امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
در دفاع مقدس خط قرمزي نداريم!
گفتگو با محسن علي‌اكبري
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۴۲
 
 
حامد پنجابي
محسن آقاعلي‌اكبري متولد 1339 تهران، از جمله تهيه‌كنندگان فعال و سرشناس سينماي ايران است كه تاكنون تهيه‌كنندگي آثار زيادي را بر عهده داشته. از جمله این آثار مي‌توان به فيلم گوركن (۱۳۶۳)، بلمي به سوي ساحل (۱۳۶۴)، اصحاب كهف (۱۳۷۶)، مريم مقدس (۱۳۷۹)، شهرآشوب (۱۳۸۴)، پاداش سكوت (۱۳۸۵)، هميشه پاي يك زن در ميان است (۱۳۸۶)، آن مرد آمد (۱۳۸۶)، كتاب قانون (۱۳۸۷)، چراغ قرمز (۱۳۸۸) و پايان دوم (۱۳۸۹) اشاره كرد. اگر چه فيلم‌هاي كتاب قانون، پاداش سكوت، هميشه پاي يك زن در ميان است و چراغ قرمز علي‌اكبري، به دلايل پاره‌اي مسائل، مخالفت نيروهاي مذهبي را به همراه داشت، لكن فيلم‌هاي مريم مقدس، اصحاب كهف و آن مرد آمد از خاطره سينمادوستان محو نخواهد شد. 

آنچه از نظر می گذرد، شرح گفتگوی «پنجره» با این تهیه کننده سینماست که با هم می خوانیم:

آقاي علي‌اكبري! به‌عنوان كسي كه در كارنامه حرفه‌اي‎اش تهيه‌كنندگي فيلم‎هاي سينماي دفاع مقدس هم ديده مي‌شود، فكر مي‌كنيد چه موضوعي باعث شده تا از جنگ هشت ساله ايران به دفاع مقدس تعبير و بالطبع از سينماي آن نيز با عنوان سينماي دفاع مقدس ياد شود؟
به‎نظر من سينماي جنگ با سينماي دفاع مقدس دو ژانر متفاوت است. در اوايل جنگ، فيلم‌هايي كه مثلا خود من در ساخت آن دخيل بودم، مثل «بلمي به سوي ساحل»، در ژانر جنگ نبود. وقتي رزمندگان ايراني تنها با سلاح ايمان به مقابله با دشمن تا بن دندان مسلح متجاوز مي‌رفتند، بحث جنگ مطرح نبود، بلكه يك دفاع مقدس در ابعاد مختلف ديده مي‌شد. فيلم‌هايي كه ما در اوايل دهه 60 داشتيم، تا حدود زيادي به مباني دفاع مقدس مي‌پرداخت و كمتر وارد سينماي جنگ مي‌شد، اما تنها بعد از گذشت چند سال از جنگ، فيلم‌هايي ساخته شد كه بيشتر فيلم جنگي بود؛ حتي در خود مقطع جنگ هم يكي دو تا از دوستان آمدند و با همان تعاريفي كه از سينماي جنگ در غرب مطرح است، به توليد فيلم پرداختند. ولي اكثريت فيلم‌ها با مضمون دفاع مقدس بود، يعني مظلوميت و حقانيت نيروهاي رزمنده ايراني در مقابل كل دنيا؛ متأسفانه بايد اعتراف كرد اين سينما روز‎به‎روز افول كرده و به نوعي به‎سوي تعطيلي كشيده مي‌شود. بچه‌هايي كه در آن موقع فيلم‌هاي حوزه دفاع مقدس را كار مي‌كردند، الان به ساخت فيلم‌هاي اجتماعي رو آورده‌اند و كمتر سعي مي‌كنند وارد توليد فيلم‌هايي با مضامين دفاع مقدس شوند. اين در حالي است كه ما هشت سال درگير جنگ بوديم و مي‌توانيم بابت هر روز آن يك فيلم سينمايي داشته باشيم. خيلي از اين موضوع غافل شديم. 

شما در سخنان خود به اين موضوع اشاره كرديد كه فيلم‌هاي دهه 60 به‎مراتب از فيلم‌هايي كه امروزه در ژانر دفاع مقدس ساخته مي‌شود، مبنايي‌تر بود؛ خب ارزيابي جنابعالي از وضعيت سينماي دفاع مقدس چيست؟
بزرگ‎ترين حُسن و مزيتي كه در مورد فيلم‌هاي جنگي دهه 60 وجود داشت، به حمايت‌هاي بي‌دريغ مسئولان نظام بازمي‌گردد، يعني از شخص رييس‎جمهوري گرفته تا وزرا، فرمانده‌هاي سپاه و ارتش و يگان‌هاي زيرمجموعه آن‎ها كاملا با ما همكاري مي‌كردند. در واقع حس همه اين بود كه بايد اين لحظه‌ها ثبت شود؛ بايد اين‎ها به تصوير دربيايد و بايد در حافظه تاريخ بماند. در دهه 60، تجهيزات و تسليحات براي ساخت فيلم‌هاي جنگي به‎سادگي در اختيار ما قرار مي‌گرفت. براي ساخت فيلمي مثل «بلمي به سوي ساحل»، «پرواز در شب»، «چشم شيشه‌اي» يا «آخرين پرواز» كه خود من كار كردم، واقعا مشكلي به‎عنوان مشكل لجستيك وجود نداشت. از سوي ديگر، هنوز در سينما ستاره‌سازي نشده بود و حضور بازيگران در اين عرصه خيلي راحت بود؛ حتي ستاره‌هايي هم كه در آن مقطع بودند، دوست داشتند كه در فيلم‌هاي دفاع مقدس بازي كنند. اما به مرور اين فيلم‌ها از نظر لجستيك رو به ضعف رفت و از نظر ساختار كم‎كم تبديل شد به قصه‌هاي خانوادگي كه يك جوري هم به جنگ ارتباط پيدا مي‌كرد. البته اين هم به‎خاطر فرار از مسئله لجستيك بود؛ چون به تهيه‌كننده، لجستيك داده نمي‌شد؛ در ازاي هر يك تير و يك اسلحه، كلي پول از تهيه‌كننده گرفته مي‌شد و تهيه‌كننده سعي مي‌كرد كمتر وارد حريم جنگ و دفاع بشود. خب به‎طور طبيعي مخاطب هم خيلي ريزش كرد و سوپراستارهاي ما هم ديگر براي حضور در فيلم‌هاي دفاع مقدس تمايلي نداشتند. 

در دهه 70 توليدات سينماي دفاع مقدس به‎شدت افت كرد و از سال 75 به بعد ما ديگر فيلم‌هاي دفاع مقدسي نداشتيم. تمام سعي دوستان هنرمند ما كه دوست داشتند در زمينه دفاع مقدس فعال باشند و فيلم بسازند، تقريبا به يأس و نااميدي بدل شد. تهيه‌كنندگان هم ديگر رغبتي براي ساخت اين نوع فيلم‌ها نداشتند؛ به‎دليل اين‌كه به هر حال مخاطب را از دست داده بودند. 

مي‌توانم بگويم با شروع دهه 80، سينماي دفاع مقدس كاملاً يك تعطيلي و خاموشي مطلق را طي كرد تا حدود سال 1383 و 1384 كه باز حركت‌هاي كوچكي انجام گرفت. توليدات فيلم‌هاي دفاع مقدس
ما اگر مي‌خواهيم كه براي نسل‌هاي بعد فيلم‌هاي ماندگار داشته باشيم، بهترين راه، توليد آثار از روي كتاب‌ها و اقتباس از روي آن‎هاست.
ما مجموعا در سال به پنج فيلم رسيد. به هر حال اگر بخواهيم دسته‌بندي كنيم، اوج اقتدار سينماي دفاع مقدس ما در دهه 60 بود، در دهه 70 افت داشتيم و در دهه 80 سينماي دفاع مقدس رو به تعطيلي رفت و اگر بخواهيم آينده و افق سينماي دفاع مقدس را ببينيم، با اين سمت و سویي كه در حركت است، هيچ‎چيزي از سينماي دفاع مقدس باقي نخواهد ماند، مگر اين‌كه واقعا مديران ما - من تأكيدم روي مديران است، چراكه هنرمند هميشه آماده خلق هنر است - به داد اين سينما برسند. 

مديران فرهنگي كشور، سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، وزارت ارشاد و صدا و سيما، اين‎ها بايد الان سرمايه سنگين بگذارند تا تهيه‌كننده و كارگردان ترغيب شود و به سمت سينماي دفاع مقدس برگردد. بايد فيلم‌هاي دفاع مقدس، ساخته و اكران شود، حتي اگر مخاطب نداشته باشد. بايد مجدد روي مردم و فرهنگ آن‎ها كار كنيم و تغيير ذائقه بدهيم. الان مردم به فيلم‌هاي سطحي بيشتر علاقه‎مند شده‌اند؛ اين هم علتش كم‎كاري ماست كه فيلم خوب نساختيم؛ يعني ما الان اگر ببينيم سالن‌هاي سينمايي تعطيل است، براي آن است كه واقعا فيلم‌هاي خوب نيست. بايد يك سرمايه بسيار خوب در اختيار افرادي كه در اين ژانر كار كرده‌اند و تجربه دارند قرار داده شود و از آن‎ها خواسته شود كه در طول سال حداقل يك فيلم يا دو فيلم با مضمون دفاع مقدس بسازند و سرمايه آن را هم دولت داده باشد، يعني ما دغدغه برگشت سرمايه نداشته باشيم. من هنوز بدهي فيلم «پاداش سكوت» را دارم مي‌دهم؛ خب اين غلط است يعني قرار نيست كه ما راجع به مسئله‌اي كه هويت، مليت و اسلام را نشانه گرفته بود كار كنيم و يك اثري را خلق كنيم، بعد بخواهيم شكست مالي آن را هم خودمان متقبل بشويم. 

به‎نظر شما چه خطراتي سينماي دفاع مقدس را تهديد مي‌كند؟
متأسفانه سطحي‌نگري سينماي دفاع مقدس را نشانه گرفته است. بايد ادبيات نمايشي ما متفاوت بشود. ما اگر مي‌خواهيم كه براي نسل‌هاي بعد فيلم‌هاي ماندگار داشته باشيم، بهترين راه، توليد آثار از روي كتاب‌ها و اقتباس از روي آن‎هاست. يعني ما الان تعداد زيادي كتاب در زمينه دفاع مقدس داريم كه قابليت به تصوير كشيده شدن را به شكلي سينمايي دارند و با توجه به ادبيات غني‌اي كه در زمينه دفاع مقدس است، مي‌توانيم كارهاي ماندگاري داشته باشيم. چنان‎چه ما بخواهيم جوانان را به تماشاي فيلم‌هاي سينماي دفاع مقدس ترغيب كنيم، بايد نوع نگاه‌مان را متفاوت كنيم. ما الان در آخر دهه 80 هستيم. ديگر تفكر دهه 60 قطعا به ما جواب نخواهد داد. من اگر «پاداش سكوت» را ساختم با اين نگاه بوده كه حرف روزي را كه جوان اين زمانه نياز دارد، زده باشم. به هر حال امروز جوان ما مي‌داند كه از همين حضور در جبهه‌ها يك‎سري رانت‌خواري‌ها صورت مي‌گيرد؛ يعني برخي آدم‌هايي كه در جنگ بودند و در دفاع مقدس شركت داشتند، الان دارند سوءاستفاده مي‌كنند؛ خب چه اشكالي دارد كه ما بيايیم اين‎ها را اعلام كنيم. دو تا از اين حرف‌ها بزنيم، جوان را جذب كنيم، در كنارش حرف‌هاي ديگر خودمان را هم بزنيم.
يعني الان قطعا ساخت فيلم‌هاي دفاع مقدسي با نوع و روش دهه شصتي كاملا متفاوت است. ديگر شايد فيلمي مثل «بلمي به سوي ساحل» جواب ندهد. بايد ما تعريف‎مان را به‎روز داشته باشيم. 

شما فكر نمي‌كنيد اگر ما بخواهيم همه صحبت‌هاي روز را در فيلم‌هاي دفاع مقدس بياوريم، به‎نوعي عبور از خط قرمز تلقی شود؟
اصلا خط قرمز معني ندارد! اصلا خط قرمز در سينماي دفاع مقدس معني ندارد! مثلا مي‌خواهيم بگوييم كه يك رزمنده الان دارد دزدي مي‌كند؟ چه اشكال دارد بگوييم؟ يعني اين اسمش خط قرمز نيست. يا يك رزمنده‌اي كه قبلا در جبهه بوده الان مثلا يك قتلي را انجام داده است؟ به نظر من اين‎ها هيچ مشكلي نيست، اين‎ها خط قرمز نيست به هر حال اعمال انسان به لحظه است؛ يعني من نوعي در آن شرايط با آن موقعيت يك نوع زندگي مي‌كردم، الان در دهه 90 بايد ماشين من فلان مدل باشد، خانه‌ام بايد ويلايي باشد و... نوع زندگي‌اي من الان با نوع زندگي‌اي كه در دهه 60 داشتم، كاملا متفاوت است. به نظر من اگر اين‎ها را نشان دهيم، هيچ اشكالي ندارد. به‎نظر من در دفاع مقدس خط قرمز نداريم. من از سال 58 اين افتخار را داشتم كه با شهيد چمران بودم و جزو اولين نيروهایی بودم كه وارد خرمشهر شدند، اين را به‎جرئت مي‌گويم برای بچه‌هايي كه آن‌جا به‎خاطر فتح و پيروزي و شهادت آمده بودند، برگشتی در كار نبود. يعني كسي با اين فكر به خط مقدم نيامده بود كه من امشب به خانه‌ام بازمي‌گردم. حالا امكان دارد كه در اين بين عملياتي باشد كه خود من هم در آن بودم كه قرار نبوده صداي كسي دربيايد؛ چون اگر صدا از كسي درمي‌آمد، يك گردان لو مي‌رفت؛ اگر به‌صورت اتفاقي توسط نگهبانان عراقي يكي از اين كاليبرها مي‌خورد به يك نفر و صداي آن نفر درمي‌آمد، طبيعي بود كه آن‎موقع ما او را مي‌كشتيم، چرا؟ چون اگر او را نمي‌كشتيم دشمن تمام گردان را مي‌كشت؛ پس اين آدم‌كشي به‎حساب نمي‌آيد يا حس آدم‌كشي نيست؛ جلوگيري از كشته شدن جمع زيادي از بچه‌هاست؛ تازه خود آن شخص كه تير خورده بود، خودش بيشتر از همه مصر بود كه اين كار را با من بكنيد، چون مي‌دانست نمي‌تواند داد نزند، تير خورده
اگر براي مديران و مسئولين نظام جا بيفتد كه ارزش‌ها در كجاست و ما الان چرا داريم لطمه مي‌خوريم و از كجا لطمه خورديم، اگر اين جا بيفتد و دوباره شروع به ترميم خودشان كنند، مطمئنا هنرمندان و فيلم‎سازان، آمادگي مجدد براي برگشت به اين عرصه را دارند.
بود، يعني به هر حال درد داشت.
 
ببينيد واقعيت‌هاي جنگ همين‌هاست، اتفاقا بايد اين‎ها گفته بشود. اين‎ها نه‎تنها خط قرمز نيست، بلكه خط مقاومت است. به‎نظر من جوان امروزي نياز دارد مقاومت را ياد بگيرد چون به هر حال دو روز ديگر ممكن است اتفاقي بيفتد. به‎نظر من اين موضوع بسيار سخت‌تر است تا آن رزمنده‌اي كه لحظه اول شهيد مي‌شود. بازهم مي‌گويم به‎نظر من سانسور معني ندارد. من سر فيلم پاداش سكوت با وزير وقت آن‎موقع آقاي صفار هرندي دعوا داشتم؛ آقاي هرندي بنده را صدا كرد و خيلي جدي گفت كه تو اين فيلم را نساز؛ من به تو دو تا فيلم ديگر مي‌دهم آن‎ها را بساز. اما من گفتم دوست دارم اين فيلم را بسازم. گفت اگر اين فيلم را بسازي فلان مي‌شود، سردار فلاني اين‎جوري گفته است و اين نبايد ساخته شود. من در پاسخ به ايشان گفتم همه حرف‌هاي شما درست، اما من فيلم خودم را مي‌سازم، نه فيلم شما را و ايستادم و فيلمم توقيف شد؛ اكران به فيلم من ندادند؛ فيلم ضرر كرد و با شكست شديد مالي، ما را مواجه كرد.
اين‎ها ترس‌هايي بود كه خودشان داشتند، چون كسي از مردم هيچ مخالفتي نكردند و ما هيچ نقدي نشنيديم كه كسي بگويد چرا اين فيلم ساخته شد. پاداش سكوت هم يكي از اين خط قرمزهايي بود كه شما مي‌گوييد؛ البته خط قرمز نيست، واقعيت‌هاي جنگ است. اين‎ها تاريخ است. ما نمي‌توانيم تاريخ را كتمان كنيم. ما مي‌توانيم تا حدودي تاريخ را تحريف كنيم، اما نمي‌توانيم كل تاريخ را تحريف كنيم. 

شما گمان مي‌كنيد كه علت بي‌توجهي سينماگران به ساخت فيلم‌هاي دفاع مقدس چيست؟
سينماگران بي‌توجه نيستند، من خودم به‎عنوان كسي كه با فيلم دفاع مقدس، سينما را شروع كردم، هنوز در همان راستا كار مي‌كنم؛ منتها همين الان من دغدغه دارم كه سپاه و ارتش چه مي‌خواهند به من بدهند؟ چه امكاناتي در اختيار من قرار مي‌دهند؟ آيا مي‌خواهند همان پول‌هاي كلاني را كه از همه مي‌گيرند، از من هم بگيرند؛ خوب من فيلم نمي‌سازم، سعي مي‌كنم كه از سر و ته فيلم بزنم، مطمئنا مخاطب از اين فيلم خوشش نمي‌آيد. مخاطب جوان من دوست دارد كه ايران را در قدرت ببيند. اگر من مي‌گويم نيروي هوايي آن‎موقع خيلي زحمت كشيد، امثال بابايي‌ها بودند كه واقعا كولاك كردند يا هوانيروز ما چه كرد، امثال شيرودي‌ها بودند كه قصر شيرين ما را نجات دادند، الان من مي‌گويم دو تا هليكوپتر كبري مي‌خواهم، مي‌گويند هليكوپتر كبري مي‌شود ساعتي 10 ميليون تومان؛ خب مي‌گويم اصلا هليكوپتر نمي‌خواهم، مي‌آيم دو تا ژ-3 جاش مي‌گذارم.
اگر براي مديران و مسئولين نظام جا بيفتد كه ارزش‌ها در كجاست و ما الان چرا داريم لطمه مي‌خوريم و از كجا لطمه خورديم، اگر اين جا بيفتد و دوباره شروع به ترميم خودشان كنند، مطمئنا هنرمندان و فيلم‎سازان، آمادگي مجدد براي برگشت به اين عرصه را دارند. 

چرا جشنواره سينماي دفاع مقدس متولي ندارد و چند سال است كه جشنواره برگزار نمي‌شود؟
مديران و مسئولين ما جشنواره دفاع مقدس را از ياد برده‌اند، علت اين است كه بعد از جنگ تزي بود مبني بر اين كه در يك مقطعي فيلم‌هاي دفاع مقدس ساخته نشود تا مردم يك مقدار از جنگ فاصله بگيرند و دردشان تازه نشود و با تصاويري كه مي‌بينند اذيت نشوند؛ اين کاملا غلط بود. ما همان موقع گفتيم اين تئوري، تئوري اشتباهي است. سال 69 و 70 اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي شروع شد و اصلا فضا را عوض كردند، فضاي دفاع مقدس، كجا فضاي اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي كجا؟ اين‎ها كاملا متضاد هم بودند. الان هر چه ما لطمه داريم، از اين نوع نگاهي بود كه بعد از سال 70 در كشور ما پا گرفت و به نظر من نگاه بسيار فاسدي است. اگر اين نگاه به‎وجود نمي‌آمد، همان روند و رويه ادامه داشت و اين مملكت هم وضعش خيلي بهتر بود. جوانان بيكار خيلي كم بودند؛ اشتغال وضعيتش درست شده بود؛ اعتياد نداشتيم؛ فحشا تا اين حد به اين گستردگي در سطح شهرها وجود نداشت. 

شما اعتقادي به ورود طنز به سينماي دفاع مقدس داريد؟ آيا انحرافي با ورود اين‎گونه موضوعات به سينماي دفاع مقدس وارد نشده است؟
صددرصد؛ در تمام ژانرها مي‌توانيم فيلم دفاع مقدس داشته باشيم. شايد آن فيلم‎ساز كه اين كار را كرد آن هم منظورش اين بوده كه يك جوري مردم را با سينماي جنگ آشتي بدهد، راهي به نظرش نرسيده به‎جز اين‎كه وارد طنز بشود. يعني نه تنها آن هنرمند محكوم نيست، بلكه بايد مورد تشويق قرار بگيرد. الان متهم اصلي، مديران و مسئولين ما هستند. من فيلم دفاع مقدسي ساختم با عنوان «آن مرد آمد»؛ الان سه سال است در دفتر من خوابيده و كسي آن را اكران نمي‌كند؛ هيچ سينماداري حاضر نيست آن را اكران كند. خب اگر آن دوست من هم مي‌خواست همين كار را بكند كه كسي نمي‌رفت و فيلم را نمي‌ديد؛ پس آمد سطح ذائقه مردم را شناسايي كرد و حرف دفاع مقدس را در ژانر طنز زد و موفق هم شد. 

آيا سينماي دفاع مقدس فقط پرداختن به مقوله جنگ است؟
نه، فيلم‌هايي مثل «آژانس شيشه‌اي» هم دفاع مقدسي است. فيلم «پاداش سكوت» هم به همين صورت است؛ آن هم فيلم دفاع مقدسي است و ما تماما مستقيم در جنگ نبوديم، ما در زمان حال بوديم،داشتيم جامعه فعلي را نقد مي‌كرديم؛ جامعه سرمايه‌داري را نقد مي‌كرديم. نه، به‎نظر من حتما نبايد صحنه جنگ باشد؛ ما بايد به زبان روز حرف بزنيم، بايد سينما را به‎روز تعبير كنيم. 

سينماي دفاع مقدس آن زمان بايد الان تبديل به روز بشود و در قالب مشكلاتي كه خانواده‌هاي رزمندگان و شهدا دارند، سخن بگويد. اين وظيفه ما هنرمندان است كه حداقل گوشه‌اي از آن را به تصوير بكشيم و مردم بفهمند


Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 137107