مهرداد شريفزاده
سيدعليرضا سجادپور متولد 1339 تهران، فارغالتحصيل مهندسي عمران از دانشگاه امير كبير و سينما با گرايش فيلمنامهنويسي از دانشگاه هنر است. وي فعاليت سينمايي خود را از سال 1363 با تهيهكنندگي و نگارش فيلمنامه «سرباز كوچك» آغاز كرد که تهيهكنندگي فيلمهاي «آخرين ملكه زمين» (۱۳۸۵) و «آدامس بادكنكي» (۱۳۸۵) را نیز بر عهده داشته است. از فعاليتهاي او ميتوان به مديريت واحد سناريوي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي (1366-1370)، مدير كل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (1374-1376)، مديريت طرح و برنامه سيماي شاهد (1370-1372)، تهيهكنندگي فيلم سينمايي و سريالهاي تلويزيوني، مدير كل اداره فيلم و تلويزيون سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران، مدير فرهنگسراي هنر (ارسباران) و مؤسس و مدير اجرايي هيئت اسلامي هنرمندان اشاره كرد. سجادپور هماكنون مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي فيلمهاي سينمايي معاونت سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.
حرف های سجادپور پیرامون دفاع مقدس و سینمای جنگ از نگاه «پنجره» خواندنی است:
آقاي سجادپور! تعريف شما از سينماي جنگ چيست و آيا اساسا به وجود تفاوت ميان سينماي جنگ و سينماي دفاع مقدس قائل هستيد؟ اگر ما ذات سينما را مبتني بر قصه و حركت بدانيم، سينماي موسوم به جنگ يا دفاع مقدس كه بعدا راجع به فرق آنها توضيح ميدهم (اگر فرقي وجود داشته باشد)، واجد هر دوي اينهاست؛ يعني هم قصه دارد و هم تحرك. اصولا جنس موضوعات مربوط به جنگ و نبرد، و دفاع مقدس و مقاومت، ابزار اصلي جاذبههاي سينمايي را دارند. براي همين سينمايي كه بتواند به اين موضوعات دست بياويزد و چنگ بزند، حتما سينماي موفقي خواهد بود. ما در ايران يا هر جاي دنيا، سينماي جنگ نخواهيم داشت مگر اينكه آن جامعه خودش جنگ را تجربه كرده باشد وگرنه نميتواند يك چيز تخيلي تحت عنوان سينماي جنگ بسازد. چون دوران هشت ساله دفاع مقدس ما از به ياد ماندنيترين و تأثيرگذارترين و مهمترين دورانهاي پس از انقلاب و اساسا تاريخ معاصر ايران است، طبعا ملت ما بهخوبي مفهوم جنگ را دريافته و با پوست و گوشت و خونش با آن زندگي كرده است؛ پس ما ميتوانيم سينماي موسوم به جنگ يا دفاع مقدس داشته باشيم. من با اين تعاريف كه سينماي جنگ چه هست و سينماي دفاع مقدس چيست زياد سر و كار ندارم و اهميتي هم به آن نميدهم؛ بلكه چيزي كه از نظر من مهم است آنكه اين اثر چه تأثيري روي مردم ميگذارد. مردم يك اثر را ميبينند و ميگويند خوب است يا بد است؛ روي ما تأثير گذاشت يا نگذاشت؛ پيامش را منتقل كرد يا نكرد؛ ديگر اين برايشان مهم نيست كه اين اثر متعلق به ژانر سينماي جنگ است يا سينماي دفاع مقدس. من حدس ميزنم این بهخاطر اين است كه مفهوم جنگ در جامعه خودمان با مفهوم جنگ در جوامع ديگر متفاوت بود؛ چراكه اين مقاومت براي حفظ اركان اصول اعتقاد ديني ملي و فرهنگيمان بود و رهبر جنگ ما پاكترين شخص دوران معاصر، امام خميني(ره)، بود و از آن طرف چون هجمهاي كه به ما شده بود از جانب كثيفترين و بدترين موجودات دنيا شده بود؛ طبيعتا كلمه جنگ براي اتفاقي كه در كشور ما افتاده به نظر كم است؛ براي همين به كلمه زيباي دفاع مقدس تعبير شد، وگرنه هر دو يكي است. من خيلي به اين نامگذاريها تعصب ندارم. با وجود تمامي اين تفاسير، بايد گفت سينماي دفاع مقدس در ايران گل سرسبد تمامي هنر و فرهنگ ايران در دوران معاصر است. بيدليل نيست كه ميگويم گل سرسبد تمامي هنر و فرهنگ كشور است چون بهتدريج با توليداتي كه انجام شد و زحماتي كه هنرمندان اين عرصه كشيدند، تبديل به يك گونه منحصر به فرد و خاص شد كه مليترين حركت هنري ايران بهشمار ميرود. يعني سينماي دفاع مقدس ما شكلي به خودش گرفت كه هر جاي دنيا حتي يك بخشي از آن را بدون اينكه ديالوگ داشته باشد يا به زبان فارسي باشد يا اسامي فارسي را لو بدهند، نشان بدهند، همه متوجه ميشوند كه اين براي ايران است و متعلق به ژانر دفاع مقدس است؛ چون اصولاً خود دفاع مقدس ما در تمامي نمونههاي مشابه جنگي خودش از هر نظر بينظير بود. سينماي دفاع مقدس ما هم بينظير است، چون از حوادث و واقعيتهاي دفاع مقدس خودمان الگوبرداري كرده است. سينماي دفاع مقدس ما از كاراكترهايي مثل فرماندهان جنگ، نيروها و سربازاني به نام بسيجيان بهره ميبرد كه با هيچ فرمانده و نيروي جنگي در هيچ جنگ ديگري قابل مقايسه نيست. بسيجيان ما در آخرين سالهاي قرن بيستم، الگويي را به جهان عرضه كردند كه در هيچ كجا سابقه نداشته؛ حل شدن فرد در جمع، برتري بخشيدن ديگران به خود، فدا كردن خود بهخاطر ديگران، پاك بودن و پاك زيستن در تمامي شرايط و يك نمونه كامل انسان بودن؛ كاري هم نداشتند كه از چه قشري هستند، از چه شهري هستند از چه سطح ثروتي و از چه سطح سوادي برخوردار هستند. پس ميشود گفت كه سينماي دفاع مقدس ما مليترين ژانر و گونه فعاليت هنري در تاريخ معاصر در كشور است و ما چه به جنگ معتقد باشيم و چه معتقد نباشيم، بهعنوان يك ايراني بايد بپذيريم كه اين ميتواند بهترين نمونه و الگو براي يك حركت فرهنگي و هنري در كشور ما باشد. اصولا سينماي دفاع مقدس ژانر و گونه بسيار مظلوم و متواضعي است؛ نه فقط از ژانرهاي ديگر سهمي نگرفت، بلكه كلي هم به آنها افزود. سينماي دفاع مقدس آدمهاي خودش اعم از كارگردان، تهيهكننده، بازيگران، اسپيشال افكتورها، طراحان صحنه و... خودش را به عرصه آورد و همان افراد را با كمال اشتياق بهگونههاي
” ما صريحا اعلام كرديم اخراجيها كف موردنظر ماست؛ كف استاندارد ماست؛ به خود سازندهاش هم گفتيم كه اخراجيها را رد نميكنيم، اما بهعنوان الگو هم بيان نميكنيم؛ اخراجيها كف استاندارد ماست و اگر فيلمي از اين هم نازلتر بشود، ديگر اصلا آن را قبول نميكنيم. “
ديگر سينماي ايران تقديم كرد. بسياري از درخشانترين چهرههاي سينمايي ايران كه عمدتا متعلق به پس از انقلاب هستند و در گونههاي مختلف اجتماعي، خانوادگي، كمدي، سياسي، پليسي و غيره چه در سطح ايران و چه در سطح جهان درخشان عمل ميكنند، اغلب قريب به اتفاقشان برآمده از سينماي دفاع مقدس هستند. يعني اگر سينماي دفاع مقدسي وجود نداشت، اصلا اين نيروها پا به عرصه سينما نميگذاشتند؛ بلكه دفاع مقدس موجب شد كه اينها با انگيزههاي خاص خودشان بيايند و ابتدا از همين موضوعات دفاع مقدسي شروع كنند و بعد تبديل به آدمهاي كاركشتهاي بشوند.
دفاع مقدس واقعا مثل يك لوكوموتيو عمل ميكند، با قدرت راه ميرود و واگنهاي سينماي ايران را دنبال خودش ميكشد؛ براي همين از سال 1376 به بعد كه بهخاطر سوء سياستهاي فرهنگي و توفانهاي سياسي برگرفته از افكار و عقايد غريبه و بيگانه موجب شد كه سينماي دفاع مقدس روبه تعطيلي برود، اين را همه آمارها هم نشان ميدهد. هرگز نبايد هيچ بخشي از سينماي ايران، سينماي دفاع مقدس را رقيب خودش بداند، بلكه يكي از مهمترين ياوران و كمكهاي خودش فرض كند كه بي هيچ چشمداشتي دارد به آن كمك ميكند. چه ما دوست داشته باشيم چه دوست نداشته باشيم، پر فروشترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران كه با فاصله بعيدي از رقبای خود جلو هستند، يعني فروش آنها آنقدر چشمگير و عجيب و غريب است كه استثنا تلقي ميشوند متعلق به سينماي دفاع مقدس است. اتفاقا از سال 1376 به بعد كه يكدفعه پايه اين جريان را زدند و از پا انداختند، كل سينماي ايران سقوط كرد، يعني خيلي از مخاطبين به اعتماد اين آثار ميآيند به كل سينما اعتماد ميكنند؛ اگر اين آثار نباشد، كل سينما مشتري نخواهد داشت و تماشاگران نخواهند آمد.
شما به وضعيت سينماي دفاع مقدس در گذشته و حال اشاره كرديد. آينده سينماي دفاع مقدس را چگونه ميبينيد؟
حالا اگر بخواهم دقيقتر بگويم، در طول دفاع مقدس فقط جرقههايي از سينماي دفاع مقدس ميديدم. متأسفانه مديريت فرهنگي آن زمان علاقه چنداني به سينماي دفاع مقدس از خودش نشان نميداد و استدلال غلطي هم داشت. استدلالش اين بود كه الان جنگ است، بگذاريد از جنگ فاصله بگيريم، بعد فيلمهاي خوب بسازيم. خب، من نميفهمم چه جور مدير فرهنگي خودش را متعلق به اين نظام ميداند، در شرايطي كه نظام، درگير مهمترين جنگ است، بگويد اين سينما اولويت ندارد و سينماي خانوادگي، عرفاني و جشنوارهاي اولويت دارد. متأسفانه اين انحراف فرهنگي آن موقع هم وجود داشت. بعد كه جنگ تمام شد، همان مديريت كه حاكم بود، گفت حالا كه ديگر جنگ تمام شده، بپردازيم به موضوعات ديگر؛ يعني به اين بهانه ميخواست بگويد من سينماي دفاع مقدس نميخواهم. با اين استدلالهاي ابلهانه و احمقانه، سينماي دفاع مقدس در مهمترين زمانش كه خود جنگ باشد، فقط تكجرقههايي داشت كه آن هم بهخاطر پايمردي و پافشاري برخي افراد بود، نه سياستگذاري هدفمند دولتي. بعد از جنگ هم همينطور؛ با آن پايمرديهاي شخصي بود که سینمای دفاع مقدس توانست ادامه پيدا كند تا جاييكه سپاه پاسداران وارد عرصه شد و انجمن سينماي دفاع مقدس را بهوجود آورد. انجمن هم در دو، سه سال تأسيس ابتداي خودش خيلي خوب فعال شد. خوشبختانه با تغيير مديريت فرهنگي هم همزمان شد و در يك مقطعي از اوايل دهه 70 تا اواسط آن، يكدفعه سينماي دفاع مقدس بهخاطر اين هماهنگيها رشد كرد. من آمار دقيق دارم - چون آن موقع من يكي از مديران مجموعه بودم - یادم هست که از 66 فيلم سينمايي كه سال 1375 ساخته شد، 21 فيلم، دفاع مقدسي بود. جالب آنكه همه ژانرها و تنوع گونهها در آن 45 فيلم ديگر سينمايي بود، يعني همه افراد با همه سلايق فيلم ميساختند. اما از سال 1376 به بعد رسما وزير ارشاد بعدي آمد و گفت سينماي دفاع مقدس بازكننده كينههاي قبيلهاي است، يعني نگاه او به جنگ هشت ساله، كينه قبيلهاي بود، اصلا نگاه جهاني نداشت. انگار دو تا قبيله به جان هم افتادند. با اين نگاه عقبافتاده، هم سينماي دفاع مقدس را كاملا تعطيل كرد و هم كل سينماي كشور سقوط كرد و هم مردم از سينما رويگردان شدند و قهر كردند. اين موضوع موجب شد كه برگشتن به آن شرايط بسيار دشوار شود. بنابراين من فكر ميكنم به يك عزم و حمايت جدي در سينماي دفاع مقدس نياز داريم. ما در آينده بايد با نگاههاي نو و تازه، پردههايي تازه از دفاع مقدس برداريم، همانطور كه الان دارد رمانهاي تازه راجع به دفاع مقدس نوشته ميشود كه چشمها را خيره كرده، نگاه ما در سينما بايد نو و تازه باشد. متناسب با مخاطب امروز به دفاع مقدس نگاه كنيم؛ يعني اگر هم فيلمي راجع به حوادث دهه 60 ميسازيم، بكوشيم به سئوالات امروز پاسخ بدهيم؛ يعني در آن، سئوالات امروز را مطرح كنيم و به آن جواب بدهيم. مخاطب امروز ما همچنان به ارزشها و اصول دفاع مقدس علاقهمند است و اصلا در زندگي عادي به آن نياز دارد. ما بايد با توليد فيلمهايمان نسلهاي بعدي را نسبت به مشكلاتي كه وجود دارد واكسينه كنيم. ما با استفاده از آرمانهاي دفاع مقدس ميتوانيم در عرصه جنگ نرم هم مخاطب را آماده بكنيم.
و اما چه خطراتي سينماي دفاع مقدس را تهديد ميكند؟
تقليد، تقليد از ژانرهاي ضعيف ديگر، تقليد از سينماي حادثهاي ضعيف.
منظور شما از تقليد، تقليد از ژانرهاي سينماي ايران است يا سينماي ديگر كشورها؟ چه ايران و چه خارج از ايران؛ بهخصوص خارج از ايران؛ تقليد از اصول كمدي ضعيف. ما سينماي كمدي دفاع مقدس لازم داريم، اما بايد مراقب باشيم كه با تقليد از اصول سخيف، سينماي بدنه و سطحي سينماي كمدي دفاع مقدس را نازل نكنيم؛ برعكس بايد بياييم براي سينماي دفاع مقدس، نوع تازهاي از كمدي تعريف كنيم كه ژانر كلي كمدي در ايران را ارتقا بدهد.
با توجه به خطراتي كه اشاره کردید، آيا انحرافي در سينماي دفاع مقدس وجود دارد؟ ريشه اين انحرافات كجاست؟
بعضيها ميآيند نقاط ضعفي را از اين سينما ميگيرند و درشت ميكنند و ميگويند موفق نبوده در حاليكه اين بيانصافي است.
” من مطمئن هستم هر اتفاقي براي اين كشور بيفتد، ما همیشه نيازمند اصول و ارزشهايي هستيم كه در دفاع مقدس مطرح شده است. “
اگر گونههاي ديگر سينمايي را در نظر بگيريم، ميبينيم كه تعداد انحراف ها و نقاط غلط و از لحاظ آماري پرت، در آنها خيلي بيشتر بوده، ولي ما آن سينما را ناموفق نميدانيم. ما الان سينماي كودك را داريم ترويج ميكنيم؛ در صورتيكه نمونههاي سينماي كودك ناموفق، زياد داشتهايم. نميآيیم آن ناموفقها را ملاك بگيريم، بلكه آن فيلمهاي موفق را ملاك قرار ميدهيم. سينماي پليسي ما خيلي موفق بوده! ولي داريم تلاش ميكنيم زندهاش كنيم. آيا در سينماي كمدي موفقيتي داشتيم؟ اين كه آبرو بر بوده، ولي باز به چند تا نمونه كمدي خوب اكتفا ميكنيم و ميكوشیم بقيه را تشويق كنيم؛ در حاليكه بر عكس اتفاقا در سينماي دفاع مقدس اغلب آثار خوب درآمده و تعداد آثار ضعيف خيلي كم بوده است. يعني حتي اگر از نظر آماري هم به آن نگاه كنيم، اين ژانر، ژانر موفقي بوده است. بله، قبول دارم؛ نقاط ضعف و نقاط انحراف و نقاط غلطي هم در آن وجود دارد، ولي اينقدر كم است كه اصلا نميشود درشتنمایی كرد و بهعنوان يك حربه عليه اين سينما بهره برد.
يعني شما قبول نداريد كه بهخصوص در يك دهه گذشته، بيشتر آثار توليد شده در عرصه سينماي دفاع مقدس متعلق به آثاري بوده كه جنگ با افتخار را كنار گذشته و مفهوم جنگ بيحاصل يا حتي جنگ لعنتي را ترويج كرده است؟ من ميگويم باز هم اغلب آثاري كه در سينماي دفاع مقدس ساخته شده است، متعلق به جنگ با افتخار بوده، البته من اين تقسيمبندي را خيلي قبول ندارم؛ من آن را به سينماي جنگ و ضد جنگ تقسيمبندي ميكنم. به عبارتي، توليداتي كه ضد جنگ هستند و توليداتي كه از جنگ حمايت ميكنند. ضد جنگ هر دو تعريف را نشان ميدهد يعني هم جنگ غلط و هم جنگ بيحاصل؛ اينها تعدادشان اندك بوده؛ چون جنگ، متوليان متعصب و آگاهي دارد به اين راحتيها زير بار نميرود. بههمين خاطر تعداد اين توليدات بسيار اندك است يا لابهلاي برخي آثار، صحنههاي اندك منفي وجود دارد. بله يكي از آفات سينماي جنگ ميتواند گسترش موضوعات ضد جنگ يا موضوعاتي باشد كه دفاع مقدس را بيهوده جلوه ميدهد؛ در حاليكه اين آثار تعدادشان زياد نيست و من فكر ميكنم با هدايت درست و با سپردن كار به دست خود هنرمندان، خودشان پالايش ميكنند. مثلا نمونهاي از آن را داشتيم كه من اسم نميبرم و در سال گذشته در جشنواره مطرح شد؛ خود بدنه سينما با آن مقابله كرد. اينقدري كه آنها با آن اثر تند برخورد كردند، ما مديران برخورد نكرديم. من فكر ميكنم اگر در يك فيلم حتي تا 20 درصد ما مشكل داشتيم، اگر با 80 درصد پیامش موافق بوديم، به آن فيلم امتياز مثبت بدهيم. البته بهنظرم سينما جاي ريسك است. براي سعي و خطا چون حاصلش يك حاصل گراني است، اگر آن را كنار بگذاريم، يك ضرر است و اگر نمايش هم بدهيم، يك ضرر است، ولي كلا بايد به فيلمساز اجازه بدهيم كه سعي و خطا بكند و البته خود آن فيلمساز هم در بازتابهاي اوليه كارش ببيند كه آن سعي و خطايش جواب داد يا نداد.
علت بيتوجهي سينماگران به ساخت فيلمهاي دفاع مقدس چيست؟
سينماگران زياد بيتوجه نيستند. اين ژانر، ژانر گراني است، ژانر سختي است. من يك بار برآورد كردم، ديدم يك فيلم دفاع مقدس از نظر سختي كار و ميزان تخصصي كه لازم دارد و تجربهاي كه ميخواهد و وقتي كه تيم فيلمسازي بايد برايش بگذارد، حدود چهار برابر يك فيلم عادي است. به همين خاطر فكر ميكنم نبايد اين را به حساب اين بگذاريم كه فيلمسازان نميخواهند در این ژانر کار کنند، به حساب اين بگذاريم كه مديريت و سياستگذاري خيلي آنها را حمايت نكردهاند.
برنامههاي كلي شما براي سينماي دفاع مقدس چيست؟
يكي از وظايف ما در عرصه ارزشيابي و نظارت كه مسئوليت مجوزها را بر عهده داريم، كنترل تعادل بين ژانرهاست. اگر ديديم يك ژانر، زيادي دارد مسلط ميشود، با سفت كردن پيچها جلوي آن را ميگيريم و به تعادل ميرسانيم و اگر ببينيم جاي يك ژانر، خالي است، به معاونت سينمايي و به شاخههاي توليدي هشدار ميدهيم كه بروند در اين باب سفارش بدهند. خوشبختانه امسال بهخاطر هماهنگي بين اعضاي مختلف مديريت، در بخشهاي سينمايي بهگونهاي عمل شد كه ما تنوع ژانري خوبي داريم. سينماي دفاع مقدس هم سهم خوبي در اين باب دارد.
نظر شما در مورد جريانسازي بعد از توليد فيلم پر فروش اخراجيها چيست؟ نظر مسئولين در زمان ساخت «اخراجيها» نظر صادقانهاي بود. آنها از بس ديدند سينماي دفاع مقدس در ركود است، يك طرح اينطوري را كه توانست به رونق بيفزايد خيلي حمايت كردند. براي بقيه افراد در عرصه هنر و فرهنگ تداعي شد كه براي مسئولين، اخراجيها الگو است، در صورتيكه اينطور نيست. تيم جديد مديريت سينمايي وقتي آمد اول تكليف خودش را با اين الگوها مشخص كرد. ما صريحا اعلام كرديم اخراجيها كف موردنظر ماست؛ كف استاندارد ماست؛ به خود سازندهاش هم گفتيم كه اخراجيها را رد نميكنيم، اما بهعنوان الگو هم بيان نميكنيم؛ اخراجيها كف استاندارد ماست و اگر فيلمي از اين هم نازلتر بشود، ديگر اصلا آن را قبول نميكنيم.
آيا ميشود تمام واقعيتهاي جنگ را در سينما نشان داد؟
بهنظر من بله؛ نبايد هيچ سانسوري بكنيم، جنگ مثل گنجينهاي ميماند كه بايد از آن استخراج كنيم؛ همه بحثهای آن انسانساز است حتي اشتباهات جنگ هم انسانساز است.
شما آينده سينماي دفاع مقدس را چگونه ميبينيد؟
من فكر ميكنم اين ژانر همچنان گل سرسبد سينماي ايران باقي خواهد ماند و يكي از موفقترين ژانرها از نظر بازاريابي داخلي و خارجي خواهد بود. من مطمئن هستم هر اتفاقي براي اين كشور بيفتد، ما همیشه نيازمند اصول و ارزشهايي هستيم كه در دفاع مقدس مطرح شده است. من فكر ميكنم اين ژانر هرگز كهنه نميشود