیگر روی دست تورات هم زده‎اند. 

از چه زمانی متوجه شدید سریال از روی فیلمنامه شما ساخته شده است؟
چند قسمت از سریال پخش شده بود که من متوجه شدم این سریال از روی کتاب فیلم‎نامه من است و فقط یک تغییراتی در جزییات داده شده بود که آن‎ها هم از تورات تحریفی استخراج شده است. بعد از قسمت پنجم (وقتی در پایان تیتراژ، نام آقای سلحشور را به‎عنوان نویسنده و کارگردان دیدم) شخصا به آقای اسلامی‎مهر، ریاست محترم وقت سیما فیلم، تذکر دادم و پرسیدم آیا واقعا آقای سلحشور نویسنده است؟ و جالب این‎که از قسمت ششم، کلمه نویسنده از کنار اسم ایشان حذف شد. به نکته دیگری هم که در مورد منابع در تیتراژ به‎صورت تعداد آورده شده بود، اعتراض کردم که از قسمت بعدی، نام منابع، بالغ بر 80 مورد ذکر شد.
 
آیا منابع ذکر شده در پایان سریال با منابع شما یکی بود؟
خیر! اما جالب است بدانید من با مقایسه همین تفاوت منابع به استفاده از کتابم یقین کردم. زیرا که تنها 20 عدد از آن‎ها با منابع کتاب من تشابه داشتند و بعدها در دادگاه هم اعلام کردم که کارشناس کتاب بیاورید تا برای من نام دو پادشاه زمان یوسف (علیه‎‎السلام) را از میان 40 منبع دیگر ایشان پیدا کند که مطمئنا در این منابع نبود؛ چون بنده با بررسی کتاب‎های تاریخی مصر که نامی از حضرت یوسف در آن‎ها نیامده و با قیاس زمان آن‎ها با قرآن به نام پادشاهان آن روزگار پی برده بودم. 

گفته شده که کتاب شما اقتباسی از کتاب «یوسف در آینه تاریخ» نوشته «توماس مان» است.
من که خودم نام این کتاب را در منابعم آورده‎ام، انکار نکرده‎ام که از آن به‎عنوان منبع بهره برده‎ام. اتفاقاً خود ایشان هم از این کتاب سود جسته‎اند؛ غافل از این‎که بخش‎هایی را که با تورات تحریفی تطبیق دارد به کار برده‎اند؛ در حالی‎که من اگر چیزی با قرآن مغایر بود، آن را در فیلم‎نامه‎ام نیاوردم. مثلا همین ازدواج یوسف با اسنات در قرآن مطرح نشده است، اما در تورات آمده؛ من هم برای جذابیت فیلم‎نامه از طرف فرعون به یوسف پیشنهاد ازدواج با اسنات را مطرح کردم، اما یوسف نمی‎پذیرد. و یا این‎که با تحقیقاتی که من کرده‎ام، فاصله سنی یوسف و زلیخا فقط دو سال بوده است و اصلاً زلیخا این‎قدر پیر نمی‎شود و یوسف با اسنات ازدواج نمی‎کند. 

با توجه به این اختلافات مهم، چطور می‎گویید که این سریال از روی فیلمنامه شما ساخته شده است؟
از نظر من 10 درصد این سریال از تورات تحریفی و کتاب «یوسف در آینه تاریخ» استفاده شده و 20 درصد از آن را هم خلاقیت‎های هنری آقای سلحشور تشکیل می‎دهد، اما در 70 درصد بقیه از کتاب من استفاده شده است. آقای جمال شورجه گفته‎اند که من 100 درصد از کتاب توماس مان استفاده کرده‎ام که من این را رد می‎کنم و چطور ایشان شباهت‎های سریال را با این کتاب در نظر نمی‎گیرند و استفاده من از کتاب را که با عنوان منبع بوده، بزرگ می‎کنند. 

شما شکایت خود را کی شروع کردید؟ آیا پس از پخش سریال بود؟
خیر، در حین پخش سریال در پی همان مطالبی که در روزنامه منتشر شد، پس از گذشت 10، 12 قسمت از سریال که متوجه شباهت آن با کتابم شدم، در 11 آبان‎ماه 1387 شکایت خود را در ملاقاتی که با دادستانی کل کشور داشتم، تنظیم کردم و در 23 آبان نیز در مصاحبه‎ای با خبرگزاری مهر، ادعای خود را مطرح کردم. 

بعد از شکایت شما، قرار منع تعقیب صادر شد؟
در 11 آبان‎ماه 1387 شکایت بنده به دادستانی تهران ارجاع داده شده و از آن‎جا هم به دادسرای مربوط به جرایم کارکنان دولت و رسانه‎ها کشیده شد؛ در ضمن در مصاحبه‎ای ایشان کلمه رسانه‎ها را نیاورده‎اند و گفته‎اند من که کارمند دولت نیستم!
پرونده از آن‎جا هم به شعبه دوم بازپرسی رفت تا بازپرس پس از بازجویی از شاکی و مشتکی‎عنه و بررسی مدارک موجود، اظهارنظر کند.
خلاصه در نهایت به‎دلیل ضعف ادله اثباتی، قرار منع تعقیب صادر شد. من به آن اعتراض کردم و 161 برگ از کپی اسناد و مدارک به‎علاوه کتاب فیلم‎نامه‎ام را ضمیمه مدارک قبلی ساختم. 

دادگاه کی تشکیل شد و اصلاً چرا تحقیقات به کارشناسان سپرده شد؟
من به قرار منع تعقیب اعتراض کردم و اعتراض من وارد دانسته شد. موعد دادگاه تعیین شد؛ آن‎جا هم به‎دلیل حجم بالای مدارک، گفتند باید کارشناس تعیین شود. خودشان دو مشاور را به سرپرستی عباس بابویهی انتخاب کردند که من باید حق‎الزحمه کارشناسان را پرداخت می‎کردم. آن‎ها در حدود 170 روز یعنی 6 هزار ساعت کار روی این مدارک و مقایسه دو فیلم‎نامه متمرکز بودند. بنده نیز جداگانه این قیاس را انجام دادم. 

یعنی شما به مقایسه فیلمنامه خودتان با فیلم‎نامه سریال پرداختید؟ آیا کارشناسان از مقایسه شما هم استفاده کردند؟
من فیلمنامه آقای سلحشور را که از طریق کارشناسان گرفته بودم با کتاب خودم به‎طور دقیق تطبیق دادم. این کار را فقط برای خودم انجام دادم. کارشناسان تحقیقات خود را داشتند. نه من تحقیقات آن‎ها را دیدم و نه مقایسه خودم در اختیار آن‎ها قرار گرفت. حتی بعدها به نظر آن‎ها اعتراض هم داشتم. 

یعنی شما بعد از انجام این تطبیق، همچنان عقیده داشتید سریال از روی کتاب شما ساخته شده است؟
بله، اصلا همان بود. اما نظرم نسبت به رأی صادره دادگاه که از روی اظهارات کارشناسان اعلام شده بود، عوض شد. از نظر من درصد بیشتری از آن‎چه تشخیص داده بودند، شباهت وجود داشت. 

مگر رأی دادگاه به‎طور قطعی صادر شده است؟
بله، حکم موجود است. در تاریخ 25 اسفندماه 1388 در شعبه 1083 توسط قاضی سیدحسین حسینیان حکم دادگاه با موضوع اعتراض به قرار منع تعقیب صادر شده است. 

با توجه به اعتراض شما به قرار منع تعقیب، مگر دادگاه فقط برای این موضوع تشکیل شد؟
ببینید، موضوع اعتراض به قرار منع تعقیب برای اعلام به دادستانی است، چون حکم به آن‎جا ارجاع داده شده و به من و شما مربوط نمی‎شود. در شرح حکم عنوان شده که قاضی برای ختم و رسیدگی به پرونده، مبادرت به صدور رأی می‎کند. 

پس حکم هنوز قطعی نشده است؟
چرا، حکم برای همین به دادستانی رفته است. تا به متهم تفهیم اتهام شود و براساس قوانین جزا، مجازات وی محاسبه شود. چون دادگاه اعتراض را وارد دانسته و سرقت هنری و استفاده غیرمجاز را تأیید کرده است. 

رأی قطعی دادگاه برای انجام مراحل بعدی به دادرسی اعاده شده است که تا الان دادستان باید کیفرخواست صادر می‎کرد که به‎دلیل اعتراضات ایشان به تعویق افتاده است، اما در هر صورت، رأی دادگاه، قطعی است و قابل‎تغییر نیست.
 



Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 130302