| اصلاح الگوي مصرف در جبهه |
| وبلاگ "قافله شهدا" |
| دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۳ |
نویسنده ی وبلاگ "قافله شهدا" مطلبی را تحت عنوان "اصلاح الگوی مصرف در جبهه" در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش در این مطلب آمده است:
سال 88 که به فرموده رهبر سال اصلاح الگوي مصرف بود داره تموم ميشه و هر کدوممون مي تونيم از خودمون بپرسيم چقدر تونستيم به اين امر مهم جامه ي عمل بپوشونيم. مطلبي که اونقدر تو زندگي اهميت داره که مي طلبه سالهاي سال رو اين موضوع کار بشه. از کارهاي مهم تو سطح کلان کشور تا کوچکترين کارها تو زندگي شخصي هر کدوممون. قصد بحث در اين باره تو اينجا رو ندارم و فقط خواستم يه گريزي به زندگي اون اسوه هاي فراموش نشدني تو دوران دفعا مقدس بزنم و ببينيم که اونا به اين امر مهم چقدر بها مي دادن. اين فرازهايي خيلي کوتاه از اصلاح الگوي مصرف تو جبهه هاست:
- جيره و لباس که مي آوردد، تدارکات موظف بود که نسبت به استفاده از اونا مراقبت ويژه کنه. حتي قرار شده بود اگه وسيله اي از ماه قبل اضافه مونده تو اين ماه مجدد درخواست نشه.
- تو بحبوحه جنگ که کشور زير فشار بود و بنزين سهميه بندي شه بود قرار شد که ميني بوسها وظيفه ي جابجايي مسئولان گردان رو تو منطقه به عهده بکشن و هر نفر با يه ماشين تردد نکنه. با اينکه هوا خيلي گرم بود ولي همه اين قانون رو خيلي راحت قباصلاح الگوي مصرف در جبهه - قافله شهداول کردن.
- بعد از عمليات والفجر 8 يکي از روزها که داشتيم تو آشپزخونه غذا مي پختيم يه دفعه برق قطع شد. گرماي اون 30 تا اجاق بزرگ و نبود تهويه و پنکه کار رو خيلي سخت کرده بود. مسئولين ديگه داشتن قانع ميشدن که براي اون چند هزار نفر کنسور تهيه بشه؛ اما يکي از آشپزها گفت: نيازي نيست. سر و صورتش رو با چفيه ي خيس پوشوند و يه مقدار يخ هم تو پيراهنش ريخت و رفت تو آشپزخونه. مدت زيادي نگذشته بود که اولين ديگ غذا آماده شد و اومد بيرون.
اون آشپز چند بار اين کار رو تکرار کرد و با هر سختي که بود غذا رو آماده کردتا اون همه غذاي نيمه کاره هدر نره و از همه مهمتر کلي کنسرو بيهوده تهيه نشه.
- جواد فخاري وضعش خيلي خوب بود ولي خيلي ساده مي گشت. بهش مي گفتيم: اين پوتين چيه؟ بندش هم که با سيم تلفنه..!!
مي گفت: برا جبهه هرچي صرفه جويي کنيم و چيزي رو که واقعا نياز نداريم، نگيريم بهتره .....
- برا يکي از عملياتها داشتيم آذوقه مي برديم خط مقدم که تو راه ماشينمون رو رو زدن. آتيش داشت شعله مي کشيد که ديدم فرمانده لشگر که همراهمون بود سريع از ماشين پريد بيرون و از دل آتيش کارتنهاي سالم رو دا آورد تا هم خسارت زياد نشه و هم دست خالي پيش نيروها نريم.
- تو فاو بوديم. بعد از عمليات، عراقيها کلي تجهيزات گذاشته بودن و رفته بودن عقب. چند تا از بچه ها مقداري از اين وسايل رو بي حد و حساب داشتن مصرف مي کردن که يکي از بچه ها اومد جلو و گفت: برادرا! درسته اين امکانات مال دشمن بوده اما الان به غنميت اسلام در اومده و بيت المال محسوامام و اصلاح الگوي مصرف - قافله شهاءب ميشه. مواظب باشين حيف و ميل و اسراف نشه.
آخرينش رو هم از زبان يکي از بستگان مقتداي همه ي شهدا "حضرت روح الله(ره)" نقل مي کنم تا مراد و مريدان رو بهتر بشناسيم:
- يک بار خدمت امام بوديم. ايشان مي بايست پمادي رو به پاهاشون مي ماليدن. کارشون با پما که تموم شد يه برگه دستمال کاغذي رو چهار تيکه کردن و با يکي از تيکه ها پايشون رو پاک کردن و ما بقي رو تو جعبه ش گذاشتن تا بعدا استفاده کنن.
به ايشان گفتم: اگه برنامه زندگي اينطوريه که همه ي ما جهنمي هستيم چون اصلا نمي تونيم اينطوري مراعات کنيم. ايشان فرمودند: شما اينطور نباشيد، اما بايد رعايت کنين.
۱۳۸۹-۰۱-۱۲ ۱۴:۴۷:۲۱ |
| |
| معمولا" به چیزی الگو اطلاق میشود که روی آن کار کارشناسی انجام شده و در مجموع به عنوان نمونه و مدل کار پذیرفته شده است. لذا مصرف را باید اصلاح کرد تا به الگوی مصرف نزدیک شد. |