امروز  شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱
ارمغان سفر
فریدالدین حداد‎عادل
يکشنبه ۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۲
 
نگاهی به برخی نکات مهم درباره سفر رهبری انقلاب به استان کرمانشاه

سفر مقام معظم رهبری به کرمانشاه بار دیگر پیوند عمیق مردم و رهبری را نشان داد. جالب است در سه سال گذشته مقام معظم رهبری به سه استان حساس کشور سفر کرده است. در هر سه استان کردستان، قم و کرمانشاه مردم چنان از رهبر خویش استقبال کردند که احساس شعف، قلب همه یاران انقلاب را فرا گرفت. موج جمعیت آن‎قدر پردامنه بود که خودروی مقام معظم رهبری از مسیر از قبل تعیین شده خویش، منحرف شد. مردم ماشین حامل رهبر انقلاب اسلامی را خود در میان دریایی از احساس هدایت کردند و در جایی که رهبری و مردم تنها بودند، هیچ‎کس در دل خود ذره‎ای احساس نگرانی نکرد.

پهلوانان سرافراز کرمانشاهی آن‎چنان تشنه دیدار بودند که این استقبال یکی از طولانی‎ترین استقبال‎ها و این تأخیر در اجرای برنامه یکی از طویل‎المدت‎ترین دیرکردها بود. راستی چرا دیگر رسانه‎های بیگانه این سفرها را مانند گذشته به‎صورت کاملا قلب ماهیت شده تفسیر نمی‎کنند و استقبال مردم را وارونه جلوه نمی‎دهند؟! چرا کسی به خود اجازه نمی‎دهد از آمار آسیب‎دیدگان روز اول سفر، به‎عنوان تعداد مخالف و معارض بهره‎برداری نابه‎جا کند.

گرچه شور و احساس مردم و پیوند عمیق‎شان با رهبری، خود مقوله‎ای بسیار گسترده و شایان توجه است، در این نوشته نظر خوانندگان گرامی را به سه نکته مهم از سفر رهبر معظم انقلاب به کرمانشاه جلب می‎کنم:

۱- مسأله بازداشت دو ایرانی متهم به طراحی ترور در آمریکا و پخش خبر آن در شرایط کنونی، گرچه به‎وضوح دلایل آمریکایی فراوانی دارد که سیاست صدور بحران یکی از آن هدف‎هاست، اما در این بین باید به نکته مهم دیگری هم توجه کرد. آمریکایی‎ها می‎خواستند با پخش این خبر، سفر مقام معظم رهبری را تحت‎الشعاع قرار دهند و نگاه رسانه‎های جهانی را از پیوند عمیق مردم و رهبری به دیگر سو منحرف سازند. آن‎ها نمی‎خواستند جهان ببیند در حالی‎که در دیگر کشورهای خاورمیانه مردم خواستار تغییر حاکمان خود هستند، ایرانی‎ها چگونه با رهبر محبوب خویش پس از بیش از ۲۲ سال، نرد عشق می‎بازند. آمریکایی‎ها سعی کردند با خبری کردن این سناریو، جنبه‎های رسانه‎ای بسیار جذاب سفر آقا را از کانون توجهات جهانیان و ملت ایران دور کنند. فهم و تصدیق این مدعا، نقش کلیدی و جایگاه استثنایی و تأثیرگذار بیانات و سفرها و مدل حکومتی مقام معظم رهبری را نشان می‎دهد.

۲- مقام معظم رهبری در این سفر به امکان انتخاب پارلمانی رییس‎جمهوری اشاره کردند. به این ترتیب از منظر ایشان الزامی بر اجرای این‎چنینی انتخاب رییس‎جمهوری وجود ندارد. قید مهم بیانات رهبری در این باب، عبارت «آینده دور» بود. این عبارت نشان می‎دهد که رهبری گرچه بر وضعیت فعلی اصرار ندارند، ولی تحقق آن مدل را نیز در گرو مقدماتی می‎دانند که دستیابی به آن تمهیدات، اراده و فرصت زیادی را می‎طلبد و انجام آن منوط به صرف انرژی و مطالعه قابل‎ملاحظه‎ای در بین اقشار جامعه و به‎خصوص فعالان سیاسی است:

«فرض بفرمایید ما یک روزی در قانون اساسی نخست‎وزیر و رییس‎جمهوری داشتیم، با یک شکل خاصی؛ بعد تجربه به ما نشان داد که این درست نیست. امام دستور دادند گروهی از خبرگان ملت، از دانشگاهیان، روحانیان، مجلس شورای اسلامی، برجستگان و نخبگان بنشینند و آن‎چنان که بر طبق نیاز است، آن را تغییر بدهند. همین‎کار را هم کردند. یا در زمینه قضا همین‎طور. در آینده هم این‎ها قابل‎تغییر است.

امروز نظام ما ریاستی است؛ یعنی مردم با رأی مستقیم خودشان رییس‎جمهوری را انتخاب می‎کنند؛ تا الان هم شیوه بسیار خوب و تجربه شده‎ای است. اگر یک روزی در آینده‎های دور یا نزدیک - که احتمالا در آینده نزدیک چنین چیزی پیش نمی‎آید - احساس بشود که به‎جای نظام ریاستی مثلا نظام پارلمانی مطلوب است - مثل این‎که در بعضی از کشورهای دنیا معمول است - هیچ اشکالی ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی می‎تواند این خط هندسی را به خط دیگر هندسی تبدیل کند؛ تفاوتی نمی‎کند و از این قبیل.»

۳- رهبر معظم انقلاب در سفر خود به مقوله حزب و تحزب نیز اشاره کردند. ایشان فرمودند من مطلقا با مسأله تحزب مخالف نیستم. گرچه این عبارت در فهم شایع و شنیداری خود، به معنای موافقت رهبری با فعالیت پررنگ‎تر احزاب است اما می‎توان از نسخه خواندنی بیانات ایشان، تعابیر دیگری هم به‎دست آورد. شاید بتوانیم از خلال فرمایشات رهبری پس از جمله مذکور استنباط کنیم که رهبری انقلاب با تحزب مخالفت ندارند ولی برای تکامل اوضاع سیاسی، انتظاراتی از احزاب و فعالین سیاسی دارند و برای جلوگیری از آغاز تحزب بر اساس مدل غربی، جامعه را نیازمند اعمال راهکارهای جدید و بومی می‎دانند.

تعریف حزب و بیان ملاک اصلی داوری و تمایز بین احزاب، گامی مثبت برای انتقال جامعه به مباحث فاخر و ارجمند جامعه‎شناسی سیاسی است. رهبری تقوا و خدامحوری را شرط مفید بودن و خیراندیش بودن حزب می‎دانند. لازم است فعالان سیاسی با پی‎گیری بحث‎های این‎چنینی به بومی‎سازی و اصیل‎سازی تحزب در ایران بپردازند. لازم است ما فهم ایرانی‎تر و اسلامی‎تر و جدیدتری از تحزب به‎دست آوریم که کاملا مطابق تعالیم اسلام و تشیع و آرمان‎های انقلاب اسلامی باشد. در آن صورت احزاب ایرانی به قدرتمندی بروز و ظهور می‎یابند و می‎توانند فرصت بیشتری برای خدمت به مردم به‎دست آورند:
«به‎طور اجمال بگویم، با تحزب مطلقا مخالف نیستیم. این‎که خیال کنند با حزب و تحزب مخالفیم، نه، این‎طور نیست.

قبل از پیروزی انقلاب، پایه‎های یک حزب بزرگ و فعال را خود ما ریختیم؛ اول انقلاب هم این حزب را تشکیل دادیم، امام هم تأیید کردند، چند سال هم با جدیت مشغول بودیم؛ البته بعد به جهاتی تعطیل شد. همان وقت به ما اشکال می‎کردند که تحزب با وحدت عمومی جامعه مخالف است. من آن‎وقت یک سخنرانی مفصلی کردم، که بعد هم پیاده، چاپ و پخش شد؛ تحت عنوان «وحدت و تحزب». تحزب می‎تواند در جامعه انجام بگیرد، در عین‎حال وحدت هم صدمه‎ای نبیند؛ این‎ها با هم منافاتی ندارند. منتها آن حزبی که موردنظر ماست، عبارت است از یک تشکیلاتی که نقش راهنمایی و هدایت آحاد مردم را به سمت یک آرمان‎هایی ایفا می‎کند.»

منبع: پنجره
Share/Save/Bookmark
  کد مطلب : 192098