لزوم توجه به توصیه های رهبری
گفتگو با عباس سلیمینمین
۱۳ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۵
مصاحبه اخير ریيسجمهوری با روزنامه ايران يكبار ديگر اهالي سياست و رسانه را به بازخواني مناظرههاي پرحاشيه انتخاباتي سال گذشته واداشت.
«پنجره» در این شماره پیرامون بخشی از این مصاحبه با عباس سلیمینمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران به گفتگو نشستهاست که شرح کامل آن در ادامه می آید:
*آقای سلیمینمین! دکتر احمدینژاد در مصاحبه با روزنامه ایران در رد این مسئله که برخیها مدعی دلسوزی برای دولت هستند و بهطور خاص برخی رسانهها چنین ادعایی میکنند، گفته که اینگونه نیست و مثلا همین رسانهها میآیند به همسر رییسجمهوری کشوری، یک عنوان غیراخلاقی نسبت میدهند ولی این کارشان را بد و غیراخلاقی نمیدانند؛ اما وقتی شخصی که 75 میلیون نفر آدم او را نمیخواهند و میگویند که در امور کشور دخالت نکند، تا ما اسمش را میآوریم، میگویند اخلاق رفت و چه و چه شد؛ که منظورشان آقای هاشمی رفسنجانی بوده است. آیا چنین قیاسی درست است و اصلا چه شده که آقای احمدینژاد دوباره آمده از خود رفع اتهام کند و به روزنامهای مثل کیهان اینچنین بگوید؟
قیاس این دو مسئله قیاس معالفارق است زیرا که بحث همسر آقای سارکوزی مشخص است، ایشان اظهارات و اعمالی دارند که در چهارچوب آنها وضعیتشان روشن است. البته بنده هم تعبیری را که در روزنامه کیهان چاپ و منتشر شد نمیپسندم، استفاده از چنین کلماتی دون شأن رسانه است. بعضی از رسانهها و سایتها هم در انتشار خبر از تعابیری استفاده کردند که به هیچوجه در شأن رسانهها نیست و اصلا بهعنوان یک مسلمان نباید چنین تعابیری بهکار میبردند.
گرچه شاید بگویید که خود این خانم خب کارهایی کرده و میکند که همین مطالب را میشود درباره ایشان استخراج کرد و من هم از اینها بیاطلاع نیستم، ولی فکر میکنم که برای هر کسی که سابقه نامناسبی داشته باشد، ما نباید فضای رسانه را به چنین تعابیری بیالاییم.
اما اینکه در مورد افراد و شخصیتهایی که درون نظام تعریف شدهاند اگر اظهارنظری داشتیم که دیگران انتظار دارند این اظهارات را دقیقتر و سنجیدهتر بیان کنیم، بیاییم این را با آن تعابیری که مثلا یک روزنامه درباره آن خانم بهکار برده است مقایسه کنیم؛ این به هیچوجه منطقی نیست. ضمن اینکه انتقاد به هر دوي اینها وارد است اما میزان این انتقاد و جدی بودن آنها با هم قابلمقایسه نخواهد بود.
جناب آقای احمدینژاد علیالقاعده اشتباهی در جریان مناظرههای انتخاباتی داشتند و در جریان این مناظرهها شاید سهوا به رهنمودهای رهبری تن نداده بودند. رهبری صراحتاً متذکر شده بودند که اسم افراد را در مناظرهها نبرید، اگر آقای احمدینژاد به این رهنمود توجه میکردند، ما مشکلات بعد از انتخابات را در این حد نمیداشتیم و برخی در مقام تشخیص دچار مشکل نمیشدند، لکن همین اظهارات موجب شد که حتی بسیاری از شخصیتهای برجسته در مقام تشخیص نتوانستند ظرافت و دقت را پی بگیرند و این ناشی از چیزی نبود جز عدم توجه جناب آقای احمدینژاد به رهنمودهای رهبری.
قطعا آقای احمدینژاد در انتخابات رأی اکثریت را کسب میکردند اما با یک درصد کمتری چراکه این اسم بردنها یک مقداری شور انتخابات را بیشتر کرد، اما بعد از انتخابات و حتی در آستانه روز انتخابات، زمینهای را هم برای برخی تشنجها فراهم کرد و هزینه چشمگیری به کشور تحمیل شد. اگر آقای احمدینژاد دقت لازم را داشتند، این هزینه سنگین به کشور تحمیل نمیشد.
آقای احمدینژاد باید از تجارب شخصیت باتجربه و وارستهای مثل مقام معظم رهبری استفاده میکردند و اگر از ایشان حرفشنوی داشتند، اینهمه هزینه به نظام تحمیل نمیشد.
*لطفا درباره این مطلب آخر که گفتید کمی بیشتر توضیح دهید. از این زاویه که مقام معظم رهبری قبل از انتخابات تأکیدات عامتری داشتند مبنی بر اسم نبردن از افراد و رعایت اخلاق؛ اما بعد از انتخابات، قضیه را خیلی مصداقیتر و با اشاره از مثلا آقایان هاشمی و ناطق به تعبیری دلجویی کردند و گفتند مطالبی که درباره ایشان مطرح شد، محل اشکال است. حالا امروز بعد از اين سخنان، تأكيد آقاي احمدينژاد به درست بودن مواضعش در مثلا مناظرهها را، آيا ميشود صراحتاً خلاف رهنمود و توصيه رهبري دانست، يا باز هم ميتوان آن را توجيه كرد؟
قطعا ما از ابتدا هم رفتار و گفتار آقاي احمدينژاد درباره اين موضوع را ميتوانستيم بيتوجهي به مصالح ملي قلمداد كنيم. حتي قبل از انتخابات هم برخيها اين بحث را مطرح كردند كه ايكاش آقاي احمدينژاد به رهنمودهاي رهبري توجه ميكردند و حتي براساس نامهاي كه آقاي هاشمي در آن ايام به رهبر معظم انقلاب نوشتند و در آن صراحتا وعده برخي مشكلات را ميدادند، بعضي از تحليلگران سياسي به اين نتيجه رسیدند كه كار آقاي احمدينژاد چقدر خطا بوده است و موجب اين شد كه روند انتخابات در مسيری قرار گيرد كه ما از آن لطمه جدي بخوريم.
*فكر ميكنيد الان كه از آن بحثها زمان زيادي گذشته و ديگر موضوع روز نيستند، چه دليلي باعث شده است كه آقاي احمدينژاد در اين مقطع دوباره چنين حرفهايي را بزند؟
البته اين را بايد از خود رياست محترم جمهوري بپرسيد كه چرا این بحثها را دنبال ميكنند. من فقط ميتوانم گمانهزني و تحليل كنم كه نظر قطعي و دقيق نيست. بهطور مسلم طرح اين بحثها زيرسئوال بردن انتقادكنندگان دلسوز است؛ انتقادكنندگاني كه از روي دلسوزي بحثهايي را درباره عملكرد آقاي احمدينژاد مطرح ميكنند. اينكه بهجاي پاسخ دادن به انتقادات دلسوزانه بخواهيم منتقدين را در موضع هجمه قرار دهيم، كار پسنديدهاي نيست. عرض كردم من هم معتقدم آن تعبير در مورد خانم ساركوزي تعبير خوبي نبود و جاي آن در مطبوعات نيست و مطبوعات ما نبايد به اين سمتوسو سوق پيدا كنند اما اينكه ما بياييم انتقادكننده به خودمان را اينگونه مورد هجمه قرار دهيم، اين نشاندهنده اين است كه ما نميخواهيم انتقاد را بپذيريم و الا اينگونه نيست که كسي که انتقاد ميكند، خودش عيب و ايرادي نداشته باشد؛ ما حتما نبايد از منتقدي انتقاد را بپذيريم كه ضعفي در بيان و رفتارش نداشته باشد، چنين چيزي امكانپذير نيست.
ما با انسانهايي زندگي ميكنيم كه خودشان هم ايراداتي دارند و انتقاداتي به آنها وارد است. بنابراين امربهمعروف و نهيازمنكر براي همين است، كه هركدام يك ضعفهايي هم داريم؛ اما اينكه امربهمعروف و نهيازمنكر بكنيم، آنوقت طرف برگردد به ما بگويد كه مگر خودت ايراد و اشكالي نداري، خوب اينكه مواجهه درستي با انتقاد نيست.