امام قبلهنماي انقلاب
جواد محدثي
۱۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۱
«خرداد»، باري از غم بر دوش ما نهاد، صبوري كرديم و تن به رضاي خدا داديم و مگر جز صبوري بر تقدير الهي ميتوان كاري ديگر كرد؟
رحلت امام امت، زلزلهي تكاندهنده بود.
اما امت ما، زير بار سنگين اين غم، قامتي استوار برافراشت و مردانه و قهرمانانه آن را تحمل كرد، با حلمي كه از خود امام آموخته بود و با درسي كه در مكتب «روح خدا» ياد گرفته بود، میدانست كه اگر رهبر برود، راه باقي است.
زانوهاي امت شهيد پرور، به صلابت كوه ايستاد و از پا نيفتاد.
امام براي اين امت، يك «راه» بود، «صراط» بود، ميزان و معيار بود، اسوه و الگو بود.
امام، روي در نقاب خاك كشيد.
ولي فرزندانش، از راه و كلام او مشعلي افروخته و برافراشتند، تا راه پيروان، در غياب او تيره و مبهم نماند.
امام، امروز هم زنده است و امامت ميكند.
الگوست و خط ميدهد.
نگاهش، سخنش، تصويرش، پيامهايش، توصيههايش، وصيتنامهاش، به «هدايت معنوي» پيروان مشغول است.
تداوم خط امام، در ولايت و رهبري، جلوهاي از حضور او در متن زمان است.
ميثاق با ولايت، نشان وفاداري به «خط امام» است.
فرزندان خميني كبير، همه كساني هستند كه به فكر و راه او، به خط نه شرقي نه غربياش، به روحيه استكبارستيزياش، به عرفان سیاسياش، به جهاد عارفانهاش، به عدم انعطاف در برابر شرق و غربش، وفادار ماندهاند. و... اينان بسيارند، بسيار!
راه امام، روشن است، اگر كسي نخواهد خود را به بيراهه بزند.
خط امام، قابل تأويل نيست، اگر كسي ريگ در كفش نداشته باشد.
انقلاب امام، منحرفشدني نيست، اگر كساني از درون، دل به سياستهاي بيروني نداده باشند و با اشاره فرا مرزها حرف نزنند و موش ندوانند.
كور، كسي است كه با اينهمه چراغهاي روشن و نشانهها و علامتها، بازهم راه را تشخيص ندهد، يا در پي راه ديگري باشد.
صائب تبريزي چه زيبا گفته است:
غفلتنگر كه پشت به محراب كردهايم در كشوري كه قبلهنما موج ميزند
روزهاي سالگرد رحلت امام، روزهاي تجديد ميثاق و بيعت است، با آنچه امام و شهدا به آن دل بسته بودند و عشق ميورزيدند، يعني پيمان با خدا، با مردم، با شهدا، با انقلاب اسلامي، با قرآن و مكتب، با ارزشهاي ديني، با خط اهلبيت، با روح عاشورا، با راه غدير، با فلسفه انتظار، با اسلام ناب محمدي، بايد «اهل اين راه» را شناخت و با آنان همدلي و همراهي كرد.
بايد «بيگانه» را هم شناخت، و فريب نفاق و تظاهرش را نخورد.
مشعل «بصيرت» را از كف ندهيم!...
منبع: پنجره